داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

کردن هلنا

عاقااا سلام سکسیا
چطورید عاقا حدودا ۱۰روز پیش ی کونی کردم ک نگو و نپرس عاقا بریم جریانشو بگم
خوب اول از همه اسم من اشکان هست من ۱۶سالمه قدم :۱۷۳ وزنمم:۶۹
قیافمم بدک نی ورزشکارم(ن اینک بگم بدنسازم دور بازوم ۲متره😂ن فوتبالیستم هیکلمم خوبه لاغر استخونی نیستم توپرم ولی چاق نیستم😂)خب اقا بگذریم
ما اقا ی روز تخمی داشتیم تو مدرسه بعدش با رفیقام قرار گذاشتیم بریم جلو مدرسه دخترونه ک حدودا با مدرسه ما ۵دقیقه فاصله داشت اقا ما رفتیم اونجا همه رفیقام زبون بازا منه بدبخت خجالتی فقط میشستم، رفیقام میگفتن پاشو اینجا داف ریخته گفتم هیچکدوم خوب نی (ک نفهمن خجالتیم جلو رفیقام پرو بودما ولی جلو دختر عاخ عاخ)بعد ی داف خوشگل رد شد وایی حاجی یچی میگم یچی میشنوید کس بودا کس😂(قد ۱۶۸ وزن حدود ۵۹
کون گنده سینه ۶۵ ) مارو میگی ب یکی رفیقام ک اسمش حسام بود گفتیم بریم اینو رفیقشو مخ کنیم(حسام میشه گف بهترین رفیقمه)بعد اقا این رف هی زبون ریختو اینا اون دختره(رفیق اون کُسه)هی میگف چیه برو دیه و اینا میخارید کلا (بعد اقا اون کُسه اسمش هلنا بود اول اینو بگم ک سخت میشه رسوند کیه)اقا ایم هلنا هم عین من خجالتی بود هیچی نمیگف اون دوتا باهم لاس زدن منو این موندیم عاقا منو میگی میگفتم بگم یا نگم بعد بهش گفتم:
اشکان:سلام خوبی
هلنا:مرسی
اشکان:خب چخبر
هلنا:سلامتی
اشکان:خب چندسالتونه شما؟
هلنا:۱۵
اشکان:به به خوبه
هلنا:شماچی؟
اشکان:۱۶
هلنا: …
اشکان:خب دوست پسری چیزی؟
هلنا:نه
تودلم گفتم توی شاه کسو کی نگرفته
اشکان:خب میشه شمارتو بدی؟
هلنا:چطور؟
اشکان:بیشتر اشنا بشیم
حاجی منم یخم باز شده بود ک دیگه رفیقامو میزاشتم توجیبم😂
هلنا:صفر نهصدو…
ماهم کیفمونو در اوردیم و شماررو نوشتیم
بعد دیه ب حسام گفتم بریم؟ گف اوکیه داش بعد ما داشتیم میرفتیم دیدیم اونا هم هم مسیرن باما ینی خونه منو حسام تو ی کوچس ولی اونا باما ۱دقیقه خونشون فاصله داشت ۲ الی۳ دقیقه
عاقا ما شب پیام دادیم
اشکان:د ر و د
هلنا:شما؟
اشکان: عشق زندگیت
😂حاجی ی چسی کرده بودم پرو شده بودم
هلنا:اشکانی
اشکان:اره
هلنا:باشه
اشکان : هوم…
اشکان:فردا جایی نمیری؟
هلنا:ن چطور؟
اشکان:بیا بریم پارک
هلنا:نه حوصله ندارم
باو چس میکرد
اشکان: بیا دیه
هلنا:فکرامو بکنم
اشکان:اوک
هلنا: به عسل هم بگم بیاد با رفیقت؟
عسل همون رفیقشه معلومه حسام مخشو زده
اشکان:ن بزا خودمون بریم
میخاستم اگ بشه کارشو بسازم
هلنا: اوک
بعدش ادرسو اینا رو دادم و فردا رفتیم (مدرسه ها تعطیل بود)
رفتیم ساعت ۸:۳۰صب سگ تو پارک پر نمیزد بجز این پارکبانش اسمشو نمیدونم میگم پارکبان
ک اونم تو اتاقکش خواب بود
عاقا من با این یضره لاس زدم
یهو بحث سکسیو کشیدم وسط گفتم تاحالا سکس داشتی گفت نه
گفتم میخای تجربش کنی گف اخه… گفتم اخه نداره خودشم دوست داشت
ما رفتیم پشت صندلیا تو چمن لب بازی یجور لبامو لامصب میخورد گفتم از کجا یاد گرفتی گف فیلم سوپر(پورن) گفتم به به رل ما مص خودمون جقیه
بعد ارو رفتم زیر گردنش شروع کردم لیسدن اروم اروم رفتم سراغ سینه هاش شروع کردم خوردن عاقا ی مزه باحالی میداد بعد اون اومد زیپ شلوارمو باز کرد رفت سراغ کیرم یهو چشاش چارتا شد گفتم چیه گف چرا انقد گندس؟خندیدمو گفتم بخور باو (اقا من کیرم کلا ۱۵ الی۱۴ سانته )ولی اونو دیده بود تا ۱۷ رفته بود خودمم حاجی پشمام ریخته بود
شروع کرد خوردن یجور میخورد کیرم داشت از جا کنده میشد ولی یذره اماتور بود دندوناش میگرفت ب کیرم عاقا ما ابمون داش میومد ک اومدیم بریم بکنیم بعد شلوارشو کشیدم پایین چ کسی بود حاجی بعد یضره لیسدم طعم ملسی میداد بعد تف انداختم تو سوراخ کونش ک بکنمدیدم تنگه کیرم نمیره با انگشت اشاره باز کردم بعد دو انگشتی باز شد کیرمو کردم تا نصفه تو یهو ی جیغی زد ک باغبونه بیدارشد ولی ما نفهمیده بودم گفتم چته گف میسوزه خوو دیدم دونفر دارن رد میشدن خداروشکر مارو ندیدن ب اونم نگفتم بعدش
گفتم اروم باش باو شالشو گوله کردم گذاشتم تو دهنش بعد اروم اروم تلمبه زدم چقد خوب بود ی کون تنگو داغ یهو در اتاع باغبونه باز شد حاجی ی چوب برادشته بود اینور اونورو نگا میکرد دنبال صدا جیغ بود ما خایه کرده بودیم حاجی سریع کشدم بیرون شلوارمونو پوشیدیم بیناموس منو دید افتاد عین سگ دنبالم حاجی مرده حداقل ۶۰ سالو داشت منک فوتبالیست بودم سرعتم با اون برابر بود بیناموس فک کنم جوونیاش دو میدانی شرکت میکرده😂یدونه اخر با چوب زد توکمرم 😂حاجی بلخره من در رفتم بعد از اونورم دختره در رف شب پی ام بازی کردیمو قرار شد بعدا بریم خونشون بکنیمش .
ولی بعد دعوامون شدو جداشدیم ولی چ شاه کسیو از دست دادم

نوشته: تکو تنها

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها