یک عروس وهزار داماد 55

چرا چرا .. من  وقتی لبامو میذارم رو لباش همچین بهش می چسبم که تا پنج دقیقه تمام ولش نمی کنم ;/; اجازه نفس کشیدن و تصمیم گرفتن رو بهش نمیدم . اگه بدونی چقدر لذت داره . -شکوه خانوم اگه دوست داشته باشین من می تونم جای اون باشم تا جای خالی اون احساس نشه .. وای که این پسره چقدر زبل بود . خوب باهام راه میومد و خطمو خونده بود . حال می کردم با این جور بازی کردنها ش . واسه این که بیشتر حال کرده باشم و کمی هم توپ رو به زمین اون بندازم گفتم ببینم تو هم مامانتو این جوری که لباتو بچسبونی بهش می بوسی ;/; -نه .-ولی خب می تونی امشب همین جوری که داری نقش کامی رو واسم بازی می کنی منم نقش مامانتو داشته باشم و تو متوجه شی که این جور بوسیدنها تا چه حد به آدم می چسبه . -ولی شما خیلی خوشگل تر از مامانم هستین و جوونتر . بیشتر به این میاد که دوست دخترم باشید . یعنی جسارت نشه ها منظورم از نظر سن بود .. -مانی جون امید وارم می کنی . خوشحالم می کنی . چشای هر دو تامون پر تمنا و خماری شده بود . هر دو تامون رفته بودیم توی حس و فیلم . خیلی سریع تر و پر حرارت تر از اونی که فکرشو می کردم لبامون رو هم قرار گرفت . تعارف رو کنار گذاشته بودیم . دستاش رفته بود رو قسمت سینه هام . حس کردم که همون اول بی حس شدم . حالا به دیدن یه جوون خیلی به هیجان میومدم . چون دیگه سنم رفته بود بالا . و بیشتر قدر دوست پسر و کیرهای تازه رو می دونستم . کف دستمو گذاشتم پشت دست مانی و اونو به سینه  ام چسبوندم . خیلی استاندارد و پر هوس لبامو می مکید . بوسه اون هم سینه ها و هم کسمو داغ کرده بود . نفس نفس می زدم . هیجان زده شده بود . نه از پسرم خبری بود و نه از شوهرم . فقط من بودم و یک هوس تازه من بودم و پسری شاید کس ندیده که حالا می خواستم به خوبی نشونش بدم . تا معجزه با شکوهی ببینه .بدون این که لبامو از رو لباش بر دارم دستمو گذاشتم دور کمرش و در حال دراز شدن رو کاناپه اونو هم به طرف خودم کشوندم . پاهاش رو بدنم و بیشتر رو پاهام قرار داشت . کیر سفتشو به خوبی حس می کردم . حالتمون طوری بود که اون می تونست کیرو به قسمت کس زیر شورت من بچسبونه و حرکتش بده.این کارو که داشت می کرد بدنم به لرزه افتاده بود . -منم کسمو به طرف کیرش گرفته حرکتش می دادم . -مانی عزیزم دارم می سوزم می سوزم . پیراهنمو از زیر دادم بالا تا اون قسمت از کیر ورم کرده داخل شلوارشو به کسم بماله .. این جوری تشنه تر می شدم . حال می کردم . تشنه تشنه . چشمه در کنار من بود و حس می کردم که فر سنگها ازش دورم . می دونستم بالاخره بهش می رسم . همین بهم لذت می داد . شورتمو دادم کنار تا کس لختم توی دید مانی بیفته . -بمال روش بمال بمال .. -می ترسم شلوارم لک کنه مامان متوجه شه .. -مگه نمی خوای شبو پیش من بمونی ;/; بمون بمون . خودم برات تمیز و خشکش می کنم .. طاقت ندارم صبر ندارم یه خورده بمالش بمالش ..روشو بمال .. حس نداشتم شورتمو بکشم پایین . مانی این کارو برام انجام داد . پیراهنمو از سرم در آورد . جای این که کیرشو بکشه بیرون دهنشو گذاشت روی کسم تا اونو لیسش بزنه . اینم بد نبود . کس لیسی هم گاهی وقتا انرژی بیشتری از گاییدن مستقیم توسط کیر رو میده .-پسر تو نمی خوای لباسانو در آری . تو که از من حریص تری . من همین جام نترس در نمیرم وپیراهنشو در آورد تا من نیمتنه لختشو ببینم . چقدر دلم می خواست بغلم بزنه ولی  اون دوباره شروع کرد به میک زدن کسم . -اووووووهههههه وووووووییییییی مانی جون مانی سرخم کردی . سرخم کردی . کسم همین جور داشت می پرید . مثل ضربان قلب , هوس و لذت روی کس و داخل کس در جریان بود . کناره های کسمو گذاشته بود توی دهنش و آروم آروم میکشون می زد . -مانی همینو اگه ادامه اش بدی می تونی ارضام کنی هوسم فوق العاده بود .کف دستامو گذاشته بودم رو سر مانی جون . ولش نمی کردم . هیجان و لذت و عشق منو بازم از مرز وسوسه ها گذرونده بود . پرش های لذت بخش کسم زیاد شده بود . این پرشها تبدیل به حرکات دورانی شده و نتونستم جلوی کس و داغی اونو بگیرم . کسمو دور دهن مانی می گردوندم . کارو براش سخت کرده بودم ولی اون از میک زدن کسم دست نمی کشید . موهای سر مانی رو می کشیدم . دستمو گذاشتم رو سوتین و اونو یه وری کردم تا سینه هام کاملا بیفتن بیرون . به هر کاری دست می زدم تا هوسمو کنترل کنم .. آخخخخخخخ دیگه داشتم خالی می شدم . دیگه رسیده بودم به اوج .. اون تونسته بود ارضام کنه .. ولی همین جور داشت کسمو می خورد میکش می زد . …. ادامه دارد … نویسنده … ایرانی

دکمه بازگشت به بالا