داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

کردن مادر زن

سلام خسته نباشید داستان براساس واقعیت نوشتم هیچ دروغی هم نیس داخل.
بنده 22سالمه متاهلم در یکی از روستاهای کرمان زندکی میکنیم تیپ قیافه خوبی دارم سه ساله ازدواج کردم
و خیلی عاشق کردن زنهای بزرگتر از خودم هستم روستا ما تا شهر 20دقیقه راه هست .
اینو هم بگم مادر زنم گاو گوسفندم هم داشتن هیکل مادر زنم خوبه سفید قد بلند سینه درشت هر موقع میرفتم خونشون منو بوس میکرد یا دست میداد تا اینکه قصه از بوس من شروع شد
ی روز زمستون بارونی پدرخانومم کشاورز بود مزرعه کشاورزی کار داشت صب بود با من تماس گرفت که من نیستم برو فلانی رو ببر شهر خرید کنه منظور مادر خانومم بود …اینو هم بگم خانومم دانشجو تو همون شهر خودمون بود که 20دقیه با روستا فاصله داشت …زنگ زد بمن برو ببر خرید کنه من موتور داشتم گفت چون بارون هست بیا با ماشین برین خلاصه ما رفتیم حموم شیش تیغ کردیمو تیپ زدیم رفتیم دنبال مادر خانوم تا منو دید دست داد و بوس کرد سوار شدیم رفتیم تو عین حرکت بودیم ماشین پیکان وانت بود دست من خورد به پا مادر خانومم که میخواستم دنده عوض کنم چند باری تکرار شد نگو خوشش اومده بود ک خرید کردیم اومیدیم خونه نگاش خیلی شهوتی بود نزدیکای ساعت یازده ظهر بود رسیدیم خونه داشت لباس عوض میکرد که یهو صدای من زد بیا من رفتم گفت ی چیز از پشت کمر داره میخورتش دست کن داخل ببین چیه من با خجالت دست کردم داخل مانتو دست خورد ب پوست بدنش کیرم راست شد ی جوری شدم لفتش میداد میگفت اینجا اونجا بگیرش داره اذیتم میکنه تا کمرش خورد ب کیر من همونجا فهمید گفت صبر کن در بیارم ببین چیه مانتو در اورود سوتین فقط تنش بود گفت نگاه کن نگاه کردم چیزی نبود خودشو با کون میمالید برکیر کلفت من چندبار انجام داد گفتم چته دیگ گفت بیا بخواب روم منم گفتم باشه رفتم در بستم اوندم دیدم شلوارش در اورده ی شرت سفید تنش بود ا سوتین من حول کردم افتادم روش لباش خوردم اونم منو بغل کرده بود میگفت بکن بکن تو.کوسم بگاه منو با کیر کلفتت گردنشو خوردم اومدم روسینه ها اونقد خوردم خوابید پاهاشو داد بالا گفت فقط جر بده فقط بکن جوری کردمش ابش اومد منم ابم اومد ریختم داخل از اون موقع تا به الان دو هفته یه بار میکنمش
داستان کاملا واقعی

نوشته: کوس کن

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها