…… و داف (شعر)
من چند وقتیه که با این سایت اشنا شدم و چون زیاد شعر سکسی گفتم تصمیم گرفتم تقریبا یه روز در میون براتون بزارم
فقط اگه خواستید ازش کپی بگیرید یادتون نره از کجا اوردیدش
این شعر نسخه تغییر یافته یکی از شعرای پروین اعتصامیه با اجازه ازشون!
میتونین به جای نقطه چینا اسم هر کدوم از شخصیتای اجتماع رو که خواستید بزارید من به دلایل امنیتی نقطه چین میزارم
فقط نظرات خوب خوب یادتون نره!
… دافی به ره دید و چیزش گرفت
داف گفت ای دوست این سوتین است افسار نیست
گفت بی حجابی ، زان دلیل غمزه کنان راه میروی
گفت نیست جرم بی حجابی ، شلوارش گشاد نیست!
گفت من باید تو را تا دم بازداشتگاه برم
گفت رو صبح آی ، بازداشتگاه شبها که باز نیست!
گفت نزدیک است کلانتری محل ، آنجا شویم
گفت افسر شیفت از کجا رو کار نیست؟!
گفت تا بیسیم زنم مرکز ، در ماشین بشین
گفت ماشین … ، جایگاه دختر بدکار نیست!
گفت یه کله بده پنهان ( یه اصطلاح یزدیه آخه من یزدیم یعنی کون یا کس بده! ) و خود را وارهان
گفت کار … ، کار کس و پستان نیست!
گفت از بهر غرامت سوتین بیرون کنم
گفت تنگ است ، مناسب هیچ کار نیست!
گفت اگه نیستی از پشتت در افتاده غمبل ( ما در یزدی به کون میگیم غمبل )
گفت کون سفید باید ، بزرگ بودنش عار نیست
گفت کیر بسیار خوردی ، کانت بگشته بس بزرگ
گفت این بیهوده گو حرف ما سر کان نیست!
گفت باید حد زند … دختر بدکاره را
گفت … بیار اینجا کسی … نیست
نوشته: شهاب شهابی