داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

پشیمانی از رابطه با مادرم

سلام. محمد هستم بیست سالمه.
میخوام از یه مشکلی که برام شروع شده بگم.
من تک فرزند هستم. مامانم چهل و دو سالش هست و بابام چهل و هشت سال.
من یه داداش کوچیک هم داشتم حدودا چهار سال کوچکتر ولی داداشم یه بیماری ژنتیکی داشت و سه سال بیشتر عمر نکرد و بعد از اون هم دکترا گفتن ریسک بچه دار شدن بالا هست ممکنه سالم باشه ممکنه باز مریض به دنیا بیاد.
از اون ور من شدم بچه محبوب مامان و بابام. یه بچه که همیشه همه چیز در اختیارش هست و بدون هیچ مشکلی بزرگ شده. بابام تو کار مصالح ساختمانی و فروشش هست ولی هیچ وقت مامانم نمیزاشت برم کار کنم در این حد یعنی منو دوست داشت.
من هم مثل هر بچه دیگه ای سال هفتم حدودا یازده سال بود اگه اشتباه نکنم تو تلگرام با یه مرده آشنا شدم که راجب جق بهم یاد داد. اون شب من نفهمیدم اصلا این چی میگه ولی گفت دستت بکش رو کیرت منم کردم همین کار رو و ارضا شدم.
انگار از حال رفتم. صبح بیدار شدم دیدم کیرم انگار باد کرده و اصلا یه شکل عجیب و غریب داشت. خیلی ترسیدم. تا بعد از ظهر صبر کردم دیدم درست نشد.
از ترس تو چهرم مامانم فهمید و من با کلی خجالت بهش نشون دادم. مامانم باهم رفتیم دکتر و خلاصه از اون ماجرا گذشت و با یه قرص مشکل حل شد.
ولی بعد از اون روی مامانم و من باز شده بود بهم. مامانم در حالی که یه روز از مدرسه اومدم خونه گفت دیگه باید موهای اونجات رو بزنی و بیا یادت بدم. من خیلی شرمم میشد ولی مامانم مجبور کردم که بزنم و بهم یاد داد با موبر چجوری بزنم.
گذشت و گذشت کم کم با مامانم خیلی عادی شده بودم. مثلا سال هشتم بود با بچه ها راجب کاندوم بحث بود من نمیدونستم چیه. از مامانم پرسیدم کامل توضیح داد.
گذشت و سال دهم شد. من اونجا با سایت شهوانی آشنا شدم. اونجا منم توهم کردن مامان و عمه و… همه داشتم کلی همیشه بعد یه جق این شهوت از ذهنم‌ میپرید. خیلی خودم رو سرزنش میکردم که آخه این چه فکری هست میکنم.
ولی اون سال دهم من رفته بودم رشته معماری. خیلی چالش و سختی داشتم. تا ساعت سه تو مدرسه بودم با کلی فعالیت و استرس. برای همین تا میومدم خونه برای کم شدن استرسم بعد از ناهار خوردن تو اتاق سریع جق میزدم و میخوابیدم.
من که یه پسر بودم هفته ای یه بار شاید جق میزدم ولی اینجوری شد که توی اون سال هر روز یعنی شیش ماه پاییز و زمستون رو هر روز جق میزدم. حتی گاهی اوقات روزی دوبار.
خیلی روحیم بد شده بود. افسرده بودم. درسام افت کرده بود. جوری که من توی سال نهم نمره درسام زیر هفده نبود ولی توی اون سال همه درسام سیزده و دوازده بود.
کارنامه ترم اولم بد نبود ولی ترم دوم قشنگ ریده بودم. فقط در حد پاس نمره آورده بودم.
مامانم اومد باهام بحث کرد که چرا اینجوری شدی و چرا درسات اینجوریه و اینا.
منم بهش گفتم. گفتم استرس و فشار روم زیاد بوده و این کار هم کردم.
مامانم گفت نزن و خوب نیست برات و نصیحت ولی باز من این عادت داخلم بود حتی تابستون که تو خونه بودم صبحا هم جق میزدم. مامانم بعد یه مدت فهمید هنوز ادامه میدم.
اومد بهم گفت یه کار برات میکنم ولی دیگه نباید جق بزنم. گفتم چه کاری گفت من برات ماهی یکبار میخورم ولی نباید بزنی. اینو که گفت سرخ شدم. هم خوشحال بودم هم متعجب هم عصبانی کلا نفهمیدم چی شد اون لحظه ولی اینقدر شهوتی بودم قبول کردم.
مامانم گفت باید قول بدی و منم قول دادم. قرار شد بین خودمون بمونه و به هیچ کسی نگیم.
همونجا از شهوت شق کرده بودم. شلوارم دادم پایین با شورتم و وایسادم. مامانم زانو زد و اروم صورتش اورد جلو و کیرم رو کرد تو دهنش و شروع کرد خوردن.
اولین تجربه سکسم بود. حس عجیب بود با هر چیزی که فکر میکردم فرق داشت
فکر میکردم تا یه نفر واسم بخوره همون لحظه میاد ولی دو سه دقیقه شد انگار و یهو آبم ریخت تو دهن مامانم و مامانم تفش کرد بیرون.
مامانم رفت دهنش رو بشوره. حس عجیبی داشتم انگار رو ابرا بودم.ولی پشیمون هم بودم.
اون روز کلی فکر کردم و اصلا نمیدونستم کارم درسته یا نه.
دو هفته از این ماجرا گذشت و من باز خیلی شهوتی بودم. میخواستم جق بزنم ولی رفتم به مامانم گفتم گفتم مامان من باز نیاز دارم نمیتونم جلو خودم بگیرم.
مامانم با اصرار قبول کرد و باز خورد برام. گذشت و گذشت رابطه ما هر روز بیشتر شد دفعاتش بیشتر شد.
بعد از اون حتی دیگه ساک نمیخواستم. مامانم رو مجبور کردم بکنم.
یه کاندوم خودم کشیدم رو کیرم و مامانم بهش گفتم مامان میخوام کصت بکنم گفت نه نمیزارم ولی زورم بیشتر بود و انداختمش رو زمین و دامنش دادم بالا و کردم تو کصش.
میشه گفت تجاوز کردم به مامانم و این خیلی منو بیشتر حشری میکرد. حس کردن کس مادرم اونم وقتی در مقابلت تسلیم شده و داری به زور میکنی خیلی حال میداد. دو سه بار بهش با زور وقتی تجاوز کردم دیگه اونم خوشش اومده بود و این بار دیگه اجازه میداد از کس بکنمش.
این رابطه ما سه سال ادامه داشت اونقدر دیگه کص کرده بودم دیگه میشه گفت سیر شده بودم. دیگه فکرم کس نبود روی درسم تمرکز کردم و دانشگاه خوب قبول بشم.
دانشگاه هنر اصفهان قبول شدم. اینم بگم ما شهرمون یزد هست. برای همین رفتم اونجا خوابگاه گرفته بودم. اونجا سال اول گذشت و خیلی دیر به دیر میومدم شهرمون.
ولی هر وقت که میومدم خونه مامانم انقدر حشری بود که خودش میومد و سکس میکردیم. همیشه قبلا من درخواست سکس داشتم ولی انگار برعکس شده بود.
بهش میگفتم مامان من مگه نیستم با بابا سکس نمیکنی که انقدر حشری هستی. میگفت چرا ولی سکس با پسرم بیشتر دوست دارم.
من دیگه عقلم بیشتر شده بود دیگه دوست نداشتم با مادرم سکس کنم.
حتی سال دوم دانشگاه من با یه نفر رل زدم و دوست دختر و دوست پسر هم شدیم.
به مامانم گفتم مامان من رل دارم و دیگه نمیخوام با تو سکس داشته باشم.
ولی مامانم تهدیدم کرد. گفت اگه دیگه باهام سکس نکنی به بابات میگم و اون قطعا میکشتت.
یه جوری مامانم منو تهدید کرد که ترسیدم. حتی گفت به نفعمم هست با دختره کات کنم.
الان ترم پنجم دانشگاه هستم.تابستون که به بهونه های مختلف از مامانم فرار میکردم. با اینکه نمیزاشت پیش بابام کار کنم ولی من صبحا میرفتم اونجا پیش بابام و بعد از ظهر و شب هم که بابام خونه بود نمی تونست باهام کاری کنه.
یا حتی یه چند بار با دوستام رفتیم مسافرت از این فرصت دور بودم از مامانم.
الان یه ماه میشه اومدم اصفهان و دوباره خوابگام. اینجا با دوست دخترم هستم و دیگه مامانم نمیخوام ولی مامانم مدام منو تهدید میکنه. نمیدونم چیکار کنم واقعا تو گوه گیر کردم.
خاک تو سر من واقعا که اون کار رو کردم.
شاید الان وقت عذاب کشیدن منه. شاید همون کارما یا کار خدا باشه که بگه حقه نباید همچین گوهی میخوردم.
میترسم این طور که مامانم به من وابسته شده چند سال دیگه حتی نتونم ازدواج کنم.
خواستم مشاوره هم برم ولی روم نشده بیان کنم. وقتی بخوای همچین موضوعی برای یه نفر تعریف کنی تو واقعیت و رو در رو اصلا نمیشه.

واقعا به عنوان یه داداش احمق کوچیک تر ازتون میخوام صادقانه کمکم کنید. حتی اگه فکر میکنید دروغه اشکال نداره منم خودم کلی داستان تو این سایت خوندم که میگفتم اینا دروغه ولی خدایی کمکم کنید. اصلا فحش من کسکش بدید و بعدش یه راه حل بدید اگه میدونید.
مرسی که وقتتون برام گذاشتید

نوشته: محمد.ک

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها