داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

کویر پر ماجرا (۱)

سلام من پوریام ۲۹ ساله این خاطره برای سه ماه پیشه و اولین باره دارم تو انجمن کیر تو کس مینویسم
از خودم بگم.من ۶-۷ سالی میشه که برای زندگی اومدم تهران و مشغول به کار شدم و تو این مدت که تنها زندگی میکردم تونستم یه سری حداقل های زندگی مجردی رو برای خودم فراهم کنم.یه سال بعد از اومدنم به تهران با دختری آشنا شدم به اسم آتنا که داستان آشناییمون رو تو یه خاطره دیگه مینویسم
من و آتنا حدود ۵ سالی باهم بودیم و تقریبا با هم زندگی میکردیم از مشخصات ظاهریش بگم براتون صورت کشیده و بشدت سفید و یه قد متوسط رو به بالا به نسبت دختر بودنش اندامی کشیده سینه های سایز ۷۵ گرد و مشت پر کن با نوک صورتی و جذاب باسن و رون های پر که من همون اول جذب اندامش شدم و یک دختر بشدت حشری…خودم هم ۱۸۶ قد و ۷۸ کیلو وزن یه بدن مردونه و معمولی به لطف کوهنوردی هایی که میرم کمی پا ها و اندام رو فرمی دارم اما ورزشکاری نه، با یه کیر ۱۹ سانتی تقریبا کلفت که ستون نگهدارنده رابطه من و آتنا بود
من و آتنا همه نوع سکس رو باهم تجربه کرده بودیم و ازونجایی که هردومون بشدت حشری بودیم اوایل رابطه تقریبا هر تایمی که تنها بودیم باهم سکس داشتیم همینطور پیش رفتیم تا این اواخر که بخاطر مشغله و خستگی و درگیری کاری هردومون سکس نقش کمرنگ تری گرفته بود تو رابطمون اما باز هم رکن اصلیمون بود و هربار هم که سکس داشتیم از لذتی که میبردیم کم نشده بود
ما یه اکیپ ۸ نفره بودیم شامل دوستان مشترک من و آتنا که با هم کوه میرفتیم گاها با ماشینامون یه آفرود ریزی هم میزدیم
من و آتنا ، امیر و پریسا ، بهرام و فاطمه ، اشکان و دنیا
ما ۸ نفر تقریبا مثل یه خونواده همه جا باهم بودیم و همه باهم خیلی راحت چه از نظر رفتاری چه پوششی و… اما چشمی این وسط هرز نمیپرید و حد و حدود ها مشخص بود.
آبان ماه پارسال اشکان ایده کویرو داد که جمع بشیم بریم سه چهار روز تو کویر مرنجاب بچرخیم ازونطرف هم بریم کاشان و اصفهان یه دوری بزنیم که طبق معمول همه پایه بودن یه هفته قبل از اینکه بریم من و آتنا سر دختر همسایه خونه م که یه دختر تنها بود دعوا افتادیم و اصرار داشت بگه من با اون دختر رابطه دارم چون دختره بیش از اندازه رفتار صمیمی ایی داشت و خیلی سبک و آویزون بود از نظر شخصیتی (کص خوبی بود اما واقعا رابطه ای بینمون نبود) خلاصه آتنا به من شک کرده بود و بدترین حرفا رو بار من کرده بود یکی دو روز من چس کرده بودم باهاش البته اونم اصن مهم نبود واسش ولی بعد از دو روز دیگه این کیر امون منو برید تقریبا ۱۰ روز شده بود ک سکس نداشتیم و میدونستم با چن تا نوازش و مالش آتنا شل میشه اما اصلا نمیذاشت نزدیکش بشم یا توی یه فضا با من تنها نمیموند شروع کردم به لخت چرخیدن تو خونه شاید تحریک شه اما بازم اهمیتی نمیداد ولی میدونستم دیوونه داره میشه چون اگر من میتونستم یه هفته بدون سکس دووم بیارم اون اصلا نمیتونست…
تو اون یک هفته قبل سفر تنها زمانایی که با بچه ها بیرون بودیم یا جمع میشدیم هم آتنا هم من اوکی برخورد میکردیم جوری که اتفاقی نیافتاده اما به محض اینکه تنها میشدیم سکوت ادامه پیدا میکرد
تنها چیزی که مطمئنم میکرد این مدت آتنا با کس دیگه ای رابطه نداره این بود که همه روزه باهم بودیم و چیز مشکوکی نمیدیدم ازش با اینکه دیالوگ و ارتباطی جز کنار هم بودن نداشتیم
شب قبل از سفر همه خونه ما جمع شده بودیم طبق معمول مشروب و بزن و برقص تا رسیدیم به خوابیدن
تایمی که جمع میشدیم موقع خواب همه خیاری کنار هم میخوابیدیم این مسخره بازیارو نداشتیم که هرکی بره تو اتاق و این داستانا…لحاف و تشک هارو انداختیم همه جاشونو گرفتن من و اتنا افتاده بودیم روی یه تشک انتهای این فضاآتنا دراز کشید من بقلش و اشکان کنار من و…
ازونجایی که با لباس به هیچ عنوان نمیتونستم بخوابم تیشرت و شلوارکمو در آوردم و رفتم زیر پتو آتنا هم فقط چپ چپ با اخم نگام میکرد فاطمه برقارو خاموش کرد دیدم امیر و بهرام هم تیشرتشونو دراوردن و یکم مسخره بازی دراوردیم تا همه اخرین ذره انرژی مستیشونو سوزوندن و تک تک خوابیدن
اشکان پشتش به من بود و دنیارو بقل کرده خوابید آتنا هم پشت کرده بود به من داشت اینستاشو با صدای کم چک میکرد و من خیره به سقف که چه گوهی بخورم دلم کص داغ آتنا رو میخواست و میدونستم الان میتونم داغ ترین سکسو تجربه کنم باهاش ولی چجوری . نه من ادم ارومی ام و نه اون ادم ساکتیه( تو پنج سال رابطمون ۵ بار بصورت غیر مستقیم از مدیر ساختمون تذکر گرفته بودم) از پشت آتنا رو بقل کردم دستمو بردم بذارم رو شکمش که با اون ناخنای مثه چنگکش دستمو نیشکون وحشتناکی گرف ک نزدیک بود دادم در بیاد کشیدم خودمو عقب از پشت موهاشو نوازش میکردم جمع کردمشون یه گوشه از عقب دوباره بقلش کردم دوباره نیشکون گرفت که منم گردنشو گاز گرفتم تا ول کنه و ول کرد کیرمو به کونش میمالوندم و زیر لب گفت واقعا آدم بیخودی هستی گفتم دهنتو ببند بچه ها بیدارشن زشت میشه…دیگه حرفی نزد منم همینطور ک داشتم گردن و لاله گوشاشو میخوردم دستمو از زیر تیشرت گشادش بردم رو سینه هاش و مثه وحشیا چنگ میزدم نفساش سنگین شده بود و دستشو جلو دهنش گذاشت یه وقت صدایی ازش در نیاد میدونستم نقطعه ضعفش سینه و گردنشه و کاملا شل شده بود
سینه هاشو بعد یه ربع مالیدن ول کردم دستمو بردم پایین از کش شلوارک و شرتش رد کردم دیدم نوار بهداشتی داره بعد با یه پوزخند گفت به کاهدون زدی عصبی شده بودم دستمو دراوردم بردم جلو صورتش دوتا انگشتمو کردم تو دهنش گفتم هنوز جاهای دیگه هم هست دستمو گاز گرفت کشیدم بیرون گفت عمرا ساک بزنم واست همون انگشتامو سریع بردم پایین روی رونش کشیدم اومدم تا روی لمبر کونش یه چنگ گرفتم گفتم ساک نمیخوام عشقم سوراخ دیگه هم هست که یهو جا خورد یکم صداش بالا رفت گفت میدونی ک نمیشه گفتم هیس اروم باش اوکیه دهنتو ببند فقد بیدار نکن بقیه رو
باز با سینه هاش یکم ور رفتم دوباره کیرم راست شد از شورت درش اورده بودم داشتم به پاهاش میمالیدم مثه سگ عرق کرده بودیم از شهوت طاقت نیاوردم شلوارکشو کشیدم پایین نوار بهداشتیو از جلو یکم کشیدم ک بیاد بالا تر از پشت شورتشو کنار زدم دیدم خانوم بدجور خیس کرده کیر منم خیس شده بود از پیش آب شروع کردم مالوندن به سوراخ کونش فقط هر چند دقیقه میگفت توروخدا نکن تو آبرومون میره که خندم هم میگرفت جلو دهنشو میگرفتم میگفتم اوکیه همینطور لای کونش اینقد مالیدم کیرمو سینه هاشو چنگ زدم که آبم اومد و همشو روی کون و کمر و لاپاش ریختم
سگ شده بود من ازش جدا شدم و به پشت خوابیدم و چشامو با یه لبخند رضایت بستم برگشت سمت من زد به پهلوم گفت پس من چی؟ منم میدونستم داره دیوونه میشه دیوونه ترش کردم دست پیشو گرفتم گفتم همینقد هم زیادیت بود برو بگیر بخواب…لجش گرفت پاشد رفت تو حمام که توی اتاق بود و توالت فرنگی هم اونجا بود که خودشو تمیز کنه همونطور مهداشت میرفت تو نور کمی که داشتیم دیدم تیشرت و شلوارکشدهمه خیس شدن خنده م گرفته بود شورتمو کشیدم بالا برگشتم بچه هارو چک کنم دیدم همه بحالت مرگ خوابیدن…

نوشته: پوریا

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها