رویای خیس (۱)

این اولین و آخرین باریه که می‌نویسم. نه بخاطر اینکه نمیخوام چون نوشتن رو خیلی دوست دارم اما نه اینجا. دلیل اینکه اینجا مینویسم اینه که میدونم میخونیش دخترک رویایی زندگی من.
اسمم رایاست و از پدری ایرانی و مادری فرانسوی در شهر نیس به دنیا اومدم و در مونت کارلو بزرگ شدم. مادرم وقتی فقط شش سالم بود ما رو ترک کرد و پدرم به من و برادرم نوشتن و خوندن فارسی یاد داد البته صحبت کردن رو هم کاملا بلدم ولی لهجه دارم. از پونزده سالگی از خونه بیرون اومدم و روی پای خودم ایستادم الان هم ساکن آمریکا و دانشجوی سال اول دکترا هستم. مدتی پیش تصمیم گرفتم به ایران سفر کنم و با یک دختر ایرانی آشنا بشم. از اونجایی که نمیتونستم بیشتر از سه هفته در ایران بمونم سعی کردم زودتر چندتا دوست ایرانی پیدا کنم و این شد ماجرای آشنایی من با این سایت و البته با رویای زندگیم.
اکثر کسانی که بهشون پیام میدادم پول میخواستن یا حرفام رو باور نمیکردن تا اینکه رویا جواب داد. البته اونم باور نکرده بود ولی کنجکاوی مجبورش کرد که جواب بده. توی تلگرام براش چندتا عکس از زندگی روزمره ام فرستادم تا باور کرد که دروغ نمیگم. اما از رویا بگم یک دختر بیست و چند ساله با قد متوسط چشمای خوش فرم و بدن بسیار بسیار زیبا (اولین بار که عکس بدنش رو برام فرستاد بهش گفتم خیلی زیبایی و گفت میدونم) کارمون از صحبت روزمره به سکس کشیده شد و بهم گفت که خیلی سکس رو دوست داره (با ادبیات دوست داشتنی میگفت من سکس رو خیلی دوست) و کم کم از تجربه های سکسیمون برای هم گفتیم از جمله از پوزیشن ماریای بی هوش. و اما پوزیشن ماریای بی هوش چی هست. آخرین دوست دختر من یک دختر نوزده ساله مکزیکی الاصل بود به نام ماریا که متولد فینیکس آریزونا بود. خیلی سکسی و هات با قد پنج و نیم فوت و پوست سبزه خیلی ریز نقش ولی با سینه های درشت و خوش فرم. ماریا بعد از چهار پنج ماه از آشناییمون به خونه من نقل مکان کرد و سکس هفته ای دو یا سه بار ما به روزی دو سه بار تبدیل شد. ماریا عاشق خورده شدن کسش در حالت ایستاده بود. گاهی میرفت کنار پنجره و در حالی که کوچه رو نگاه می‌کرد من روی زمین جلوش زانو میزدم و کس لبه دار زیباش رو میخوردم بعد کمی به جلو خم میشد و من میتونستم پشت سرش بایستم و از عقب توی کسش تلمبه بزنم. یکی دیگه از پوزیشن های مورد علاقه ماریا 69 بود. من روی تخت یا کاناپه میخوابیدم و اون به حالت 69 روی من میومد و در حالی که برام ساک میزد من کسش رو میخوردم. همیشه به نزدیک ارگاسم که می‌رسید آب کسش روی صورتم جاری میشد و گاهی ناخودآگاه شروع به گاز گرفتن کیر من می‌کرد ولی من دوستش داشتم و چیزی نمیگفتم. مدتی بعد کشف کردیم که بخاطر هیکل درشت من و ریزنقش بودن اون میتونیم همین 69 رو به صورت ایستاده انجام بدیم یعنی من به صورت بالعکس بلندش میکردم دستاش رو دور کمرم و پاهاش رو دور گردنم مینداخت و کس و کیر همدیگرو می‌خوردیم. اولین بار که این روش رو امتحان کردیم در حالی که کسش رو لیس میزدم اون هم داشت کیرم رو می‌خورد که حس کردم دیگه تکون نمیخوره و کیرم رو هم رها کرده. بهش گفتم خوبی؟؟؟ جوابی نشنیدم پس آروم گذاشتمش روی کاناپه و دیدم چشماش سفید شدن و آب دهنش تمام صورتش رو پر کرده. وحشت‌زده با 911 تماس گرفتم و موضوع رو گفتم و خانم اپراتور گفت کمک توی راهه فقط مطمئن شو راه تنفسش بازه. برگشتم بالای سر ماریا و دیدم یکدفعه حالش برگشت. چشماش به حالت طبیعی برگشتن و بلند شد و نشست. به من نگاه کرد و با چهره ای که تا به حال حشری تر از اون ندیدم و با صدایی که از ته حلقش بیرون میومد گفت fuck me in every hole. سعی کردم بهش بگم تو حالت خوب نیست یکم صبر کن که اینبار با چهره برافروخته در حالی که دستش رو به سمتم دراز کرده بود فریاد زد you mother fucker idiot, fuck the shit out of this pussy right now.
کیر من به سفت ترین حالت ممکن رسیده بود و توی دست ماریا داشت تقلا می‌کرد. بلندش کردم و بدون هیچ حرف اضافه ای در حالی که روی کاناپه خمش کرده بودم از پشت تا اونجا که جا داشت کیرم رو توی کسش فشار دادم. وحشیانه تلمبه میزدم و موهای بلند قهوه ایش توی مشتم بود اونم با صدای خش دار داد میزد harder, fuck me harder.
دقیقا لحظه‌ای که آبم با فشار داخل کسش خالی شد درب خونه به صدا در اومد و پشت سرش یه مرد داد زد 911 open the door please.
اصلا یادم رفته بود که به اورژانس زنگ زدم با خجالت در رو باز کردم و تا خواستم توضیح بدم ماریا دست دراز کرد کیرم رو گرفت و در حالی که لخت جلوی دوتا مرد غریبه ایستاده بود صورت و سینه هاش از آب دهنش خیس بود و آب کیر من از بین پاهاش جاری بود به مامورای اورژانس گفت we’re OK now, thank you. درب رو محکم بست و همزمان با کشیدن کیر نیمه خواب من گفت you still need to fuck this pussy big boy.
از اون به بعد اسم روش 69 ایستاده به ماریای بی هوش تبدیل شد.
این ماجرا رو که برای رویا تعریف کردم اولین چیزی که گفت این بود که من کسم خیس شده. گفتم میخوای سکس چت کنیم که گفت آره بزار چند تا عکس از کسم بگیرم.
این شروع ماجرای کوتاه و دردآور من و رویا بود. ادامه دارد… تان ادامه دارد…

نوشته: RR

دکمه بازگشت به بالا