داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

گناه عشق 39

از اون طرف نوشین و سمانه رفتن به خونه عمه نادر خان … نقشه به همون ترتیبی پیش می رفت که اونا می خواستند . نوشین از این که بخواد با نادر روبرو شه خوشش نمیومد . ولی پسر برنامه رو طوری تر تیب داده بود که دختر به این وضع مشکوک نشه . نادر خیلی معمولی و خونسرد با نوشین صحبت می کرد .. زن هم حال و حوصله شو نداشت که این دو ترمو بیفته .. حس می کرد که خیلی از درسا عقبه .. سمانه : نوشین جان من و جمشید کاری نداریم می تونیم یک ساعتی رو صبر کنیم تا تو با این نادر خان ما رفع اشکال کنی . نوشین کمی سختش بود . با این تصوری که از این پسر داشت و اونو خیلی هیز می دونست این رفتار محتر مانه او واسش تعجب بر انگیز بود . با این حال یه حسی بهش می گفت که جریان به این سادگی هم که فکر می کنه نیست .. -سمانه جون تو و جمشید نمی تونین جور نادر رو بکشین . ;/; آخه من سختمه .. -واااااییییییی نوشین تو تا دیروز که شوهر نداشتی خجالت نمی کشیدی اصلا عین خیالت نبود . حالا شدی دختر چهارده ساله . بس کن تو رو خدا . چرا این طوری شدی ;/; -سمانه اگه بدونی اون چه جوری نگام می کرد و یه حرکات خاصی از خودش نشون می داد . .. -الان هم اون حرکات رو داره ;/; -نه -حتما متوجه شده که تو شوهر داری یا اصلا شاید تصورات غلطی راجع بهش پیدا کردی آدم که این قدر حساس نمیشه -رفتار حالاشو چه طور دیدی -خیلی جنتلمنانه و آقا منشانه -خدا پدرت رو بیامرزه . بالاخره این نشون میده که تو یا قبلا اشتباه می کردی یا حالا . پس هیچوقت این قدر عجولانه قضاوت نکن . تازه ما هم که کنارتیم . وای آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه . من نمی دونم ناصر می دونه که تو تا این حد دوستش داری ;/; -اون خیلی حسوده . -انگاری تو نیستی . ببینم اون اگه چشش دنبال یه دختر دیگه باشه تو چه عکس العملی نشون میدی . -دو تا چشاشو از کاسه در میارم .. -خیلی از زنا این حرفا رو زدند و آخرشم چشای خودشون از کاسه در اومد .. حالا برو به کارات برس ما منتظرت می مونیم .. می تونیم پیشت بمونیم ولی اون جوری راحت تر می تونی مطالبو یاد بگیری . .. از اون طرف نادر داشت یه سری مطلبو واسه نوشین تو ضیح می داد . دل تو دلش نبود . هر گز هیچ دختری تا این حد روش اثر نذاشته بود . حس کرد که بین اون و نوشین فاصله هاست با این که خیلی از نظر چهره و اندام چیزی کم نداشت و از نظر اخلاق هم حس می کرد که قابل قبوله و از طرفی در اون لحظات هم خیلی سعی می کرد که بر خودش مسلط باشه . .. گاه فقط برای یه ثانیه هیکل نوشین رو ور انداز می کرد . تر جیح می داد در بیشتر حالات سرش زیر باشه و یا اگه مجبور شد به این که صورتشو به سمتش بگیره خیره بهش نگاه نکنه . اون به خوبی می دونست زنا و دخترا از مردایی که بهشون خیره شن به بد چشمی یاد می کنند . و مردا هم اگه یه زنی بهشون خیره شه بیشتر وقتا این بر داشتو دارن که این زن سهل الوصوله و خیلی راحت میشه به قلبش نفوذ کرد و درش اثر گذاشت .  نادر در عالم دیگه ای بود با این حال سعی می کرد از مسائل درسی دور نشه . تلاشش بر این بود که خیلی به آرومی و تفسیر زیاد هر موضوع رو برای نوشین روشن کنه تا فرصت بیشتری داشته  که با اون باشه یا این که ادامه رو به بعد موکول کنه . حتی شده در دانشگاه واسش توضیح بده . اون فقط می خواست در کنار این زن باشه . حس کرد که بدنش دچار رعشه خاصی شده .. نادر نادر مراقب خودت باش این زن شوهر داره . دزد ناشی نکنه داری به کاهدان می زنی ;/; اون هیچوقت مال تو نمیشه . اون الهه پاکی و مقدسه .. نادر از نگاه کردن به بیشتر زنا و دخترا می تونست یک شناخت کلی از اونا داشته باشه .. کاش زود تر باهاش آشنا می شدم . کاش یک ترم زود تر به این جا منتقل می شدم .. یعنی اون و شوهرش همدیگه رو دوست داشته و دارن ;/; حالا دیگه کار از کار گذشته ;/; یه لحظه حواس نادر پرت شده بود -ببخشید مشکلی پیش اومده ;/; نادر به خودش اومد و عذر خواهی کرد . -ببخشید به یاد شهر و دیارم افتادم . هر چند عمه جون اینجا نمی ذاره که من احساس غربت کنم . خلاصه اون روز به همین شرایط گذشت و نوشین به خونه بر گشت . اون و ناصر هر دو شون خسته بودند ولی نوشین با همه خستگیش کارای خونه رو مثل یه زن خونه دار انجام می داد نمی خواست کاری کنه که شوهرش حس کنه که تحصیل اون به زندگی زناشویی اونا ضربه زده . دوست داشت واسه شوهرش زیبا ترین .. عاشق ترین و سکسی ترین باشه …. ادامه دارد …. نویسنده …. ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها