داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

نقشه های سکسی یک خواهر قسمت اول

من اکرم23سالمه و6 ماه نامزد داشتم البته عقد کرده بودیم.الان هم 8 ماهه که ازش طلاق گرفتم.اوایل خیلی خوب بود دوسه ماه اول خیلی باهم حال میکردیم 7 8 دفعه ازعقب سکس داشتیم به غیراز دفعه اول که هم خیلی درد داشت هم آبش زود اومد بقیه دفعاتش خیلی حال داد.از ساک زدنم خیلی لذت میبرد آخه دوسه تا فیلم سکسی نشونم داده بود ومن از اونها ساک زدن رو یاد گرفتم خیلی هم زود یاد گرفتم و قشنگ براش اینکار رو میکردم اما نمیذاشم آبشو تودهنم بریزه چون بدم میاد.بعداز سکس ازعقب یا بعداز اومدن آبشم براش ساک نمیزدم.دلیل جدا شدنمون این بودکه فهمیدیم خلافکاره و توکار خرید و فروش مواد مخدره.من باورنکرده بودم تا یه چیزی دیدم که دیگه طاقت نیاوردم طلاق گرفتم.یه روز بی خبر رفتم خونشون مادرش در رو بازکرد و بعداز سلام و احوال پرسی سراغ پسرشو گرفتم.گفت تواتاقشه و داره به شقایق دختر خاله اش کامپیوتر یادمیده.شقایق یه سالی بود که ازدواج کرده بود.اتاق نامزدم طبقه بالا بود وقتی رفتم توخشکم زد.شقایق شلوارشو تا بالای زانو کشیده بود پایین ونشسته بود روکیرررر نامزدم.اونم نشسته بود روی صندلی.اونهاهم با دیدن من خشکشون زد.من داد زدم چیکار میکنیدددددددددد؟؟؟……تصمیم آخرو گرفتم. بعد مدتی فهمیدم که اونها ازخیلی وقت قبل همدیگرو میخواستن و باهم رابطه هم داشتن ولی چون شوهرخالش میدونسته پسره چه جونوریه قبولنکرده و به یکی دیگه شوهرش داده.اونم اومد منوگرفت.خلاصه تواین مدت که جدا شدم اوایلش خیلی دپرس بودم ولی خوشحال بودم که بموقع فهمیدم و بدبخت نشدم برای همین زودتر بحالت عادی برگشتم.ولی من که طعم سکس رو چشیده بودم حالا برام خیلی سخت بود بدون سکس سرکردن و باخودم توحمام ور میرفتم تا خودمو ارضا کنم ولی… تااینکه یکی ازدوستام چندتا داستان سکسی بامبایلش برام بلوتوث کرد.منم بعدازخوندنشون خیلی خوشم اومد به این ترتیب با سایتهایی که داستانهای سکسی داشتن آشنا شدم وهمینطوربا شما امیر سکسی.الان سه ماهه که کارم شده داستان خوندن و باخودم حال میکنم و نظر و دیدم هم به اطرافم عوض شده. به نگاه هایی که بهم میکنن دقت میکنم و میفهمم با چه نظری به من نگاه میکنند.ما یه خانواده 4 نفری هستیم یعنی غیراز پدر و مادرم یه داداش کوچیکترازخودم دارم که 17 سالشه و جدیدا فهمیدم که بعضی وقتها با شهوت بمن نگاه میکنه شاید قبلاهم همینطور بوده ولی من دقت نکرده بودم چون اصلا به این چیزا یعنی رابطه سکسی خواهر و برادر و حتی نگاه بد بهم کردن فکر نمیکردم.دوستام و فامیلامون میگن خوشگل وخوش هیکل هستم وهمه از باسنه تپل و گرد و قلمبه ام وکمر باریکم تعریف میکنن مخصوصا وقتی شلواراسترژ تنگ و نازک میپوشم با تاپ نیم تنه که عقب و جلوم(کووون و کوووسم) بدجور توچشم میوفته.البته جلوی هیچ مردی غیراز بابام و داداشم اینطوری نمیگردم. چند روز پیش هم که باهمچین لباسی بودم متوجه شدم داداشم بدجور نگاش به کونمه و حتی یکی دوبار بشوخی زد روی باسنم و گفت آبجی روز به روز خوشگلتر میشی هاااااا.منم بهش خندیدم و چیزی نگفتم تاغروبش که میخواستیم بریم مسافرت و داشتم جلوی میزآرایش میکردم و بین میز و تخت خواب فاصله کمی هست و دونفر اگه بخوان باهم ردشن نمیشه.داداشم به بهونه ردشدن خودش رو مالید پشتم ومنکه کمی بسمت آینه خم شده بودم قشنگ مالیده شدن کیرررررش رو به کووونم حس کردم ولی اصلا به روی خودم نیاوردم.اون روز رفتیم مسافرت و وقتی از مسافرت برگشتیم تصمیم گرفتم به داداشم راه بدم باهم حال کنیم.تصمیم گرفتم اول حسابی با شیطنت حشریش کنم واذیتش کنم بعد بهش حال بدم.بخودم گفتم خوب اون که معلومه ازاینکار خوشش میاد ومنم که نیاز دارم وخیلی هوس کردم پس همینکارو میکنم وازهمین امروز شروع میکنم.یه عکس از زنی که اندامش شبیه منه فرستادم برای مدیرمحترم سایت تا در کنار داستان بذاره.البته اندام و کون من سرحالترو کمی تپلتراز کون اونه و لای کونم هم خیلی کمتر ازاون بازه.ببخشید شبیه تر ازاین عکس نداشتم.خلاصه از همون روزی که گفتم تصمیم گرفتم به داداشم حال بدم و خودمم حال کنم شروع کردم بکار وهروقت موقعیت جورمیشد یکاری میکردم.مثلا باهاش درشوخی رو بازکردم و وسط شوخی دست مینداختم گردنش و یه کم به خودم فشارش میدادم یا وقتی روی مبل بود میرفتم یه وری روپاش میشستم و درحین صحبت با موهاش بازی میکردم و میدیدم که چطوری شق میکنه و حشری میشه.راستی مامان و بابام سرکار میرن و ماهم روزها خونه تنهاییم و فرصت زیاد دارم برای انجام نقشه ام.یه بارم که جلوی میزآرایش مشغول بودم باز به بهونه ردشدن ازاونجا خودشو مالوند بمن و دوباره وقتی میخواست برگرده بره بیرون همینکارو کرد که من دستمو بردم عقب وهمون پشت نگهش داشتم و گفتم نادر قلنجمو میشکنی؟؟؟؟ با یه مکثی و یه نفس بلند بیرون دادن گفت آرههههههه فکرکنم یه لحظه ازحرکت من ترسیده بود و با شنیدن حرفم خیالش راحت شده بود.گفت دستاتو جمعکن توسینت.منم همونکار رو کردم و اونم دستشو دورم حلقه کرد و قلنجمو شکست که البته کیررررررشممممممم به کووووووووونممممممم فشار میداد.وقتی منو گذاشت زمین گفتم نمیدونم چرا اینقدر کمرم کوفته و خسته است کاش بلد بودی یه مشت و مالش میدادی؟؟؟ اونم که هنوز پشتم بود گفت یه کم بلدم میخوای امتحان کنم؟؟؟؟ گفتم حالا بکن تا ببینم؟؟؟ گفت خوب بخواب روتخت.گقتم حالا همینطوری سرپا بمال تا منم جلوی آیینه کارموکنم.یه کم بطرف جلوخم شدم وگفتم شروع کن.اونم ازشونه هام شروع کرد و میومد پایین.کیررررررشق شدش رو قشنگ لای کوووووونم حس میکردم و خودمم داغ کرده بودم.همونجا دوست داشتم شلوارمو بکشم پایین و بگم کیررررررتووووووو بکننننننن توکووووونممممممم داداشیییییییییی.ولی جلوی خودمو گرفتم.وقتی بخودم اومدم دیدم داره خودشو پشتم بالا پایین میکنه و بغلهای باسنمو میماله و معلوم بود بدجوری شهوتی شده.بخودم گفتم نباید بزارم کارش تمومشه .باید بیشتر ازاینها اذیتوحشریش کنم تاهم خوش بگذرونم هم اون بعداز بدست آوردنم بیشتر قدرمو بدونه.بخاطرهمین گفتم بسه داداشی من گفتم کمرم رو بمال نه بغل پامو؟؟؟ اونم باحالت التماس که شهوت توش موج میزد گفت بزار ماساژت بدم دیگهههههه خوبه کههههه؟؟ گفتم کارت خوبه ولی حالا بسه من کار دارم.اونم درحالیکه هنوز داشت بکارش ادامه میداد گفت آخه من خوشم اومده ازماساژ دادنت.با اخم گفتم معلومه ولی دیگه بسه و پرونشووووووووو.حلش دادم کنار و ازاتاق اومدم بیرون.اونم که ضدحال خورده بود ولو شد روتخت البته فکرکنم چون پشت پاش تخت بود وقتی حلش دادم پاش گیرکرد وافتاد روتخت.منم رفتم دستشویی تا باآب سرد خودمو بشورم و آروم بگیرم چون همیشه وقتی حشری میشدم و نمیتونستم کاری کنم همینکار رو میکردم و بهتر میشدم.بعدم لباس پوشیدم و رفتم خونه دوستم وعصرکه مامان میومد اومدم خونه.فرداش داداشم که یخورده روش باز شده بود چند دفعه گفت نمیخوای ماساژت بدم؟؟؟ منم میگفتم نهههههههه.ولی هی باهاش شوخی میکردم و توبغلم میگرفتمش و با گوشش بازی میکردم.یه دامنم پوشیده بودم که تا زانوم بود ونرمولختو مشکی رنگ بود زیرشم شرت نپوشیدم.اونموقعها نامزد سابقم خیلی ازاین دامنم خوشش میومد و میگفت نرمیو لرزش و بزرگیه کونتو بیشتر نشون میده و حسابی حشری کنندست مخصوصا بدون شرت.خلاصه بعدازظهر جلوش دمرخوابیده بودم وداشتیم باهم حرف میزدیم و اونم همش یه جوریکه من نفهمم نگاش به کونم بود.منم که زرنگتر ازاون بودم هی پاموتکون میدادم تا کونم بلرزه میدونستم دامنم قشنگ روکووونم خوابیده طوریکه انگار کونم لخته.طاقت نیاورد وباحالت التماس گفت بیام ماساژت بدم؟؟؟؟ گفتم باشه ولی هروقت گفتم بسه باید ادامه ندی تا مثل دیروز اعصابمو خورد نکنی؟؟؟؟ گفت چششششششمممممم اومد زانوهاشو گذاشت دوطرف کونم و شروع کرد ازگردن ماساژدادن تا رسید به پایین کمرم و گفت میخوای همینطوری برم پایین تا انگشتای پات؟؟؟؟ منم که شهوتم بالا زده بود گفتم باشه ادامه بدههههههه.اونم شروع کرد مالیدن کپلام و اومد تا روباسنم.وقتی دستشوگذاشت روباسنم خیلی خوشم اومد واونم میمالید ومیلرزوندشون.دامنم هم اروم اروم کشیده بود بالا تا زیرکونم.واییییییییی.وقتی دستش رو روی لختیه رونم حس کردم متوجه قضیه شدم.روناموهم مالید ومن حال میکردم.بعدهم ساق پا و تا انگشتام رو ماساژداد من اصلا حال نداشتم بلندشم اونم مثل من دلش میخواست بخوابه روم ولی هیچکدوم رومون نمیشد پا پیش بزاره.گفت میای مثل دیروز جلوی آینه ماساژت بدم؟؟؟؟ بااینکه حال بلند شدن نداشتم گفتم باشههههه بلندم کن بریم.اونم دستشو اززیر برد بالای شکمم زیر سینمو گرفتو بلندم کرد که کیرررررررشششششش چسبید به کووووونمممم همونطور رفتیم تواتاق وجلوی میزآرایش.دستمو گذاشتم رومیز و خم شدم اونم ولم کرد وازم فاصله گرفت.بعد یه لحظه چسبید بمن که سر کیرررررشششششش بادامن لیزم رفت لای کوووووونممممم و شروع به ماساژکرد.فهمیدم کیرشو ازشلوارش درآورده.به روش نیاوردم اونم منو میمالید.من توی آسمونها بودم.دیدم فشارررررر کیرررررششششش رو بیشترکرده و یه کم عقب جلو میکنه.دستشم روکپلهام گذاشته بود و میمالیدشون.دیدم کیرشو کشید عقب و دوباره گذاشت لای پام.ازتماسش فهمیدم دامنم رو داده بالا.سرمو بلند کردم وبااخم گفتم چکار میکنی نادرررررررر؟؟؟؟ داری زیاده روی میکنی هاااااااااا خجالت بکشششششششش.گفت مگه چیه آبجی؟؟؟؟ گفتم یادت رفته من ازتو بزرگترم و بچه نیستم وهم نامزد داشتم و میدونم چه کار میکنی حالاهم بسه دیگههههه.گفت اذیت نکن دیگه یه خورده دیگه ماساژت بدم؟؟؟ گفتم اولا این ماساژنیست و کاردیگست دوما قولت که یادت نرفتههههههه؟؟؟؟ یه کارینکن دفعه آخرت باشهههههه.اونم هنوزداشت کیرشو لاکونم فشاررررر میداد کشیدش عقب وسریع کرد تو شلوارش.گفت چشمممممم آبجی ولی صداش بدجورمیلرزید و شهوتی بود.دلم براش سوخت.خواستم بگم ادامه بده ولی خودمو کنترل کردم.برگشتم لپشو بوس کردم وگفتم آفرین داداش کوچولوی حرف گوش کنم.اونم منو بوس کرد واومدم برم بیرون بازبرم سراغ آب سرد که گفت آبجی یه چیزی بگم ناراحت نمیشی؟؟؟؟ گفتم حالا بگو تا ببینم.گفت خجالت میکشم.گفتم خودتو لوس نکن بچهههههه.گفت میشه از لبت بوس کنم؟؟؟ گفتم ای بابا فکر کردم چی میخوای بگی ازکاریکه الان داشتی میکردی که بیشترباید خجالت میکشیدی اینکه درمقابل اون چیزی نیست حالا باشه بیا.اومد لبمو بوس کرد و گفت آبجی خیلی دوستتتتتتت دارمممممممم.گفتم چون خواهرتم یا برای اون کاری که کردی؟؟؟؟سرشوانداخت پایین گفت دوتاش.گفتم ای شیطون منم همینطور ولی یادت باشه باید دهنت چفت و بست داشته باشه و کسی نفهمه و زیاده روی نمیکنی و حرف گوش کن باید باشی.اونم سریع گفت باشه قول میدم.داشتم میرفتم گفت آبجی لبت خیللللللللییییییی خوش مزست.خندیدمو رفتم دستشویی.فرداش همش دور و ورم میچرخید و شیرین زبونی میکرد.اونیکه باید به زور میفرستادیش خرید میگفت آبجی جووووون چیزی نمیخوای برات بخرم؟؟؟ گفتم خودتو لوس نکن بگو چی میخوای؟؟؟؟ گفت هیچی همینجوری میگم.گفتم خر خودتی بیا میدونم چه مرگته.دستشو گرفتم و بردم تواتاق و دمرافتادم روتخت.گفتم ماساژتو بده.گفت روی چشمم.نشست روی رونمو مشغول شد.مثل دیروز ازگردن تا انگشتای پامو مالید ولی ایندفعه دامنمو کامل بالا زد و کون لختمو میمالید و باهاش بازی میکرد.منم معلومه توی چه حالی بودم.یدفعه هم خواست ازلای پام دست بزنه به کوووووووسم که پامو سفت کردم و نزاشتم.خودش فهمید و دیگه دست نزد.گفت بریم جلوی میز؟؟ چیه اینطوری نمیتونی از اون کارا کنی؟؟؟ هیچی نگفت.گفتم عیب نداره راحتباش میخوای بخواب روم؟؟؟ اونم سریع خوابید رومو لپمو بوس کرد.گفت قربون آبجییییییی مهربونم برممممم خیلی باحالییییییییی.گفتم بسههههه خر شدم.نادر کیررررشو لای کوووونم میمالید و گردنمو لپمو بوس میکرد.گفتم گوشمو بخوررررررر.اونم همینکار و کرد و حال میکردم.گفت آبجی سینتو بگیرممممم؟؟؟ گفتم خنگه تو کیرت لای کونمه حالا برادست زدن به سینم اجازه میگیری؟؟؟ چند لحظه مکث کرد وتکون نخورد وبعد دستا شو آورد زیرمو سینه هامو گرفت.معلوم بود ازحرفم خجالت کشیده بود.گفتم بسه بلند شو.گفت توروخدا آبجی اذیت نکننننننن دیگهههههههه.گفتم توبلند شو تا بهت بگم.بلندشد و دوباره سریع کیررررشووووو کرد تو شلوارش تامن نبینم.گفتم خوب نمیخوای لباسامو دربیاری و خودتم لخت شی؟؟؟؟ گفت میخوام روم نمیشه.گفتم بچه بودی لختت رو زیاد دیدم خجالت نکش درش بیار ببینمش چقدری شدهههههه؟؟ اونم باخجالت درش آورد.وایییییییی.ازکیر نامزد سابقم کوتاهتر و نازکتر بود ولی کوچیکم نبود خوب بود.بادیدن کیرش خیالم راحتشد و گفتم لخت شو برو اون کرم نرم کننده منو ازرومیز بیار تامنم لختشم.چشاش داشت ازکاسه میزد بیرون.خشکش زده بود.گفتم زودباش دیگههههه مگه توکف کوووونمممم نبودیییییی؟؟؟ مگه نمیخواستی بکنیشششششششش؟؟؟ گفت آ آ آ رررهههههه.گفتم پس بجنب تاپشیمون نشدماااااااا.سریع لخت شد و کرموآورد.من که لخت شدم داشت میمرد ازذوق و شهوت.گفت وووواااااااییییییی آبجیییییییی چقدر نازی توووووووو جوووووووون چه سینه هایی داریییییییییی؟؟؟ گفتم بلدی چکارکنی بچه یا یادت بدم؟؟؟؟ گفت بلدم فقط کافیه بگی تاکجا پیش برم؟؟؟ گفتم هرکاری بغیر ازکردن توکوووووسممممم.گفت بخورم کوووووووستوووو؟؟؟ گفتم آرههههههه ولی اول لبمو.اومد جلوهمدیگه رو مثل یه زن و شوهر بغل کردیم و لب میگرفتیم.لباش خیلی خوشمزه و ناز بود.منم حسابی لبو زبونشو میخوردم.اونم همینطور.فهمیده بود خوردن گوش هامو دوست دارم شروع کرد به خوردن گوشهام و منم اوج لذت بودم ناله میکردم.بعد رفت سراغ گلوم و بعد سینه هامو اینقدر خوردکه دیگه از زور لذت داشتم جیغغغغغغ میزدم.شکممو زبون میزد و رسید به کشاله رونم و بغل کوووووسم و داخل رونم که من داشتم مثل مار بخودم می پیچیدم و اونم لیس میزد تا بالاخره زبونشو کشید لای کووووووسممممممم.آخ خ خخخخخخخ قلبم میخواست کنده شهههههه.چوچولمو میخورد و لیس میزد.منم تو ابرها بودم مسته مست خیلی حال میداد.خیلی وارد بود.تا بالاخره به اوج رسیدمو ارضا شدم و سرشو به زور از رو کووووووسم کشیدم بالا خوابوندمش روخو دم.گفت خوب بود آبجی جوووووون؟؟؟ گفتم مرسیییییییی خیلی حال داد حالا بلند شو.گفت پس من چی؟؟؟ گفتم بلند شو تا بگم.بلدند شد وکیرشو گرفتم و مالیدم مثل سنگ شده بود.کردم تودهنم و یه ساک توپ براش زدم و گفتم آبتو نریزی تودهنم؟؟؟ گفت کجا بریزم؟؟؟ گفتم روسینم.دوباره ساک میزدم و اونم آ ه ه ه و اوه ه ه میکرد و قربون صدقم میرفت.گفت دارههههههههههه میااااااددددددد…..کشید بیرون و با داد و فریاد ریخت رو سینم گفت دمت گرممممممم آبجیه خوشگلممممممم.گفتم دستمال بده من برو کیرتو تمیز بشور بیا.رفت و منم خودمو تمیز کردم.برگشت گفت شستم.با دستمال خشکش کردم و دوباره کردم تودهنم و یه کم خوردم دوباره راست کرد.گفتم کرم بزن درکونم و به کیرتم بزن و کاراصلی رو بکن.دمرخوابیدم و اونم کرم زد درکونم وسوراخمو مالیدش یه انگشتش رو آروم کرد توش وعقب جلوکرد.دودستی کونمو بازکرده بودم گفتم خوبههههههه کیرررررررررتو بکننننننن توششششششششششش ولی یواششششششششش.خوابید رومو سرکیرشو گذاشت درسوراخ کونم و آروم فشارررررر داد توششششششششش.جاااااااااااااان.یواش یواش تا تههههههه کرد توشششششششش.منم کونمو ول کردم و اونم کامل خوابید روم.خیلی دردم گرفت و آخ خ خخخخخخخخ و اوخ خ خخخخخخ کردم ولی انقدر کف کیرررررررر بودم و شهوتی بودم که تحمل کردم و از دردشم لذت بردم.میدونستم تا چندلحظه دیگه دردش خوب میشه.گفتم شروع کن دیگههههههههههه.اونم شروع کرد بالا و پایین کردن و بقول معروف تلمبه زدن.میگفت جوووووووووون چه کوووووونی دارییییییییییی جووووووووووون بالاخره به آرزوم رسیدم.قربون این کوووووووووووون گنده و تپلت برمممممممممم واااااااااییییییییییی چه حالی میدههههههههههه.همینطور تلمبه زدناش محکمتر میشد.منم ناله میکردم و میگفتم جوووووووون بکنننننننننننننننن بکنننننننننن آبجیتوووووووووو کووووووونموپارههههههههه کننننننننن جررررررررررممممم بدههههههههه محکمتررررررررر ووووااااااااایییییییییییییییی محکمتررررررر بزنننننننن داداشششششششش کوچولوممممممممممممم دیگه مرد شدییییییییییییی.یه دستشو آورد سینمو گرفت و با یه دستشم کووووسمو چوچولمو میمالید.طولی نکشید که آبش اومد و ریخت توکونم که با حس کردن آب داغش توکونم منم دوباره ارضا شدم.گفتم درش نیار و همینطوری بخواب روم .گفت اتفاقا منم میخواستم همینو ازت بخوام.شاید ده دقیقه ای شد که روم بود.کیرش کوچیک شده بود و از سوراخم دراومده بود.خیسی کیرشو داغیش و آبش توی سوراخ کونم خیلی حال میداد.گفتم حالا دیگه بلندشو تا مامان اینا نیومدن بریم باهم حموم و رو تختشونم مرتب کنیم.گفت چشمممممممم آبجیییییییی باحالمممممممممم.رفتیم حموم توحموم مخواست یه بار دیگه حال کنیم ولی گفتم نه برای امروز بسه فردا دوباره حال میکنیم و هرروز دیگه باهمیم.فردای اون روز که میشه دیروزه الان باز باهم حال کردیم امروزم صبح حالشو کرد و پسرخالم زنگ زد و رفته اونجا و منم دارم تایپ میکنم و تمام.به اونم گفتم مواظب دهنش باشه رازداری کنه.شاید بازم ازحال کردن هامون بنویسم.شایدهم ماجراهای جدیدی توزندگیم بیوفته که با این داستانهای سکسی زیادی که خوندم و روطرز فکرم تاثیر گذاشته بعید نیست.ولی اینو میدونم با غریبه ها سکس نخواهم کرد و فقط توفامیل خواهم بود.الانم تو فکر همین پسرخالم هستم که هم ساله داداشمه و شاید خواهرشم که دوسال ازم کوچکتره آوردم توخط که البته هست ولی منظورم سکس چهار نفریه دختر خاله پسر خاله ها باهم باشه.واقعا که خوندن زیاد داستانهای سکسی مخ آدمو داغون میکنه ولی تو کشیدن نقشه های سکسی استاد میشی.درهرصورت منتظر داستانهای واقعی از زندگیه سکسیه من در همین سایت باشد که برای امیر سکسی عزیز میفرستم.البته نظر یادتون نره برای گذاشتن ادامه داستان…

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها