سکس زوری با شوهرخالم

سلام من اسمم سحره ۲۷ سالمه
این داستان مربوط به ۱۰ سال پیشه
خالم دیسک کمرشو عمل کرد چون بچه کوچیک داشت من رفتم خونشون که مراقب دخترش باشم
دخترش ۲ سالش بود خالم ۳۸ سال و شوهر خالم ۴۰ سال
شب اول بعد اینکه شام خالمو دادم و مشغول شستن ظرفا بودم شوهر خالم به بهونه کمک تو آب کشیدن ظرفا کنارم وایساد با اینکه سنم کم بود ولی حواسم بود که داره منو میپاد و نگاش به سینمه
بعد شستن ظرفا رفتم تو اتاق پیش دخترخالم بغلش کردم و دوتایی خوابمون برد
خالمم تو اتاق کناری خواب بود
یهو متوجه شدم شوهرخالم بالا سرمه و صدام میکنه سحر پاشو بیا تو هال فیلم ببینیم حوصلم سر رفته
گفتم نه خوابم میاد گفت ااا پاشو دیگه
دستامو گرفت و منو برد تو هال دیدم رو میز مشروبه
و داره مشروب میخوره
گفت میخوری بریزم واست؟ گفتم نههه
خندید گفت باشه بابا
یه فیلم آمریکایی داشت میدید اکثر بازیگراش لخت و پتی بودن
نا خودآگاه چشمم افتاد لای پاش دیدم کیرش باد کرده
بلند شد نور هالو کم کرد و بهم نزدیک تر شد دست گذاشت دور گردنم و با موهام ور میرفت حس بدی داشتم میخواستم برم گفت ااا بشین
زل زد بهم نگام میکرد حشر ازش میبارید
سرم گذاشت رو سینش و گردن و موهامو میمالید سرم بلند کردم گفتم گردنم درد میکنه
نگام کرد گفت جونم چرااا
فهمیدم خیلییی حشریه
گفت میخوای من سر بزارم رو سینت؟ گفتم نه
گفت چرا خوشگلم
خیلی ترسیده بودم داشتم میمردم از استرس نمیتونستم صدامم ببرم بالا
دستشو از رو شونم گذاشت رو سینم ونگام میکرد خواستم دستشو بردارم دستاشو محکم و سفت کرد و سینمو چنگ میزد
گفتم نکنننن چیکار میکنی
گفت: هیییس حرف نزن
بعد شروع کردن خوردن گوشم و لیسیدن گردنم که حساس ترین قسمته تحریک کننده بدنمه
هم ترسیده بودم که کار به جای باریک بکشه هم استرس داشتم خالم بیدار شه گرچه بدون کمک ما نمیتونست پاشه ولی خب من ترسیده بودم
تو همین فکرا بودم که یهو دستمو گذاشت رو کیرش
ندیدمش ولی حس کردم خیلی کلفت و بزرگه
در گوشم گفت میخوریش سحر
گفتم ولم کن بزار برم تو اتاق این چه کاریه
گفت سحرر یه امشب بهم حال بده هرکار بخوای میکنم واست
ازم لب گرفت لبشو گاز گرفتم گردنمو فشار داد داشت خفم میکرد گفت گاز نگیر کثافت
انگار اینکار عصبیش کرد دستمو محکم گرفت منو برد تو حیاط
تو حیاطشون یه آلاچیق
منو برد تو آلاچیق گفتم ولم کن توروخدا
گفت امشب پدرتو در میارم
من هیکلم خیلی سکسیه سینم الان ۸۰ اون موقع ۷۰ بود کونمم گندس کسمم تپله
منو چسبوند به شیشه و لبمو میخورد کسمو فشار میداد
داشتم حشری میشدم تنم داغ شد نگام کرد زد زیر گوشم
سینمو در آورد شروع کرد به خوردن
صدا آه و نالم در اومد
گفت جنده سینت چقد فرم داره به چند نفر دادی تاحالا بخورن واست
هیچی نگفتم جلوم وایساد گفت بخورش
گفتم نه سرمو برگردوندم
بزور گرد دهنم من اشک میریختم و اون تلمبه میزد تو دهنم
گفتم توروخدا ولم کن بسه خواهش میکنم گفت نههه من هنوز کار دارم
شلوارمو در آورد از رو شرت شروع کرد لیسیدن
شرتو برداشت و کل کسمو کرد دهنش
خیلی خوب میخورد کم مونده بود جیغ بزنم
بعد انگشتشو آروم آروم میمالید به کسم و هی میخواست انگشت کنه نمیذاشتم
انگشت کرد کونم خیلی دردم میومد
فهمیدم میخواد کونمو بکنه تف زد به کیرش و پامو گذاشت رو شونش انقد کلفت بود کیرش کونمو لمس میکرد جیغ میزدم
دهنمو گرفت و کیرشو کرد تو از درد داشتم بیحال میشدم کیرش تو کونم بزور حرکت میکرد
درش آورد خیسش کرد دوباره کرد هی میگفتم بسه توروخدا اون حشری تر میشد
درش آورد خوابید روم فک کردم ارضا شده بعد یه مکث گفت سحر میزاری بکنم تو کست زن من شی هرکار بخوای میکنم واست ماهانه مث خالت بهت حقوق میدم هروقتم خواستی شوهر کنی میبرمت یجا بدوزی
گفتم نه توروخدا نه
گفت سحر بزار بکنم کس نازتو همچی برات میخرم هرچی بخوای
کیرشو هی رو کسم میمالید خیلی خیس کرده بودم انقد حشری بودم میخواستم بگم بکن تو ولی میترسیدم
هی لاپام میمالید و التماس میکرد
گفتم ولم کن آشغال خجالت بکش عوضی پاشوووو
عصبی شد کیرشو به کسم نزدیک کرد ترسیدم تو رفتم دست بزار رو کسم دهنمو گرفت و کیرشو هل داد تو کسم از درد جیغ و داد میزدم گریه میکردم ولی اون تندتر تلمبه میزد
هی میگفت سحر کس طلا زن من شدی پردتو زدم خوشگلم
بیشتر گریه میکردم
یهو گوشیشو برداشت از کس کردنش فیلم گرفت و گفت امشب پردشو زدم جاااان چه کسی دارم میگاام
من از بس گریه کردم بیحال شدم آبشو ریخت رو شکمم
کلی نازم کرد من فقط دلم گریه میخواس
رفت برام آب میوه آورد خوردم
خون کسمو و آبشو از رو تنم پاک کرد و اون شب تا صبح و مدتها تو شوک بودم و صبح رفتم خونمون
یه رو غروب بهم پیام داد حالمو بپرسه حس تنفر نداشتم بهش اصا
بهم گفت خوبی خانومم دردت بهتر شده
گفتم آره گفت بیام دنبالت یه دوری بزنیم
نمیدونم چرا دلم خواست برم
رفتم واسم یه دستبند طلا خرید گفت این اولین هدیه م به تو
گفت میریم ویلا دوستم؟ گفتم باشه فقط من باید زود برم خونه گفت چشم
رفتیم ویلا دوستش یه ساعت کامل سکس کردیم و از اون به بعد مم سوگلیش شدم و هفته ایی یه بار گاهی دوبار بهش میدم دوبارم حاملم کرده واسم ماشینم خریده کل خرجامم میده
خداروشکر کسی نفهمیده
حتی یک کلمه ش هم دروغ و توهم نبوده…

نوشته: سحر

دکمه بازگشت به بالا