پسر آرزوهام
این داستان گی هست پس دوست ندارین داخل نشین !اولین باری که علی رو دیدم تو اردو مدرسه بود! کلاسش فرق داشت ولی خیلی به دلم نشست . هیکلی و قد بلند بود با چشای قهوه ای روشن ! اون موقع 17 سالم بود و به چند نفر داده بودم و تصمیم گرفتم کیر اونم امتحان کنم . هر طور بود و به هر بهونه ای باهاش رفیق شدم و خیلی بهم نزدیک شدیم اما دو سال طول کشید تا کونم گذاشت!
خودش بهم شک کرده بود که کونی هستم اما با احتیاط رفتار میکرد , اولین بار که بهش امار دادم و گفتم خونه مون خالیه تا صبح و تنهام بیا پیشم بخواب با تردید قبول کرد اما هر چی منتظر شدم نیومد ! خیلی خورد تو پرم اما دفعه دوم که دوباره خونه تنها شدم اومد ! خیلی معمولی نشستیم و صحبت و بعد رفتیم بیرون شام خوردیم . موقع برگشتن وقتی داشتیم از خیابون رد میشدیم به بهونه ترسیدن از ماشینها دستشو گرفتم . اخ که چقدر داغ بود برگشت یه نگاهی بهم کرد و دستمو فشار داد. احساس میکردم زنش هستم و تیپ و قیافه ش دیوونه م کرده بود اخه من خودم تقریبا قد کوتام !
موقه خواب جامونو کنار هم انداختم . دل تو دلم نبود قلبم داشت میومد تو دهنم به هر جراتی بود برگشتم طرفش و چهره به چهره شدیم ! اتاق خیلی تاریک نبود و تونستم ببینم هنوز بیداره اما هیچ حرکتی نکرد! با کلی استرس دستهای بزرگشو لمس کردم اینجا بود که منو چسبوند به خودش و شروع کرد پشتمو از زیر لباس ماساژ دادن ! یواش یواش دستشو برد پایین و دقیقا گذاشت رو سوراخم! منم سریع دستمو بردم تو شلوارش و کیرشو که کاملا راست کرده بود گرفتم . اون لحظه توصیف شدنی نیست نفسای داغش میخورد تو صورتم و بیشتر و بیشتر منو تو بغلش فشار میداد. هر دو مست شهوت و لذت بودیم که من برگردوند و یه تف گنده انداخت در سوراخمو با کمی بالا پایین کردن فشار داد تو چون قبلا باز شده بودم خیلی درد نداشت! تمام هیکل سنگینش روم بود و مثل یه جوجه در اختیارش بودم! خیلی خوب میکرد و قربون صدقه م میرفت . منم اون زیر حسابی حال میکردم تا اینکه چند اه بلند کشید و اب داغشو خالی کرد توم و در همون زیرش منم ارضا شدم. جفتمون بیحال تو بغل هم خوابیدیم و دمدمای صبح دوباره بیدار شدیم و یه بار دیگه هم قشنگ منو گایید! دیگه نا نداشت راه بره !صبحونه مقوی بهش دادم و رفت اما تا دو سال هر دو هفته یا ده روز که خونه ما یا اونا خالی میشد سریع برنامه کیون بازی ردیف میکردیم و از هم لذت میبردیم .
تو ماشین منو کرد و توی حموم و هر جایی که بهرحال تنوع داشت برامون! بعد ازدواجش برای اخرین بار یکبار منو کرد و دیگه سکس نکردیم و دو سه سال بعد از یکی از دوستام شنیدم که یه جایی اسم منو برده و گفته من کونی هستم! خیلی ناراحت شدم و رابطه مو کامل بهم زدم به خاطر بی معرفتیش!
نوشته: مهدی