پرده برداشتن فرشته و مچ گیری خاله اش

سلام من دانیالم و الان 25 سلمه این داستانم مربوط میشه به 2 ماه پیش
من یه دوست دختر داشتم به نام فرشته الان 22 که از سال مهر 91 باهامه دختر فوق العاده سکسی بود با قد 170 حدود وزنشم نمیدونم چون پا و هیکل پر و یه کون تپل داشت ولی کمرش باریک بود و پهلو نداشت … ما تو کافی نتم با هم اشنا شدیم دیگه اولا لب و لیس تو کافی نت بود . همیشه پایه بود هر بار که اراده میکردم میرفتم خونشون سکس میکردیم به خاطر از دست دادن باباش مادرش تو یه تالار کار میکرد و داداششم شاگرد دوستم بود و ظهر هم میرفت مدرسه و هر دو تا 6 یا 7 نمیومدن خودشم تو خونه تایپ قبول میکرد و کارای تایپ یکی دو تا کافی نت و انجام میداد کلا خونه مکان بود یه 4 واحدی که همهشون کارمند بودن و یه واحدم دانشجو دختر کلا مکان بود به جز جمعه ها که داداشش تعطیل بود . خلاصه یه روز میرفتیم حموم یه روز رو تخت مامان و بابای ( فوت کردش ) به هر حال دیگه از سکس یه جور خسته شده بودم ( فرشته دختر بود ) غیر مستقیم بهش میفهموندم …
یه روز که داشتم میرفتم گرگان واسه تفریح فرشته زنگ زد و گفت بیا خونه ما یه قلیون گذاشتم و تا بعد از ظهرم اینجا باش … من بهانه آوردم که نه و نمیتونم … که گفت بیا و اصرار کرد منم که یکم وسوسه شده بودم گفتم باشه میام … رسیدم جلو خونشون و دیدم خاله اش که از طرز راه رفتن و هیکل سکسی اش توی محل و شهرمون معروفه وقتی راه میره کون تپل و کوشتیش که مثل طاقچه میمونه این ور و اون ور میکنه و همه به خاطر این حرکتاش بهش لقب سهیلا سوپر و دادن جلو در واستاده میخواد ایفون و بزنه منمم سریع فرار کردم که نبینتم چون خونه شون تو محل ماست ولی خونه فرشته 2 تا خیابون بالاتره زنگ زدم فرشته و اونم گفت نیا خالم اوومده فک نکنم بره … تو راه برگشت و سر خیابون نرسیده بودم دیدم زنگ زد گفت یه نفر زنگ زده و میخواد بیاد دنبالش وقتی برگشتم جلو خونه دیدم به به سهیلا خانوم نشست تو bmw رضا (نزول خور و کس باز شهرمون) منم به خاطر اینکه منو ببینه و به قولی ازش اتو داشته باشم رفتم نزدیک و یه نگاه بهش کردم با یه پوز خند رد شدم یه کم ترسیده بود و سریع رفتن منم تا رفتن سریع رفتم تو ساختمون سراغ فرشته جووون وای یه تاپ و شلوارک اسپرت کالباسی تنگ پاش کرده بود که کس تپولش بیرون بود واااای چه ناز شده بود اوون روز نشستیم یه قلیون کشیدیم و تو اون مدت همش به کسش بود که گفت خالمو جلو در حتما دیدی تا اوون رفت تو اومدی منم که جلوش راحت بودم گفتم اره سهیلا جونو میگی ؟ جونم سهیلا سوپررر … میدونی با کی رفت ؟؟؟ اونم گفت نه و گفتم ولش کن دیگه بریم روی تخت اوون روز موهاشو تازه بلوند کرده بود وااای چقدر تمیز شده بود خیلی با این مدل مو اصلا ذاف شده بود ولی از نوع تپل خوابوندمش رو تخت و گفتم وااای چه دافی شدی عزیزم … گفت اره فک کنم رنگ و مدل موهام خوب شده … خوابیدم روش و گردنش و گرفتم وشروع کردم به لب گرفتن بعد همین طوری که لباشو میخوردم سیناهاشو از تاپ در آوردم شروع کردم به مااالوندن کثافت لباس زیر نداشت بعد از یکی دو دیقه دستم و گذاشتم روی شلوارکش تمام شلوارکش خیس شده بود … و یه لحظه با خودم گفتم امروز ذیگه باید از جلو بکنم … ولی بعد گفتم نه گناه داره … من تو هیچ کذوم از سکسهای این مدت کسشو نخورده بوذدم ولی خیلی مالونده بودم … دیگه شلوارکشو دادم پایین ووااای چقد تمیز کرده بود یه کس تپل مثل هلو شروع کردم به خوردن پاهاشو انداختم دور سرم و میخوردم و اوونم داد میزد و اخ و وای کیکرد سرمو بلند کردم یه کم نگاهش کردم دیدم تمام رو تختی و تو چنگ زده جودش کمرشو بلند کرده و منو نگاه میکنه با دستم با کسش بازی کردم و گفتم بیا تو بخور گفت نه میخوام بازم بخوری منم گفتم نه دیگه بسه با دست سرمو فشار داد و شروع کردم به دوباره خوردن … که گفت دانیال بکن جلو من گفتم نه خره فردا پشیمون میشی و اسه ما دسته خر میشه گفت نه به خدا من از پشت دیگه مثل قبل حال نمیکنم دوست دارم تو اولین نفر باشی من سه چهار شبه فک کردم بهش … وااای دیگه نفهمیدم چه جوری لباسامو در آوردم و افتادم روش پاهاشو وا کردم و اوردم با دو تا ستم کنار کمرم و کشوندمش لبه تخت کیرم دیگه سنگ شده بود یه کم خیسش کردم گذاشت لای کسش و بازی میکردم ولی دو دل بودم که تا نگاهم افتاد به کس تپولش دیگه گفتم کس خوار همه چی و فرو کردم یه لحظه دیدم فرشته یه ااااااااااااااا گفت و دهنش وا موند و منم از تنگ بودن سوراخش دیگه انقد حال میداد که فقط تلمبه میزدم … وای سوراخ به این تنگی نگاییده بودم نگاه میکرم به کسش و یکم خونی که دیگه به ته کیرم و روی تخمام رسیده بود فرشته هم که دیگه بی صدا و اروم چشماش و بسته بود و لباشو گاز گرفته بود ابم داشت میود کیرم و در اورذم و ابم و ریختم رو شکمش دیگه چشام جم شده بود و ابم و کیرم و تمیز کردم و خوابیدم رو تخت کنارش بهم گفت دوست دارم و بعد از 10 دقیقه نق ونق زدن گفت بازم میخوام و رفت پایین شروع کرد به ساک زدن منم کیرم راست شد و واای یه سکس دیگه این با به پشت خوابید منم بی مقدمه خیسش کردم گذاشتم جاو بعد چند دقیقه بلندش کر دم و سگی میکردم ولی نمیذاشت تا اخر کیرم بره داخل بعد هم گفت بریم توی حموم در ورودی رو قفل کردیم رفتیم توی حمومو دیگه تو بحار اب داز کشید و پاهاشو انداخت رو شونه هام منم قربون صدقه اش میرفتم اوونم سینه های خودشو میمالون و لباشو گاز میگرفت و …
دیگه ساعت درو ور 2 دیگه خداحافظی کردم و اوومدم بیرون از پله ها اوومدم پایین دیدم خاله سهیلا یا سهیلا سوپر جلوم واستاده … اب دهنم و فروت دادم دیدم گفت تو این جا چه کار میکنی گفتم اوومدم کارای تایپم و بدم فرشته خانووم (چون مامانش میدونست من کارای تایپ کافی نت ها رو میدم فرشته ) و برم که گفت خر خودتی تو 3 4 ساعت پیش تو کوچه بودی و من گفتم اره خوب و طوری وانمود کردم جدی میگم و سریع حرف و عوض کردم گفتم و با خنده گفتم آقا رضا خوب بود؟؟؟؟؟ که مثل دیوونه ها با اخم رفت وشروع به زنگ زدن کرد که فرشته کتافت با یه شرت سرشو از پشت در اورد بیرون و تا چشمش به خالش افتاد به تته پته افتاد و نرگس اوومد سمت من گفت وای به حالت اگه بفهمم کاری کردین و شماره موبایل من و گرفت و با بی ادبی گفت دیگه برو رفت سمت فرشته و گفت چه غلطی کردین و … در خونه بسته شد راستش من خیلی ترسیدم که فرشته گاف بده منم رفتم و از دکه زنگ زدم فرشته داشت گریه میکرد گفت زر میزنه جنده زذه توو گوشم رفته … ولی من زیر بار نرفتما منم یکم خوشحال شدم و خداحافی کردم که دیدم خاله باز با رضا دارن میرن … منم تاکسی گرفتم رفتم دنبالش که اتو بگیرم ازشون رفتیم و رفتیم تا به باغ رضا رسیدن و رفتن داخل ( یکی از روستاهای اطراف 20 کیلومتر تا شهرمون) منم تاکسی رو حساب کردم رفت واستادم تا اوومدن بیرون وقتی من و دید کلا رید به خودش بعد 2 روز زنگ زد و قرار گذاشت که منو ببینه منمگفتم بیا کافی نت اومد سلام کرد و دست داد و شروع کرد نصیخت که شما هنوز نمیفهمین و… که من قاطی کردم گفتم همه میفهمن الا ما شما چطور میفهمی گفت من کاری نکردم و … که بهش گفتم ننه من با رضا بود … بعد کلی مقلطه گفت اره من با رضام چونن نیاز دارم منم گفتم همه نیاز دارن ولی من واسه کاری اونجا نبودم و خودم و زدم به اوون راه که نمیدونم خونه آبجیش همیشه مکانه و گفتم تازه ادم اگه بخواد کاری کنه میره خونه طرف که با خانواده زندگی میکنه ؟؟؟؟ این و که گفتم گفت یعنی تو با کسی نیستس گفتم نه با فرشته نه با کس دیگه گفت دماغ بابای دروغ گو گفتم باشه گفت کون ادم دروغگو گفت اخه به تو نمیخوره با این تریپ ( تعریف نباشه ) و خداحافی کرد وقت رفتن دست داد ولی این سری دستم و میمالوند جوری که اصلا شهوت تو نگاهش بود …
فرداش اس داد میتونی بیای دنبالم من جواب دادم کجا گفت خونه رضا گفتم باشه و دیگه کمکم صمیمی شدیم هم فرشته ظهر ها میومد کافی نت در و میبستیم وسکس میکردیم هم بعد یه ماه خاله سوپر و کردم که اوونم اگه دوست داشتین میزارم واسطون

نوشته: دانیال

دکمه بازگشت به بالا