جیران
سلام . من احمدم 46 ساله . داستانی که می خوام براتون بگم مال 30 سال پیشه.
تومحلمون یه احد اقا بود که مثل بقیه احد اقاهای دیگه اینم ترک بود . قدش با کفشهای پاشنه بلندی که میپوشید تازه میشد 160 . لاغر و ضعیف جثه بود و اتو کرده از خانواده مذهبی و یه پیکان بادمجونی تمیز هم داشت که فقط با گاز درجا میروندش و حیفش میومد گاز بده از بس چوس خور بود . احد اقا حدود چل و دو سه سالش بود . یه زن داشت حدود چهل سال که فارسیش هم مترجم می خواست . زنه 175 قدش بودطوری که تو همه عکسهای خونوادگیشون با احد درحالت نشسته کنار احد که تمام قد وایساده بود قرار میگرفت که تو کادر باشه . معلوم بود احد ترکه نهایت سعیشو که میکرد میتونست کس زنه رو بخوره و قدش به بالاتر نمی رسید ِ زن احد اسمش جیران بود که بعدها فهمیدم و سینه های بیستی داشت 85 و کون گنده که چون بلند بود تو چشم نمیخورد و لخت که میشد کونه خودنمایی میکرد . احدو زنش خرمذهبی بودن و چادرمشکی . خونه احد قواره دومی بود ازسر کوچه و خونه اولی چون دوتا پله مشدی داشت واسه نشستن ِ پاتوق ما بچه های محل بود . احد هم ازاین پاتوق کردن ما شاکی بود و زنش هم به تبعیت از اون تظاهر به شاکی بودن میکرد .
هرموقع احد ماشینشو از حیاط میزد بیرون زنش هم پشت سرش میومد باچادر نماز بدرقش میکرد ولی ظاهرا چشمش تو کوچه میچرخید ِ منم چون کون گندشو کشف کرده بودم زیر چادر یواشکی یه نیم نگاهی بهش و به کونش میکردم .حسم بهم میگفت اونم دوزاریش افتاده تو کف کردنشم . اما چون مذهبی سخت بودن هیچ کس تو مخیلش نمیرفت که بشه جیرانو کرد .
یه عصر جمعه تو پاییز که غمناک و خلوت بود تنهایی رو پله بغل خونه احد نشسته بودم که صدای باز شدن در اهنی خونه احد اومد و سرمو بالا کردم دیدم زن احد زورکی چفت پایین در رو باز کرد و چون باد میومد همونطور که دولا شده بود چادرش رفته بود لای کونش و کونه مثل هلو زده بود بیرون . جیم ثانیه کیرم شق شد . چشم.دوختم به کونش و یهو برگشت و دید چشمای من از افتابه به کونش نزدیکتره و خودشو جمع و جور کرد و رفت کنار که ماشین احد بیاد بیرون از حیاط . احد پیاده شدو بعد از سلام و علیک دوتاییشون رفتند تو حیاط و با دوتا چمدون سنگین برگشتند که من دویدم و چمدون جیران را گرفتم و گذاشتم تو صندوق عقب البته با نیت اینکه یه روز بذارم تو صندوق عقب خود جیران . احد اقا گفت شما چرا ؟ زنش گفت بزار یه موقع هایی هم مفید باشن نه مزاحم . احد از من بدش نمیومد چون نسبتا از بقیه بچه های محل سربه زیر تر بودم . ظاهرا جیران هم از من بدش نمیومد چون میدونست من اونقدرها هم سر به زیر نیستم و مرتب کوس و کونشو رصد میکنم .
معلوم بود احد داره میره یه مسافرت چندروزه . به من گفت احمد اقا من دارم میرم سفر حواست به خونه ما باشه ِ جون شما و جون خونه . منم با شیطنت گفتم خیالت راحت . اصلا جون من خونه شماست . هرچی احد ترکه منظورمو نفهمید ِ بجاش جیران فهمید .
احد سوار شد و جیران هم پشتش اب ریخت . ماشین احد دورشدو ومحو شد و جیران یه نگاه به من کردو اروم دررو بست . منم برگشتم رفته رو پله نشستم تا شاید این غروب جمعه ای یکی از بچه ها بیاد تنها نباشم و رفتم تو فکر رفتن احد و فانتزی تنها بودن جیران دو سه روز و کون دادنش به من که باز صدای در اهنی اومد . قلبم ریخت . هوا تاریک شده بود و خوب نمیدیدم . اره جیران بود و با چادر اومد جلو و با اون لحجه فارس ترکیش گفت شیر سینک اشپزخونه سفت شده و باز نمیشه . دنبالش رفتم تو خونه و از حیاط وارد خونه و بعد تو اشپز خونه که دراز بود و کم عرض . سعی کردم شیر رو باز کنم نشد . لامصب مثل سنگ شده بود . گفتم اچارداری ؟ گفت اره رفت که جعبه اچارشونو بیاره چون عرض اشپزخونه کم بود موقع رد شدن پشتشو کرد به من و عمدا کونشو مالید به من . وای کیرم سنگ شد . باورم نمیشد .اچارو اورد دادبهم .هرچی زور زدم باز نشد . گفتم باید شیر رو باز کنم و عوضش کنیم . گفتم برم اول یه شیر بخرم و بیام گفت صبر کن بهت پول بدم ِ منم 16 . 17 سال بیشتر نداشتم زیاد پول همراهم نبود .کیفشو اورد و روبروی من اومد که در کیفو دو دستی باز کنه چادررو ول کرد و دیدم یه پیرن استین کوتاه یقه باز گرد پوشیده و دستهای سفدشو با سینه های درشت و سفیدش افتاده بیرون . وای خدا چی بود .گفتم من تا اینو نکنم امشب خونه نمیرم .
خلاصه پواو گرفتم و رفتم شیر خریدم و اومدم زنگ زدم و اینبار که دررو باز کرد روشو نگرفته بودو دیدم یه دامن مشکی نسبتا کوتاه پاشه و جوراب هم پاش نیست . رفتم تو و پرسیدم فلکه کجاست باید ببندمش . منو برد تو حیاط خلوت و دولا شد که دریچه فلکه ها رو نشونم بده عمدا انگار سینه هاش ریخت بیرون .فلکه رو بستم و بر گشتیم تو اشپزخونه و باز شیرباز نشد و اچار کلاغی رو انداختم یه ور شیر و اچار فرانسه را هم طرف دیگه ِ لامصب باز نمیشد . بهش گفتم شما بیا اچار فرانسه را نگه دار من هم مخالفش زور میزنم . اومد و واسه اینکه اچاررو دو دستی و سفت بگیره چادررو ول کردکه ازسرش اوفتتد زمین و تمام بدن خوشگلو سفیدش افتاد بیرون . وای سینه هاش ساقاش پاهاش روناش کونش همش سکسی بود و خلاف هم زور میدادیم که یهو شیر باز شد و افتاد تو بغل من . منم دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم و به خودم گفتم فوقش میزننم . که با پررویی همونجور که تو بغلم بود لب و گذاشتم تو لباش و با ناباوری دیدم دستاشو حلقه کرد دور گردنمو زبونمو مکید تو دهنش و حالا میک نزن کی بزن . منم فشارش دادم تو بغلم و دستمو بردم پشتش و نهایتا در کونشو دامنشو زدم بالا و شروع کردم به مالوندن کونش و انگشت کردنش . همونطوری کشیدمش تو حال و خوابوندمش رو قالی و پیرهنش وبادامن و شورت و یکجا کشیدم پایین و دراوردم . اخر هم سوتینشو بعد هم لباسهای خودمو . رفتم روش و ممه های گندشو میمالیدم و می خوردم واه و اوهش رفته بود بالا و ترکی یه چیزایی میگفت .که رفتم پایین و شروع کردم به خوردن کوسش ِ چه کس تپلی داشت برعکس قد بلندش. از شهوت جیغ میکشید ومیگفت بکن منو . بلند شدم دستمو انداختم تو موهاشو سرشو کشیدم پایین رو کیرم و بدون معطلی تا ته کیرو تو گلوش جادادو می خورد و تخمامو میمالید چنان سفت میخوردش که انگار می خواد بکندش . داشت ابم میومدکه باز موهاشو گرفتم بکشم بیرون از دهنش که سفت از پشت رونامو گرفت و نذاشت کیرمو از دهنش دربیارم . فهمیدم می خواد ابمو بخوره منم از رو خودم برگردوندمش و من سوار دهنش شدم و با قدرت کیرمو فشاردادم ته حلقش . اونم هرچی قویتر میمکید تا تمام ابمو ریختم تو گلوش و خالی شدم. و بیحال افتادیم واسه پنج دقیقه و بدون اینکه کلامی رد و بدل بشه باز رفت رو کیر کلفتم و شروع کرد به ساک زدن تا حشرم زد بالاو پا شدم عین وحشیا لنگاشو دادم بالا و کیرمو تا دسته فرو کردم توکسش . وای گلومو میخورد لبامو میخورد شونه هامو میخورد حشری حشری شده بود و منم تلمبه میزدم که یهو کشیدم بیرون از کوسش و چرخوندمش که از کون بکنمش که گفت نه احمد جون . وحشی شده بودم و اون کون تنگ رو میخواستم . یه چک محکم زدم تو گوشش مثل بره دمر خوابید و قنبل کرد کون گنده رو .تا خایه گذاشتم تو کونش جییییق میزد و اخ و اوخش خونه رو ورداشته بود و کم کم که دردش کم شد خودش واسم کمر میزد و کیرمو تو کونش میچرخوند و قنبل میکرد و سفت کونشو فشار میداد تو بغلم و فهمیده بود که دیگه این کون صاحاب داره. برگشت و لب میخواست زبونو دادم تو دهنش و شروع کرد میکیدن زبونمو و حشری تر شده بود و بیشتر قنبل میکرد و بیشتر کیر می خواست حشری ترم کرد و چنان با قدرت میزدم توش که کلش میخورد به کمد دیواری و سرو صدای کمدو اه و او ها و دادای جیران خونه رو ور داشته بود و می گفت جرم بده . جنده تو پاره کن . من زیر خوابتم . من مال کیر توام . انقدر گفت که با فشار ابم اومد ته کونشو پر کرد و وقتی بلند شدیم فرش از اب اون خیس شده بود .
نوشته: الف . ع