ازهر پنجره ای

چی بگم از این هوای خیلی عالی بهار.. یکی دوروزشو یه قلقلکی داد اونم نعمت خدا بود . این عید خودش خوبه ولی یاباید بری یا باید بیان . دید ها تموم شده الان بازدید ها شروع میشه . تازه بیست جا رو نرفتم . اون هفته  از هر دری رو داشتیم ولی خب این پنجره ربطی به اون در نداره . این پنجره مال هوای بهاره .. باید که پنجره ها رو باز کنیم که بوی خوش بهارو بشنویم . هرچند که بهار بانو رفته تو خون ما . دلم می خواد بازم تازگی خودشو داشته باشه . هیچ بویی مثل بوی بهار نارنج بهار آدمو مست نمی کنه .. میگن در بعضی از شهر های مازندران غلظت این بو به حدی می رسه که آدم حس می کنه در باغ بهشت داره نفس می کشه هر چقدر خودمو توی خونه زندونی کنم و عید دیدنی ها رو فاکتور بگیرم ولی نمی دونم چرا یه عشق و علاقه خاصی به این سیزده به در دارم . حاضرم صد تا دعوتی  معمولی و دویست تا عروسی و سیصد تا عید دیدنی رو نرم اصلا سیصد و شصت و چهار روز خودمو حبس کنم ولی این یه روز رو از خونه بزنم به چاک . همه آدما میان بیرون . با عشق به شادی و لذت بردن از طبیعت . عشق به این که با هم و در کنار هم باشند . عشق به این که با عشق زندگی کنند . عشق به ارزش گذاری به سنتها . سنتهای زیبا و پسندیده . سنتهایی که به ما انگیزه میده تا بتونیم بهتر و امید وارانه تر زندگی کنیم . انگیزه ای همراه با روحیه ای درراه تلاش برای رسیدن به فردا و فر داهایی بهتر .. شاید بیشتر از پنجاه میلیون ایرانی از خونه هاشون میان بیرون .. دشمن دیگه مجبوره در مقابل عظمت سیزده به در سر تسلیم فرو بیاره . جراتشو نداره بگه که این سنت خرافیه و مال پدران ماست و ریشه مذهبی نداره .. هر بی ریشه ای که این حرفو زد  ما فرشته ها باید که این دیو عجوزه رو از کوه دماوند پرتش کنیم پایین .. از الان دارم با خودم میگم بارون میاد یا آفتابه .. سرده یا گرمه ;/;تا آخر اسفند لباسای کت و کلفت می پوشیدم همین که اول فروردین شد و جسم و جان بهار دوتایی وارد زندگیم شد لباسارو کم کردم وبا استناد به این شعر مولانا بی خیال تر شدم  . گفت پیغمبر به اصحاب کبار ..تن مپوشانید از باد بهار .فکر کنم همه شهر های ایران مسافر داشته باشه ولی خب چون بعضی شهر ها خروجی اونا بیشتر از ورودیشونه خلوت به نظر می رسند . حالا من به ورودی خروجی های خودمون کار ندارم ..این هفته اصلا حوصله سکسی نویسی نداشتم . دلم می خواست تمام حس خودمو بذارم رو داستان عشق و ثروت و قلب . به ویژه وقتی که ترانه جاده نادیا سایا رو گوش می کنم انرژی مغزی وروحی منو زیاد می کنه .  یه سری با این که خودشون میان به سایت های سکسی  داعیه حقوق بشر و ایجاد مدینه فاضله رو دارند . خیلی از ما آدما عادت داریم که بدها رو قسمت می کنیم یا تقسیم می کنیم خودم قاطی کردم کدوم کلمه درسته . فر هنگ زیبای خودمونو ول می کنیم میگیم هرچی غرب گفت خوبه . هرچی عموسام پسندید خوبه .. اوووووووووو .. بیا و ببین در غرب چه حقوق بشری دایره .. چقدر با فر هنگن . عجب قانونی دارن .. تا هیجده ساله نشدی حق نداری سکسی بخونی و سکس کنی و بالاخره یه تابوهایی اینجا وجود داره .. اون وقته که می رسی به سن قانونی .. آفرین بر این قانون غرب کافر…. مرده شور مذهب نماهای ما رو ببرن که زیر هیجده های ما رو به زور شوهر میدن ومیگن از وقتی که تکلیف شدی و هیجان سکسی داشتی باید زن بگیری …. وارد  این سایتها که میشی اولین چیزی که قبل از ورود نظرتو جلب و جذب می کنه اینه که سال باشی ها .. وگرنه حق ورود نداری ..حالا ;/;! بسته به وجدان خودت داره ولی گوگل گفته ها …. یه سری قوانینی می خونی که با تمام وجود بهشون آفرین میگی .. اگه یه داستان سکسی بخونی که چهار تا بچه توش باشن ومعمولا بالغ هم شدن و زورو تجاوزی هم درش نباشه وحرفای قشنگی هم رد و بدل شه  اون حس چغولی گل می کنه انگار که حقوق بشر لگد مال شده .. درحالی که بد بختی ما آدما اینه که به اونایی که زورمون بهشون نمی رسه کاری نداریم ..البته من کاری به صحیح و غلط بودن این قانون و زیر ندارم . خودم در سالگی بالغ شدم . خیلی چیزا هم حالیم بود . تا سیزده سال بعدش هم مثل مرتاض های هندی ریاضت می کشیدم . هفت سال مونده بود به سن قانونی من ..اصلا کاری به غرب و شرق و جنوب و شمال و کفر و مذهب ندارم . به نظر شما چه باید می کرد ;/;!  این اینترنت  گوگلی مگولی  زیر ساله ها رو واسه سکس یا ورود و….ممنوع می کنه اما من  عکسهای سکس و صحنه های دلخراش زیر ده ساله ها رو دیدم .. چرا ;/; چون گردانندگان این سایتهای سکسی کودکان زیر ده سال که تصاویر مستهجن و دلخراشی رو میدن بیرون پول میدن ..  مجوز می گیرن . انسانیت کجا رفته ..چرا باید کودکان خرد سال تن فروشی کنند حالا این کارو کردند چرا باید در جایی نشون داده بشه که از قوانین بین المللی حرف می زنه .. هیچ توجیه و منطقی برای این کار وجود نداره ..خب حقوق بشری ها کجایین ;/; در هر حال یک انسان باید جایگاه خودشو بشناسه . با خود نمایی و ادعای فضل کردن آدم به جایی نمی رسه . چیه خواهرم برادرم به قاضی نمیشه اعتراض کرد ;/;  من شجاعت و شهامت اونو دارم که بگم اشتباه می کنم و از سکس نوشتن چه محارم باشه چه حتی سکس زن و شوهر با هم باشه .. چه بچه باشه و چه بزرگ راضی نیستم . همه بده ..  اگه خوب بود که همه چی آشکار بشه   می رفتیم خیابون لخت می گشتیم .. حالا من یه جوری توجیه می کنم و میگم که  داستانهای سکسی رو می نویسم در جهت تنوع و کنترل غرائز جنسی و یکنواخت نبودن زندگی .. دارم سر خودم شیره می مالم . یه چند تا دوست و رفیق مجازی پیدا کردیم و می دونم اونا هم منطقی هستند ودوست دارن بنویسم  به هر حال فعلا پیش میریم تا ببینیم چی میشه .. اینم یه توجیه دیگه درمورد این که فعلا نمیشه از سکس نوشتنو قطعش کرد . ولی یه سری عادت به خود نمایی دارند میان داستانهای سکسی همه رو می خونن  همه زیر و بم ها رو می دونن تازه عشقشون گل می کنه .. .. آهههههه مادر ..مادر فرشته مقدس .. چرا باید اورا در این داستانها آورد .. آهههههه عمه جان دوستت می دارم چرا باید تو را که محرم منی در داستانهای سکسی ببینم .. …. وایییییی دایی جان از روزی که نام تو را به عنوان بازیگر در داستانهای سکسی خواندم وقتی که می خواهم به تو بنگرم احساس بدی به من دست می دهد .. واااایییییی پدر چه کنم که دیگر نمی توانم  به تو نگاه کنم . خود را در آغوشت بیفکنم .احساس می کنم که به من نظر بد داری . چرا ایرانی چنین می نویسد .. نه .. نه… ایرانی بیمار است او مشکل روانی دارد . من نمی دانم چرا هر چه از داستانهای او می خوانم چندشم می شود ولی چه کنم که معتاد شده ام ! کاش می توانستم بگویم لعنت به تو ایرانی نویسنده ! ولی فرهنگ من چنین اجازه ای نمی دهد .  آههههههه خدایا خدایا مرا ببخش . من عذاب وجدان دارم . گناهکارم .. .. …. اینایی که گفتم از زبون اون چغول خان بود . نمی دونم تو ضیح بدم یا ندم ولی میدم . خب خواهر ..برادرمن چی بگم اگه بگم خنده ام می گیره ناراحت میشین .. اگه خوشت نمیاد چرا می خونی ; این که نمیشه دنیا فقط به کام تو باشه . اگه قراره ما خودمونو  غرق بدیها کنیم دیگه سبک سنگین کردن نداره .مادر, پدر , خواهر, برادر , پیر, جوان ,کودک , زن ,شوهر و……همه ارزش دارند تو نمی تونی حتی حساب دوست دختر رو در این تابو شکنی از مادر یا پدر جدا بدونی . یعنی  روابط همه و همه درسکس اصالت خاصی داره . یک شخص هرچقدر مقدس باشه در قبال قانون و یا هر مسئله دیگه ای  با بقیه فرقی نمی کنه . مولا علی رهبر مملکت بود ولی همراه با یک  شهروند عادی بر سر مالکیت زره تا پای میز محاکمه رفته  رودرروی قاضی هم قرارگرفت  … دورانی در تاریخ وجود داشته که پسران با خواهران و مادران خود ازدواج می کرده اند حتی در ایران خودمان . اما امروز فرهنگ ها و تابوها تغییر کرده . ما خود را با این فرهنگ وفق داده ایم . اگر تو می توانی خوب باشی و زشتیها را از زیباییها جدا سازی این کا ررا انجام بده . نوشتن این گونه داستانها به معنای جسارت به شخصیتی نیست اما بیان و پیش کشیدن این بحثهاست که نوعی توهین به این شخصیتها می باشد و اگر من در این مورد بحث می کنم در مقام یک پاسخ گو به انگشت شماری مخالف هستم .  یاباید در این خانه باشی یا کلا به سفر بروی . خود را اسیر تار های عنکبوتی داستانهای خیالی نساز .  یادم میاد دو سال و نیم پیش خیلی دلم می خواست یه سری مطلب عشقی و احساسی و خاطره از همینایی که در دل نوشته هاست رو بنویسم اومدم یه دوری توی سایتها زدم .. دیدم سکسی رو راحت تر منتشر می کنند . خیلی از سایتهایی که حالا به اسم کاربران دیگه نوشته هامو میذارن نوشته هامو نمیذاشتن . قبل از سایت امیروارد انجمن سکسی کیر تو کس هم شده بودم نمی دونم چرا فقط قسمت داستانهای سکسی اونو دیده بودم .. اون موقع مثل حالا اینقدر چاق نبود . شاید حجم داستانهاش نصف چیه یک سوم حالا هم نمی شد . آبان بود . رفتم عضو بشم دیدم یه جا نوشته وقتی داستان می فرستید این جوری باشه اون  جوری باشه .. اونجا رو با قرمز بنویسید . اینجا رو آبی کنید .. تعداد کلمات این قدر باشه جدول کشی کنین . من که تازه  وارد این بر نامه ها شده بودم ولپ تاب خریده بودم وهنوز نمی دونستم کپی پیست چیه کجا  برم توی ایمیل یا جای دیگه بگردم قرمز کدومه آبی کدومه . گفتم برم یه جایی که راحت تر و بی درد سرترنویسم و بفرستم وسوتی ندم . .. این جا رو خودم وارد نشده بودم . هرکی ندونه فکر می کنه من با این نوشته هام  چقدر هوسباز باشم . من تازمان از دواج حتی یک مورد هم به اندازه سر سوزنی بیراهه نرفته سکس نداشتم . درحالی که بار ها می تونستم .  بیست و سه چهار سال ..البته در واقع نصف این مدت رو میشه  به حساب ریاضت کشی گذاشت .. درهر حال ایرادی هم به این انگشت شماران نمیشه گرفت که این عقیده رو داشته باشن  واسه این که کسی رو بشناسی باید باهاش زندگی کنی و در مورد من باید تمام نوشته های منو خوند . که این خیلی سخته . دو سه سال باید خونه نشین شد تا همه رو خوند .. به اندازه پنجاه تا داستان حجم نظرات من میشه . هزار بار هم گفتم البته قبلا گفتم صد بار .. تعداد این داستانهای سکسی به اندازه قورباغه های برکه های دنیا شده .. چه انتظاری میشه از این داستانها داشت . رمان نویسان چند قرن پیش فرانسه که دیگه مثل اونا نمیاد الان اگه چش باز کنن و به کارامون نگاه کنند بهمون می خندند .. اون موقع که این همه تفریح نبود و بیشتر وقت داشتند اونا این جور اثر نمی دادند .( از نظر تعداد ).. بخوای ننویسی یا کم بنویسی هم نمیشه . دوستان انتظار دارن .. خیلی ها فکر می کنند نویسندگی مثل پختن نان لواشه .. خمیر رو به تنور بچسبونی نون فوری می پزه . حالا که ماشینی شده .. پس تا اینجاش نتیجه می گیریم که چه کم بنویسی چه زیاد حرف درش هست . حالا ما زیاد نویسی رو انتخاب کردیم . این سی چهل تا داستان طول هفته رو باید لینک قسمت (های) قبل در پایین صفحهشو اول به دقت بخونم که سوتی ندم . گاهی وقتا یادم میره داستان در چه فصلیه . یعنی بهار و …. بعضی وقتا می بینی اسم بازیگر یه داستان میره توی داستان دیگه .. گاهی می بینی لباسا عوض میشن .. مثلا آنی در داستان هرکی به هرکی یه پیرهن  با دامنه یادامن کوتاه داره .. یهو می بینی دورم شلوغ میشه و اون پیرهن تبدیل به تاپ و شلوار میشه که قبل از انتشار متوجه شدم . باید دقت کنم که حالتهای بازیگران چه جوریه . مثلا یه زنی لباش بسته شده نمی تونه حرف بزنه ولی شروع می کنه صحبت  وسطای داستان فکرمی کنم که واسه یکی اسم نذاشتم اون وقت میشه دو اسمه .. اینایی رو که دارم میگم موردی هستند وگرنه من این قدر ها هم که فکر کنین شوت نیستم . … خیلی دقت های دیگه لازمه درهر حال معتقدم داستانهای سکسی  به اون اندازه قابلیت ندارند که کلی روش چک و چونه بزنیم مخصوصا قسمتهای مربوط به عملیات سکس رو که صد ها هزار بار تکرار میشه یه کاری سخت تر از ساختن دوباره دیوار چین به همون طول . من تعجب می کنم چرا برای نوشته های ارزشمند ادبی و داستانهای غیر سکسی نظر داده نمیشه . منظورم نوشته های خودم نیستند . کلی دارم میگم . ارزش ادبی  رو باید در این داستانها جست . دوروزدنیا ارزش اینو نداره که بخواهیم سر به سر هم بذاریم وبا ظاهر بینی هامون به دنبال خود نمایی باشیم . باید همدیگه رو دوست داشته باشیم واسه شیطون هم دعا ی خیر کنیم اگه آدم نشد اون وقت هر کاری دوست داریم درحقش انجام بدیم . دنیا به کسانی عشق می ورزد که به او عشق نمی ورزند . دنیا به دنبال کسانیست که به دنبال او نیستند .. اینم یه پیام تکمیلی برای موازنه سازی عبارتی بود که چند ساعت پیش ساختم .البته کلمه.. نیستند.. کمی افت موسیقی ایجاد کرده . برای همه تون دعا می کنم همیشه خوش باشید اگه در دلهاتون نسبت به کسی کینه دارین اون کینه رو پاک کنین تا با آرامش و خونسردی بتونین با اون شخص مبارزه کنید . مبارزه ای درجهت آدم سازی وراهنمایی او.. تا باورکند که می تواند باور هایش را تغییر دهد .  در غیر این صورت از او فاصله بگیرید .. با عشق و محبت درپی جذب دلها باشید . درد دیگران را درد خود بدانید هرچند هرچه کنیم اولویت با خود ماست ولی حداقل هم درد دیگران باشید .اگر کاری کنید که دیگران و تنهایان احساس تنهایی نکنند هرگز تنها نخواهید ماند . شعری هست که میگه دلا خوکن به تنهایی که از تنها بلا خیزد . اگر از تنها بلا خیزد پس خود من هم بلا پخش کن هستم دیگه .. از خودم به کجا فرار کنم . ;/;!یعنی من آدم هستم دور از جون بقیه آدم نیستند ;/; اگه تک تکتون خوب باشین همه خوب میشن . به عجب چیزی گفتم . از کرامات شیخ ما چه عجب .. مشت را باز کرد و گفت وجب ..خدا رحمتت کنه سعدی جان جات خالیه بعد از قرآن و نهج البلاغه کتاب گلستان تو به آدم درس زندگی میده انگار همین الان واسه همین آدما نوشتی . خیلی سخته آدم باور کنه مال هفتصد سال پیشه . چقدر خوب همه مدل آدما رو می شناختی . تو و حافظ و فردوسی شانس آوردین که در دوران طاغوت زندگی می کردین وگرنه اگه زمان شما یاقوتی بود امروز دیگه نمی تونستیم از نوشته های شما بهره مند شیم . یک بار دیگه برای همه شما آرزوی سالی خوش و پر برکت در کنار عزیزان را  نموده امید وارم خداوند به اونایی که عزیزی رو در این عید در کنارشون ندارن وخاطره  بهار و بهار هایی رو که با عزیز از دست رفته بودن آزارشون میده صبر وشکیبایی عنایت کنه .. پنجره های خونه و پنجره های دلتونو به روی بهار قشنگه باز کنین . بهار خانوم میهمانی از بهشته .. میاد و میره میاد و میره .. ولی تودل ما همیشه هست . گفتنش آسونه ولی ای کاش بی ارزش بودن دنیا رو از همون جوونی حس می کردیم . اگه خوب دقت کنیم دنیا  بی ارزشه ولی پوچ نباید باشه . دنیا میدان جنگ با دنیاست در خانه دشمن باید که با دشمن بجنگی …. البته صاحب خانه حقیقی خداوندگاریکتاست .  خدایا من گناهکار, سپاسگزارم .امیدوارم سیزده به در من شما آفتابی باشه اگرم نشد خب حتما یه مصلحتی بوده چه میشه کرد !  به امید پیروزی همه شما عاشقان راه حقیقت بر دنیای دنی.. سرفراز باشید … پایان .. نویسنده …. ایرانی

دکمه بازگشت به بالا