عشق دو پسر

سلام
من محمدم متولد ٧٦ بدنم سفيد ولي كم مو نيستم عوضش قسمت باسنم بزرگه از بچگي هم رفيقام هي متلك بار كونم ميكردم ولي من زياد توجه نميكردم خيليا هم خواستن كونم بزارن يا قسمت نشد يا من زياد رو ندادم بهشون
ولي يه دوست جون جوني داشتم كه دو سه بار با هم عشقبازي كرده بوديم و خلاصه من اون احساس گي بودن رو تو خودم پيدا كردم
خلاصه مطلب ما يه فروشگاه بزرگ لوازم خانگي داريم كه مديريتش دست منه با يكي از شركت هاي بزرگ لوازم خانگي قرار داد همكاري بستيم يه نفر از مركز استان به عنوان كارمند واحد استان قرار شد متوليه كار هاي ما باشه
تو اين كار ها استان ها رو تقسيم ميكنن و هر سري شهرستان هارو به يه مسئول ميدن كه مسئول شهرستان ما براي انجام سفارشات و… يه اقايي بنام نعيم شدند
نعيم از نظر قيافه خيلي خيلي خوشگل بود مو هاي طلايي داشت با چشم هاي آبي و بدن سفيد قد و وزن معمولي يه ٢٠٥ بادمجاني داشت ته ريش داشت كه خيلي بهش ميومد لباساي شيك ميپوشيد مجرد بود و جوان
جذابيت قيافش همه رو تو مرحله اول جذب خودش ميكرد ولي اخلاقش جوري بود كه با هركسي گرم نميگرفت و مغرور بود
خلاصه
ايشون تشريف اوردن با قيافه كاملا جدي و فلان توي چند مرحله اموزش و غيره كار فروشگاه ما شروع شد
كم كم كه فروش ما زياد تر شد و نعيم هم زياد رفت و امد پيدا كرد به مغازه ديگه گرم گرفتيم و اخلاق خوبي پيدا كرد ميگفت و ميخنديد و منم اصلا فكر اينو نميكردم كه يه روزي كارمون به سكس برسه
با بيشتر شدن رابطه كاري روزي چنبار در جهت انجام كار هاي نمايندگي باهاش تماس ميگرفتم بدون هيچگونه نيت بدي ولي نعيم هي شوخي ميكرد مثلا جونتو بخورم و از اين حرفا كه منم اصلا حواسم نبود وقتي ميومد شهر ما بين حرفاش چنتا هم حرف سكسي و فلان مينداخت منم اصلا تو باغ نبودم تا اينكه يه روز زنگ زدم بهش كه سفارش ٣٠ميليوني يه مشتري رو بدم كه پرداختش نقدي بود گفت داداشم سلام ببين به عشق تو چي باز كردم تو ماشين يه اهنگ خوب داشت ميخوند كه منم خنديدم بعد گفت از بس دوست دارم ميخام ماچت كنم منم اولش فكر كردم كه بخاطر فروش ٣٠ميليوني نقدي هستش كه اينجوري گفت بعد ازاون ديگه رابطمون گرم گرفت هي از اين حرفا ميزد زود زود زنگ ميزد منو به اسم كوچيكم صدا ميزد چون تفاوت سني مون هم زير پنج سال بود ديگه بجايي رسيد كه دوتا نماينده ديگه اي كه تو شهر ما بود رو از نمايندگي خارج كردن و فقط ما مونديم برامون تابلو شركتي نصب كردن دكور داخل فروشگاه زدن و … كه اينكار هارو معمولا تو كلانشهر ها برا فروشگاه انجام ميدن نه تو شهرستان چون توجيه اقتصادي نداره براشون اما در كمال تعجب برا ما انجام دادن شوخي هاي نعيم هم هي ادامه داشت يه روز رفتيم با يه اداره اي قرار داد ببنديم برديم استند بنر هاي تبليغاتي شركت رو تو اداره نصب كنيم اين استند هارو داخل يه سري پارچه ها بسته بمدي ميكنن وقتي داشتيم از داخلش در مياورديم گفت لختش كن و فلان بعد گفت تا حالا كسي و لخت كردي منم به شوخي خنديدم بعد گفت كاش جاي تو و استند عوض ميشد??? من يه لحظه وايستادم تازه دوهزاريم افتاد
منم از خدام بود…
گفتم اگه بخاي چرا نشه؟؟؟؟ يه نگاه شيطاني به من كرد و فهميد كه اينكارم در حقيقت اوكي رو ازم گرفت تو راه برگشت خي دستشو ميزاشت رو پام و ميخنديد و شوخي ميكرد
تا اينكه يه روز براي انجام كاري رفته بودم مركز استان قرار بود يه امانتي هم به اين بدم تو تبريز رفتم ماشين نداشت سوار شد و امانتي و دادم نزديك ظهر بود گفت كه نهار مهمون من منم گفتم نه بابا كار دارم و فلان خلاصه يه جوري زبون ريخت كه قبول كردم فكر كردم قراره بريم رستوراني جايي بعد ادرس داد رفتيم جلوي يه خونه ويلايي با در قهوه اي خوشگل تو يكي از مناطق بالاي شهر گفت پياده شو منم گفتم زشته مزاحم نميشم گفت بابا هيشكي نيست بيا همه براي مراسم چهلم داييم رفتن لاهيجان (داييش كارمند بود تو لاهيجان بازنشست شده بود ديگه همونجا مونده بود) رفتيم تو رفت لباساشو عوض كرد ديدم يه شلوارك پوشيدن با زيرپوش ست همون شلوارك و جوراب مشكي مچي با بدن سفيد يه لحظه ديدم قلبم وايستاد
يه بدن سفيد بدون مو جنتلمن بود برا خودش خلاصه رفت پيتزا اماده داشت گزاشت تو فر و اماده شد اورد خورديم و بعد هي شوخي سكسي ميكرد و منم به روم نمياوردم
تا اينكه حرف اون اداره رو پيش كشيد كه كارشون چطور پيش ميره و استند بنر هنوز هستو بخاطر اون لخت كردن بنر خيلي خنديدمو ديدم كه بعله ايشون چرا منو كشيده به خونه دهنم به اب افتاد.
گفت هستي يه فيلم باز كنم حال كنيم؟؟؟ منم فكر كردم فيلمش طنز و ايناس گفتم اوكي
بعد ديدم فلشو زد تو تي وي ٦٥اينچ كه قيمتش بالاي ٨ميليون بود ديدم بله سوپر گي هستش اومد نشست كنارم گفتم نعيم اين چيه اخه گفت بابا منو تو اين حرفارو نداريم با هم حال كن صداشو زياد كرد صداي اه اه همه خونه رو برداشت داشتن لب همو ميخوردن ضربان قلبم جوري ميزد كه نگو كيرم شق شده بود اونم شق كرده بود ولي از هم خجالت ميكشيديم
بعد دستشو گزاشت رو كيرشو داشت ميماليد گفتم چيكار ميكني گفت بابا راحت باش هردوتا پسريم ديگه ميخاي ببينيش؟؟؟. منم خنديدم كيرشو دراورد وحشت كردم
كير من يه ذره بود ١٤سانت به زور ميشد اين قشنگ ١٩سانت وو داشت كلفتم بود بعد از رو مبل خودشو كشيد نشست كنارم اروم سرشو اورد كنار گوشم گفت هستي ما هم مثل اينا به هم حال بديم منم سرخ شده بودم سرمو تكون دادم كه يه دفعه اين از گردنم گرفت منو خوابوند روي مبل و خودشم روي من قشنگ نفسش رو حس ميكردم يه لحضه گرماي وجودش وجودمو گرفت احساس وصف نشدني داشتم
داشت از نزديك به چشمام نگاه ميكرد منم محو تماشاي چشاي ابيش بودم چشاشو اورم بست و لبشو چسبوند به لبم تو اوج احساس بوديم لبو همو خورديم زبونش تو دهنم بود يه ذره بوي سيگار از نفسش ميمود ولي لذت بخش بود راستي من يه مشكلي كه دارم زود انزالم يعني دست به كيرم بزني ابش مياد بعد اينكه كلي لب باز كرديم گفت ميخام لختت كنم گفتم نعيم مشكل من اينه
رفت و اسپري ليدوكايين اورد از اين اسپري هايي كه برا دندون درد استفاده ميشه منو لخت كرد و اسپري رو زد زير كيرم كيرم داغ شد بعد چند دقيقه انگار كير نداشتم خودشم زد بعد رفتيم شستيم كاملا بيحس بود
گفت برام ميخوريش من اولين بارم بود كيرشو كرد تو دهنم واي داغ بود و ازش مايعي لجز بيرون ميومد ولي ابش نبود براش ميخوردم طعم بيحس كننده ميداد ولي لذتش وصف نشدني بود بعدش اون برام خورد بعد منو بغل كرد كلي حرف هاي عاشقانه زديم حين حرف زدن دستشو روغني كرده بود داشت ميكشيد رو كونم بعد گفت برو دسشويي و كونتو تميز كن بيا گفتم اما… گفت بزو ديگه عه
رفتم تميزش كردم اومدم منو كشون كشون برد تو اتاق يه تخت دونفره فنري پرت كرد منو رو اون خودشم از پريد رو من باز بغلم كرد انگشتم ميكرد و حرفاي شهوتي ميزد داغ داغ بودم منم كون نداده بودم ولي به قدري خيار و موز تو كونم كرده بودم كه باز بود همين كه روغن زيتون رو رو كونم كشيد برد سمت سوراخم درجا باز شد گفت اي شلوغ اينكاره بودي من خجالت كشيدم بعد اروم كيرشو گزاشت دم سوراخم اروم داد تو گفتم كه چون باز بود راحت رفت تو يكم درد داشت ولي زياد نه خودشو انداخت رو من داشت تلمبه ميزد و گرماي تنش او تنم بود بعد گفت چه استايلي دوست داري منم عاشق اينم كه به پشت بخابم پاهامو بدم بالا طرف بكنه اين استايلو گرفتيم يه جوزي تلمبه ميزد كه كل بدنم تكون ميخورد هراز گاهي ميومد يه بوسم ميكرد دوباره تا اينكه بدون اينكه دستمو به كيرم بزنم ابم اومد جوري لذت بهم داد كه داشتم جيغ ميزدم از لذت كير تو كونم بود ابم پاشيد همه جارو گرفت بعد چند دقيقه گفت محمد. داره مياد گفتم بريز تو كونم شدت تلمبه هاش زيادتر شده بودم حس ميكردم كونم مثل تونل شده بالاخره ابش اومد و يه چيز داغ حس كردم تا معدم رفت بعد خودشو انداخت روم لبمو ميخورد و بوسم ميكرد بعد رفتيم حموم و تميز كرديم خودمونو و خدافظي كردم و به سمت خونه برگشتم بعد از اون چندروزي خبري از نعيم نشد ولي بعد دوباره با هم گرم گرفتيم و تا الان چنبار تو هتل و اينا باهم بوديم خيلي خوبه نعيم
راستي شما هم فوش مديد مسخره خم نكنيد
لزومي هم نداره باور كنيد

نوشته: محمد

دکمه بازگشت به بالا