نادر و نازنین 118

 چت  ازبیستم و بیست و یکم ژانویه
نادر : مان از دست تو نازنین
دارم دق می کنم از دستت
نازنین : مجبور نیستی تحملم کنی!
حالا که داری دور از جونت دق میکنی پس میرم که تو اذیت نشی
نه اینکه بخوام مسخره بازی در بیارمها
نه به خدا, نه به جان بابا
وقتی بهت میگم من باعث بهم ریختن توام میگی نه
حالا دیدی;
نادر : چی شده عزیزم
عزیزم
یک پیام فرستادم
من چیزی نگفتم
حرفت رو قبول کردم
جشم اطاعت
دقت بیشتری می کنم
چیزی نمیگم
من قول میدم
باشه
نازنین : خودت اقرار میکنی که دارم دق میدم بهت دور از جونت, هزار قرآن فاصله ازت
نادر : من یه حرفی زدم
غلط کردم
به خدا این دق اون دق نیست
تو رو خدا
فدای اون قلب مهربونت شم
حرف حرف میاره
منو ببخش
قول میدم
من  اگه هیچی هم نگم
هر کی بخواد نیش بزنه می زنه
این قدر سخت نشو فدات شم
من بعد از ظهر توی چت بودم
نازنینم ! نازنینم ! نازنینم ! نازنینم ! نازنینم ! نازنینم ! نازنینم ! نازنینم ! نازنینم ! نازنینم ! نازنینم ! نازنینم !
نازنینم !عسلم ! شیزینم ! جونم ! خدا با منه .. ولی اونم کار داره ..
امان از دست تو نازنین ;
دارم دق می کنم از دستت……………….من در مورد این عبارت در چت توضیح دادم
این با نوعی لبخند یک حالت…. عزیزانه گفته شده
حالت سرزنش نبوده
تومقصر نیستی ..منم حواسم نبود که طرز خوندن یا  نوشتن فرق می کنه
بعضی نوشته ها هست که آهنگش معنا رو عوض می کنه
خواهش می کنم قضاوت عجولانه نکن
من دروغ نمیگم
نازنینم ! وقتی صدام می زنی من اگه ببینم درجا جواب میدم
نمی دونم تو که این جا نیستی پیام منو ببینی
به من میگی دوباره شروع شد ;
چت .. اس پیام ;
مگه چقدر نوشتم عزیزم ;
تو که این جا نمیای تا ببینی من نوشتم یا نه ;
انگاری که من با خودم حرف می زنم
آروم میشم
مثل اون وقتا که بودم خد مت
همون سالی که … نه اصلا ولش ..مثلا داشتم شوخی می کردم
نیستی و نخواهی آمد
دیگه مجبورم با خودم چت کنم
نمی دونم نازنین من خوابه یا بیدار
ولی امشب پیشم نمیاد
دیشب کنارم بود
عشقم کنارم بود .. حالا نیست .. چرا نیست
کاش کنارم بودی
یارم بودی
امشب نمیای ; نمیای تا آرومت کنم ;
نمیای تا مث اون دفعه خانومت کنم ;
نادرت تو رو می خواد ..
کجایی که بغلم بزنی
دلم تو رو می خواد
خدا می دونه که من بی گناه چقدر باید انتظار تو رو بکشم
کی میای پیشم
می دونم امشب نمیای
خوابم گرفته از دوری تو که دیگه فکر نکنم … تو رو می خوام نازنین خوبمو
نازنینم ! نازنینم ! نازنینم ! عسلم ! شیرینم !
انتظاررویایی ! که می دونم نمیایی .. چشمم .. قلبم .. روحم ..وجودم تویی ..ومن به دنبالشم .
من مال نازنینم هستم .. اما چرا نمیاد پیشم ;
دارم می خوابم .. تا دردمو چند ساعتی فراموش کنم
چقدر دیر می گذره
چرا به صبح نمی رسیم
خدایا من فکر کردم الان باید صبح باشه
هنوز بیدارم
خبر ما رو نمی گیری ;
برات پیام فرستادم
نمی دونم دریافت نکردی
شاید گوشیت خاموش باشه
نمی دونم
شارژت تموم شد یا گوشی رو دادی به بابا ;
در انتظار تماست هستم … یگانه عشق تو : نادر
نازنین : نادر اینجا نیستی;
نادر : هستم
داشتم جواب پیام موبایلو می دادم
خوبی ;
نازنین : مرسی, تو خوبی; داشتم پیامهاتو میخوندم
نادر دراز بکش, میخوام سرمو بذارم رو بازوت
نادر : باشه عشقم
خواب که فعلا ندارم
ولی دراز می کشم
تا سرت رو شونه یا بازوم قرار بگیره
دلم تنگ شده برای بغل کردنت
ناز کردنت
بوسیدنت
برای همه چی … برای خودمون … برای این که
نازنین : همینو میخوام سرمو بذارم رو بازوت
خم میشم روتو لبامو میذارم رو لبات
نادر : بازم خودمو توی وجودت حس کنم
توی تنت
توی فکرت
نازنین : ناااادر
نادر : منم با تمام وجودم می بوسمت ..
نازنین : دوستت دارم
نادر : جاااااااااان جون دلم .. عشقم …عمرم فلبم ..
منم دوستت دارم …. منم با تمام وجودم می خوامت
منم هر وقت صدای قهرتو می شنوم تمام وجودم از درون می شکنه ..میگم کاش کنارت بودم اون لحظه
بغلت می کردم
اگه قهر می کردی و دست و پا می زدی
نمی ذاشتم در بری
نازت می کردم
می بوسیدمت
محکم بغلت می کردم
می گفتم دوستت دارم
می گفتم نادر همیشه پیشته
نازنین : میدونی خیلی دوست دارم نادر;
نادر : هر چی که بشه حتی اگه از آسمون تیر بباره
آتیش بیاد …
همه جا بلرزه ..نادر بهت می چسبه و رهات نمی کنه
آره می دونم .. می دونم
نازنین : اینکارو خیلی دوست دارم
نادر : تو که منو حس می کنی .. تو که می دونی من بدون تو می میرم
چرا گاهی میگی بهم ازت دور شم .. تو که می دونی من بمیرم ولت نمی کنم … تو که منو مث کف دستت می شناسی
تو که دیشب با همه دلخوری هات .. نیمه شب واسم پیام دادی

ادامه دارد ..ایرانی

دکمه بازگشت به بالا