اینستای عزیز—تلگرام لذیذ
سلام
من الان 19 سالمه
3سال پیش توی اینستا زیاد میچرخیدم و به خیلیا دایرکت میدادم تا یکی جواب بده و بتونم باهاش چت کنم
ولی این دایرکت با همش فرق داشت
.
.
.
از عروسی یکی از همسایه ها برگشته بودیم و تو اتاقم در حال دایرکت دادن بودم که یکی به اسم یاسمن جوابمو داد
منم باهاش چت کردم و فهمیدم همشهری هستیم و شاید براتون عجیب باشه از اقوام همسایمون بوده که توی عروسی هم بوده
خلاصه تا فهمید همشهری هستیم و یه جورایی من رو شناخت ای دی تلگرامشو بهم داد
اولاش همش من از بدبختی میگفتم و اینکه نمیخوام زن بگیرم و این حرفا اون دو دهه از من بزرگتر بود همش سعی داشت تا آرومم کنه و مث خواهر باهام رفتار کنه ولی قبول نمیکرد عکسشو بفرسته تا اینکه یه شب اون درددل کرد،میگفت وقتی نوجوان بوده آبگرمکن قدیمی داشتن و سوراخ شده و آب جوش ریخته روش و سوخته و یه ازدواج ناموفق داشته که طرف یه بار کرده و رفته،سوختگیش رو باور نکردم تا اینکه نشونم داد،بعد از این باهاش راحتتر شده بودم و چون توی شهرای کوچیک اغلب همه هم رو میشناسن نمیتونستیم ریسک کنیم و بریم بیرون تا اینکه برای اولین هرچند کم اما دیدمش،نسبت به عکسی دیده بودم زیبا بود،ولی نه خوشکل بود و نه آرایش داشت و البته با حجاب،یه جورایی مث اینکه فقط بخاطر عشق دوسش داشتم نه زیباییش،فشارم افتاد چون اولین بارم بود،من نشستم و اونم زود رفت
شب ها کارمون شده بود سکس چت،تا اینکه یه مکان گیر آوردیم و قرار شد من از مدرسه زنگ ورزش فرار کنم و برم پیشش چون مکان نزدیک مدرسه بود،شهرهای کوچیک خاصیتشون همینه مکانا به هم نزدیکه،رفتم و اول صیغه خوندیم شروع کردیم،من افتادم روشو تا میتونستم لب خوردم،ینی فقط لب،کیف دنیا رو میکردم،تا اینکه گفت وقت زیاد نداریم و اومد سمت کیرم،من خیلی تپلم و باعث شده کیرم کوچیک باشه،ولی اون خیلی عادی برخورد کرد و خیلی عالی کیرمو خورد،سراغ کسش که رفتم بخاطر بوی خیلی خوبی که نداشت نخوردم که دلیلش اینه کیر که کم باشه کس بو میگیره
چون کیرم کوچیکه و هر پوزیشنی نمیشه کار کرد فقط شد اون بخوابه من کیرمو بکنم تو و بیوفتم روش،و هی جاهامونو عوض میکردیم،تا اون آبش اومد و فشارش افتاد،برام کیک و رانی خریده بود دادمش خورد و بهم گفت برو که اگر نیاز شد زنگ بزنم کسی بیاد دنبالم کسی تورو نبینه،من اولش ترسیدم از من ناراحت شده باشه رفتم یه لب اساسی ازش گرفتم و رفتم،تا رسید روزی که خونمون خالی شد و کشوندمش خونمون،خیلی ماه شده بود از نظر من،شاید اگر کسی اونو ببینه خوشش نیاد ولی برا من ماهه،اومد و بازم کلی لب گرفتیم،خوبیش این بود که وقت زیاد داشتیم،دوباره صیغه رو خوندیم و شروع کردیم لب بازی و عشق بازی،وقتی که لختش کردم انقد حشری بود که خوابیدیم و بغلش کردم و پامو بردم لای پاش رونام خیس خیس شد،ایندفعه اولش من افتادم روش ولی مدل سگی رو هم امتحان کردیم،خیلی خوب بود کیرم کامل میرفت تو من کیف میکردم اونم که توی حال و هوای خودش نبود،چندباری آب من اومد ولی اون آبش نیومد تا اینکه مجبور شدم با یه ماژیک کردم تو کسش و عقب و جلو کردم تا ارضا شد
چند نکته:
من الان 7ساله جق میزنم ینی 7 سال داستان میخونم و تاحالا کسی رو قضاوت نکردم که راست میگه یا دروغ،پس لطفا قضاوت نکنید،البته هستن کسایی که فقط میخوان بگن ما استندآپ کمی فحش بلدیم که اونا جای خود دارن
گی داشتم چون بدن خوب و تپلی دارم البته با هر پسری هم گی نمیکنم و بهش علاقه دارم ولی سکس چندبار با همین یاسمن خانوم بوده
ولی این یاسمن خانوم که تا این لحظه که داستانو مینویسم باهاش هستم و نفس جانمه
اسمی که توی داستان اومده بخاطر گفته سایت و رعایت حریم شخصی مستعار اومده
داستان خیلی خلاصه هست یه نکته طنز هم اینجا میگم اونم اینه یه بار که باهاش رفته بودم بیرون یکی از اقواممون که باهاشون قهریم و سالهاست ندیدمشون رو اونروز دیدم که خوشبختانه متوجه ما نشد
. 6در آخر اینکه به جای مادر یا خاله برید سراغ مطلقه یا بیوه که اونا به شدت به سکس نیاز دارن.
نوشته: مهرپویا