خیانت به شوهر
خودت نخواستی تمام تلاشم کردم ده سال روزگار بهت فرصت دادم مدارا کردم وقت دادم کمکت کردم سعی کردم درمانت کنم ولی تو مشکلی نداشتی که بخواد حل بشه مشکل خودت بودی که نمیخواستی میخواستی من ادیت کنی ده سال لج کردی سر هر موضوعی دیگه نمیتونم
اینها آخرین حرفهای امیر بود گوشی رو قطع کرد و دیگه هیچوقت اون سیمکارت روشن نشد برای همیشه رفت
بزار بره چی فکر کرده عمرا زنی مثل من گیرش بیاد من خوشکلم خوش هیکلم همه آرزو دارن زنی مثل من داشته باشن بزار بره ببینم کی زنش میشه
چند ماه بعد شوهر کردم شوهر جدیدم وصع مالیش خوب بود دوتا پسر داشت از زن قبلیش باغدار بود کشاورزی از صب که میرفت سر زمین آخر شب میومد علاقه داشت یکمی هم طمع حاضر نبود کارگر بگیره خودش بیشتر کارها انجام میداد همیشه خسته و کوفته با لباسی خاکی میومد پاش و تو حیات میشست لباسش در میآورد و میومد داخل با حمام میونه خوبی نداشت هفته ای یک دفعه جمعه ها
من مجبور بودم تنها برم خرید خرید خونه زیاد بود هفته ای سه بار میرفتم بازار خرید میکردم و شستن و پختن عدا و نظافت خونه کارم زیاد بود
آخر هفته شوهرم میومد اتاق من برا سکس روزهای دیگه نمیوند میگفت باید بره سر زمین کار داره سکس خستش میکنه همون یک بار هم به زحمت شلوارش تا زیر خایش میکشید پایین ريشش که یک هفته نزده بود مثل سیخ جوجه تیغی صورتم زخم میکرد فقط چند بار عقب و جلو کردن ارصاش میکرد حتی پیرهنش در نمیآورد بوی عرق بدنش موهای درهم و کثیف خیلی سریع خواب میرفت کیر بزرگی داشت خوش تراش و رگ دار بزرگتر از کیر امیر اما حیف که زود انزال بود و بی خیال همش به فکر زمین و محصول بود و من بیشتر براش برده بودم تا زن فکر خیانت به سرم میزد پس من چی چرا اهمیت نمیده چرا ارصام نمیکنه حتی یک بار کون قشنگم نوازش نکرده رونم سینم دست بهشون نمیزنه باید خیانت کنم یکیو پیدا میکنم کصم آتیش گرفته من چم شده من که با امیر بودم از این فکرا نمیکردم چقدر عوص شدم چرا شوهرم بد هست حق دارم امیر چی منم به اون بد کردم ادیت کردم ولی اون ده سال تحمل کرد خیانت نکرد آخرش جدا شد الان کجاست چکار میکنه زن گرفته زنش چطوریه
صبح یک روز پاییزی اومدم بیرون برم خرید باید برنج روعن گوشت کلی چیز بخرم شوهرم کارگر داره باید ناهار درست کنم برای چند نفر بالای ۱۵ نفر کلی اساس خریدم سنگین بود به زحمت برشون داشتم تا برم سمت خیابون و تاکسی بگیرم نم نم بارون میزد صدایی غریب و آشنا توجهم رو جلب کرد صدای امیر بود زهره زهره جان بارونه صبر کن چتر بیارم نگاهم به سمت صدا برگردوندم یه زن همراش بود اومده بودن خرید چقدر خوشتیپ شده چه لباسی پوشیده اتو کشیده قشنگ و مرتب اون کیه حتما زن جدیدش لباس هاشون ست بود هم رنگ قشنگ راه میرفتم حتی قدم هاشون با هم بر میداشتن مثل رژه اسب شکیل و قشنگ اون زیر لب یه چیزی به زنش میگفت و دوتای میخندیدن حتی صدای خودشون هم ست بود درست مثل هم باهم قه قهه میزدن و میخندیدن دست در دست با چتری که امیر روی سرش گرفته بود بارانی نبود که لباست خیس بشه انگار فقط بهانه بود تا زیر یک چتر با هم راه بروند زهره خودش بهش میچسباند چقدر شاد بودن
یاد روزهای که زنش بودم افتادم تازه فهمیدم کی بوده کی و از دست دادم با کی دوباره ازدواج کردم آدم مهربان خوش مشرب و شادی بود بیشتر اوقات وقتی به خانه میآمد برایم گل میآورد روزها که سر کار بود زنگم میزد پیام می آد و احوالم میگرفت برای خرید با هم میرفتیم من راه میرفتم و انتخواب میکردم و اون خرید میکرد وقتی میومدیم خانه عادت داشت درو برام باز میکرد بفرما خانم به راستی که چه عزت و احترامی داشتم
موقع خوابیدن قبل خواب دوش میگرفت به من هم میگفت دوش بگیر بعصی وقت ها با هم میرفتیم زیر دوش بدنم میشست و موهام شامپو میزد یاد سکس های که در حمام داشتم بخیر
اتاق خوابمون به سلیقه خودش تزئین کرده بود نور خواب صورتی اتاقی خوش رنگ تزئین شدهبا رنگهای شاد و سکسی وقتی بعد حمام وارد اتاق خوب میشدیم موهام سشوار میزد و خوشک میکرد گاهی ساعتها روی تخت مینشستم و موهام شانه میکرد آروم و با حوصله حولم بیرون میورد و با دیدن بدنم به وجد میومد امیر میگفت به به چه گوشتی چه خانم خشکلی جیگر کی بودی تو امشب برات برنامه دارم یه پوزیشن جدبد من همیشه برای سکس برنامه داشت پوزیشن های جدید وسایل جدید نگاه شهوتناکش که به بدنت میافتاد نوازشهای زیباش هر زنیو به وجد می آورد که خودش تخت اختیارش بزاره انسانی فوق سکسی جداب و مهربان لب های خوشکلی داشت به رنگ انجیر سیاه انگار مادر زاد رژ لب داشت لبهای گوشتی و آبدار و خوشمزه مثل پرتغال تو سرخ چشمهای حشری و صدای بم مردونش کیر خوش تراشش و پوزیشنهای سکسیش پشم سینهاش و بدن ورزیده و خوش فرمش هر زنی رو وادار میکرد زیرش بخوابه از آشناها و دوستان بارها تعریفش میشنیدم و واضح بود که آرزو دارن زیرش بخوابن تازه اونا از سکسش چیزی نمیدونستن اگر اون میدونستن که دیگه هیچ وقتی زیر گردنم میخورد و با صدای بم مردونه و سکسیش در گوشم حرفای سکسی میزد و لاله گوشم میخورد میخوام بخورمت کص بانو فکرکردی الکی لیف زدم بدنت با صابون شستم تا قورتت بدم ماهی گلی با زبونش لیسم میزد تمام صورتم و گردنم سینه هام و شکمم میک زدن نوک سینم و گازهای ریزی که میگرفت و حمله یهوی به سمت کصم و خوردنش همه کصم توی دهنش میکرد ومیخورد جوری میخورد که آب کصم و آب تمام بین پام خیس میکرد چنان ماهرانه لیس میزد و پوزیشن عوص میکرد که سوپر استار پرن هم نمیتونه انگار سالها تمرین کرده بود برای هر حرکت سکسی و هر پوزیشن زبان خیس و گرمش هنوز گرمای زبونش روی سوراخ کونم حس میکنم ماهرانه میخورد با یک حرکت رو به شکم میخوابند و اسپنکهاش در کونم که حشری تر میشدم صدای نفس زدنش در گوشم گرمای نفسش داخل گوشم و زبانش که ماهرانه روی مهره کمرم میچرخید دستهای انگشتی و مردونش که لمبر کونم چنگ میزد و اون روعن بچه ای که ماهرانه بدنم ماساژ میداد اون وقتیکه روی کمر میخوابند پاهام روی شونش میزاشت و کیرش درسوراخ کون و کصم میکشید و سرش به گوشم میرسوند و گوشم میخورد و حرفهای سکسی که در گوشم نجوا میکرد اینقدر ماهرانه با بدنم ور میرفت که مثل موم تو دستش بود و مثل خمیر ورزم میداد چنان کیرش در سوراخم میکشید که فریاد میزدم بکن بکن توش لامذهب داری چکار میکنی سوراخم کیر میخواد بکن توش کونم جر بده کصم آتیش گرفته باغچه رو آبیاری کن و باز بازی میکرد و میگفت نه نمیکنم باید بیشتر حشری بشی هنوز بیشتر مهارت خاصی داشت انگار زاده شده بود برای سکس بدون شک بهترین بود سکسی ترین و حرفه ای ترین دستم تو ی موهاش میکردم و شکمم بالا می آوردم تا سوراخم که کیرش درست جلوش بود و تشنه کیرش بهش برسه اما اون عمدا نمیزاشت و خودش آروم عقب میکشید میگفت هوم کیر میخوای کونت کیر میخواد کیر امیرو میخوای دوست داری جرت بدم و باز سر کیرش در سوراخم مانور میداد بیشتر و بیشتر تا به التماس میافتادم ولی باز هم بیشتر بازیم میداد اینقدر بازی میداد و حشریم میکرد که دیگه فهش میدادم برای لذت بیشتر من تا مرز جنون میبرد وقتی فهش میدادم حشری میشد حس انتقام میگرفت و حمله میکرد مثل پلنگی که به یه غرال رسیده و بعد کلی تعقیب و گریز حالا تو چنگشه وحشیانه به جونم میافتاد و میکرد تو کصم اینقدر پیش نوازیش عالی بود و حشری میشدم که بعصی وقتا سر کیرش داخل نرفته ارصا میشدم صربه های محکم روی کصم و شالاپ شلوپ خایه هاش روی لمبر کونم سکوت اتاق میشکست مکیدن گردنم کبودیهای که بعد هر سکس روی بدنم به یادگار میگذاشت و جای دندونهاش روی گردن و سینم و کصم و بوسه های که از گونه و لمبر کونم میزد دیوانه ام میکرد
هیچ وقت اون باری که روی سوراخ کونم ماهرانه مانور داد و با کیرش اینقدر سوراخم انگلگ داد تا تشنه کیرش شد و تلمبه های موج داری که توی سوراخم میزد از یادم نمیره اون بار درحالی که مست مشروب بود اود خونه صدام کرد بعلم کرد بوسید و گفت امروز میخوام از عقب ارصات کنم مگه میشه مگه داریم آخه چطوری از عقب ارصا بشم بعلم کرد به سمت مبل برد و روی مبل تکی منو نشوند پاهام طبق معمول بالا برد و روی شونش انداخت اینبار تمام حرفهای که میزد از سوراخ کون بود از گایش کون و ارصا شدن از عقب صدای سکسی و عجیبی داشت بارها با صداش ارصا شدم حرف زدنش در گوشم بیشتر از هر چیزی من حشری میکرد کمرم به مبل چسبونده بود و پیش نوازی عجیبی روی کون میکرد چنان با شهوت حرف میزد که احساس کردم سوراخ عقبم خیس شده آب کصم بود یا نه نمیدونم ولی چنان تشنه کیرش بودم که وقتی داخلش کرد و فشارهای که با کیرش از عقب به دیواره بین کصو کونم میداد ارصام کرد ارصای شدید که پاهام قفل شد و رگ پام به شدت گرفت چنان لذتی که هیچ وقت دیگه تجربش نکردم ِلذتی بهشتی آب کیرش توی کنم و کصم گرمای خاصی داشت گرمای که با تمام وجود حسش میکردم بارها خواستم آبش بده بخورم ولی رازی نشد
امیر اینقدر خوش سکس خوش مشرب و با اخلاق بود به راستی که درست میگفت اون نقص نداشت ولی من ادیتش کردم عذابش دادم رفتار خوبی نداشتم شاید فکر میکردم همه مردها مثل امیر هستن و این وطیفه اونهاست ده سال عذابش دادم ولی هیچ وقت بهم خیانت نکرد همه آزار و ادیت ها جمع شد و یکجا سر من خالی شد از من جدا شد فکر میکردم برنده منم ولی امروز فهمیدم که اون برده و من باختم هنوز چند ماه از ازدواج مجددم نگدشته فکر خیانت به سرم زده پس اون چطور تحمل کرد چطور ده سال پای من موند
صدای خنده زن امیر توجهم راجلب کردامیر درب ماشین براش باز کرد و گفت بفرما هردو خوشحال بودند و میخندیدن صدای زهره رو میشنیدم که میگفت باورم نمیشه من حامله هستم جواب آزمایش گفته حاملم حالا اون یک زن زیبا و خوشرو داشت و بچه ای که به زودی ب دنیا میاد و من چی شوهری طمع کار و خسیس با دوتا بچه از زن قبلش و کلی کار خونه و زندگی سخت و طاقت فرسا ای کاش ساعت ها به عقب بر میگشت ای کاش میتونستم به گدشته برگردم و رفتارم با امیر تغییر بدم
تاکسی تاکسی میخوای خانم با شمام صدای راننده تاکسی بود با صدای اون به خودم اومدم امیرو دیدم که سوار بر ماشین با زن خوشکلش رفت و من سوار تاکسی شدم و به سمت منزل رفتم موقع پیاده شدن علاوه بر اضافه پولم یه کاغد هم راننده بهم داد شماره همراش بود برداشتم و رفتم منزل پسر بزرگتر هسرم روی پشت بام بود و داشت من نگاه میکرد شک کردم شاید دیده ولی تشنه کیر بودم و این اولین کسی بود که بهم شماره داد نمیخواستم از دستش بدم رفتم منزل و عدا پختم شب همسرم اومد چند روز بعد شوهرم گفت دیگه نباید بری بیرون اگر هم لازم شد یکی از پسر ها باید همراهت بیاد
چرا اینطور شد روزهای خوب زندگیم رفت خودم پشت پا زدم و بخت خودم خراب کردم حالا هم با اون تاکسی اعتماد شوهر جدیدم هم صلب شد و من تنهام شاید حقمه
دوستان داستان واقعیه فقط من نویسنده داستان امیر هستم و برای جداب شدن داستان از زبان زن قبلیم نوشتم
نوشته: امیر فوق سکسی