داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

نقاب عشق 15

ازم انتقاد کرده بودی که چرا  زودتر موضوع رو بهت نگفتم .. اصلا فکر کردی که چرا نگفتم ;/; اصلا فکر کردی که اگه بهت می گفتم خیلی بیشتر به نفعم بود ;/; در واقع من خودمو به خاطر تو قربونی کردم . به خاطر تویی که از خودم بیشتر دوستت داشته و دارم ولی تو اصلا نمی تونی اینو درک کنی . می دونی از وقتی که بچه بودم یه حس خاصی بهت داشتم . وقتی که ده ساله شدم و بالغ شدم این حس خودشو بیشتر نشون داد همون روزا مامان بهم موضوع رو گفت . گفت که ما به هم نامحرم هستیم . این که تو شیرشو نخوردی و از این حرفا . گفت که خیلی باید هوای خودمو داشته باشم . اون روزا زیاد حالیم نمی شد که چی میگه . یواش یواش داشتم متوجه این می شدم که می تونم دوستت داشته باشم که تو داداشم نیستی . نمی دونستم که باید خوشحال باشم یا ناراحت . معنای دوست داشتنو آروم آروم فهمیدم . دوست داشتن به این سبکی که امروز عاشق توام . وقتی که می دیدم تو به دخترای دیگه توجه داری حرصم می گرفت . از این که همش مثل یه خواهر ازم مراقبت می کردی . دلم می خواست بهت بگم که داداشم نیستی . حقیقتو بهت بگم و خودمو راحت کنم . ولی می دونستم که با گفتن این حرف مامان ناراحت میشه . آخه اون خیلی دوستت داشت و داره . اون نمی تونه ناراحتی رو ببینه . اگه بهت بگم که شاید اگه یه پسر از خودش می داشت تا این حد اونو نمی تونست دوستش داشته باشه شاید باور نکنی . می دونی چرا اولا که اون از همون بچگی بزرگت کرده . در ثانی اون با مامانت فاطمه از همون بچگی دوست بوده . خیلی ها فکر می کردند که اون و مامانت با هم خواهرند . اونایی که شناختی ازشون نداشتند در نگاه اول این فکرو می کردند . همیشه با هم بودند . دوازده سال هم کلاس هم بودند . بدون هم آب نمی خوردند . حالا حسابشو بکن .. اون بوی مامانتو میده . خود مامان توست . چطور دلت اومد دلشو بشکنی . چطور می تونی عذابش بدی .. .. اووووخخخخخ بازم یاد بازیگوشی خودم افتادم . راستی تو چطور دلت اومد اونی رو که سالها به عنوان خواهرت می شناختی و می دونم ماهها به عنوان عشقت قبول داشتی بزنی … آخیش دلم خنک شد بالاخره بهت گفتم .. کتکه رو خوردم و حالا از این که یه اعتراض خشک و خالی هم بخوام بهت بکنم می ترسم . بهنام اگه من بهت می گفتم به نفع من بود . وقتی که تو به دخترای دیگه توجه داشتی من عذاب می کشیدم . از دست مامان دلخور و عصبی بودم . اون به خوبی می دونست من چی می کشم . من خودمو عشقمو قربونی تو و مامانم کردم . این حق من بود ;/; حقم بود که این رفتارو باهام داشته باشی .. از دستم در بری ;/; واقعا حق دارن که خیلی ها میگن عشق پسرا مثل عروسک بازی دختراست . راستش داداش اینوخیلی ها نمیگن . من الان خودم در آوردم . آخه تو که خودت می دونی این خواهرت .. ببخشید عشق قدیمت .. بازم ببخشید عشق قبلی ات چه طبع حساس و لطیفی داره و عاشق نویسندگیه . چیکار کنم هنوزم دوستت دارم و هنوزم عاشقتم با این که تو خیلی بدی بد و بد و بد و حقته که تنهات بذارم (شوخی )یه خورده به خودت بیا این بچه بازیها رو بذار کنار . من چه گناهی کردم . من به خدا گفتم زلزله بیاره ;/; آره ;/; من بهش گفتم تو رو بندازه تو بغل مامانم و بعدش توی بغل خودم ;/; تقصیر من چی بود که با هم زیر ستاره های سایه خدا از پرواز عشق حرف می زدیم . چرا هنوز پر پر نزده بالامو نو داری می شکنی . آره بهنام من تا صد سال دیگه هم حاضر نبودم بهت موضوع رو بگم . حتی به قیمت از دست دادن تو . چون نمی تونستم رنج و عذاب تو رو ببینم . مثل همین امروز که عذاب و رنج دوری تو رو فراموش کردم و فقط به تو فکر می کنم . دلم می خواد اون چیزی رو که من در اختیار دارم تو هم داشته باشی . به خدا حاضرم عذاب دوری از تو رو تحمل کنم ولی لبخند به لبات ببینم . با این که حالا حس می کنم در ظاهر به دست آوردن تو خیلی راحت تر از گذشته شده . چون دیگه خواهر و برادر نیستیم . ولی وقتی دلت شکسته باشه و حالت گرفته .. دنیا و زندگی چه ارزشی می تونه برام داشته باشه . من همون بهنامی رو دوست دارم که عاشقانه بغلم می زد و دوستم داشت و از این شرمنده بود که چرا عاشق خواهرش شده . ولی اون عذابو نمی کشید که بهرام خان و فرشته خانوم چرا بابا مامان واقعیش نیستند . من این  بهنامو هم دوست دارم ولی وقتی که اون منو نمی خواد وقتی که دیگه تحویلم نمی گیره وقتی که عشق واسه اون بازیچه ای بیش نیست چه کاری از دستم بر میاد …. ادامه دارد .. نویسنده … ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها