پریسا و دندونپزشک

سلام.پریسا هستم.28 ساله .یه ازدواج ناموفق 8 سال پیش داشتم.هیکلم نسبتا خوبه. تنها زندگی میکنم و تو حسابداریه یه کارخونه کار میکنم .داستانی که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به 2 ساله پیش. یه مدت بود دندون درد امونمو بریده بود،همش امروز و فردا میکردم برم دندون پزشک وقت نمیکردم.اخرش باتوصیه ی دوستم بیتا یه نوبت پیشه یه دکتره خوب گرفتم. ساعت4 عصر بود که به مطب رسیدم.بعد15 دقیقه منشی منو داخل اتاق فرستاد.اشکان روپوش سفیدی پوشیده بود.ماسک رو صورتش بود.هیکل درشت و قد بلند بود و داشت یه عکس رادیولوژی دندونپزشکی رو نگاه میکردم.رفتم جلو وسلام کردم.با خنده جوابمو داد.رو یونیت نشستم. اومد رو یه صندلیه چرخدار نشست وخودشو هل داد کناره من.صندلی رو تنظیم کرد و شرو کرد به معاینه ی دندونام.فقط چشماشو میدیدم .برق خاصی داشت.وبوی ادکلنش که ادمو روانی میکرد.یه حس خوبی بهم منتقل میکرد.میگفت دندونانت جنس خوبی داره.حیفه مواظبشون باش.گفت تو چند جلسه باید دندونت عصب کشی و پر بشه .و دس به کار شد.کلا دندونمو فراموش کردم.وبه هیکلی که پشت این روپوشه سفید بود فکر میکردم.اون روز تموم شد. روزی که دوباره باید میرفتم رسید .دس به کار شدم حسابی به خودم رسیدم.یه ارایش غلیظ کردم و یه مانتو یقه باز پوشیدم .زیر مانتو فقط یه سوتینه تور ی داشتم وزود حرکت کردم. وبه مطب دکتر رفتم.این بار نیم ساعت منتظر نشستمووچقدر دیر گذشت.بالاخره نوبتم شد.وارد اتاق شدم. این دفه ماسک نداشت.روپوششم باز بود.شلوار جین وکفش اسپرت پوشیده بود.چهره ی جذابی داشت.سلام کردم و نشستم رو صندلی.بازم باخنده جوابمو داد.وخودش دیگه سر صحبت رو باز کرد.روی صندلی کن نشستم شالمو باز کردم یقه ی مانتوم تاپایین باز بود.و اونم توجهش جلب شده بود.حسابی کرم میریختم وباهاش شوخی میکردم واونم بدش نمیومد.عاشق سینه وبازوهاش بودم.هیکلش ورزیده و سکسی بود.واخر سر تیرم به هدف نشست و وقتی خواستم برم شماره مو ازم گرفت. وقتی از مطب بیرون رفتم دیگه فقط حواسم به گوشی بود.تا وقت شام هیچ خبری نشد.بعد شام رفتم یه دوش گرفتم .نشستم جلو تلویزیون بازم خبری نشد.تقریبا ساعت یه ربع به 12 شب بود که یه پیامک اومد .خودش بود.اس بازی رو شرو ع کردیم. بهم میگفت پری.خیلی با حال و شوخ بود.تا 4 صبح بهم اس میدادیم.میگفت یه ساله که تنهاست.ووقتی فهمید من متارکه کردم.چه ذوقی میکرد.واسه فردا شب شام باهم قرار گذاشتیم.نمیدونین تا وقت قرار چی کشیدم. بهم زنگ زد وادرس خونه رو گرفت.باماشین اومد دنبالم .چقدر شیک و جذاب بود سوار شدم.تو راه واقعا احساس میکردم باهاش راحتم.و تو اولین قرار سرمو گذاشتم رو شونش بوی ادکلنش مستم کرده بود.یه اهنگ رمانتیکم گذاشته بود.داغیه بدنشو حس میکردم.رفتیم رستوران خیلی حرف زدیم میگفت تا حالا با کسی اینجوری زود صمیمی نشده. و برای منم همینطور بود.تا ساعت 11 ونیم تو رستوران بودیم.گفت تا ننداختنمون بیرون دیگه بریم.نزدیکیای خونه ی من دستش رو فرمون بود یه دست دیگشم رو دنده بود.یه دفه دستمو گرفت گذاشت رو دنده ودستش رو دستم بود .حس عجیبی هردوتامون داشتیم.هم دوسش داشتم وهم شهوتی بودم.جلو ساختمون که رسیدیم سرمو برگردوندم ازش خداحافظی کنم اومد لبشو گذاشت رو لبام منم همراهیش کردم چند ثانیه ممتد لب تولب بودیم .قلبم میلرزید.ازش خداحافظی کردم .از ماشین پیاده شدم.وازم دور شد.رفتم در اپارتمانمو که باز کردم دنیا رو سرم خراب شد چقدر احساس تنهایی و بی کسی میکردم.بهش اس دادم رسیدی خونه؟گفت توراهم.گفتم دلم واست تنگ شد.گفت منم همینطور…بعد یه اس داد پری… من پایینم نرفتم.پریدم از پنجره بیرونو نگاه کردم راسرمیگفت جلو ساختمون وایساده بود زنگ زدم گفتم بیا بالا.گفت مطمعنی ؟گفتم اره میخوام امشب باهم باشیم.واشکان اومددرد که باز کردم رفتیم تو بغل هم .وحشیانه از هم لب میگرفتیم و همدیگرو لخت میکردیم.باورم نمیشد اون بدن سکسی دیگه مال من بود.رفتیم رو تخت .خوابید روم دستامو تو دستاش گره کرد و نوک سینه هامو مک میزد .رفت پایین شکممو بوسید و اروم شرتمو از پام در اورد با انگشتاش یه کم با کسم بازی کرد .دادم در اومده بود.کیرش داشت شرتشو پاره میکرد.دستمو کردم تو شرتش وکیرشو دراوردم گنده وسفت شده بود.گذاشتمش دهنم و خوردم براش.نگاهش میکردم چشاشو بسته بود و حال میکرد.بعد بلندم کرد و روتخت خوابیدم .پاهامو باز کرد.ساق پاهامو میبوسید .اروم کیرشو گذاشت رو کسم یه کم مالید و با یه هل فرستاد داخل.ناله بلندی کردمو شروع کرد به تلمبه زدن . نفسم بالا نمیومد.خیلی عالی بود چند دقیقه گذشت بعد برگشتم و از پشت بین لمبه های کونم باز کرد تو کسم .تند وتند ومحکم میزد .من دیگه داشتم جیغ میزدم.چند دقیقه گذشت داشتم ارضا میشدم .بغلم کرد و دوباره 7وابید روم .پاهامو محکم دوره کمرش حلق کردم.تللمبه میزد و گردنمو میخورد .با یه جیغ ارضا شدم و تو بغلش بی حال شدم.اونم تلمبه هارو محکمتر کرد.بعد کشید بیرونو ابشو رو شکمم خالی کرد…

نوشته: پریسا

دکمه بازگشت به بالا