داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

هوس اینترنتی 74

تر جیح دادم در یه گوشه ای سنگر گرفته شاهد این جریان باشم . ولی چه جر یانی . دو مرد سه سوته طوری خودشونو انداختن رو زنا  که برای یه لحظه که سرمو  بر گردوندم دیدم که  تو سوراخ کس وکون هر کدوم از این خانوما یکی یه دونه کیر فرو رفته . با این که اولش برام هیجان داشت که این صحنه ها رو ببینم ولی از اون جایی که این دو تا مرد سمج و گردن افتاده بوده ازشون حالم بهم می خورد . ولی وقتی که  می دیدم بدن ناز و تپل و خوش دست من کجا و این دو تا زن زیر کیر کجا .. اون وقت با خودم می گفتم اگه این دو تا آقایون این تن بیست منو ببینن دیگه چه عکس العملی نشون میدن . داشتن توی کون این دو تا زن فرو می رفتن . دست و پاشونو گم کرده بودن . اصلا نمی شد حس کرد که اونا هم یه روزی سکس کرده باشن . آدم دلش به حالشون می سوخت . به حال اون مردا .. وگرنه مهین و سهیلا داشتن حالشونو می کردند . کامران : ببینم دخترا طناز هم با شما بود . اونو اینجا نمی بینم . -نمی دونم کجاست . کاری به کار اون نداشته باشین . هر کی دلش بخواد و دوست داشته باشه میاد محفل ما رو گرم می کنه . ..کامران : مهین خانوم .. بعضی ها در جریان نیستند که کیر جلال و کامی تیزه چقدر تیزه و می تونه آتیش بزنه . داغ کنه و حال بده . وقتی طرف اونو بچشه میگه یکی دیگه .. یکی دیگه .. بازم بده .. . مهین : پس چرا من نمیگم . -تو لازم نیست بگی .. نوک چند تا از انگشتاشو به قسمت بالای محل اتصال کیر خودش با کس مهین رسوند و گفت همین داره حرف می زنه کافیه .. . سهیلا : عوضش من میگم یکی دیگه .. یکی دیگه . بازم می خوام . می خوام . کیر می خوام .. کامران : نگاه کن این جلال چقدر خونسردانه داره سهیلا جونو  می کنه . اصلا نمیگه مرغ همسایه غازه -فدای مرام داش کامران خودم بشم . اگه یه خورده با طناز جون مدارا می کرد می تونست راحت قاپشو بدزده . -ببینم تو هم که به فکر اونی -نه بابا .. تا شما ها هستین من چرا به فکر بقیه باشم . هرچند هر گلی یه بویی داره . ظاهرا جلال و کامران هوس اینو کرده بودند که دو تا کیر رو روی قسمت کون ببینن که یکی توی کس فرو رفته و یکی دیگه توی کون . -داداش جلال شما بفر ما این طرف .. -خواهش می کنم شما بفر ما و در هر دو حالت باید تست کنیم . کامران رفت طرف سهیلا و جلال .. اون کیرشو از کس مهین بیرون کشیده بود . جلال از کس سهیلا در آورد و گذاشت توی کونش و از اون طرف هم کامزان رفت اون زیر دراز کشید تا بتونه کس سهیلا رو بکنه . محو صحنه شده بودم . چه زیبا و هماهنگ کیر ها از جفت سوراخ ها بیرون کشیده می شد و دوباره می رفت اون داخل . دستمو از داخل شورت گذاشته بودم روی کس . خیلی مراقب بودم که یه وقتی متوجهم نشن . چه حس خوش و لذت بخشی داشتم . اصلا دوست نداشتم خودمو بذارم در اختیار این دو تا لات . تا حالا هم هر قدر در برابر دیگران شل گرفتم بسه دیگه . هر چند بعضی از این موارد اجتناب ناپذیر بوده . مهین رفت طرف سهیلا . سهیلا با اشاره دست اونو به نزد خودش خوند . ظاهرا بهش علامت داد که کسشو بذاره رو دهنش . مهین هم روشو زمین ننداخت و همین کارو کرد . آخ این سهیلا یه جوری کس مهین رو لیسش می زد و وسطشو با میک زدن داغ کرده  که مهین از سستی زیاد داشت رو زمین ولو می شد . جلال : فدای رفاقت شما دو تا زن بشم من که نشون دادین چقدر خاطر همو می خواین . واسه همین ما دو تا دوست خاطر شما دو تا رو هم می خوایم . زاویه دید من طوری بود که اون کیری رو که وارد کون می شد راحت تر می دیدم تا کیر کامران رو که از زیر در حال گاییدن سهیلا بود .حس کردم که خوابم گرفته .نمی ئونم چرا . شاید بدنم از هوس سست شده بود .. نفهمیدم کی چشام بسته شد که با یه سر و صدا از خواب پا شدم . -آقا جلال پیداش کردم . اون این جا دراز کشیده .. خوابیده .. بیا این طرف تا حالشو جا بیاریم -مرد حسابی مگه نمیگی خوابه ;/; -نه من کی همچه حرفی زدم . خلاصه هر تغییری در ظاهر امر نیاز به مشورت و همراهی و همکاری داره . لعنتی .. این کامران اومده بود بالا سرم . لبای گندیده شو به لبام نزدیک کرده بود . بوی گند الکل رو احساس می کردم گذاشتم خوب نزدیک شه مشتمو همچین گره کرده تمام نیرومو درش جمع کرده کوبوندم به سرش .. یکی دیگه هم با اون یکی دستم زده سریع از جام پا شدم .. -کثافت آشغال هرزه گیر آوردی ;/; آدم نمی تونه بیاد یه گوشه ای خستگی در کنه . کم آوردین برین خوار مادرتون رو بچسبین . …. ادامه دارد …. نویسنده …. ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها