شب زفاف من و خانمم گلناز
پسری بودم 27 ساله در سال 90 تصمیم به ازدواج گرفتم اواخر سال 90 با دختر یکی از دوستان پدرم ازدواج کردم نامزدی گذشت و از بخت بد من هیچ رابطه جنسی ای بینمون رخ نداد دلیلش هم این بود که همسرم از طلاق خواهرش که در نامزدیش اتفاق افتاده بود خاطره بد داشت خلاصه شب زفاف رسید و منم کلی هیجان داشتم ولی انگار روزگار با من سر سازگاری نداشت شاید باورش براتون سخت باشه اگه بگم که زنم بهم پا نمیداد همش بهانه میاورد خلاصه شدیدا دعوامون شد منم یه سیلی زدم تو گوشش بعد از یه مدت( یک هفته) که شرایط عادی شد اومدیم رابطه برقرار کنیم که تازه فهمیدم سرکارخانم چسبندگی واژن دارن به علاوه پرده ارتجاعی و رابطه غیر ممکنه. خیلی این در اون در زدم ولی نشد خلاصه پس از عمل جراحی تحت بیهوشی کامل راه باز شد و بعداز سه ماه کشمکش اولین رابطه جنسی شکل گرفت حالا پس از دو سال که از شب زفاف(برای من شب اول قبر) میگذره یه چیزی مثل خوره افتاده به جونم که داره روانیم میکنه و اون هم اینه که اولین رابطه جنسی چطوره؟؟؟؟ پاره کردن پرده چه مزه ای داره؟؟؟ و همش احساس میکنم یه زن بیوه گرفتم دارم دیوانه میشم لطفا نظر بدید راهنماییم کنید و خواهش میکنم هی نگید پاره کردن پرده وحشیانه است و این یه فرهنگ غلطه و … باتشکر از صبوریتون ( به شرافتم قسم یک کلمه دروغ توی حرفام نیست)
نوشته: ؟