پیرمردی که قولنج کرده بود

سلام خدمت همه دوستان حشری اول بگم که همین الان داشتم داستان هارو نگا میکردم دیدم هیچکدوم اونجوری بهم حال نمیده اکثر داستانا یا طرف جق میزنه داستانو میگه یا کسی‌که محل سگ بهش نمیده رو میاد اینجا میگه یا حتی فانتزی هاشون رو اینجا به خاطره تعریف میکنن .
من خیلی ساله اینجا بودم و از همه نوع داستانی خوندم و میخوام به دوستان بگم خاطره ی من واقعیته نه هیچ از چیزای بالا ک گفتم که بعدا نیان فوحش بعدا جقیه و فلان و بحث خاطره م گی هستش که یهویی برای من پیش اومد .

نمیخوام خیلی از هویت خودم تعریف کنم ولی در همین حد که بگم این خاطره مال تابستون ۹۸ اون موقع من ۱۷-۱۸ سالم بود . ما سوپر مارکت داشتیم طبق معمول من مغازه بودم دوربرای ساعت ۲ بعدازظهر معمولا خلوت میشد و کمتر کسی میومد منم طبق معمول داشتم با گوشی ور میرفتم که یه پیرمرد حدودا ۵۰ تا ۶۲ ساله با موتور اومد اینم بگم اون روزش من رفته بودم ارایشگاه و بغل موهامم سایه صفر زده بودن و ریش و اینام نداشتم پوستمم گندمیه .
خلاصه طرف اومد و نوشابه و کیک گرفتو نشست اونارو بخوره منم وایساده بودم میدیدم میون خوردنش نگاهش بمنه ولی اهمیت ندادم . خوردنش تموم شد پاشد پولو حساب کرد و یکدفعه گفت میتونی قولنج منو بگیری تعجب کردم ولی گفتم اره گفت بیا پشتم و بگیر بالا و تو هوا تکون تکون بزن اینو خیلی خوب نمی تونم بیان کنم ولی کسایی که اینجوری قولنج شکسته باشن میدونن چجوری میگم خلاصه رفتم پشتش و دستمو دورش حلقه زدم بردمش بالا اون تکون هارو زدم یخورده قولنجش شکست اوردمش پایین گفت دوباره احساس کردم یکم چسبیدم بهش فاصله گرفتم و دوباره انجام دادم شاید مسخرم کنید ولی وقتایی ک اون تکون هارو بش میزدم یه ناله های مسخره ای میکرد که خندم گرفته بود چه وضعشه فکر میکردم از شکستن قولنج هاش اینجوری میکنه خواستم دوباره ببرمش بالا ک عقب کشید و گرمی کونش فشار داد به کیرم اون وقت بود که دو هزاریم افتاد چخبره و شهوتی شدم منم سگ‌ حشر تا حالا سکس نکرده بودم بعد هی میمالید بهم منم شروع کردم مالیدن بهش کیرم همونجوری چسبیده بهم چپو راست میمالیدم بهش که دستش اورد کیرم گرفت که از حشریت اه کردم برگشت سمتم در حالی که کیرمو میمالید خواست لبمو ببوسه نزاشتم خیلی بدم میاد یه نره خر لبمو بوس کنه خیلی اصرار کرد ولی نزاشتم راضی شد صورتمو همش بوس میکرد منم دستمو بردم پشتش کونشو می مالیدم که واقعا مالیدن اون کون لذت نداشت ولی حشری بودم که گفت دلت میخوادش گفتم اره گف بریم پشت یخچال و درو ببند گفتم نه کسی نمیاد و اون هی میگف ببند یکم ترس داشتم که بلایی سرم بیاره رفتم درو از داخل قفل کردم رفتم پشت یخچال دیدم شلوارکشو داره میکشه پایین با دستش تف میزد رو کیرم رفتم پشتش با دستش کیرمو گذاشت رو سوراخش و تا اخر هل دادم تو شروع کردم تلمبه زدن دیدم هیچ‌حسی بهم نمیده اینقدر گشاد بود لامصب کیر منم عادیه نه بزرگه نه کوچیک ، در حدی گشاد بود که تنها وقتی میاوردم بیرون میکردم تو همونو حس میکردم چن بار که اینو تکرار کردم فک کرد سوراخشو گم کردم با دستش کیرمو میکرد تو کونش منم تلمبه میزدم خیلی بده حشری باشی کون هم بکنی هیچ حسی نده از یه طرف خندم گرفته بود یکم تند تند تلمبه میزدم سرش مبخورد به یخچال میگفت اروم بزن حالا تو این اوضاع دست منم میبرد کیر کوچولو شو بمالم همین باعث شد حشری بشم که طرف کیر داره ولی من دارم کونشو میگام داشتم تلمبه میزدم فک کردم اینو تا صب میتونم بکنم بهتره زودتر ارضا شم بره پی کارش ممکنه کسی بیاددمغازه ببینه بستس بعدا به بابام بگه شروع کردم خیال پردازی خودمو تحریک کنم که با اون بتونم ارضا بشم و نتیجه داد کل ابمو تو‌کونش خالی کردم بعد ارضا شدنم روش خم شدم حس خوبی بود . بعدش پاشد شلوار ایناشو پوشید دوبارع شروع کرد بوس کردن منم رفتم درو باز کردم تو اون ساعت خلوت بود کسی نیومد بود خواست لبمو ببوسه دوباره نذاشتم گفت میتونی یبار دیگه بکنی گفتم نه شروع کرد گفتن تو جوونی و فلان اینا چرا نمی تونی من خدا خدا میکردم بره همش میگفتم نه یکمم از یهویی بودن قضیه شک بودم خلاصه طرفو رد کردم رفت .
یبار دیگهه هم اومد و کردمش اگر خواستین براتون میذارم

نوشته: ممد نوبری

دکمه بازگشت به بالا