کیر هفت سانتی
سلام دوستان
اگه داستان گی دوست ندارین نخونین
خیلی ممنونم
البته داستان نمیگم خاطره تعریف میکنم زیاد جزییات هم نداره چون جزییاتش رو دقیق یادم نمیاد که مثه باقی دوستان تعریف کنم
داستان گی شدنم رو هم نمیخوام تعریف کنم ولی بدم نمیومد بعد چندسال دوباره تجربه کنم
بعضی مواقع که شهوت میزد به سرم به سایتای اینجوری سر میزد بیشتر مواقع با دیدن کلیپ گی سرمو گرم میکردم و این حس رو از بین میبردم یا ارضا میکردم بعضی موقع ها داستان میخوندم و خلاصه یه جوری از این حال در میومدم
یه روز نمیدونم چی شد دنبال افرادی که پیام میزاشتن گشتم که تو شهر خودمون یا نزدیکای ما باشن که اگه شد سکس کنم البته به عنوان فاعل
یه نفری پیدا شد که گفت میدم و از این حرفا ماهم پیام بازی کردیم و قرارو گذاشتیم
موقع رفتن سر قرار اخرین حرفامونو زدیم که اقا باید اینجوری باشه و من میام میکنمو میرم و بعد پیام ندی ادامه دار نشه همین یه باره که اونم گفت پس باید دوطرفه حال کنیم منم گفتم امکان نداره چون سکس دوطرفه شرایط خودشو داره دو طرف باید حسشو داشته باشن شیو باشن تو فازش باشن اولا که من نمیتونم شیو کنم دوما تو فاز دادن نیستم که گفت باشه شیو نکن ولی من هم باید بکنم منم که شهوت به مغزم زده بود گفتم این کون منو ببینه خودش پشیمون میشه کی کیرشو میکنه تو جنگل خلاصه با ترس و لرز فراوون بلند شدم رفتم به ادرسی که داده بودن البته حدودی گفته بود رسیدم پیام دادم ادرس دقیقو داد رفتم یه ساختمونی بود خیلی واحدی وسط شهر بود البت
رسیدم به واحدش و رومون نمیشد حرف بزنیم یه سیگار روشن کرد کشید و شلوارشو در اورد رفت سمت اشپزخونه قمبل کرد گفت بیا پشتم منم شلوارمو دراوردم رفتم پشتش گفت بمال بهم عقب جلو کن مالیدم بهش و باهاش ور رفتم یه خورده که گفت سوراخمو لیس بزن گفتم عمرا گفت بهت حال میده ولی من هرجور فکر کردم دیدم امکان نداره حال بده گفتم بیخیال بریم سراغ مرحله ی بعد گفت بریم اتاق رفتیم تو اتاقش که فقط یه تشک کفش پهن بود که معلوم بود فقط واسه سکس ازش استفاده میکنه کلا از واحدی که داشت تو اون ساختمون واسه سکس استفاده میکرد خلاصه خوابید رو تشکه که گفت بیا روم منم رفتم روشو باهاش ور رفتم یه خورده که گفتم اگه کاندومی که گفتی دارمو بیاری میکنم توش رفت دوتا کاندوم اورد یکیشو باز کردم گذاشتم رو دستگاهو خوابیدم روش یواش یواش داشتم میکردم توش که گفت بیا این روان کننده رو بمال که راحت بره تو مالیدمو جا کردم بهش خودشم اوستا بود راحت کنار اومد باهاش نمیدونم چرا اصلا حس کسی که قراره ابش بیاد تو این سکس رو نداشتم چند دقیقه حسابی کردمش تو اوج بود و حسابی لذت میبرد البته من درکش نمیکردم گفت بلند شیم حالتمونو عوض کنیم بریم دوباره اشپزخونه و رو اوپن
رفتیم اونجا گفت یه ذره بزار من با باسنت ور برم گفتم نگاش کنی پشیمون میشی گفت حالا بزار امتحان کنیم اقا این نامرد رفت پشت ما دیدم واقعا داره میماله و خوشش اومده گفتم این کون پشمالوی منو بیخیال شو حالمو کنیم گفت فقط یه دقیقه بزار بمالم بهش گفتم باشه کارتو کن که به کارمون برسیم اقا این شروع کرد مالیدن دیدم حس بدی نداره انگار قلقلکم میدن چند دقیقه مالید منم دیدم توش که نکرده داره بهم خوش میگذره امروز بزار اونم حال کنه کیرش کلا دروغ نگم هفت هشت سانتی میشد شاید باورتون نشه گفتم کلا بکنه تو کونمم چیزی نمیشه خلاصه چند دقیقه که گذشت گفتم بس نیست گفت میخوام بکنم توش گفتم این این پشمالوی ما به درد کردن نمیخوره گفت گنج تو خرابه هاس قانع شدم تا حدودی رفت اون کاندوم دومی رو اورد کشید به دودولش چرب کرد و گذاشت به ما شاید باورتون نشه ولی واقعا دردناک بود سه چهار بار که عقب جلو کرد ابش اومد و سی ثانیه شاید کمتر تو حال خودش نبود گفتم این دادنه که دادن نشد برگرد بکنمت برگشتو مشغول شدم یه ده پونزده دقیقه ای کردمش دیدم ابم نمیاد اونم گفت باید خودمو تخلیه کنم رفت سرویس تا بیاد من جق میزدم حدود ده دقیقه نمیدونم چرا ابم نمیمود خلاصه اومد بیرون چند دقیقه دیگه تو اشپزخونه کردمش تا بالاخره ابم اومد
تجربه ی بدی نبود یکی دوبار دیگه رفتم پیشش اما همین فرمون رفتیم جلو بعد یه بار دیگه رفتم که کلا داستان یه جور دیگه بود شمارشو بعدش پاک کردم قبلشم بلاکش کردم دیگه چند ماهیی میشه رابطه نداریم دلم براش تنگ شده بود گفتم داستانمونو بزارم شاید خوند دوباره پیام دادو رفتیم واسه خاطرات جدیدی که میتونیم بسازیم
ارش داستان خودمون بود اگه دیدی پیام بده دلم واسه کیر هفت سانتیت تنگ شده سلطان
نوشته: میثم