معرفی با انجمن کیر تو کس

من رضا 21 سالمه دیگ تقریبا قد 175 قیافمم خوبه پوستم سفیده و رنگ مو چشم و ابرو قهوه ای سوخته ادم با اخلاق چندتا دوس دختر قشنگ دارم و خیلی ادم با جنبه ایم مثلا الان ی دختری هست باهم رفیقه ینی قضیش عشقی نی ولی وضیعتشون خوب نی عکس ب پسر میده شارژ میگیره هرکی هر نوع عکسی ازش خواست بهم بگه براش بگیره خواستیت کمکی هم بهش بکنید نکنیدم ب چپم دیگ وظیفه دوستی بود من خیلی وقته میام انجمن کیر تو کس چند سالی هست ولی بوده تا چند ماه یا شیش ماه دور بودم ولی ب خواسته خودم ولی تهش برگشتم ن بگم عاشق بچه هام ن بخاطر مزاجم ب سکس چون سنم ی جوریه تمایل داره ب سکس یاد 16سالگیم میوفتم دوس دخترمو بردم خونه ب دزدی هم سنم بود اومد تو ا ترس درو کلید کردم ترسید ولی نشستم کنارش ساکت گفتم چی میخوری روش پایین بود گفت هیچی بشین ببینمت بعد دو دقیقه حرف زدن و ی بوس گف بدم میاد با خنده لب و هی میگفت وای دکمه مانتو نیستش سینم معلومه یکم ممه هاشو خوردم خوشم میومد ن اندازه الان یکم بغل هم راست کردم بهش چسبیدم ولی نکردمش ولی تا صبحش دلم درد میکرد بعدا متوجه شدم ارضا نشدم ی چندتا دوس دختر داشتم ولی اونا نرسید ب خونه خاالی تموم شد خیانت رفیق و این چیا خلاصه شدم 19 ی پسر فول هفت خط که ن ولی تقریبا همه چی میدونست تا گفتم درس بخونم ولله سر کله ی پسر خوشگله پیدا شد ک تیکه بود بدون مو سنش اندازه من بود ی مو رو صورت نداشت با ابرو گرفتش برام عادی بود تا شروع کرد حرف ا دوست دختر بعدش فیلم سکسی بعدش میگفت میدونی گی چیه ا این چیا منم دو هزاریم نیوفتاده بود ک عکس پسرهای گی نشونم میداد فیلم ولی من همیشه خودمو ساده نشون میدم کشتی گیرم ن سیکس پک ن این چیا بعد چن سال کشتی یکم ماهیچه دارم ولی ذات داره خلاصه نگو پسره میخاره ی بار دیگ کامل میدونستم گی ولی من اهل دادن نبود و خدایی متنفرم ا سکس با پسر ولی پسر هست ا دختر بهتر رفتم خونشون با اضطراب گفتم خدا یا میزنن میکشنم یا میکنمش اخه تو ذهن من فکر من پسری بده دیگ مرد نی من خودمو میکشم کون بدم الانم اینو میگم زورم داره اقا رفتیم تو خیالم راحت شد خواهرش و مادرش بودن یکم درس و توضیح دادن بهم ناهار خوردیم بعد چن مین مامانش گفت پسرم میرم ی جای یادم نی یکی دو ساعت دیگ برمیگردم خلاصه رفیقم گفت پاشو دیدم ا پشت چسبید بهم لبشو گذاشت رو لبم هولش دادم گفت چته میزنی گفتم تو چته مث کونی ها میکنی گفت بیا همو بکنیم گفتم ن چ کس و شعری میگی خلاصه خواست منو خفت کنه خوب گرفتمش افتادم روش راس کردم هیچی نمیکردم مالیدم بهش نمیدونم چن مینی گذشت ولی دو سه دقیقه بود ولی اولش یکم کردم توش در رفت دوباره خیس کردم رفت کم کم تکون نخوررد ابم ک اومد انگار اتش فشان فوران کرد افتادم روش دیدم پاشد نوبت منه قیافم ی جوری شد ب هزار بدبختی نداشتم قهر کرد شد اخرین رفیقی ما بعضیا وقتا دلم برا کونش تنگ میشه و خیلی شده کس و کون بکنم ن که بدم میاد ولی ا جنده بدم میاد ن بگم کثیف ن جنده های تهران درحد منکنن ولی بعدم ا سکسی میاد به طرف هیچ احساسی نداشته باشی خلاصه الانم این داستان های زن دایی و خاله رو میخونم ولی نخوندش بهتره چون باعث میشه ابروت بره یا عذاب وجدان میشه اگ ادم باشی ببخشید اگ حرفام چرت بود عزیزان خواستید خصوصی هم نظر بدید ب خودم

نوشته: reza7404k

دکمه بازگشت به بالا