داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

کس ناز دختر دبیرستانی

سلام خدمت دوستان عزیز سکسی و حشری شهوانی

من علیرضا ۲۸ساله ومتاهل هستم داستانی هم که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده چهار روز پیش.
تو فامیلای خیلی دور ما یه دختر خانم ناز سکسی هست ب اسم آیناز که متاهله و تازه عروسی کردن .آیناز ۱۷سالشه و تو مدرسه ای که نزدیک خونه ی ماست درس میخونه منم که هراز گاهی تو مراسمات میدیدمش کلا زیر نظر میگرفتمش وهمیشه تو فکر موقعیت بودم تا ببینیم چجوری میتونم رو مخش کار کنم میتونم بکنمش که تقریبا دوسه ماه پیش یکی از دوستام که خیلی هم صمیمی نبودیم اومده بود پیشم باهم صحبت میکردیم بحث به دوست دختر و اینجور چیزا کشیده شد که دوستم بهم گفت علیرضا یه دختر ناز تور کردم چه دختری ۱۷سالشه خودشم متاهله ولی فعلا نتونستم بکشمش مکان و ترتیبشو بدم بعد من گفتم عکسشو داری که گفت تا دلت بخواد هر موقع ازش عکس میخوام فوری می‌فرسته گفتم خب ببینیم این جوجه چیه آخه اینقدر تعریفشو میکنی عکس و که دیدم شاخ درآوردم آیناز اونم عکس لختش با اون اندام کوچیک و سفید برفیش گفتم کونی اینو از کجا پیدا کردی باشی گفت مگه میشناسیش گفتم آره بابا این عروس یکی از فامیلای خیلی دور ماست اسمش آینازه گفت آره اسمش آینازه دوستم گفت پس اگه فامیلین ردش کنم بره آره
گفتم چی میگی بابا من خودم تو کف اون کس نازشم چه فامیلی بعدشم اون عروس فامیلای ماست اونم که فامیل دور فقط یکاریش بکن منم بتونم بکنمش که اونم گفت بابا هرکاری میکنم نمیتونم مکان مناسب پیدا کنم که اونم بتونه بیاد چون خانواده همسرش و همسر خودش اصلا تنه‌اش نمیزارن یا نمیزارن تنها بیرون بره گفتم مدرسشون همین نزدیک خونه ی منه میتونی راضیش کنی بیاریش اینجا گفت اگه تورو بشناسه که نمیاد گفتم خودت یکاریش بکن رو مخش کار کن بگو علیرضا راز داره و دوست صمیمی هس بهش اعتماد دارم بعدشم فقط کلید خونشو به ما میده خودش خونه نیست و اینجور حرفا قانعش کن دوستم بهش زنگ زد و همه چیزایی که بهش گفتم رو به آیناز گفت اونم بدون ناز کردن قبول کرد فقط پس همسر علیرضا چی که من اشاره کردم که حله اونم ب آیناز گفت اونو علیرضا اوکی می‌کنه قرار شد که از مدرسه جیم بزنه و فوری بیاد خونه‌ی من منم صبح خانومم رو با خودم بردم خونه‌ی پدر زنم و زودی برگشتم خونه دوستمم اومد ولی فعلا آیناز نیومده بود ماهم نقشه هامونو مرور کردیم قرار شد که من مخفی شم تو خونه اونا کارشون رو بکن بعد منم برم حین رابطه ببینمشون و …
دوستم رفت دم در منم مخفی شدم یه چند دقیقه گذشته بود از صدا درا فهمیدم اومدن مستقیم رفتن اتاق خواب درو که بستن منم در اومدم رفتم پشت در فال گوش وایسادم بعد دیدم فوری شروع کردن یکم گذشته بود که میخواستم برم تو گفتم بزار تموم کنن بعد میرم تو دوستمو می‌فرستم بیرون خودم با خیال راحت تنهایی میکنمش .
بعد تقریبا بیست دقیقه سکسشون تموم شد و اومدن بیرون که یهو آیناز منو دید شوکه شد آقا علیرضا شما گفتم ساکت باش چیزی نگو به دوستم گفتم برو تو حیاط من با این خانم یکم حرف دارم اونم گفت باشه رفت
ایناز گفت تورو خدا ببخشین من نمی‌دونستم شمام تو خونه ای گفتم عیب ندارد برگرد اتاق خواب کارت دارم گفت برای چی گفتم برگرد اتاق خواب دیگه دید عصبانیم برگشت اتاق خواب منم پشت سرش رفتم درو بستم گفتم. خوب آیناز میخوای این قضیه بدون هیچ مشکلی و بدون اینکه کسی بفهمه تموم شده گفت بله گفتم پس بچه بازی در نمیاری تا باهم یکم حال کنیم بعد تموم شه بره دیدم اشکش میاد و اینکه می‌دونه چاره ای ندارد فقط گفت آخه شما متاهلی گفتم ایرادی نداره من مشکلی ندارم
بعد محکم بغلش کردم و گفتم که چقدر تو کفش بودم بعد شروع کردم لباس هاشو درآوردم خودمم لخت شدم خوابونمدش روزمین لباشو خودم یکمم با کسش ور رفتم یا خدا چه کوسی بخدا انگشتم بزور می‌رفت خیلی کوچولو و تنگ بعد بهش گفتم بیا یکم ساک بزن بعد بکنمت کیرمو که گرفت دستش گفت آخه مال تو خیلی بزرگه فقط تورو خدا آروم بکن گفتم باشه یا یه ساک خوب برام بزن منم آروم می‌کنمت بعد چند دقیقه ساک زدن گفتم حالت داگی ایستاد یا خدا یه کس ناز کوچولو بخدا اصلا باور نمی‌کردم که میخوام آیناز رو بکنم یواش سرشو گذاشتم تو کسش دیدم داره دستشو گاز میگیره منم حشری شدم کل کیرمو هل دادم تو کسش داشت بادستش جلو دهنش و می‌گرفت که صداش در نیاد یکم تو اون حالت کردم دیدم دیگه برایش عادی شده و داره حال می‌کنه بعد پوزیشن رو عوض کردیم من خوابیدم اون نشست رو کیرم بالا و پایین میکرد نگاش میکردم انگار یا فرشته داره رو کیرم بالا پایین میاره قیافشم خیلی خوشگل بود لامصب دیگه انگاری کیر بزرگ به کس کوچولو ش شیرین اومده بود خیلی داشت حال میکرد بعد دیدم داره تند تند بالا پایین می‌کنه فهمیدم میخواد ارضا شه یکم اونطوری تند تند بالا پایین کرد تا ارضا شد همون طوری افتاد روم گردنمو بغل کرد لباشو گذاشت رو لبام گفت واقعا خوش ب حاله زنت هم کمتر سفته هم کیرت خیلی عالیه گفتم هر موقع دوست داشتی میتونی ازش استفاده کنی ی نیش خندی زدیم بعد بازم برگردوندمش حالت داگی گذاشتم تو کسش تند تند تلمبه زدم تا ابم اومد خالی کردم رو کمرش وای خدا بهترین سکس عمرم بود بلند شدیم لباسامونو پوشیدیم بهش گفتم که خیالت راحت آیناز این قضیه بین خودمون میمونه اونم تشکر کرد گفت ب منم خیلی حال داد چون تابحال چنین سکسی نداشتم گفت من دیگه دیرم شده باید فوری برم مدرسه تا گندش در نیومده گفتم برو مواظب خودت باش. اون رفت منم رفتم تو حیاط به دوستم گفتم که واقعا کاری کردی کارستون اونم گفت علیرضا خیلی کس نابی داشت من اگه هروز اینو نکنم میمیرم خندیدیم گفتم موقعیت درست حسابی ندارد همین یکبار کافیه چون متاهله ادمو به دردسر میندازه ولش کن بره اونم قبول کرد که باهاش کات کنه .
امیدوارم خوشتون بیاد.

نوشته: علیرضا

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها