اولین سکس با نامزد سابقم

من کوروش هستم.24 ساله.1 سال با نامزدم نامزد بودیم!!یعنی چی؟پس میخواستی با نامزدم زن و شوهر بودیم؟
بگذریم.نامزدم اسمش هست هدا.23 ساله.
با اون دم مسجد محلمون آشنا شدم.!!!
با مامان باباش میومد مسجد.وقتی بچه بود.
بریم سر اصل مطلب:تو دوران نامزدی کون ما رو جر داد.از بس اینور و اونور برد. 1 ساعت به یک ساعت زنگ میزد میگفت:کوروش بریم مغازه فلان چیزو بخریم.یه روز از فوتبال برگشته بودم خداییش خسته بودم.زنگ زد بریم خونه.خودمون خونه داشتیم.آخه بگو ماشالله.گفتم برا چی آخه من اینجام خونه خودم.توهم اونجا خونه خودت.از قدیم گفتن دوری و دوستی.داشتم صحبت میکردم بابام با مامانم اومد داخل.مامانم گفت چیکار میکنی پدر سوخته؟گفتم دارم با دردسری که شما برام گرفتین حرف میزنم.هدا از پشت گوشی گفت:هوی آقا حرف دهنتو بفهم.مامان و بابام درست کنار من بودن تا اینو شنیدن زدن زیر خنده.منم گفتم بعدا به حسابت میرسم.بعدهم گوشی گذاشتم.(میدونستم هدا بعدا پدرمو در میاره.).
مامانو بابام باهام رک و راست بودن.گفتن چه خبر؟گفتم پاره شدن کون ما.دیگه بقیشو حوصله ندارم بنویسم.
بعد بهم گفتن دیگه باید دست بکار بشی.گفتم یعنی چی؟گفت یعنی دوران خوش بیخیالی تموم ششششد.
گفتم واااااااااااااااای بد بخت شدم.
دوسه روز واقعا ناراحت بودم.بعدش گفتم بذار حالشو ببریم از این چند روز باقیمانده.رفتم دنبال هدا.بردمش خونه.جریان رو بهش گفتم.خوشحال شد.تا خندید گفتم زهر مار.اونم مثل بقیه دخترا گفت تو شیکمت!خیلی دوستش داشتم.از همین رفتارش خوشم میومد.دیدم تنهاییم.گفتم ما چرا تاحالا باهم حال نکردیم؟نمیخوام از واژه (سکس) استفاده کنم خوشم نمیاد.اونم به من گفت یعنی چی؟گفتم خرره!یعنی از اون کارا.خداییش من تاحالا بادختری حال نکرده بودم اونم با پسری حال نکرده بود.به قولی آماتور بودیم تو حال کردن.بهش گفتم بیا حال کنیم.گفت باشه.گفتم احمق عین این ندیده ها سریع نگو باشه.بسکوت.
اونم یکم ناز کرد.بامزه ناز میکرد.منم بلندش کردمبردم تو اتاق خواب بچه!!!نه ما بچه نداشتیم در تدارک بچه بودیم.یه اتاقم برا بچه کنار گذاشتیم با تمام وسایل.خداییش پدرو مادر هر دوتامون خیلی به فکر ما بودن.
رفتیم رو تخت دراز بکشیم دیدیم جامون نبود.بهم گفت نره خر توی تخت یه نفره چه جور میخوای دو نفرو جا بدی؟
منم گفتم آره تو راست میگی.!رفتیم تو اتاق خودمون.دراز کشیدیم کنار هم.یه کم ابراز احساسات ابلهانه کردیم.یه راست رفتیم سر اصل مطلب.لباسامونو در اوردیم.از این جلف بازیا بلد نبودیم لباس منو اون در بیاره لباس اونم من.عین بچه آدم لخت شدیم.یه بوس کردیم همدیگرو.البته لخت لخت نه با شورت.داشتم میرفتم سراغ سوراخ جلوش مثل اینکه خوشش میومد که هیچی نگفت.بهش گفتم دیوانه مگه نگفتم یکم ناز کن؟
یه دفعه خودشو جمع و جور کرد و ناز کردودوباره گفتم زهر مار حالا دیگه فایده نداره الان جای من هرکی بود تهت رو در میاورد.بعد زدیم زیر خنده.کیرو گذاشته بودم در کسش.بوسش میکردم.کیرو اروم فشار دادم تو سرش رفت داخل.یه آه کشید.منم فریبش دادم گفتم میخوای یه کاری کنم همیشه مال من باشی اونم گفت آرررره عزیزمممممم>منم که از خدا خواسته کیر یکم فشار دادم آه کشید یه دفعه دادمش داخل.یه جیغ کشید که مجبور شدم دست بذارم جلو دهننش.ولی دیگه دیر شد.بله پرده مبارکش پاره شد.با ترس گفت کوروش این چیه؟چرا خون میاد؟بغلش کردم گفتم پردت بود پاره شد.واقعا تازه کار بود که نمیدونست وقتی پرده پاره شه خون میاد.دیگه که راه باز شد شروع کردم به کردن کسش.کیف میکردم.کیف میکرد.می می هاشو گذاشتم تو دهنم. خوردمشون از صداش معلوم بود لذت میبره.بعد هفت هشت دقیقه آبم اومد از کسش آوردم بیرون ریختمش رو زمین.خوشم نمیاد کسی آبم رو بخوره.بعد یه ساعت حال کردن رفتیم حموم یه دوش حسابی گرفتیم.امیدوارم خوشتون اومده باشه
اولین تجربه داستان نویسیم بود ببخشی کم بود.شرمنده.خواستین فحش بدین خواستین هم نظر بدین خوشحال میشیم. :w

نوشته: کوروش

دکمه بازگشت به بالا