کتونی صاحبکارم عاطفه
من فتیش کتونی زنونه دارم البته نه هر زنی و تا الان که۳۳سالمه و داستان علاقه من به کتانی زنان فکر کنم از ۱۴ سالگی و با دیدن کفش زن همسایه شروع شد بالای ۱۰۰ کفش و کتونی از همسایه ها تا اقوام رو پوشیدم و بعضی ها که بیشتر تحریک کننده بود آوردم تو اتاقم و ابمم ریختم توش خلاصه بریم سر داستان که بر میگرده به سال ۸۹ که من ۲ سال بود پیش خانم عاطفه کار میکردم بدن ورزشکاری داشت و مربی اروبیک بود همیشه تیپ اسپرت میزد با کتونی های خوشگل و نفس نفس زنان از میدان ولیعصر میومد تا محل کار که پاساژ شانزه لیزه بود منم تو کف کتونی بودم که بپوشم و بو کنم و ابمو بریزم توش که نقشه کشیدم امروز که حوالی ساعت ۱۱ اومد بهش بگم پام درد میکنه و نمیتونم دمپایی بپوشم و بی زحمت کتونی تونو بدید من تا رفتنتون پام باشه اون روز از استرس و خوشحالی تو پوست خودم نمیگنجید م که قراره به آرزو دیرینه ام برسم انتظار کشیدم از شانسم اون روز دیر تر از همه روزها اومد و ساعت ۱۲ و نیم بود من صداشو شنیدم که اتاق بغلی داشت با همکارای خانمم سلام میکرد قلبم داشت وایستاد وارد اتاقم شد و سلام کردم و از استرس چند لحظه پنجره رو نگاه کردم بعد گفتم حالا وقتشه کلی راه رو پیاده اومده بود و همون کتونی نایک اصل که حدود ۱سالی تو پاش دیده بودم هم پوشیده بود دل رو زدم به دریا گفتم ببخشید پام درد میکنه دمپایی طبی خودمو خونه جا گذاشتم میشه کتونی شما رو قرض کنم با کمال ناباوری گفت آره چرا که نه اومد جلو یعنی کیرم سیخ شده بود داشتم بال درمی آوردم پای چپش رو در آورد از کتونی گفت پات کن منم از کتونی خودم پامو درآوردم کردم تو کتونی اش وقتی پای چپم رفت توش ی گرمای تقریبا خیس سکسی تو ش بود که کیرم رو شق تر کرد و کتونی خودم دادم پوشید پاهامون هم سایز بود ۴۰ بعد همین کار رو با پای راستش کرد و منم پامو کردم توش و کتونی خودمو دادم پوشید اون بندای کتونی من که ال استار چهارخونه بود رو بست از اتاق رفت بیرون من موندم با ی جفت کتونی نایک اصل نرم و سکسی که یکسال ی خانم سکسی هرروز میپوشید کیرم سیخ شده بود در اتاق رو بستم یک لنگه اش رو درآوردم بو کردم بوی کیر سیخ کن و سکسی داشت بوی عطر خفیف زنونه که میزد با عرق پای خوشگلش باز پام کردم و تا ساعت ۳ یکسره پام بود و داشتم کار میکردم و حال میکردم بعد گفتم حالا موقع کار کردن توشه رفتم دستشویی پای چپش رو در آوردم و کیرمو کردم توش و آبمو ریختم توش و آب کیرمو پاک کردم و دوباره پوشیدم تا ساعت چهار و نیم که از بیرون اومد گفت میخوام برم بیا کفشامونو عوض کنیم .عوض کردیم و من دوباره کتونی خودمو که تو پاش بود رو با گرمای پاهای سکسیش پوشیدم و اونم کتونی خودشو پوشید رفت بعد اون ماجرا تا حدود ۹ بار دیگه این کار رو هر روز باهاش تکرار کردم خیلی دوران خوبی بود یادش بخیر اینم از داستان فتیش من
نوشته: ارش