داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

نقشه های سکسی یک خواهر قسمت دوم


قبلا گفتم که با داداشم سکس رو شروع کردم و بعدم رفتم توی نخ پسرخاله و دخترخالم که اونا روهم بکشونم توسکس خودمون ولی برای اینکار باید خیلی دقت میکردم چون معلوم نبود اون خواهر و برادر بخوان مثل ما دوتا باهم سکس کنن یا نه و تازه امکان داشت آبروی ما روهم ببرن برای همین باید حساب شده و با دقت کار میکردم.اول تصمیم گرفتم داداشمو با دخترخالم دوست کنم و روی من وداداشم با دخترخالم خوب بهم بازشه و آتوی سکس اون با داداشم رو داشته باشم.بعد منو پسرخالم میموندیم که اونم تورکردنش کاری نداشت چون فهمیده بودم چقدر حشریه و با نگاهاش منومیخوره میخواد بکنه.اسم داداشم نادر بود.اسم دخترخالم شبنم و داداشش فرهاد.حدود یه هفته ازاولین سکسم با داداشم میگذشت یه روز بعد سکسمون بهش گفتم دوست داری غیراز من با کی حال کنی;;; گفت فقط تو بی تو هرگز.گفتم جدی حرف میزنم توهم درست جوابمو بده;; گفت با سمانه دختر همسایه و با شبنم دخترخاله.گفتم میخوای کاری کنم با شبنم دوست شی;;; گفت آرههههههه که میخوام ولی چه جوری;;;; گفتم من درستش میکنم ولی یه قولی باید بدی;;(ن=نادر و م=من) ن:چه قولی;;; م:که منم با فرهادشون رفیق شم و توچیزی نگی.ن:نخیررررررر تو فقط مال منی تا شوهرکنی.م:اگه قبول کنی هم کونم و سکس منو داری هم سکس با شبنمو ولی اگه قبول نکنی که پرید وسط حرفمو گفت اونموقع فقط تو رودارم.م:نخیرررررر هیچ کدوم رو.ازکنارم بلند شد وسرشو انداخت پایین و رفت تواتاقش.بعد دوسه دقیقه اومد وگفت یعنی فرهاد رودوست داری;;; گفتم آره.ن:اونکه ازتو کوچیکتره م:شبنم هم از توبزرگتره تازه چطور تو دوست داری با شبنم حال کنی ولی من نباید با فرهاد حال کنم;;;; ازطرفی هم اگه فرهاد از رابطه تو وشبنم خبردارشه و بخواد بهت گیر بده اونوقت توهم بهونه داری ومیگی چطور تو باخواهرم باشی ولی من باخواهرت نباشم;;; ن:باشه ولی جلوی من نباید باهاش حرف بزنی آخه نمیخوام پرروشه.م:باشهههههه.رفتم تلفن رو برداشتم و زنگ زدم به شبنم و گفتم بیا خونمون کارت دارم.اونم گفت نیم ساعت دیگه اونجام.آخه خونمون نزدیکه و پیاده دقیقه هم راه نیست.خلاصه شبنم اومد و نشستیم به صحبت کردن.به نادر گفتم داداش دوتا شربت برای منو شبنم بیار ن:چششششششممممممم آبجی.رفت توی آشپزخونه.به شبنم گفتم میبینی چه داداشه حرف گوش کنی دارم;; ش:آره نادر پسر خوبیه کاش فرهادم اینجوری بود.م:دوست داشتی نادردوست پسرت بود;;; باخنده گفت خول شدیها.منکه اهل این کارا نیستم تازه نادرسال ازم کوچیکتره.گفتم اهلش که هستی و کوچیکتر بودنش هم مشکل نداره مهم اینه که خیلی دوستت داره.ش:تواز کجا میدونی;;;; م:بابا یه ماهه گیر داده من شبنمو دوست دارم و توروخدا بهش بگو منو اون رو باهم دوست کن.میگه خودش خجالت میکشه بهت بگه.ش:منم دوستش دارم ولی آخه اون هنوز بچه ست.م:اتفاقا خیلی هم مرده و ازهمه نظر بهت میرسه واحتیاجاتت رو مثل یه مرد برطرف میکنه امتحانش که ضرر نداره;; ش:آخه منم مثل اون روم نمیشه.توی این مدت نادر که داشت از توآشپزخونه حرفهای ما رو گوش میداد با سینی شربت اومد و گفت بفرمایید شبنم جون.همینکه شبنم شربت رو برداشت گفتم مبارکه و شروع کردم دست زدن.اون دوتا هم اول بمن و بعد به همدیگه نگاه کردن و خندیدن منم شربت برداشتم و گفتم داداش بشین پیشه دوستت و باهم حرفاتون رو بزنین منم برم تواتاقم تا شما راحت باشین.ش:نمیخواد همینجا بشین.برگشتم یه چشمک بهش زدم و رفتم تواتاقم.دقیقه نشد دیدم صدای خنده های بلندشون داره میاد.بعداز دقیقه آروم اومدم بیرون و یواشکی نگاشون کردم دیدم دست انداختن گردن هم و لب تو لب همدیگه اند.منم جلو نرفتم و ازپشت دیوار نگاشون کردم ببینم کار رو تموم میکنن یا نه;; دیدم شبنم گفت بسه یه وقت اکرم میاد;;.ن:نترس باهاش هماهنگ کردم نمیاد.حتی میتونیم باخیال راحت لخته لختم شیم.ش:مگه از اون کاراهم بلدی;;;; ن:ااااووووووووووف تا دلت بخواد و لبش رو دوباره گذاشت رو لب شبنم و دستشو برد توی سینش و شروع کرد به مالیدن بعدهم دستشو برد زیر تیشرت شبنم و سوتینش رو داد بالا و مشغول مالیدن سینه و خوردن گلو و گوشش شد.دیدم شبنم چشماش خمارشد و نادر رو توبغلش فشار میده که سینشو بخوره.اونم فهمید وتیشرت شبنمواز تنش درآورد افتاد روسینه هاشو مثل قحتی زده ها میخورد.شبنم میگفت جووووووووون نادررررررر جوووووون بخوررررررشششش بخورررررر کشتی منووووووو آ خ خ خخخخخ.نادر دستشو کرد توشلوار شبنم وشروع کرد مالیدن کووووووسش.شبنم دکمه و زیپ شلوارشو خودش بازکرد و شلوارشو تا نزدیک زانو کشید پایین.نادرم کووووووووسش رو میمالید و میگفت عجب کووووووووووس تپلی داریییییییییی جااااااااااان واقعا که خوردنیههههههههه.شلوار شبنمو کامل ازپاش درآورد و نشست جلوش وپاهاش رو داد بالا و شروع کرد خوردن کووووووسش.من خوب خوردنش رو نمیدیدم ولی از آه ه ه ه و اوه ه ه ه شبنم فهمیدم خیلی داره حال میکنه.دست منم رفت توشلوارم و با کووووووسم ور میرفتم و چوچولم رو میمالیدم.با جیغهای شبنم بخودم اومدم دیدم نادر بلندشد کیرررررشو درآورد و گرفت جلوی صورت شبنم و گفت حالا نوبت توئه.شبنم هم کیرررررررش رو گرفت تودستش و نگاهش میکرد.گفت نسبت به سنت خوب کیررررررررری داریااااااااااا.یه کم بوسش کرد و کرد تودهنش شروع کرد به ساک زدن.خیلی حرفه ای اینکار رو میکرد و معلوم بود کار کشته ست.نادرم خیره شده بود بهش و آه ه ه و اوه ه ه ه میکرد.ن:بکنم تو کوووووووونت;;;; ش:نههههه دردم میااااااااد.ن:من طوری میکنم که دردت نیاد تازه کلی هم حال کنی;;;.ش:باشههههههه اول با انگشت بکن توشششششش بازششششش کننننننن.ن:صبرکن کرم بیارم.اومد ومنو دید که دارم باخودم ور میرم.گفت بیا به دوتا تون باهم حال بدم;;.گفتم حالا زوده تو برو بکارت برس خودم هواسم هست.کرم برد و زد درکووووووون شبنم.شبنم هم لم داده بود رومبل و پاهاش رو داده بود هوا.نادر با یه انگشت کرد توکوووووووون شبنم با شصت اون دستشم چوچوله شبنم رو میمالید.کره خر خیلی وارد بود بمن گفته بود از توفیلم این کارا رو یاد گرفته.بعداز یه دقیقه دوانگشتی توکوووووون شبنم عقب جلو میکرد.بعد بلند شد به کیرررررش هم کرم زد و گذاشت رو سوراخ کونش وآروم فشاررررررر داد توشششششش.شبنم هم آخ خ خخخخ آخ خ خخخخخخخخخ میکرد.میگفت یواشترررررررر.ن:تو که میگفتی من بچه اممممممم;;;; ش:آرههههههههه ولی اونموقع کیررررررررت رو ندیده بودمممممممم خلاصه تا آخرکیررررررش رو کرد توششششششش و شروع کرد عقب جلو کردن و یواش یواش سرعت گرفت و درهمین حین هم کوووووووس شبنمو میمالید.چند دقیقه بعد گفت حالا دمر بخواب.شبنم بلندشد و وسط حال دمرخوابید.نادر خوابید روش و کیرررررررش رو کرد توکوووووووونش و محکم تلمبه میزد.دستشو برده بود زیرش و کوووووووس شبنمو میمالید با یه دستشم سینشو میمالید.میگفت جوووووووون دستت درد نکنه خاله چه گوشتی پرورش دادی چه کوووووووونی داری شبنمممممممم چه حالی میدهههههه وااااایییییی شبنم جووووووون.شبنم هم میگفت بکننننننننن بکننننننننن کوووووووونمو جررررررشششششش بدههههههه محکمتررررر بززززززن تا تههههههه بکنننننننننن جوووووووون آیییییییییییییی .نادرم با همه قدرت تلمبه میزد وعرقش دراومده بود تا بالاخره آبش اومد و ریخت توکووووووون شبنم.چون یکی دوساعت قبل با من حال کرده بود و آبش اومده بود حالا آبش دیراومده بود.هردوشون خوب حال کردن.همونطوری بیحرکت خوابید روی شبنم.چند لحظه بعد اومدم جلوشون نشستم وگفتم شبنم حالا دیدی نادر خیلی هم مرده;; شبنم خجالت کشید که جلوی من تواون حالت لخت زیر داداشم بود.اومد بلندشه که دستمو گذاشتم روشونش و گفتم راحت باش همشو دیدم و کارهردوتون عالی بود و خیلی حرفه ای بودین.فرداهم یه سورپرایز برات دارم;;; گفت چیه;;; گفتم قرار و وقت فردا رو با دوست پسر جدیدت بزارین اونموقع میفهمی.نادر از روی شبنم پا شد و گفت دختر خاله و دوست دختر خوشگلم دستت درد نکنه.آبجی گلممممم دست توهم درد نکنه امروز خیلی حال کردم وخوش گذشت.شبنم گفت خوب حالا برولباس بپوش زشته جلو اکرم.نادرم روبه من کرد وخندید وهمونجوری لخت رفت سمت دستشویی.م: شبنم خوب بود;;;; ش:آرههههههه دستت درد نکنه که بانی خیر شدی خیلی حال کردم و اصلا فکر نمیکردم نادر اینقدر باحال وارد باشه.م:فردا بیا تا یه حال توپ کنی ازاین بهتر ولی باید دهنت سفت باشه وهیچکس و حتی اون دوستات که درمورد سکسهات واسشون تعریف میکنی هم نباید بفهمن.ش:توازکجا میدونی;;;; م:خوب اونا رازدارت نیستن که حرفات به گوشم رسیده.ازاین به بعدهم با پسرهای دیگه نروممکن هزارتا مریضی بگیری که تا آخرعمرت پشیمون بشی تازه اگه بلایی سرت نیارن خیلیه.هروقت سکس خواستی من و نادرهستیم.ادامه دارد..;

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها