سکس با خانم دکتر الهه
سلام به همه من هومن هستم همونی که داستان پاهای خانم دکتر رو نوشته. این داستانی که میخوام بگم واسه قبل ازدواج من با مروارید هست و واسه 2 سال قبل اینه که من حتی با مروارید آشنا بشم . اون موقع با یه دختری به اسم الهه آشنا شده بودم که رابطم هم باهاش 1 ماه بیشتر طول نکشید. و تو اون 1 ماه کامل به اخلاق هم وارد شدیم و نمیدونم منه خر چرا جو زده شدم و از الهه جدا شدم. بگذریم من با الهه سکس هم کردم اونم 1 بار اونم تو مطبش. الهه دکتر ارتوپد بود. حتی یبار که من از طبقه اول ساختمون لیز خورده بودم و افتادم و کتفم در رفت الهه کتفمو جا انداخت و از اونجا باهاش آشنا شدم و تونستم کم کم باهاش رفیق شم. از خصوصیاتش بخوام بگم یه دختر لاغر با قد 1.70 کشیده 25 ساله با چشم های مشکی و موهای مشکی اما بیشتر وقتا موهاشو بور یا بلوند میکرد دماغ کوچیک لبای بزرگ و سایز پاهاش هم 39 بود. من یبار رفتم تو مطب الهه مریض داشت یه پسر بچه بود که پاش پیچ خورده بود می خواست پای اونو جابندازه که مادرش هم بالا سره پسره بود. من در زدم رفتم تو سلام کردم هم به الهه هم به اون زن و بچش که جواب سلاممو دادن. الهه برگشت گفت هومن کار پسر رو انجام بدم تمومه سرم خلوت میشه گفتم اشکال نداره فدا سرت بعد اینکه پای پسره جا افتاد باند پیچی کرد به مادرش گفت بانداشو مرتب عوض موقعی که داشت مادره پسره رو تا دم در بدرقه میداد به مادر پسره توضیح میداد منم تو همون حین از پشت انگشتش کردم وقتی رفت درو بست اومد سمت من گفت چته نمیگی یه وقت مادر پسره یا پسره ببینه گفتم دیشب با هم صحبت کردیم که بیام تو مطب واسه سکس مگه یادت نیست دیشب باهم تو تلگرام صحبت میکردیم. که الهه هم گفت آره یادمه بهم گفت پس یه لحظه واسا رفت سمت میزش تلفن و برداشت از منشی پرسید بازم مریض هست که منشی هم گفت نه خانم دکتر اون مادر و پسره آخریش بودن امروز هیچ مراجعه کننده ای ندارید. گوشی و گذاشت و رفت درو قفل کرد و برگشت بهم گفت همه چی اوکیه میتونیم شروع کنیم. منم از شدت خوشحالی و اینکه اولین بارم هست که با دختری رابطه دارم رفتم سمت الهه و شروع کردم ازش لب گرفتن چند دقیقه ازش لب گرفتم بعد دکمه های روپوششو باز کردم تیشرتشو دادم بالا ممه هاشو از سوتین آوردم بیرون میخواستم کامل پیرهنشو در بیارم که الهه گفت نه احتمال داره یکی بیاد کار داشته باشه. من شروع کردم به لیس زدن ممه هاش بعد چند دقیقه لیس زدن دکمه های شلوارشو باز کردم دستمو کردم تو شلوارش شروع کردم به مالیدن کصش. تو همون حالت الهه شلوار منو باز کرد کیرمو در اورد اونم چند دقیقه کیر منو مالید بعد منو نشوند رو صندلی شلوارمو تا زیر زانو کشید پایین کیرمو گرفت دستش و شروع کرد به خوردن کیرمو تا نصفه کرد تو دهنش چند دقیقه کیره منو خورد. بعدش من کفشای پاشنه دارشو از پاش درآوردم یه جوراب پارازین مشکی پاش بود که حسابی هم بوی عرق میداد. پاهاشو گرفتم شروع کردم به لیس زدن اول پای چپشو از پاشنه پاش تا نوک پاش بعدش پای راستش رو هم همینطور بعد جفت پاهاشو کنار هم قرار دادم لیس زدم. بعد جوراباشو در آوردم اول بو کردم دیدم دیگه بو نمیده جوراباشو درآورد و بعدش شروع کردم به لیس زدن پاهاش دوباره از پای چپش شروع کردم از پاشنه پاش تا تک تک انگشتاش رو لیس زدم و بعد پای راستش رو هم همینطور بعد جفت پاهاشو گرفتم و کیرمو گذاشتم بینشون واسه فوت جاب و حدود 3 و 4 دقیقه برای من فوتجاب انجام داد. بعدش از رو صندلی بلند شدم رو کمرش خوابوندمش روی میز بعد پاهاشو دادم بالا خودم رفتم پایین شروع کردم به لیس زدن کصش حسابی کصشو کونشو لیس میزدم میک میزدم الهه هم آه و ناله میکرد بعدش شروع کردم به لیس زدن سوراخ کونش اون رو هم حسابی لیس زدم زبون انداختم توش عین کصش. بعد به کیرم تف زدم بعد سر کیرمو آروم آروم فشار دادم تو سوراخ کون الهه بعدش با رضایت الهه کیرمو تا نصفه کردم تو کونش و خیلی آروم تو کونش تلمبه میزدم طوری که الهه اذیت نشه بعد نهایتا 4 و 5 دقیقه تلمبه زدن الهه رو بلند کردم بردم رو تخت بیمارا خوابوندم به شکم خودم هم نشستم رو رونش بعدش دوباره مثل قبل کیرم و تا نصفه کردم تو کون الهه با دستم هم لپای کونشو گرفته بودم هم لپای کونشو میمالیدم هم کونشو سفت گرفته بودم و تلمبه میزدم. بعدش دوباره با رضایت الهه کیرمو یه مقدار بیشتر کردم تو کونش حسابی دردش گرفت و آه و ناله میکرد اما با صدای آروم منم خودمو چسبوندم به کمر الهه خوابیدم رو کمرش و شروع کردم با سرعت زیاد تلمبه زدن نزدیک 4 و 5 یقه تلمبه زدم تو همون عین که داشتم تلمبه میزدم تو کونش هم گردن الهه رو لیس میزدم هم گوششو گاز میگرفتم بعدش خودمو از روش سریع بلند کردم کیرمو کشیدم بیرون و آبمو ریختن روی کونش بعد الهه گفت بپر یه دستمال بیار منم سریع دستمال کاغذی آوردم آبمو پاک کردم و جفتمون پاشدیم لباسامونو پوشیدیم و هم من هم الهه جفتمون راضی بودیم و ازش تشکر کردم که انقدر خوب باهام همکاری کرد و سکس خیلی خوبی داشتیم. بعد چند هفته من احمق توهم زده بودم و فکر میکردم از الهه سطحم بالاتر و میتونم با دخترای سطح بالاتری دوست بشم. و این شد که کم کم رابطمو با الهه قطع کردم و سرد شدم باهاش اون موقع هنوز با مروارید آشنا نشده بودم و یروز دیدم الهه بهم پیام داده که داره از اونجا میره و داره شهرشو عوض میکنه و ازم خداحافظی کرد و کامل رابطه رو تموم کرد. و منم اون روز که داشت از بیمارستان میرفت داشتم از دور نگاهش میکردم اما نمی تونستم برم جلو حرفی بزنم چون حسابی همه چیو خراب کرده بودم. و بعد رفتن الهه من برای آروم کردن حالم رو به کشیدن سیگار آوردم طوری که روزی 3 تا پاکت میکشیدم و اوضاع خیلی بیریخت شده بود. و حتی یبار تا مرز خودکشی رفتم اما دکترا جونمو نجات دادن تا اینکه 2 سال بعدش من با مروارید آشنا شدم و تونستم تمام خصوصیات الهه رو توش ببینم. خب این بود از آخرین داستان من امیدوارم خوشتون اومده باشه اگه بدی چیزی تو این داستان دیدید به بزرگی خودتون ببخشید.
نوشته: هومن