پول كثيف
پدرم ما رو تامین نمىكرد و مادر ٦٠ ساله ام برام هم پدری كرده هم مادری ك نمیرسید به اجاره خونه و خرج دو تا سگ من ما مجبوریم خواهر ناشنوای مادرم هم تحمل كنیم تا داییم یه پولی بهمون بده ك اونم كافی نیست دیروز هیییچی پول برام نمونده بود پول تاكسیمو از سكه های ته كیفم برداشتم تا برم دم محل كار مادرم و سوییچ رو ازش بگیرم بهم ٨٠ ت هم پول داد رفتم دنبال دوستم زهرا و رفتیم طبق معمول قرص (اسمشو نمیگم) از داروخانه گرفتیم و بعدش هم گل زیییییاد كشیدیم و كس چرخ و كس خنده مثل همیشه بعد ك رسوندمش خونه دوستش ك میرداماد بود ساعت ١ شب بود یه پسره اومد بغل ماشینم فك كردم میخواد شماره بده شیشه رو دادم پایین گفت برنامه چند پرام ریخت گاز دادم رفتم فقط دنبالم میومد … فرداش ك ینی همین امروز ك دارم این داستانو مینویسم با مانانم دوباره دعوام شد سر عینك طوطی خانم خاله ناشنوام كه من چندبار به قصد كشت زدمش و حالم از صداش بهم میخوره میگفت حرف من به كونته كه نبردی درستش كنن و دنبال هزار نفر میری منم گفتم امیدوارم بمییییره زیر گل بره كه مامانم گفت دیگه پول نمیدم و فیلان مثل همیشه … و درو كوبید و رفت سر كار … توی سینه یكی از سگام ك اسمش نازیه و خیییییلی دوسش دارم یه چیزی مثل غده در اومده اما پول ندارم ببرم دامپزشك خیییلی تو مخمه من یه طراح لباس هم هستم اما پول ندارم حتی یكی از طرحامم چاپ كنم همیشه به شوخی با دوستام میگفتیم آره میرم سر چهارراه وایمیستم و هزار جور مسخره بازی دیگه اما تو ذهنم این بود ك آدم آخه چجوری سر خیابون وایسه و اینا خیلی زایس اما تا حالا ب این فكر نكرده بودم ك برم میرداماد دور دور مشتری واسه كس م پیدا میشه خب چرا ك نه من همیشه وقتی پسری میخواد براش ساك بزنم و آبش نمیاد فك میكنم مفتی چرا باید حال بدم و خیلی چندشم میشه از ابراز علاقه هایی ك ختم میشه به لذت شیرین سكس انگار با پولی كردنش میشد این دوست دارم گفتن ها و محبت های لوس و چندش آور رو حذف كرد وبه كیر رایگان و چه بسا سود آور رسید و دیگه لازم نبود سه ساعت كسم رو بمالم یا تو این سینگلی هویج بكنم توش تا ارضا شم … امشب میخوام نقشم رو عملی كنم …با هیچكس قرار نمیزارم و پشمامو میزنم و میرم دنبال یه لقمه نون كباب …
نوشته: تكدختر