داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

کاش کاندوم داشتم

یادش بخیر 3 ساله پیش بود . هنوز تمام لحظاتش صحنه به صحنه جلو چشممه . مگه میشه فراموشش کرد ؟! بهترین سکسم نبود ولی جالبترینش بود . اون موقع 27 سالم بود و هنوز تهران زندگی نمیکردم ولی 6 ماهی می شد تهران سرباز بودم . چون فوق لیسانس بودم یه پست خیلی راحت بهم داده بودن طوریکه 24 ساعت تو کلانتری بودم و 24 ساعت بیکار بودم و می تونستم هر جا که بخوام برم . با اینکه همراه داشتن گوشی ممنوع بود ولی من همیشه تو کلانتری گوشیم تو جیبم بود البته چون من خیلی آدم محتاطیم گوشیم همیشه رو ویبره بود و به کسی نشونش نمیدادم و اگه میخواستم جواب اس ام اسهامو بدم باید میرفتم دستشویی و فقط اون 24 ساعتی که بیکار بودم و میومدم بیرون میتونستم باهاش تماس بگیرم .

روزا خیلی تکراری و آروم پشت سر هم می گذشت تا اینکه یه روز سعید زنگ زد . سعید یکی از فامیلای دورمون بود که به تازگی ازدواج کرده بود و از اونجایی که همسن بودیم و اخلاقمون باهم جور بود رابطه خوبی باهم داشتیم . معمولا ماهی یکی دوبار میرفتم خونشون . خون گرمی و راحت بودن ویدا زن سعید هم باعث میشد من احساس راحتی بیشتری داشته باشم باهاشون . وقتی سعید زنگ زد من با چندتا از هم خدمتی هام بیرون بودیم و داشتیم تو پارک سیگار میکشیدیم و قدم میزدیم . سعید گفت که میخوان با ویدا یه ماه برن خارج از کشور و اگه دوست داشته باشی میتونی بیای کلید خونرو بهت بدم این یه ماه بیای اینجا . بعد از اینکه به بچه ها گفتم اولین چیزی که به ذهنشون رسید این بود که میتونیم دختر بیاریم ؟! ولی من گفتم نمیشه چون خونشون شهرک غرب توی برجه و نگهبان داره که همه رو میشناسه و منم هر دفعه میرم نگهبان جلومو میگیره و نمیزاره برم داخل تا اینکه زنگ بزنه به سعید و باهاش هماهنگ کنه ولی میتونیم یه شب در میون بریم اونجا و شلم و حکم بازی کنیم . من یک روز در میون از صبح که پستمو تحویل افسر بعدی میدادم میرفتم اونجا ولی شیفت کاری بچه ها مثل من نبود اونا باید هر روز تا ساعت 4 عصر پست میدادن و من از صبح تا حدود 6 عصر که بچه ها میومدن تنها بودم . با اینکه سعید یه کیف سی دی کامل کلکسیون فیلم داشت ولی من چون خیلی فیلم نیگا میکردم زمان دانشجویی تقریبا همشو دیده بودم و حوصله ام سر میرفت . بنابراین رفتم سراغ کامپیوتر سعید و توی اینترنت میچرخیدم تا عصر بشه و بچه ها بیان و بساط شلم و لهو و لعب رو پهن کنیم .

یه روز توی چت روم تهران داشتم چرت و پرت میگفتم و سر به سر جماعت میزاشتم که یه دختری پیام داد شمارتو بده ! منم گفتم اول سلام بعدم خودتونو معرفی کنید قبلش . گفت شمارتو بده باید برم عجله دارم بهت زنگ میزنم ! منم شمارمو دادم . اونموقع هنوز شماره شهرستان داشتم . با خودم فکر کردم عمرا به این شماره بزنگه . ولی خب معلومه که زنگ زد چون اگه زنگ نزده بود سکسی در کار نبود و من الان اینارو نمی نوشتم ! اسمش یادم نیست چون شمارشو یه هفته بعد از سکسمون از روی گوشیم پاک کردم و فقط خاطره یه سکس خوب توی ذهنم ازش مونده . 18 سالش بود با قد حدود 160 و لاغر و خوشگل با یه چسب روی دماغش که میگفت تازه عمل کرده و یکم هنوز درد میکنه . عاشق صدای من شده بود میگفت حرف میزنی آدم دوست داره گازت بگیره . از دوست پسرش تعریف میکرد که عشق اولش بوده و عاشقش بوده و حالا رابطشون بهم خورده منم مثل یه دوست بزرگتر آرومش میکردم و دلداریش میدادیم و میگفتم تو هنوز جوونی و خیلیا توی زندگیت میان و میرن ازین به بعد وباید دنبال یه عشق تازه باشه که بتونه راحتتر فراموش کنه . بعد از یه هفته گفت بیا همدیگرو ببینیم . راستش دیدنش واسه من جذابیتی نداشت چون 30 سانت از من کوتاهتر بود و 9 سال از من کوچیکتر بود و من حرفی باهاش نداشتم و فکر نمیکردم بتونم باهاش سکس خوبی داشته باشم پیش خودم فکر میکردم ازوناس که سکس نداشته و همش موقع سکس نکن نکن و یواش بکنو توش نکنو این چیزا میخواد بگه بنابراین گفتم من بیرون راحت نیستم اگه دوست داری بیا خونه همو ببینیم . اونم گفت من اصلا تورو ندیدم نمیتونم بیام خونتون که دفعه اول منم گفتم پس کلا بیخیال به هر حال من بیرون راحت نیستم . شب اس ام اس داد که شنبه ساعت 4 تا 5 عصر میام خونتون آدرس رو برام اس کن . 3 روز فرصت داشتم و توی این مدت همش فکرم درگیر این مسئله بود که چجوری از جلو چش نگهبانی ردش کنم که نبینه ! و آخرش به این نتیجه رسیدم که عزیز دل برادر هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد و بهترین کار اینه که باید خودم برم دنبالش باهم از جلو نگهبانی رد شیم و بیارمش بالا . شنبه قبل از اینکه بیاد رفتم کلی میوه و تنقلات خریدم و رفتم دوش گرفتم و نهار خوردم ساعت شد 1 و نیم ظهر و چون صبح زود پاشده بودمو خسته بودم گفتم برم یه چرت بزنم تا 4 که میاد . پیش خودم فکر میکردم کاش برم یه بسته کاندوم بگیرم ولی از طرفی میگفتم بابا این که اصلا اهل این حرفا نیست خیلی بخوایم دفعه اول پیش بریم لبی لاپایی چیزیه توی همین فکرا بودمو هنوز چشام گرم نشده بود که زنگ زد گفت من سر کوچم بیا دنبالم ! خوشحال شدم که زودتر اومده و دو ساعت بیشتر وقت داریم . قلبم شروع کرد به تپیدن یکم استرس گرفتم سریع رفتم در یخچالو باز کردم یه پیک وودکا ریختم تو لیوان و بدون مزه رفتم بالا که یکم آروم شم و استرسم کمتر بشه یه آدامسم بعدش خوردم که دهنم بو نده . خودش میگفت که خوشگله ولی وقتی از دور دیدمش واقعا ازون چیزی که تصور میکردم بهتر بود بهش گفتم که اینجا نگهبانی داره و کنار من راه بیا که بهت گیر نده ولی یهو توی ورودی هول شد و تند تند رفت سمت آسانسور ! تا نگهبانی خواست ازش سوال بپرسه با لبخند گفتم با من هستن آقای محمدی اونم دیگه چیزی نگفت و دوباره سرشو کرد توی مونیتور جلوش . توی آسانسور عذرخواهی کرد و گفت ببخشید هول شدم و من به این فکر میکردم که وقتی رسیدیم تو خونه چطوری میتونم به این موجود ناز کوچولو خجالتی بگم مانتوشو دربیاره که تا رسیدیم یهو خودش گفت میتونم راحت باشم مانتومو در بیارم ؟! منم که کلی حال کرده بودم گفتم بله حتما . یه شلوار جین آبی تنگ تنش بود با یه تاپ سیاه و سفید تنگ و کوتاه که میشد ناف شکمش و چاک سینه های 75 رو ببینی . گفتم چیزی میخوری برات بیارم ؟ شربت چایی نسکافه ، گفت فقط یه لیوان آب . خواستم براش از تو یخچال آب خنک بریزم که خودش پاشد اومد آشپزخونه و یه لیوان از شیر آب پر کرد و خورد . بعدم رفت رو کاناپه نشست شروع کرد از گرمای هوا تعریف کردن و من همش تو این فکر بودم که چطوری باز برا خودم وودکا بریزم که متوجه نشه چون اصلا نمیدونستم چه فکری ممکنه بکنه . توی این فکرا بودم که گفت من خیلی خستم میتونم برم یه چرت بزنم ! گفتم خیلی وقت نداریم که اونم تو میخوای بگیری بخوابی ؟ گفت نه یه چرت کوچولو میزنم . منم اتاق خوابو بهش نشون دادم گفتم برو راحت باش نیم ساعت دیگه میام بیدارت میکنم یه پیک دیگه وودکا برا خودم ریختم و یه سیگار روشن کردم نشستم رو کاناپه . سیگارم که تموم شد گفتم برم یه سری بهش بزنم ببینم در چه حالیه . دیدم رو به شکم دراز کشیده داره کتاب شعر احمد شاملو سعیدو که بالا تخت بوده میخونه . رفتم نشستم کنارش گفتم پرا نخوابیدی ؟ گفت ساق پام درد میکنه خوابم نبرد . گفتم بزار برات ماساژش بدم . همینطوری که سرش تو کتاب بود با یکم حالتهای ماساژی که بلد بودم شروع کردم از ساق پای چپش اومدم تا زانو بعد پای راستش تا زانو و بعد رفتم روی روناش دیدم چیزی نمیگه شروع کردم به ماساژ دادن کپل های خوش فرم کونش . کیرم راست شده بود و زیر شلوار اذیتم میکرد . دیدم بهترین موقعیته که سر حرفو باهاش واز کنم . آروم دستمو کردم توی شورتم و با خنده گفتم ببخشید ما پسرا یه چیزی داریم که شما ندارید و آروم حالت کیرمو درست کردم . کاملا مشخص بود که کیرم راست شده بدجوری از پشت شلوار خودشو نشون میداد . یه لبخند زد و گفت بغلم کن . تا اینو گفت سریع تی شرتمو درآوردم و خوابیدم روش . قشنگ کیرمو روی چاک کونش تنظیم کردم و شروع کردم به عقب و جلو کردن . با اینکه هر دوتامون شلوار داشتیم ولی حال جالبی داشت . اونم کمرشو خم کرد و کونشو محکم به کیرم فشار میداد و شروع کرد به آه آه کردن . من که دیدم داره لذت میبره شروع کردم به خوردن گردن و گوشاش دیگه حسابی حشری شده بود . همینطور که داشتم گوشاشو میخوردم آروم و با صدای حشری گفت من ازین بیشتر میخوام ، میتونی ؟! خیلی برای من مهمه که از رضایت طرف مقابلم موقع سکس مطمئن باشم و با شنیدن این جمله کاملا مطمئن شدم که کون خوشگله خانم دلش کیر میخواد ! سریع شلوارشو درآوردم و خواستم تاپشو در بیارم که نزاشت گفت همینطوری خوبه منم اصرار نکردم و شلوار خودمو در آوردم . دوست ندارم تف به کیرم بزنم پس گفتم من برم روغن بیارم زود میام و پریدم تو آشپزخونه تنم داغ وودکا و حشر شده بود . اصلا انتظار همچین چیزیو نداشتم و خودمو آماده نکرده بودم . در کابینتو باز کردم و دیدم فقط روغن مایع هست ! نمیخواستم بیشتر وقت تلف کنم و دنبال یه چیز بهتر بگردم درشو باز کردم یه مقدار ریختم کف دستم و دستامو به هم مالیدم و مالیدم به کیرم که مثل سنگ شده بود . دیگه حسابی کیرم لیز شده بود رفتم تو اتاق دیدم نشسته روی تخت یه نیگا بهم انداخت گفت خیلی خوشگلی . با اینکه خیلی خوشگل نیستم ولی این حرفش بهم یه اعتماد به نفس و حس رضایت جالبی داد که باعث شد در تمام مدت سکسمون لذت بیشتری ببرم . تشکر کردم و گفتم یه بالش بزار زیر شکمت و دستای چربمو مالیدم در کونش که حسابی لیز شد . پاهاشو جفت کرد و لپای کونشو محکم بهم چسبوند و با یه خنده شیطنت باری گفت اگه میتونی بکن بازشون کن . منم با دست افتادم به جونش ولی هم دستای من چرب بود و هم کون اون که نتونستم کپلهاشو از هم باز کنم . کیرم راست بود و حشرم بالا زده بود دلم میخواست زودتر ترتیبشو بدم دیگه طاقت نداشتم . خوابیدم روش کیرمو گذاشتم بین روناش شروع کردم بالا پایین کردن . هنوز خودشو سفت نیگر داشته بود . با اینکه قبل از این سکس زیاد داشتم ولی تا حالا لاپایی نزده بودم اصلا فکر نمیکردم لاپایی اینقد حال بده ! چندتا بالا پایین که کردم یهو شل کرد خودشو بازم آه و آهش شروع شد . پاهاشو باز کرد گفت بکن توش . منم سریع سر کیرمو گذاشتم رو سوراخ کونش و آروم فشار دادم که دردش نیاد . یکم فشار دادم سرش که رفت تو خواستم نیگرش دارم که جا واز کنه که خودش گفت تا ته بکنش تو ، جرم بده آرش تا ته بکن جرم بده آااااااه جووون بکن منو جرم بده جرم بده آاااااه … صداش داشت بلند میشد دیگه داشت داد میزد برا اینکه همسایه ها صداشو نشنون دستمو گرفتم جلو دهنش . خیلی کونش تنگ بود اصلا انگار تا حالا باز نشده بود . کیرمو با زور توش میکردم و تلمبه میزدم . همچنان داشت داد میزد آااااااه جووون جرم بده آرش جرم بده آااااااه جوووون . دیگه داشت آبم میومد دستمو از جلو دهنش ور داشتم و از بالاسرش چندتا دستمال کاغذی کندم آبم اوووومد اووووم . ریختم توی دستمال . هر دوتامون عرق کرده بودیم . دستمالو انداختم توی توالات اومدم نشستم کنارش یه سیگار روشن کردم . کیرم هنوز نخوابیده بود یکم بوی مدفوع میداد با دستمال پاکش کردم و داشتم کنار تخت سیگار میکشیدم که دیدم سرشو از روی رونم آورد و شروع کرد به خوردن کیرم ! چه حالی میداد یه دستم سیگار بود و یه دستم روی موهاش پرسیدم تو ارضاء شدی ؟ گفت نه . گفتم میخوای برات بخورمش گفت نه حالا تو بخواب من میام رو . کیرم باز راست شده بود . خوابیدم اومد کیرمو با دست گرفت خواست با کسش بشینه رو کیرم یهو جا خوردم ! سریع دستمو گذاشتم رو کیرم گفتم چیکار میکنی ؟! گفت من ارضاء نشدم فقط سرشو یکم میکنم توش . گفتم نه اصلا حرفشو نزن اولا کاندوم نداریم بعدشم ممکنه پردت آسیب ببینه . گفت نه حواسم هست فقط سرشو میکنم توش . هرچی گفت قبول نکردم گفتم کاندوم نداریم نمیشه من یه بار ارضاء شدم هنوز آب یکم توی کیرم مونده خطرناکه . قهر کرد ! گفت اصلا من قهرم خوابم میاد خستم بعد روشو کرد اونور یه پتو کشید روی خودش و خوابید . منم گفتم باشه یه چرت بزن میام بیدارت میکنم . لباسامو پوشیدم پاشدم رفتم توی هال نشستم رو کاناپه یه آهنگ گذاشتم و یه سیگار دیگه روشن کردم . هنوز پنج دقیقه نشده بود دیدم لخت اومد توی هال یه پتو هم پیچیده بود دور خودش . گفت سردمه . اومد رو کاناپه دراز کشید سرشو گذاشت روی پام . منم شروع کردم ازش لب گرفتن . چه لبای درشت و سکسی داشت . گفت دماغم درد میکنه . آروم چسب روی دماغشو بوس کردم و گفتم خوب میشه اولشه یکم اذیتت میکنه . دستمو بردم لای پاش و شروع کردم مالیدن کس گرمش و همزمان لبا و گردنشو میخوردم تا کسش حسابی خیس شد و صدای ناله های آروم آهش درومد . حرکت دستامو تندتر کردم حسابی حشری شده بود و لبامو گاز میگرفت ده دقیقه ای با کوسش ور رفتم دیگه مچ دستم حسابی درد میکرد و میسوخت ولی هنوز ارضاء نشده بود و من دلم نمیومد کوسشو نمالم تا اینکه ارضاء شد . آروم دستمو آوردم بالا و شروع کردن به لیسیدن انگشتای خیس شده دستم . گفت میخوای دوباره از پشت بکنیتم ؟! حشرش تمومی نداشت این دختر ! دوباره دستشو گرفتم برم تو اتاق خوابوندمش رو تخت و اومدم دوباره روغن مایع زدم به کیرم ! این بار دیگه هرچی مدل سکس بلد بودم روش پیاده کردم و همچنان دستم جلوی دهنش بود که همسایه ها صدای جیق و دادشو نشنون . واقعا حشری بود و لذت میبرد و منم واقعا با خیال راحت و بدون رحم هر لحظه محکمتر و شدیدتر کون خوشگلشو میکردم . دیگه دوتامون واقعا از حال رفته بودیم و خیس عرق شده بودیم . آبمو ریختم رو شکمش و بعد با دستمال پاکش کردم . دیگه حال نداشتم پاشم دستمالارو بندازم تو دستشویی ! دستمالارو گذاشتم یه کنار و کنارش دراز کشیدم . هنوز قلبم تند تند میزد و داشتم نفس نفس میزدم . اومد سرشو گذاشت روی سینم و ده دقیقه دراز کشیدیم . گفتم میوه میخوری بیارم ؟ گفت آره . رفتم میوه هارو شستم آوردم رو تخت کنارش دراز کشیدم . حالا دیگه این جزییات این قسمتو که ما موز و انگور رو چجوری سکسی خوردیم و یه گاز من میزدم میدادم به اون یه گاز میزد و اینارو بیخیال بشیم که دیگه خیلی داستان طولانی شد . ساعت حدود 5 بود گفتم دیرت نشه عزیزم گفتی تا 5 میتونی باشی . هنوز خسته بود انگار گفت تا حدود 6 میتونم بمونم . گفتم بریم تو هال آهنگ گوش بدیم . پاشدم لباسامو بپوشم اونم پاشد لباساشو پوشید وقتی داشت شلوارشو میپوشید پشتشو کرده بود به من شلوارشو که پوشید محکم کونشو چسبوند به کیر من شروع کرد تکون دادن باسنش و یه خنده ناز شیطنت باری کرد که هنوز توی ذهنمه . انگار هنوز سیر نشده بود و باز دلش کیر میخواست . تاحالا آدم با این همه حشر ندیده بودم . منم خندیدم از پشت بغلش کردم یه ماچ از گردنش کردم دستشو گرفتم رفتیم توی هال .نشستیم رو کاناپه روبرو تلوزیون ماهواره رو روشن کردم زدم پی ام سی داشت جنیفر لوپز نشون میداد . گفت دوست داشتی جنیفر رو میکردی ببین چه کونی داره همه مردا توی کف کونشن . گفتم من فقط تورو دوست دارم بکنم عزیزم و محکم بغلش کردم پیشونیشو بوس کردم . گفت میخوای برات بخورمش ؟! واقعا دیگه حال نداشتم ولی وقتی نیگا به صورت و نگاه حشریش کردم دوباره حشرم بالا زد و از طرفی بدم نمیومد . گفتم آخه خسته ای . بدون اینکه حرفی بزنه دستشو برد کمربندمو باز کرد و گفت پاشو شلوارتو در بیار . شلوار و شورتمو در آوردم و نشستم روی کاناپه شروع کرد به خوردن کیرم . بر خلاف سکس عالی که داشت خوب بلد نبود ساک بزنه فقط سرشو لیس میزد بعد رفت پایین شروع کرد به لیسیدن تخمام . حس جالبی بود یه حس مخلوط از لذت شهوت و قلقلک . بعد گفت پاهاتو بده بالا ! یه لحظه جا خوردم و هیچ عکس العملی نشون دادم . دوباره گفت پاهاتو بده بالا . پاهامو آروم دادم بالا . خجالت میکشیدم ازینکه سوراخ کونم جلوی صورتش بود . تا حالا اینکارو نکرده بودم . شروع کرد به لیس زدن سوراخ کونم و با دستش با کیرم بازی میکرد . وااااای چه حال عجیبی داشت . یه احساسی که تاحالا تجربه نکرده بودم و بعد از اونم دیگه تجربه نکردم . دوباره شروع کرد به خوردن کیرم . اینبار سریعتر از قبل . بعد از چند دقیقه گفت چرا نمیاد پس گردنم درد گرفت . گفتم ولش کن خسته میشی به این زودیا دیگه نمیاد . چیزی نگفت و ادامه داد . منم با موهاش و گوشاش بازی میکردم . ده دقیقه ای میشد داشت کیرمو ساک میزد . گفت انگار نمیاد خسته شدم . آروم خم شدم پیشانیشو بوسیدم گفتم ولش کن بار سومشه دیگه خستس . بعد آروم بلندش کردم . گفت دیگه من برم دیرم شده . پاشدم لباسامو پوشیدم اونم مانتوشو پوشید و شالش رو سرش کرد . گفتم تا سر خیابون میام باهات . نمیخواستم به نگهبان بگم آژانس خبر کنه . توی آیینه آسانسور دیدم چقد موهام بهم ریخته که سریع با دست مرتبشون کردم . از در که داشتیم بیرون میرفتیم نگهبان یه نیگا به ما انداخت ولی چیزی نگفت . اینقد سکس خوبی بود که دیگه برام مهم نبود که بخواد به سعید چیزی بگه یا نه پیش خودم فکر میکردم حتی اگرم چیزی بگه اشکالی نداره و واقعا ارزششو داشته . یه دربست براش گرفتم پولشو حساب کردم و باهاش خداحافظی کردم . توی راه برگشت خیلی سرحال بودم . خونه که رسیدم سریع پریدم سر کیف فیلمای سعید . سی دی فیلم مظنونین همیشگی رو دیدم . با اینکه فیلم جدیدی نبود ولی تا حالا نتونسته بودم ببینمش . دراز کشیدم جلو تلوزیون . هنوز ده دقیقه از فیلم نگذشته بود که صدای اس ام اس گوشیم درومد . خودش بود با یه اس ام اس که باعث شد فیلمو قطع کنم . نوشته بود ما دیگه نمیتونیم همدیگرو ببینیم ! خیلی تعجب کردم . نوشتم چرا عزیزم امروز ناراحتت کردم ؟ گفت نه همه چی خیلی عالی بود تو خیلی خوب بودی مشکل از منه . گفتم تو از نظر من مشکلی نداشتی خیلی هم عالی هستی و من خیلی خوشحالم که تورو دارم . سرتون رو بیشتر ازین درد نیارم خلاصه بعد از کلی اس دادن و خواهش و تمنا از طرف من که خب بگو مشکل کجا بوده و انکارای خانم ، معلوم شد که خانم متاهله ! و شوهرش بهش خیانت کرده اونم میخواسته یه بار تلافی کنه ! و گفت تو واقعا نفهمیدی که من اوپنم ؟! من واقعا شوک شدم . اصلا باورم نمیشد با یه زن متاهل طرف بودم . نمیخوام جا نماز آب بکشم ولی برا خودم یه سری خط قرمزایی دارم . نمیدونم راست میگفت متاهله یا نه . شایدم میخواست منو بپیچونه ! ولی در اینکه اوپن بوده شک ندارم و هنوز چیزی که اینهمه سال فکرمو مشغول کرده اینه که چرا من کاندوم نداشتم اونروز که بتونم حسابی از خجالت کس تنگش در بیام !!!

نوشته: DoktorXXL

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها