زندایی گل من
سلام
سعی می کنم داستانم رو خلاصه واسه تون تعریف کنم
الان 25 سالم این داستان مربوط 4 سال قبل هست
خیلی تو کف زن دایی بودم حتی یه بار هم تا نزدیکای سکس رفتیم اما اتفاق ها نذاشت
تا این که یه روز ازش یه کتاب گرفته بودم. داشتم میخوندم متوجه چند تا عکس بین کتاب ها شدم عکسهای زن داییم که بدون حجاب بود حشری شدم دلم زدم به دریا و بهش اس دادم خوش به حال دایی بعد چند مین اس داد چرا گلم جواب دادم آخه زن به این خوشکلی داره جواب داد چطور مگه اس دادم آخه چند عکساتون بین کتاب ها بود بعد چند تا اس که رد و بدل کردیم بهش پیشنهاد سکس دادم که منتظر فوش … بودم اما اس داد به یه شرط که یه بار باشه اونم هیچ کس نباید بفهمد از این اس هم خوشحال بودم هم ناراحت خوشحال از این که پیشنهاد سکسم رو قبول کرده ناراحت از این که فقط یه بار تو دلم خودم گفتم یه بار که کردم دوباره هم می تونم اس دادم قبول حالا کی جواب داد چقدر عجله داری حالا بهت خبر میدم
حدوا دو هفته ای هم شد که خبر کرد درستی روزی که من کلی کار داشتم دیگه تا امدم برم یه ساعتی شد اونم چند باری زنگ زد زود باش یکی میاد
سرتون درد نیارم رفتم خونه داییم زن داییم یه روسری و لباس شلوار سفید پوشیده بود با هم برای اولین بار دست دادیم و رفتم یه گوشه نشستم گفت برم میوه بیارم تشکر کردم گفتم نیاز نیست بیا بشین کنارم نشسته بود هم من خجالت می کشیدم شروع کنم هم اون بعد من اشاره کردم به روسریش گفتم این چیه گفت خوب دیگه منم از سرش برداشتم اونم افتاد رو زمین منم مثل تشنه ها افتادم روش و لباسش رو زدم بالا دیدم یه سوتین مشکی تنش که اون دادم بالای سینه هاش شروع کردم به خوردن اونم چشمش رو بسته بود و آه آه میکرد چند مین که خوردم رفتم سراغ کسش شلوارش و شرتش رو با همدر اوردم شروع به خوردن کسش کردم هنوز یه مین نشده بود گفت هومن جان من کیر میخوام منم سریع لباس شلوار خودم رو در اوردم و کیرمو گذاشتم دم سوراخ کسش و فشار دادم رفت داخل وای خدا اولین بار بود داشتم کس میکردم داغ بود چند تا تلمه زدم حس کردم داره ابم میاد که سریع کیرم رو در اوردم و کف دستم خالی کردم و بعد ریختم تو دستشویی از دستشویی که امدم بیرون دیدم هنوز همونجا خوابیده فهمیدم که ارضا نشده دیگه میلی به کس کردن نداشتم اصلا یه جور هایی متنفر شدم از اما دوست داشتم اونم راضی باشه رفتم پیشش و با دست کسش رو مالوندم و اونم کیر منا میمالید تا این که بلند شد و اورد طرف کسش با این که میل نداشتم اما با کمک خودش گذاشتم تو کسش و شروع کردم تلمه زدن انقدر حشری بودم که باز هم هنوز یه مین نشده بود ابم امد بازم ریختم کف دستم و خالی کردم تو دستشویی این دفعه که از دستشویی امد بیرون لباس پوشیده بود و رفته بود اشپزخانه منم لباسم رو پوشیدم و ازش تشکر کردم و رفتم
یه سال بعد خیلی با هم رفیق شدیم شاید هفته 4 . 5 بار سکس داشتیم که با دوتا دوستاش دوست شدم که یکی شو ن خیلی دوست شدم و بهترین سکس هایم رو داشتم
اگه دوست داشتید و از داستانم خوشتون امد بگید تا بزارم
بد و خوبیش ببخشید
دوستون دارم