خرگوش حسابدار

روباهه یه خرگوش خوشگلو گیر آورده بود و هر روز یکی دوبار بار میکردش
اینقده خرگوشه رو کرد که خرگوشه حال و نا نداشت.
یه روز آقا شیره خرگوش خوشگله رو میبینه و میگه چیه خرگوش کوچولو چرا ناراحتی ؟
خرگوشه میگه: آقا شیره از دست این آقا روباهه دارم میمیرم هر روز داره منو میکنه دیگه خسته شدم انگار تو کیرش به آتیش روشن کردن!!!
آقا شیره خیلی ناراحت میشه میره سراغ روباه و میگه :
آهای روباه چته چرا اینهمه خرگوشو اذیت میکنی؟
روباهه میگه: آخه خرگوشه خیلی خوشگله من نمیتونم جلو خودمو بگیرم هر وقت میبینمش کیرم راست میشه
از قضا آقا شیره هم همین حس رو داشت یعنی دوست داشت خرگوشه روبکنه و روباه رو درک میکرد.
ولی جلو خودش رو گرفت و گفت :
روباه از این به بعد هفته ای یه بار حق داری خرگوشو بکنی وگرنه من تو رو …
خرگوشه از شیره تشکر کرد و آقا شیره رفت.
روباه گفت: خرگوش جون بخواب که مال این هفته رو میخوام بکنم. خرگوش کوچولو خوابید و …
فرداش روباه خرگوشه رو دید و گفت: خرگوشه یه پیشنهاد دارم تو بخواب من بکنمت هفته بعد هم دیگه تو رو نکنم.
خرگوشه خوابید و روباهه …
این قضیه هر روز تکرار میشد روباهه به خرگوشه میگفت الان میکنمتواسه فلان هفته دیگه نده و هر روز مثل قبل خرگوشه رو میکرد.
آقا شیره یه روز خرگوشه رو میبینه و میگه :
چه خبر خرگوش بلا همه چی مرتبه؟ روباه اذیت نمیکنه
خرگوشه گفت: آره همه چی مثل سابقه منتهی قبلا فقط کون میدادم الان حسابدار آقا روباهه هم شدم.

نوشته: خرگوش

دکمه بازگشت به بالا