داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

گاییدن کون دختر باجناقم

سلام به همه ی مخاطبان عزیز سایت شهوانی من کسری هستم یک سال پیش دو داستان در مورد سکس من و یلدا دختر باجناقم براتون نوشته بودم امروز میخوام خاطره ای که حتی یادآوریش من رو به سرحد جنون میرسونه رو براتون تعریف کنم. بعد دو بار رابطه ی من و یلدا دیگه سکس برامون از نون شب واجب تر شده بود تا حدی که قدرت ریسک یلدا صد برابر شده بود اومدن شوهرش و فهمیدن رابطه مون در درجه ی دوم دغدغه هامون قرار داشت حالا اگه چراشو میپرسین به این دلیل که طی هفته در مورد فانتزی هایی که قراره روز جمعه (کل سکس هامون تو روز جمعه انجام می‌شد چون شنبه و یکشنبه یلدا و من تعطیل بودیم سر کار میرفتیم و مهمتر اینکه شوهرش بخاطر آخر هفته مجبور بود تا ساعت 11شب کار کنه) ما ساکن استانبول هستیم. روز جمعه فرا رسید و من تو خونه منتظر عشق کون گنده خودم بودم یلدا واقعا خوشگله کون بزرگ و برجسته داره که منو دیوونه خودش کرده. یلدا اومد کیفش و انداخت تو هال و چسبیدیم به لبای همدیگه زبون همدیگه رو میک میزدیم و آب دهنمون رو تو دهن همدیگه خالی میکردیم یلدا واقعا حشری و دیوونه سکسه منم که روانی فانتزی بازم خلاصه دامنش رو درآوردم شرتشو بو کشیدم درش آوردم که سریع از دستم قاپید شرتو کردش تو دهنم یه تف آبدار هم انداخت تو دهنم با دوتا انگشت شرتشو فشار میداد گفت دهنتو ببند منم فقط اطاعت میکردم خوب خیس شد تو دهنم درش آورد از دهنم گفت لخت شو کامل لخت شدم فهمیدم که میخواد شرتشو بپوشم سریع پوشیدم و منو برد تو اتاق خواب جلو آینه محکم زد در کونم و ازم خواست لبم روتو آیینه بلیسمش داشتم با آیینه لب بازی می‌کردم اونم نامردی نمی‌کرد و محکم در کونی میزد انگاری با شلاق میزد خیلی ظریف و شکننده س ولی تو سکس مثل خودم تبدیل به یه خون آشام میشه زانو زد جلوم کیرمو کردم تو دهنش موهاشو گرفتم و تا دسته کردم تو حلقش تلنبه میزدم و یلدا عوق میزد جوری که هر لحظه امکان بالا آوردنش وجود داشت ولی به این چیزا کی فکر میکنه آروم چند قطره دهنش شاشیدم نگه داشتم تو حلقش همینکه قورت داد کشیدم بیرون از پشت کونم رو چنگ میزد و محکم در کونی میزد بلندش کردم هلش دادم سمت کاناپه موهاشو کشیدم و همزمان مثل گشنه ها شروع کردم به لیسیدن کونش سرمو چسبوند به کونش انگشتاشو می‌کرد تو کصش در می‌آورد از پشت میذاشت دهنم اون لحظه می‌گفتند یه ساعت از عمرت باقی مونده اصلا برام اهمیتی نداشت از بس غرق لذت بودم انگشتامو میکردم تو کونش در می‌آوردم میلیسیدم نوبت کصش بود نشست رو دهنم همزمان پلاگ رو کرد تو کونش کصشو دیوانه وار میلیسیدم و هیچ چیز دیگه ای برام مهم نبود یلدا پلاگ رو درمی‌آورد و بهم میگفت تف کن روش تف میکردم دوباره می‌کرد تو کونش نزدیک پنج دقیقه کصشو لیسیدم که یه بارم آبش اومد و با ولع تمام خوردمش بلند که شدم موهامو از پشت گرفت و پلاگ رو از کونش درآورد و کرد دهنم گفت تا نگفتم درنیار چاره ای نداشتم البته تو اون لحظه همه چیز برام عادی بود قمبل کرد کیرمو می‌مالیدم به سوراخ کونش و با فشار هدایتش کردم تو التماس ها و نفس نفس زدناش شروع شد جون یلدا آروم بکن خیلی بزرگه تو رو خذا یواش تو رو امام زمان یواش گفتم اعتقادات هنوز زنده س داری به شوهرت خیانت میکنی و قسم امام میدی که یه دفعه نصف کیرمو فرستادم تو چه جیغی کشید چه گریه ای کرد دو دقیقه فقط از پشت در توضیح می‌داد به همسایه ها که موش دیده جیغ به خاطر موش بود گفت تو رو خدا آروم همه چیز تابلو میشه ترکام که منتظر یه بهانه هستن تا بگن خالی کن خونه رو منم آدم بشو نیستم که دستمو گذاشتم جلو دهنش همشو فرستادم تو اوففففففففف چه گریه ای می‌کرد دلم سوخت خداییش خواستم در بیارم گفت حیوون آروم آروم تلنبه بزن عادت کنه چرا درش میاری که منم آروم آروم تلنبه زدم براش آب یلدا یه بار دیگه اومد اینبار با کون دادن بلند شد خایه هامو گرفت و فشار داد از درد حالم بد شد هلم داد سمت کاناپه محکم زد در کونم گفتم دیوونه چی شد مگه کونت گذاشتم دیگه که دوتا انگشتشو کرد دهنم تا میکشون بزنم بعد میک زدن با سوراخم بازی کرد بعد فشارشون داد آیییییییییییییییی جنده لاشی جر خوردم چه خبرته با لنگه دمپایی چنان زد در کونم بی اختیار گریه کردم پسر انگاری با شلاق زدن آیییییییییییییییی لعنتی چیکار میکنییییی آیییییییییییییییی پلاگی که از دهنم درآورده بودم رو یه دفعه کرد تو کونم ایندفعه یه جیغ کشیدم چشام سیاهی رفت التماس میکردم درش بیاره و جلو اشکامو نمیتونستم بگیرم از شدت درد دستمو گاز میگرفتم بردم جلو آینه داشت ازم لب می‌گرفت دقت کردم پیش آبم داره میریزه ولی مثل چسبه کیرم سیخ سیخ بود بعد پنج دقیقه گفت درش بیار یه بار دیگه خودت بکن تا کامل عادت کنه آروم درش آوردم ولی وقتی کردم تو یه لحظه درد داشت ولی سریع رفت تو حالا نوبت ارضا شدن من بودیلدا گفت پلاگ رو عقب و جلو کن تا من ساک بزنم من آروم آروم پلاگ رو عقب جلو میکردم که اومد ازم یه لب گرفت گفت بخدا عاشقتم هر کاری ازت خواستم کردی نمیدونستم اینقدر دوسم داری ازین به بعد ماهی یه بار هم بهش کص نمیدم یعنی به شوهرش ازین به بعد مال توام ازم خواهش کرد پلاگ رو در نیارم و آبمو تو دهنش بریزم ابمو ریختم دهنش تا قطره آخر خورد اونروز رفتیم رستوران غذا خوردیم شب برگشتیم با شوهرش تخته نرد بازی کردیم خیلی چسبید شب هم خودش پلاگ رو از کونم درآورد و لیسید گذاشت تو کمد…

نوشته: Kasra

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها