جهان (۱)

این ماجرای آشنائی منو دوستم جهان هست . ببخشید که بیان این خاطره کمی طولانی هست شاید در نگاه اول خوندنش خسته کننده و کسل کننده باشه ولی بیان گوشه ای از خاطرات شیرینم هست که دوست داشتم اونو با شما دوستان به اشتراک بزارم . شاید برای بعضیها باورش سخت باشه ولی این خاطره از داستانهائی که پسری با مادرش یا خواهرش یا فک و فامیلش سکس داشته فکر کنم بهتر به دل خواننده اش بشینه دیگه میگم باورش با خودتون میتونید بگید همش دروغه یا هرطور میتونید فکر کنید . اگر غلط املائی هم دیدی من عذر خواهم برای اون دسته از اقایون هم که نگران دست و چشم بنده هستند باید عرض کنم همه این داستان در مدت زمان یک روز یا دو روز نوشته نشده .
خب منو جهان بطور اتفاقی توی نت با هم اشنا شدیم و با هم چت و گفتگو میکردیم و خیلی با هم دوست شده بودیم تا اینکه یه روز دوستم بهم گفت سعید میخام بیرون از نت ببینمت منم قبول کردم هردومون کارمون ازاد بود منکه یه مغازه داشتم دوستم یه دفتر داشت بعد از یک سالی که با هم دوست بودیم بلاخره قرار گذاشتیم و بیرون همدیگرو دیدیم البته قبلش هردو عکس همو دیده بودیم خیلی نامانوس با چهره هم نبودیم ولی قرارمون برای هردومون هم یه شور هیجان داشت هم واقعا به هم دیگه عادت کرده بودیم تقریبا دیگه همه خصوصیات همدیگرو میدونستیم و گاهی اوقات اون از زنش و زندگیش برام میگفت منم از زندگیم براش گفتم که ازدواج کرده بودم و کارمون به جدائی کشیده شده بود . بعد از اون ملاقات جهان خیلی بیشتر باهام راحت شده بود خیلی بهم لطف میکرد یه روز ظهر که توی مغازم که یه بوتیک بود داشتم با دوستم چت میکردم چون هردومون دوست داشتیم بیشتر چت کنیم تا زنگ بزنیم که بهم گفت سعید یه زحمتی برات دارم گفتم بگو داداش گفت راستش تو ادم فنی هستی چون اینو قبلا بهش گفته بودم بهم گفت لباسشوئی مون انگار یه مشکلی براش پیش اومده جمیله میگه اب و خالی نمیکنه اگر برات سختت نیست میشه بیائی و یه نگاهی بهش بکنی ؟گفتم چشم دادش گلم حتما گفتم کی میخاهی ببینمش گفت میام دنبالت و با هم بریم گفتم باشه کار بوتیک داری اصلا به شغل فنی مربوط نمیشد ولی خب من قبلا کارم فنی بوده از این لوازم سردرمیاوردم دوستم اومدو با هم رفتیم خونه اش انگار به زنش از قبل خبر نداده بود چون زنش با یه تاپ و شلوارک در را برامون باز کرد و دوستم منو به جمیله معرفی کرد بنده خدا جا خورده بود که دوستم بدون هماهنگی منو برده خونش به جمیله گفت اقا سعید دوست خوبم که بهت گفته بودم جمیله هم بهم خوش امد گفت و دعوتم کرد داخل جهانم گفت که سعید اومده تا لباسشوئی رو ببینه و تعمیرش کنه . از جمیله بگم که یه زنه خیلی خوشگل و خوش اندامی بود مخصوصا که تقریبا نصف بدنش هم لخت بود با اون تاپ که چاک سینه هاشو نشون میداد و دستهاش که کامل لخت بود و شلوارکشم که تا سر زانوش بود وقتی جمیله پشتشو کرد و داشت میرفت تو هال چشم به کون گرد و خوش فرمش افتاد و وای دلم براش غش کرده بود جمیله چون جهان هم بود دیگه نرفت و لباسشو عوض نکرد با همون حالت بود ولی معلوم بود خیلی جلوی من راحت نیست البته جهان گفته بود که جمیله زنه راحت و معاشرتی هست ولی خب من هنوز براش غریبه بودم . جمیله یکی دو دقیقه با منو جهان نشست و گفت برم چائی بیارم بلند شد راه افتاد و دوباره چشم روی کون خوشگلش تمرکز داشت واقعا وقتی راه میرفت کونش خیلی خوشگل تکون میخورد خیلی شل و وارفته نبود گردو خیلی عالی بنظر میرسید پوستش نه خیلی سفید بود نه سبزه واقعا جمیله زن خیلی زیبائی بود با صدائی دلنشین و گیرا . جمیله با یه سینی چای اومد و نشست پیش جهان روبروی من پاهاشو جمع کرده بود و جهان و بغل کرده بود تا تنش خیلی تو چشم نباشه منم با جهان حرف میزدم خیلی نمیخاستم به جمیله نگاه کنم ولی از همون اول که دم در دیدمش انگار یه تیری به قلبم نشسته با دیدن جمیله . بعد نمیدونم چی شد که جهان گفت وای گوشیمو تو دفتر جا گذاشتم و بلند شد از جاش به جمیله گفت عزیزم من برم دفتر از اون طرف هم میرم مدرسه پسرمون برشمیدارم و میام تا سعید جان هم یه دستی به لباسشوئی بزنه من اومدم . منم انتظار نداشتم جهان منو زنشو با هم تنها بزاره به جهان گفتم منم باهات میام و بعدا برمیگردیم که جهان گفت نه بابا وقتو از دست میدیم تو یه زحمت بکش نگاش کن منم زودی برمیگردم هر چی من اصرار کردم که منم باهاش برم و بعدا میام قبول نکرد به جمیله گفت از سعید جان پذیرائی کن تا من بیام و یه بوسش کرد جلوی من زودی از در زد بیرون و من موندم و جمیله . جمیله سینی چائی رو برداشت و رفت اشپزخونه من هنوز نشسته بودم جمیله گفت اقا سعید تشریف نمیارید گفتم بله جمیله خانم رفتم تو اشپزخونه و ماشین لباسشوئی رو بهم نشون داد گفتم دقیقا چش هست گفت ابو تخلیه نمیکنه گفتم باشه و من داشتم ماشین لباسشوئی رو از جاش میکشیدم بیرون که جمیله هم رفت و بعد از چند دقیقه وقتی برگشت دیدم یه چادر سرش کرده ولی با همون تاپ و شلوارک هست تو دلم به رفتارش خندیدم که اگر اینقدر از من خجالت میکشه و چادر سرش کرده چرا لباسشو عوض نکرده همینطوری سرم به باز کردن لباسشوئی گرم بود که دیدم جمیله اومده بالاسرم ایستاده تو فاصله نیم متری بعد تازه فهمیدم اومده کنار گاز و داره غذا درست میکنه اونطرف لباسشوئی هم ظرف شوئی بود که جمیله یا پای گاز کار میکرد یا دم ظرفشوئی بود انگار اهل چادر و حجاب نبود و هی چادرش از سرش میافتاد روی شونه هاش هی بالا سرم حرکت میکرد و بوی تنش داشت مست و دیونم میکرد خیلی حرف نمیزد تقریبا یه نیم ساعتی سکوت بینمون حاکم بود و این زیاد خوب نبود که جمیله گفت میخاهی برات یه چائی دیگه بریزم منم تشکر کردم و گفتم لطف میکنی جمیله هم چائی ریخت و گذاشت روی اپن گفت خوش بحال خانومتون که مردی مثل شما را داره منکه دوست داشتم جهان هم دست به اچار بود گفتم خب جهان تو کار دیگه ای تبهر داره بعدشم من زن ندارم یعنی داشتم از هم جدا شدیم جمیله گفت ای وای خیلی متاسفم اقا سعید گفتم چرا مشکلی نیست خب با هم تفاهم نداشتیم و تا بچه دار نشدیم جدا شدیم جمیله گفت مشخص نیست چشه ؟گفتم هنوز به موتور تخلیه اب دسترسی ندارم باید بازش کنم ببینم چشه گفت چقدر طول میکشه گفتم نمیدونم گفت وای یه عالمه رخت چرک دارم همینطوری مونده کاش زودتر درستش کنی گفتم دارم سعی خودمو میکنم بعد برای اینکه یکمی باهاش شوخی کرده باشم گفتم میخاهی رختاتو بده ببرم برات بشورم و بیارم جمیله هم که انگار یخش کمی وا رفته باشه و یکمی راحتتر شده بود باهام گفت وای اقا سعید چی میگی همش که لباس رو نیست لباس زیرام چی؟ گفتم خب اونارو هم برات میشورم تر و تمیز میارم . که جمیله زد زیر خنده و دوباره بهبهانه غذا اومده بود نزدیکم ایستاده بود و این دفعه دیگه خیلی نزدیکم بود دیگه دلم میخاست اون ساق پای خوشگل و خوردنیشو بغل میکردم میخوردمش یه جوری هم چادرشو میگرفت که تا نصف ساق پاش از زیر مشخص باشه از بالا هم که همش چادره از سرش افتاده بود روی کمرش هی سرش میکرد وقتی هم میخاست سرش کنه کامل دستاشو باز میکرد و زیر بغلهای خوشگلش هم نمایان میشد . داشت منو با این کارهاش میکشت نمیدونستم حواسم به لباسشوئی باشه یا به جمیله . پسرشون نوبت عصر مدرسه بود و تا برگشتن جهان دو ساعتی زمان بود . بعد جمیله رفت توی اتاقشون و منم فرصت کردم خوب همه لباسشوئی رو برسیش کردم مشکلشو پیدا کردم ولی دلم میخاست با جمیله بمونم بنابر این مشکلشو برطرف نکردم الکی معطل کردم که دیدم جمیله از یه جائی داره صدا میزنه بلند شدم دستمو شستم و رفتم سمت اتاق خوابشون فهمیدم جمیله داره از داخل حمومشون صدا میزنه در اتاق خوابشون زدم جمیله گفت اقا سعید بیا داخل بیا رفتم داخل که دیدم جمیله دیگه بدون چادر توی حموم ایستاده و داره تو رو شوئی که داخل حموم داشتن یه چیزی رو اب میکشه بهم گفت اقا سعید حالا که زحمت کشیدین و اومدین این هواکش حموم هم خیلی صدا میده یه نگاهی هم به این بندازین منکه محو تماشای جمیله بودم داشتم سینه و هیکل نازشو نگاه میکردم یهنگاهی به لباسی که داشت میشست انداختم دیدم داره سوتین و شورتشو اب میکشه نمیدونم چرا جمیله منو به اتاق خواب و حمومشون وارد کرده بود کیرم دیگه بلند شده بود براش دلم میخاست محکم بغلش کنم لبشو بخورم که دیگه هیچی نفهمیدم و محکم بغلش کردم و لبهاشو بردم توی لبم مکشون میزدم از پشت دستم روی کمرش بود و به خودم فشارش میدادم از جلو هم دستمو کرده بودم زیر تاپش و داشتم سینه هاشو میمالیدم جمیله هم هی توی بغلم تقلا میکرد و میخاست خودشو از دستم فراری بده که نمیتونست و من محکم گرفته بودمش نمیدونم چقدر طول کشید ولی من فقط لبهای جمیله رو مک میزدم دستم دیگه از پشت توی شورتش بود و داشتم کونشو میمالیدم و سینه هاشو میمالیدم وقتی جمیله دید که ا زدستم نمیتونه در بره دیگه زور الکی نزد و دیگه تقلائی نکرد منم دیگه محکم فشارش نمیدادم اروم دستمو از روی سینه اش بردم روی شکمش و پهلوهاش دیدم جمیله دیگه ارومه اونم داره به لب دادن همراهی میکنه زبونمو بردم توی دهنش و اونم زبونشو کرد توی دهنم زبون همدیگرو مک میزدیم و دیگه دستم لای چاک کونش بود و دست راستمو اروم کردم تو شورت و کسشو گرفتم توی دستم وای کسش خیلی نرم و تپلی بود داشتم با کسش بازی میکردم و انگشت وسطیمو بردم لای کسش که دیدم وای کسش خیس کرده جمیله هم منو بغلم کرده بود و سرش رو به بالا و داشت حسابی بهم لب میداد و منم با کس و کونش بازی میکردم اونم هوم هوم میکرد ناله میکرد لبمو از لبش برداشتم چشمای جمیله خمار خمار شده بود دست انداختم تاپشو از تنش دراوردم وای دوتا سینه خوشگل و خوردنی جلوم ظاهر شدن که هردو سینه اشو با دو دستم گرفتمو چسبوندمشون به هم نوکشون مک میزدم جمیله هم سرمو به سینه اش فشار میداد و اه و ناله میکرد میگفت وای بخور بخور منم همه سینه اشو لیس میزدم و مک میزدم فشارشون میدادم از خوردن پستوناش دست کشیدم تو چشماش زل زدمبهش گفتم داشتی منو دیونم میکردی دیگه نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم همش جلوم قر میدادی با این کون خوشگلت با این پسونای نازت جمیله هم هیچی نمیگفت گفت بریم توی اتاق اینجا کهنیمشه وای انگار همینو میخاستم بشنوم . با هم رفتیم روی تخت و جمیله رو خوبودمش روی تخت و بازم مشغول خوردن پستوناش شدم اونم خیلی حال میکرد که نوک سینه هاشو حسابی مک میزنم همه سینه و شکم و پهلوهاشو میخوردم دستها و بازوهاشو میبوسیدم مثل یه ادم گرسنه که به سفره رنگین دعوت شده بودم . نمیدونستم کجاشو بخورم همش حرص ولع داشتم که صدای تلفن خونه بلند شد و منو جمیله مثل برق گرفته ها از جامون پریدیم اونم داشت حسابی حال میکرد و صداش همه اتاق پر کرده بود که هی میگفت بخور سعید همه جامو بخور که صدای زنگ تلفن حالمونو گرفت جمیله داشت نفس نفس میزد دید شماره جهان افتاده یه نفس بلندی کشید که حالش بهتر بشه جواب داد ولی هنوز داشت اروم نفس نفس میزد که جهان انگار پرسیده بود چه خبر چی شد سعید چکار کرد که جمیله گفت اقا سعید که هنوز مشغوله جهانم گفت خب منم برم دنبال پسرمونو برشدارم بیام چیزی میخاهی بخرم که جمیله گفت اره یکمی خرید دارم اگر میتونی برو فروشگاه خرید کن . گوشت و مرغ و روغن و اینا گفت باشه عزیزم بعد جمیله گفت خواستی بیائی دوباره زنگ بزن شاید بازم خرید داشته باشم اونم گفت به روی چشم و قطع کرد منکه داشتم زن رفیقمو لختش میکردم و میخوردمش جمیله گفت سعید زود باش دیگه هرکاری میخاهی زوتر بکن گفتم باشه عزیزم دست بردم شلوارک و شورت جمیله رو از پاش کشیدم بیرون دیگه جمیله لخت لخت جلوم دراز کشیده بود داشتم همه بدن زیباشو با چشام میخوردم وای کسش خیلی خوشگل بود رونهاش خیلی خوردنی بود من هنوز لباسم تنم بود جمیله گفت ای نامرد منو لختم کردی خودت لخت نشدی بلند شد پیرهنمو از تنم کشید بالا و زیر پیرهنمو هم درش اورد بلندم کرد ایستادم دکمه شلوار و زیپمو باز کرد شلوار و با شورتم کشید پایین و کیرم که شق و راست ایستاده بود پرید بیرون جلوی صورتش و گفت وای ببین چیرو قایم کرده بد جنس و بی معطلی کیرمو کرد تو دهنش و داشت کیرمو میخورد دلم میخاست اول من همه جاشو میخوردم کسشو کونشو لای رونهاشو ولی جمیله پیش دستی کردو کیرمو ساک میزد و هوم هوم میکرد گفتم عزیزم بلند شو منم میخام کستو بخورم جمیله گفت وایسا یکمی دیگه بخورمش خیلی خوشگله کیرت سعید جون گذاشتم 5 دقیقه دیگه خورد بلندش کردم خوابوندمش روی تخت و شلوارمو از پام درش اوردم رفتم روش خوابیدم کیرم نزدیک کسش بود بین رونهاش ازش لب میگرفتم و سینه هاشو میخوردم بعد رفتم پائین بین پاهاش و از هم بازشون کردم شروع کردم لیسیدن کس داغ و خیسش وای که چه مزه ای داشت ابش هی لیسش میزدم زبونمو میکردم تو کسش جمیله ناله میزد بعضی وقتا پاهاشو تا جائی که میتونست میداد بالا تا زبونم بیشتر بره تو کسش یا با پاش سرمو به کسش فشار میداد هی جیغ جیغ میزد و هوم هوم میکرد و میگفت وای کسمو بخور کسمو بخور همشو بخور کسم مال توه سعید جونم منم هم کسشو میخوردم هم کونشو نزدیک نیم ساعت فقط لیسیدمش که دو سه باری فکر کنم ارضا شده بود چون خیلی جیغ جیغ میکرد همه تنش خیس عرق شده بود و من لیسش میزدم گردنشو سینه هاشو شکمشو زیر بغلشو رونهاش مثل یه ماهی توی بغلم ول میخورد و به تنش پیچ و تاب میداد دیگه دلم میخاست کیرمو بکنم تو کسش بهش گفتم جمیله میخام بکنمت عزیزم اونم بهم گفت یالا منم همینو میخام عشقم منم عاشق کیرتم که بره ته کسم پاهاشو گرفتم رفتم جلو تر کیرمو به لای کسش میکشیدم و کسشو نگاه میکردم و میگفتم جون چه خوشگله کست چه ناز کست این مال کیه این کس مال کیه جمیله هم ناله میکرد و میگفت مال توه مال تو بکنش بکنش کیرتو بکن توش منم هی کیرمو میمالیدم لای کسش میخاستم اتیشش تند تر بشه دیگه جمیله داشت دیونه میشد از شهوت دستشو اورد کیرمو گرفت و گذاشت تو سوراخ کسش خودشو هل داد جلو تا کیرم بره تو کسش و یه ناله ای کرد و گفت اخخخخخخخخخخخخ جوووووووووووووووننننننننننننننننن وای کسم منم دیگه تو کسش تلمبه میزدم پاهاش توی دستم بود داشتم کیرمو میدیدم که داره تو کسش حرکت میکنه خیلی لذت میبردم که چنین کسی رو دارم میکنم کیرم کلفتتیش و اندازه اش واقعا خوب بود و کس جمیله هم خیلی عالی بود اونقدر تنگ نبود که اذیت بشه اصلا هم گشاد نبود انگار کسش دقیقا برای کیرم ساخته شده بود دیگه داشتم حسابی کسشو براش میگائیدم گاهی تند و محکم میکردمش گاهی هم اروم جمیله هم انگار بینهایت لذت میبرد چون صدای اه و اوه اخ جون اخ جونش قطع نمیشد هی میگفت جرم بده سعید جون جرم بده کسم مال توه کیرمو از کسش دراوردم بهش گفتم بلند شو میخام از پشت بکنم جمیله بلند شد ولی بهم گفت سعید تورخدا کونم نه گفتم عزیزم کاری به کونت ندارم کستو میخام از پشت بکنم اونم سریع قمبل کرد و کون گرد و نازشو داد بالا و کسشم از لای رونهاش جمع شده بود یکمی پاهاشو باز کرد تا کسش بازتر بشه گفت سعید زود باش وقت نداریم گفتم جمیله کونت داره منو میکشه بخدا دلم میخاد بخورمش جرش بدم جمیله هم سوراخ کونشو باز و بسته میکرد منم رفتم سراغ مک زدن سوراخ کونش حسابی مکش زدم و زبونمو فرو میکردم توش اونم ناله میکرد گفت سعید کسم کسمو بخور منم کسشو براش خوردم گفت بکنم عزیزم از کس جرم بده جهان منو جرم نمیده گفتم چرا جرت نمیده گفت تو جرم بده دیگه کیرمو گذاشتم دم کسشو فشار دادم رفت تو کسش و گفت اخخخخخخخخخخخ ووووواااااااااااااااااااایییییییی کسسسسسسسمممممممممممم منم دوتا لپ کونشو گرفتم تند تند از عقب کسشو میگائیدم یه یک ربعی هم اینطوری کردمش دوباره طاق بازش کردم از جلو کردم تو کسش سینه هاشو میخوردم که دیگه داشت ابم میومد منم اه و ناله ام بلند شده بود و گفتم جمیله ابم داره میاد که کیرمو کشیدم بیرون و ابم پاشید روی شکم و سینه هاش و یکمی هم ریخت بالای کسش کیرمو به بالای کسش روی ابم میمالیدم و نفس نفس میزدم جمیله دستشو دراز کرد تا بخوابم توی بغلش اونم با نفس نفس زدن میگفت وای خیلی عالی بود خیلی کیف کردم کیرمو با رونهاش میمالید کیرم هنوز شق بود جمیله کیرمو گرفته بود میکشید روی کسش یه دفعه سر کیرمو برد لای کسش میکشید روی چوچولش و ناله میکرد بردش پائینتر و گذاشتش تو کسش من گفتم جمیله ؟؟؟؟!!! دیونه شدی گفت اره دیونه شدم تو نترس طوری نمیشه کاش همه ابتو تو کسم میریختی اونطوری کیفم بیشتر میشد گفتم خل شدی جمیله ؟ گفت تو خلم کردی سعید کیرمو از کسش دراوردم بلند شدم با دستمال هم خودمو هم شکم و سینه ها و کس جمیله رو پاکش کردم ازش یه لب گرفتم و گفتم جمیله خیلی میخامت عاشقتم کاش بشه بازم بتونیم باهم حال کنیم ؟گفت اگر تو بخواهی میشه گفتم منکه از خدامه عزیزم کمکش کردم بلند شد لباسامونو تنمون کردیم . جمیله گفت خب لباسشوئی کارش به کجا کشید درست میشه یا نه گفتم اره عزیزم درست میشه ولی من دیگه به چه بهانه ای بیام پیشت عشقم؟جمیله گفت بهانه اش با من تو فقط بازم همینطوری بهم حال بده گفتم واقعا خوب بود خوشت اومد؟گفت اره بینظیر بود گفتم مگه جهان خوب بهت حال نمیده گفت چرا اونم خیلی خوب میکنه ولی خب توهم لذت خاص خودتو داری عزیزم بغلش کردم حسابی ازش لب گرفتم که دیدم گوشی خونشون بازم زنگ خورد جهان بود گفت من نزدیک خونه هستم کاری داری یا بیام جمیله هم یه چشمکی بهم زد و گفت نه عزیزم بیا بیا . بعدم بهم گفت سعید جلوی جهان مثل قبل باش همونطوری تا خودم کم کم میارمت تو زندگیم باشه ؟گفتم چشم عشقم رفتم سراغ لباسشوئی و مشغول بودم که زنگ خونه بصدا دراومد و جهان با پسرش و خریدها اومدن تو گفتم خب میگفتی میومدم کمکت جهان گفت نه سعید جون همینکه داری زحمت لباسشوئی رو میکشی دستت درد نکنه . دیگه منم لباسشوئی رو راهش انداختم و جهان و جمیله خیلی خیلی ازم تشکر کردن و شام هم باهاشون خوردم و برگشتم خونه خودم . از روز به بعد تقریبا هر هفته یا هر دو هفته با عشقم جمیله قرار سکس میزاریم و هردو بینهایت بهمدیگه لذت میدیم جمیله ازم خیلی راضیه چون هم بهتر از جهان بهش حال میدم هم چون زن خیلی داغ و سکسی هست و یه بار تو سکس اعتراف کرد که جهان به تنهائی نمیتونست که اونو به اوج شهوت و ارضاش برسونه برای همین ازم قول گرفته بود که همیشه مال اون باشم منم واقعا از بودن با جمیله بینهایت راضیم چون همیشه دلم میخاست قلب یه زن داغ و حشری را تصاحب کنم که این اتفاق جالب با دوستی جهان میسر شد . یه بار هم جمیله که خیلی حشری بود تو کس دادنش بهم میگفت دوتا کیر میخااااممممم دوتا کیر میخااامممم و اینطور فهمیدم که شاید دوست داره همزمان با جهان دو کیره بگائیمش ولی من روم نمیشد که جهان هم حضور داشته باشه چون جهان اصلا تو این فاز فکری نبود درسته که با رفت و امد من در خونش و شوخی های من با جمیله مشکلی نداشت ولی اینکه باهاش یه سکس سه نفری میداشتیم رو ممکن نبود ولی هرچی منو جمیله باهم بیشتر سکس میکردیم جمیله بیشتر داغتر و سکسی تر میشد . یه روز ازم خواست که یکی رو بیارم از دوستام که دوتائی بهش حال بدیم اولش خیلی خوشم نیومد چون میخاستم جمیله تنها مال منو جهان باشه و میترسیدم که کارش بیخ پیدا کنه دیگه نشه جمعش کرد کلی باهاش حرف میزدم که از تصمیمش منصرف بشه ولی هردومون دیگه عاشق و دیونه هم بودیم میدونستم جمیله هم به من مثل شوهر دوم نگاه میکنه نه فقط یه دوست و یه کس کن که فقط برای خالی کردن شهوتش باهاش هست خیلی باهم یکی شده بودیم ولی شهوت جمیله برای گائیده شدن همزمان با دوکیر یه حسی بود که نمیتونست ازش رها بشه فقط میتونست این حسو به من بگه چون هردومون میدونستیم که نمیشه رازمونو به جهان بگیم و کلا جهان با اینکه میدید و میدونست منو زنش خیلی به هم نزدیک شدیم ولی بهمون کاری نداشت حتی گاهی من و جمیله تنهائی میرفتیم برای خرید یا وقتائی میشد منو جمیله پسرش میرفتیم پارک و جهان به کارهای دفترش میرسید . نزدیک یک سالی بود که منو جمیله رابطمون شکل گرفته بود کلی باهم سکس میکردیم و خوش میگذروندیم همونطور که گفتم جمیله گاها تو سکس هی میگفت وای سعید دلم دوتا کیر میخاد دوتا کیر مثل کیر خودت منم تو کسش تلمبه های محکم و سختی میزدم و چند بار هم حسابی از کون بهم حال داده بود ولی این فانتزیش داشت کلفه اش میکرد یه بار که سکس خوبی باهم داشتیم و توی خونه خودم بودیم وقتی اب کیرمو تو کسش خالی کرده بودم جمیله روی من خوابیده بود یکمی که بهم لب داد گفت سعید منو به ارزوم نمیرسونی عشقم ؟گفتم مگه بازم بغیر از من ارزوی دیگه ای هم داری عشقم ؟خندید و لبمو بوسید و گفت تو همه عشقمی عزیزم حتی میتونم بگم بیشتر جهان دوست دارم تو بهترین اتفاق زندگیم هستی گفتم پس دیگه چیه اون ارزوت؟ با اینکه منو جمیله دیگه چیزی بینموننبود که از هم خجالت بکشیم ولی دیدم جمیله سرشو گذاشت روی سینه ام تا توی چشم نگاه نکنه و ساکت شده بود کمرشو براش نوازش میکردم و کونشو میمالیدم گفتم چرا ساکت شدی عشقم ؟گفت سعید میدونی که من بینهایت دوستت دارم و عاشقتم ولی برای گفتنش نمیتونم تو چشمات نگاه کنم خجالت میکشم خندیدم و گفتم وای جمیله چی میگی چه خجالتی اخه عشقم ؟گفت سعید بخدا دوستتدارم دیونتم نمیخام تورو ازدست بدم خودتم اینو میدونی ولی … گفتم ولی چی عزیزم ؟گفت سعید من بارها تو سکسمون بهت حسمو گفتم ولی تو ازش رد میشی گفتم چه حسی عشقم جمیله گفت سعید من خیلی شهوتیم و واقعا نیاز دارم دو نفری منو بگائین دستم از حرکت روی بدنش ایستاد گفتم جمیله خب میدونی که نمیشه به جهان بگیم گفت سعید یکی رو پیدا کن مثل خودت باشه من نیاز دارم من میخام این حسو تجربه اش کنم بدنش داغ شده بود کیرم که نیم خیز بین رونهاش بود با رونهاش میمالید و ازم لب میگرفت و مثل یه زنی که اولین بارشه میخاد سکس کنه تشنه سکس هست شده بود حسابی بهم لب میداد و با چشمای خمارش بهم نگاه میکرد وقتی اتیش شهوتش کمی فروکش کرد و نفس نفس میزد ازم خواهش میکرد که به خواسته اش تن بدم ولی من دوست نداشتم جمیله بیشتر از این پیش بره . ولی از طرفی هم دلم براش میسوخت که داره تو اتیش این هوس میسوزه و تنها من بودم میتونستم این ارزوشو براورده کنم صورتشو بوسیدم و گفتم جمیله منو تو هردومون دیونه و عاشق همیم دلم نمیخاد پای یه مرد دیگه وارد زندگیت بشه میترسم تورو ازم بگیره جمیله محکم منو بغلم کرد و گفت بخدا بهت قول میدم هیچ کسی وجود نداره منو از تو جدا کنه حتی اگر همه ثروتهای دنیارو به پام بریزه من از تو دست نمیکشم بهت قول میدم بخدا بهت قول میدم تو از هم دنیا برام باارزشتری عشقم گفتم جمیله بخدا نمیخام تورو ازدست بدم من از عاقبت این کار میترسم . قلب منو جمیله واقعا برای هم میزد اینو حتی جهان هم متوجه شده بود و برای اینکه زنشاز زندگیش لذت ببره اینقدر منو جمیله را باهم ازاد گذاشته بود شاید حتی پی به رابطمون هم برده بود ولی چیزی به رومون نمیاورد . جمیله هی ازم خواهش میکرد و بهم میگفت من فقط مال توام تا اینکه بلاخره تونست منو راضی کنه تا برای یک بار هم که شده یه سکس سه نفری براش جور کنم . اون روز بعد از این حرفهامون دوباره یه سکس خیلی توپ با هم کردیم و حسابی به هردمون حال داد دیگه وقتائی هم که من جمیله میبردم میرسوندم خونش جهان میدید جمیله با من بوده چیزی نمیگفت میرفتم خونش و حتی شده بود که جمیله جلوی جهان منو میبوسید یا باهاش میرقصیدم . بعد از دو سه روز جمیله بهم زنگ گفت چی شد سعید برام چکار کردی تونستی کسیو پیدا کنی ؟گفتم عشقم صبر کن همینطوری که نمیشه بیگدار به اب بزنیم یکمی صبر داشته باش با هم کلی از پشت تلفن حرفهای سکسی زدیم و از هم خداحافظی کردیم دیگه فهمیدم که نه انگار واقعا باید بفکر پیدا کردن یه مورد خوب باشم برای عشقم برام سخت بود ولی چون جمیله رو بینهایت دوست داشتم باید به این حسم غلبه میکردم . جمیله هی پیگیر میشد و من ازش میخاستم صبر داشته باشه یکی یکی همه دوستامو مورد ارزیابی قرار دادم ولی نمیشد با دوستام راجب این قضیه حرف زد فامیلم که به هیچ وجه چون فامیل فکر میکردن من یه ادم خیلی سر به زیری هستم و جور دیگه ای روی من حساب باز کرده بودند از درخواست جمیله تقریبا یک ماهی میگذشت که یه روز زد و لوله های اب گرم کف خونه ام ترکیده بود من بعد از اینکه دیدم اب گرم توی حموم اصلا گرم نمیشه متوجه شدم و خلاصه پیداش کردم خودم شروع به کندن کردم با هر مصیبتی بود لوله هارو عوض کردم ولی برای کف سازی مجدد دیگه نمیتونستم خودم جمعش کنم برای همین فردای اون روز رفتم دنبال یه کارگر روز مزد که بتونه سنگ کاری کف را انجام بده دور میدون هائیکه کارگرها جمع میشدن یه چرخی زدم رفتم ماشینو پارک کردم رفتم پیش کارگرها اکثرا میان سال بودند و کارگرهای افغانی که من خوشم نمیومد کارگر افغانی بیارم خونه دنبال یه کسی بودم که هم جوون باشه هم فرز و ایرانی هم باشه که وقتی دیدن من دنبال اینطور ادمی هستم یه جوونکی رو نشونم دادن و گفتن ترک هست سنگ کاره ساختمونه باهاش صحبت کردم جریانو بهش گفتم و با هم رفتیم خونه اول خیلی به قیافه اش دقت نمیکردم با اینکه فارسیو خوب حرف میزد ولی از شکل و شمایلش مشخص بود اهل اذربایجانه و ترک هست حالا کدوم تیره ترک نمیدونستم خلاصه کارو دیدو قیمت داد و گفت باید بریم سنگ بخریم و تو راه با هم صحبت میکردیم که چرا همون جا کار نمیکنی و زن داری یا نداری چند سالته از این حرفها و اسمشو پرسیدم که اسمش کریم بود از لحاظ قد و هیکل تقریبا هم قد بودیم ولی معلوم بود زور و توانش از من بیشتر گفت زن دارم ولی چند ماهه که نتونستم برم پیشش و برای کار اومده تهران هر چند ماه میره پیش زنش نمیدونم چی شد که یهو یاد حرف جمیله افتادم که بی صبرانه منتظره تا من یکی رو براش جور کنم اینبار که داشت سنگ انتخاب میکرد به دید یه شریک جنسی بهش نگاه کردم دیدم نه انگار کیس خوبیه و چند ماهی هم از زنش دور بوده حتما خیلی تو کفه موقع برگشتن یکمی سر صحبتو بیشتر باهاش باز کردم گرم شدم باهاش موقع کار کردن تو خونه هم دیدم خیلی هواسش به خونه و زندگی من نیست و سرش تو کار خودشه کریم داشت کار میکرد و من رفتم تو بالکن و زنگ زدم به جمیله و بعد از کلی بگو بخند و سر به سر هم گذاشتن بهش گفتم جمیله فکر کنم اونی که دنبالشیم رو پیداش کردم اونم از خوشحالی یه جیغی زد و گفت اخ جووووونننن اخ جون حالا کیه خوشتیپه خوشگله مثل خودته هست چکاره است گفتم عشقم راستش میترسم بهت بگم چکاره هست ولی از نظر خوشگلی خب اره بد نیست هیکل و اندامشم خوبه گفت سعید تو بهش اعتماد داره سالمه از دوستاته کیه هی سوال میپرسید گفتم عشقم نه از دوستام نیست ولی ظارها پسر خوبیه بعد بهشگفتم جمیله تو مگه برات کارش مهمه گفت نه فقط دلم میخاد خوب بکنه مثل تو عشقم گفتم راستش این بنده خدا یه کارگر ساختمونیه امروز باهاش اشنا شدم پسر خوبیه اهل اذربایجانه یعنی ترکه و معلومه که خیلی قوی هست فکر کنم بکن خوبی هم باشه اگر برات کارش مهم نیست اجازه بدی با همین جور بشیم که بعدا هم برامون دردسر نشه جمیله که اونم خیلی تو کف سکس سه نفره بود گفت باشه عشقم هرچی تو بگی میدونی که فقط تو توی قلبم هستی تو راضی باشی منم راضیم گفتم باشه عشقم پس خبرت میکنم دوت بوس هم از پشت تلفن برای هم فرستادیم و رفتم سراغ کریم و دیگه سر صحبتو بردم سمت زن زندگی و اینکه الان بدون زنش چکار میکنه اونم وقتی دید من بی پرده باهاش حرف میزنم یکمی همراهی میکرد ولی هنوز یه حیا و غیرتی تو حرفهاش بود منم گفتم کریم بببین منم زن داشتم ولی ازش جدا شدم الانم با یه جنده ای دوستم که هروقت بخام میاد حسابی میکنمش با این حرفهام اون بیچاره دیگه کیرش داشت بلند میشد میگفت خوشبحالتون اقا ماکه باید منتظر بمونیم هرچند وقت یبار بریم خونمون چون اینجا کسی به کارگر جماعت که حال نمیده همه دخترها هم پی ادمهای پولدار هستند و کسی به ما نگاه هم نمیکنه وقتی دیدم کیرش تقریبا شق شده هی میخاست طرف من نباشه میچرخید تا من کیر شق شدشو نبیم گفتم کریم راحت باش چرا خودتو اذیت میکنی کیرت شق شده عیبی نداره اون بیچاره هم هی عذر خواهی میکرد میگفت ببخشید دیگه از دوری خانمه دیگه بهش گفتم دوست داری این جنده رو بیارم بکنیش ؟سرشو انداخته بود پائین و ساکت شده بود کیرش دیگه حسابی شق شق شده بود یه ته ریش و سبیل داشت موهاش خرمائی بود چشمهای روشنی داشت رنگ پوستش زیر نور افتاب تیره شده بود ولی مشخص بود پوست روشنی داره گفتم اگر میخاهی بکنیش باید خوب به خودت برسی تر تمیز و خوشگل بکنی نه مثل کارگرها گفت اقا منکه اینقدر پول ندارم همین پول روز مزدی هست که از شما میگیرم ولش کن اقا نمیخام . گفتم چیرو نمیخاهی پول نمیخاهی یا نمیخاهی تر تمیز بشی یا کس خوشگل نمیخاهی هی تحریکش میکردم تا راضی بشه گفت اقا کیه که از اینهائی که گفتی بدش بیاد ولی من کجا و کلاس شما و اون خانم؟گفتم تو دلت میخاد یکمی منو من کرد و گفت راستش بله دلم میخاد گفتم پس تو به بقه اش کاری نداشته باش من اونو راضیش میکنم باهات سکس کنه بیچاره میخاست دست و پای منو ببوسه هی ازم تشکر میکرد گفتم کریم فقط یه شرط داره دیگه هرگز دور و بر خونه من نبیمت و امار منو به هیچ کسی نمیدی اون بیچاره از خوشحالی داشت بال درمیاورد گفتم کیرت چند سانته میشه ببینمش چون اگر خیلی بزرگ و کلفت باشه قبول نمیکنه این زنه خیلی باکلاسه و خیلی فیس و افاده داره گفتم بکش پائین میخام کیرتو ببینم کریم خیلی خجلات میکشید ولی اینقدر تو حس کس کردن و سکس با یه زن با کلاس بود که بلاخره مجبور شد کیرشو نشونم بده وای کیرش یکمی از مال منم کلفتر بود ولی اندازه اش 16-17 سانت بیشتر نبود گفتم خیلی کلفته کیرت نمیدونم قبول کنه یا نه ازش خواستم از کیرش چندتا عکس گرفتم سفید و خیلی شق و رق بود رو به بالا مثل چوب ایستاده بود ولی بدیش این بود که مو داشت از همون موهای خرمائیش گفتم ای کاش موهاشو زده بودی کیرت بد نیست اگر قبول کنه میارمش ولی بهت قول نمیدم شمارتو بده اوکی داد خبرت میکنم کریم هم هی میگفت خدا خیرت بده دیگه گفتم خب مشغول کارت شو اونم مثل چی کار میکرد حتی خونه رو جارو کرد و همه جارو تر تمیزش کرد منم مزد کارشو بهش دادم یه پونصد هزار تومن هم بهش دادم گفتم برو یه لباس شیکتر بخر و خوب به خودت برس ادکلن نخر من خودم بهت میدم ولی ترتمیز باش موهای کیرتو تخمتاتو هم بزن تا خوشگلتر بشه اونم که انگار تو کونش عروسی بود از خوشحالی هی میخاست دستمو هم ببوسه که نزاشتم اینکارو بکنه راهیش کردم رفت و عکسهای کیر کریم رو برای جمیله با تلگرام فرستادم جمیله تا عکسهارو دید زیرش چندتا استیکر که نوشن میداد اب از دهنش راه افتاده فرستاد و یه جوووووووووووووووووننننننننننن نوشت و گفت این کیر اون کارگره هست گفتم اره خوشت میاد؟گفت وای سعید جون الهی جمیله ات فدات بشه کی اینو ردیفش میکنی کسم خیس شد از دیدن این کیر خوشگلش گفتم هروقت تو بخواهی فقط یه موضوعی هست ، گفت چی عزیزم ؟گفتم منو ببخش عشقم ولی مجبور شدم برای اینکه پسره باور کنه بگم که تو جنده هستی ، بعد گفتم تورو خدا منو ببخش عشقم چاره ای نداشتم امیدوارم که این حرف زشت منو ببخشی جمیله گفت وای سعید جون عیبی نداره خودتو ناراحت نکن عشقم منوتو هیچوقت از هم ناراحت نمیشیم فکرشو نکن باشه وقتی اومدم نشون نمیدم خیلی عاشق هم هستیم یکمی هم دوست دارم جنده بازی دربیارم خندید . گفتم جمیله کیرش پشمالو بود ببخشید دیگه بیچاره نمیدونست چه چیزی درانتظارشه گفتم خودشو خوب تمیزش کنه جمیله گفت یکم صبر کن سعید یه دو دقیقه ای بعد جمیله نوشت سعید یه چیزی بگم ناراحت نمیشی گفتم نه بگو گفت میشه بهش بگی موهاشو نزنه ؟من خیلی تعجب کرده بودم از این حرفش ولی جمیله انگار از پشمای کیر کریم خوشش اومده بود جمیله گفت سعید کیر پشم خرمائی ندیده بودم ببین خیلی هم بد نیست هم کیرش سفیده هم موهاش خرمائی روشنه یکمی که خوب به عکس کیر کریم نگاه کردم دیدم بدم نمیگه ولی برای من که خیلی خوشایند نبود گفتم مطمئنی میخاهی موهاشو نزنه؟گفت اره بهش زنگ بزن بگو موهاشو نزنه گفتم باشه عشقم این نوبت سکس فقط مخصوصه توه هرچی تو بگی جمیله هم کلی بوس برام فرستاد و یه استیکر قلب عاشقونه و گفت تو تنها عشقمی سعید جونم منم براش بوس فرستادم گفتم کی اماده ای ؟گفت هرموقع تو بگی عزیزم سه شنبه هفته ای که در راه بود تعطیل بود گفتم شب سه شنبه خوبه فرداشهم تعطیله گفت اره اخ جووووننن گفتم باشه پس توهم برنامه ات رو ردیف کن با جهان که مشکلی پیش نیاد جمیله گفت اتفاقا پسرمو میخان ببرن یه اردو به جهان میگم توهم باهاش برو از سه شنبه هست تا جمعه از شب سه شنبه میام پیش عشقم تا جمعه خوبه عشقم ؟گفتم از این بهتر مگه میشه یکمی دیگه با هم حرف زدیم و جمیله گفت یادت نره به اون پسره بگی پشماشو نزنه گفتم باشه خوشگلم از هم خداحافظی کردیم به گوشی کریم زنگ زدم گفتم دوستم میخاد پشمای کیرتو نزنی انگار از رنگ موهات خوششش اومده کریم هم خندید و گفت چشم اقا گفتم ولی خوب خودتو ترتمیز کن ته ریش هم نداشته باشی برای شب سه شنبه اماده باش کریم هم هی تشکر میکرد ازش خداحافظی کردم پیش خودم فکر میکردم که یعنی جمیله چطوری میخاد با کریم سکس کنه سه روز مونده بود به قرارمون و یکی و دوبار با عشقم تلفنی صحبت کردیم و حرفهای عادی با جهان هم که هر روز تلفنی و چتی حرف میزدیم جهان گفته بود داره با پسرش میره اردو گفتم خیلی خیلی بهتون خوش بگذره گفتم جمیله رو چرا نمیبری گفت جمیله دوست نداره بیاد گفته میخاد با دوستاش بره مهمونی از شب سه شنبه گفتم خب کی برمیگردین گفت جمعه ظهر از اونجا حرکت میکنیم فکر کنم عصر یا شب برسیم گفتم جمیله تنها میمونه که گفت سعید جون توکه غریبه نیستی اگر سختت نیست هوای جمیله رو داشته باش تنهاش نزار گفتم جهان جون یعنی چطوری اخه بیارمش خونه خودم؟گفت حالا یا تو بیا خونه ما یا جمیله رو ببر خونه خودت ولی شبا تنهاش نزار گفتم والا چی بگم جهان جون تو مشکلی نداری اخه …؟؟!!! گفت ای بابا سعید توکه از خودمونی داداشم من از همه بیشتر به تو اعتماد دارم گفتم اخه جهان منو جمیله … تنها خیلی بد میشه بگو بره خونه مادرش گفت دست بردار سعید جون میگم من با تو راحتم جمیله هم تورو از همه بیشتر دوست داره این دو سه روز رو با هم خوش بگذرونید و برید گردش و پارک و شام بیرون بخورید و خلاصه خوش بگذرونید شماهم گفتم نمیدونم رفیق چی بگم اگر تو اینطوری میخواهی چشم مواظب خانمت هستم جهان گفت سعید تو دوست خیلی صمیمی من هستی من با هیچکسی اندازه تو راحت نیستم گفتم ممنونتم جهان جون که اینقدر بهم لطف داری با این حرفهای جهان دیگه خودش بهم چراغ سبزی که منتظرش بودم رو داده بود علنا بهم فهموند که با جمیله میتونم شب بخوابم . دیگه موعد قرارمون با جمیله و کریم هم رسیده بود عصر دوشنبه شده بود که جمیله گفت اس داد و گفت عشقم من دارم میام تو نمیخاد بیائی دنبالم گفتم باشه جمیله نیم ساعت دیگه اومد خونه ام وای چقدر به خودش رسیده بود یه ارایش شیک و غلیظ و تند لاک قرمز رژ لب قهواه ای و یه میک آپ بی نظیر که نمیتونم توضیحش بدم و موهاشم بلوند رنگ کرده بود تا هرچه بیشتر شبیه جنده های خیلی باکلاس بشه تا دیدمش گفتم وووووااااااااااووووووو چی شدی؟ گفت عشقم فقط بخاطره توه نه اون پسره گفتم میدونم عشقم اروم لپشو بوسیدم که ارایشش خراب نشه مثل همیشه یه مانتوی تنگ تنش بود اومد تو مانتوشو کمکش کردم دربیاره و زیرش یه تاپ استین حلقه ای قرمز تنش بود بندهای سوتینش و نصف سینه هاش قشنگ پیدا بود یه شلوار استرج چسبون هم پاش بود که همه کس و کون و رونهاشو خوب به نمایش میزاشت گفتم دختر چکار کردی معلمومه که اینا برای من نیست جمیله دست انداخت دور کمرم و لبهاشو گذاشت روی لبم حسابی بهم لب داد گفت سعید من مال توام عشقم بخدا اینطوری ارایش کردم تا شبیه یه جنده باکلاس باشم که حرف تو خراب نشه وگرنه میدونی که من همیشه تو بغل توام عشقم اگر خیلی ناراحت شدی زنگ بزن کنسلش کن نمیخام تو ازم دلگیر بشی گفتم نه عشقم این مراسم مال توه اگر چیزی گفتم معذرت میخام نشستیم با هم دوتا پیک شراب زدیم و تنمون گرم شد یکمی هم باهم رقصیدیم تا هوا تاریک بشه چون با کریم برای ساعت 10 شب قرار گذاشته بودم . دیگه ساعت 9 بود که به کریم زنگ زدم گفتم 10 اینجا باش . درست سر ساعت 10 بود که زنگ در صدا کرد گفتم جمیله جون مراسم شروع شد عشقم دیگه همه چی دست توه تو چشمای خوشگلش یکمی اضطراب موج میزد بغلش کردم یه لب ازش گرفتم گفتم تو میتونی عشقم منم همرهتم از هیچی نگران نباش با اینکه کریم پسر خوبی بنظر میرسید ولی محض احتیاط یه کارد زیر تشک تخت خوابمون قایم کرده بودم که اگر میخاست عوضی بازی دربیاره حسابشو برسم ولی جمیله خبر نداشت یه نگاه تو چشمای خوشگل عشقم کردم و گفتم اماده ای عزیزم اونم گفت اوهوم ایفون رو برداشتم دیدم اره خود کریم هست با یه دسته گل و اومده بود گفتم جمیله ببین اومده خواستگاریت اونم خندید و یه مشت بهم زد در را براش باز کردم جمیله گفت سعید اضطراب دارم محکم به ودم چسبونمدش گفتم هیچی نیست عشقم نترس کریم با دسته گل پشت در واحد بود درو براش باز کردم وای خیلی خیلی خوشگل شده بود موهای خرمائیشو داده بود عقب سه تیغ کرده بود با یه تیشرت خیلی زیبا و یه شلوار لی ترتمیز و نو کفشهای نو و یه دسته گل رز قرمز من بهش سلامی کردم اوردمش تو جمیله هم کنار ایفون بود اومد جلو کریمو به جمیله معرفی کردم کریم بیچاره هم دستو پاش میلرزید حال اون بدتر از حال جمیله بود با منو من کردن یه سلامی به زور به جمیله کرد و گفت از دیدنتون خیلی خوشحالم جمیله هم بهش دست داد و سلامش کرد گفتم خب بریم داخل دیگه از کریم خوشم اومده بود که خوب به خودش رسیده بود اصلا با اون کارگر چند روز پیش کلی فرق داشت به جمیله گفتم بیا تو اشپزخونه کریمو نشوندمش روی مبل در گوش جمیله گفتم خوشت میاد ازش یا نه جمیله یه بوس کوچیک به لبم زد و گفت اینو چطوری تور کردی خیلی خوبه گفتم جمیله فقط همین امشبه ها گفت مرسی عشقم تو بخدا حرف نداری فهمیدم که جمیله هم از کریم خوشش اومده رفتم پیش کریم جمیله هم اومد کنارم نشست و پاشو انداخته بود روی هم رونهای خوشگلش خود نمائی میکرد کریم هی سرش پائین بود چیزی نمیگفت خجالت میکشید به جمیله نگاه کنه جمیله برای اینکه یکمی کریم یخش وا بره بهش گفت چندسالته کریم گفت 28سالمه خانم جمیله گفت سعدی گفته زن هم داری گفت بله دارم جمیله گفت خب سرتو بگیر بالا مرد که اینقدر خجالتی نمیشه منم یه زنم مثل زن خودت اندامم مثل اونه مگه اندام زنتو نگاه نمیکنی سرتو بگیر بالا انقدر فرشو نگاه نکن منو ببین کریم سرشو بلند کرد به جمیله خیره شده بود همه سینه و دستها و صورت و ارایش و کمر و پاهای جمیله رو با چشمهای روشن و زاغش داشت میخورد کیرشم خیلی سریع راست کرده بود جمیله گفت اهان حالا شد از مردای خجالتی بدم میاد من از کریم پرسیدم تاحالا مشروب خوردی گفت راستش خیلی کم گفتم خب خوبه بلند شدم رفتم سه تا لیوان اوردم و با شیشه مشروب گذاشتم روی میز برای هر سه مون ریختم منو جمیله لیوانهامونو برداشتیم زدیم به هم گفتیم به سلامتی کریم هم جرات کرد برداشت گفت به سلامتی و یه ضرب داد بالا وقتی خورد چشماش داشت میزد بیرون گفت وای اقا سعید این چی بود ؟؟؟گفتم شراب اناره خوشت میاد هی داشت سرخ و سفید میشد اوخ اوخ میکرد اخه مزه ای نیاورده بودم تا حسابی بگیردش گفت چیزی نیست باهاش بخورم گلوم داره میسوزه گفتم نه تحمل کن خوب میشه اولش سخته کریم گفت وای نه نمیتونم دیگه بخورم منو جمیله زدیم زیر خنده و گفتم تازه اولشه برای بار دوم لیوانهارو تا نصف پر کردم گفتم حاضری کریم اینبار هرسه باهم میریم بالا اون بیچاره هم مجبور بود همراهی کنه لیوانهارو برداشتیم زدیم به هم گفتیم به سلامتی منو جمیله رفتیم بالا و کریم هم بزور داد با

دکمه بازگشت به بالا