داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

نادر و نازنین 144


به هر طرف که نگاه می کنم تویی ….. به هرچی که فکر می کنم بازم تویی .. بازم تویی که میای وسط همه فکرام .. اصلا خود فکر منی … دلم می خواد با زمین و زمان حرف بزنم .. بگم نازنینم تنهام گذاشته .. بگم نازنینم روعشقش پا گذاشته … خنده داره … شایدم گریه دار … که این درد تنهایی و دوری از تو رو بازم میام به تو بگم .. شاید حس می کنم که تو مهربونی .. شاید حس می کنم تو اونی نیستی که دلمو خواسته باشی به درد بیاری .. دلم گرفته .. هوا خیلی غمگین و گرفته هست … حس می کنم حتی از مردن و جهنم هم باکی ندارم .. هیچوقت تا به این حد از خودم و از زندگی بدم نمیومد … دوستت دارم نازنین مهربون من ..می دونم چه نوشته هامو بخونی چه نخونی ..چه صدامو بشنوی چه نشنوی .. چه منو از خودت برونی چه نرونی ! بازم مهربونی ! بازم مهربونی ! منو ببخش … نادر دیوونه
روزت مبارک عزیزم .. متنی رو که سال گذشته در مناسبت انجمن سکسی کیر تو کس نوشته بودم برات فرستادم . نمی دونم امسال با این احساسی که دارم چی بنویسم ;! نمی دونم . عید داره میاد . خیلی ها دلشون خوشه .. دریغ از یک لبخند .. یک توجه .. دوستت دارم نازنین … امسال از زن چی بنویسم … بگم همه زنا مث هم نیستن ; دلم واست تنگ شده .. خیلی سر سختی ..اما چه فایده ! درون منو حس نمی کنی … با این که بار ها و بار ها حسم کردی … روزت مبارک عشقم ..جونم .. عمرم ..نفسم … عزیز دلم … تو که می دونی بی تو نمی تونم .. نمی تونم . چرا این قدر ازم فاصله می گیری … چی بگم .. از کی بگم امسال ;! از زنانی که حرفاشو نو فراموش می کنند ; عشقشونو تنها می ذارن .. رو قلبشون پا می ذارن ;! از کی بگم .. دردمو به کی بگم … نازنینم ! هنور بوی تن تو رو ..وجودتو رو حس می کنم .. بوی عشق و سادگی رو … کجایی عشقم ;! هنوز از دیدن اشکهای من .از دیدن نادر شکسته سیر نشدی ;! دلت خنک نشد هنوز ;! هنوز آروم نشدی ;! این قدر شکست و شکستن من برات لذت بخشه ;! بی تو من عیدی ندارم .. بی تو من هیچی نیستم
نازنین من ..عشقم چیکار می کنه;! … غذا از گلوم پایین نمیره … هنوز نمی تونم باور کنم تو کنارم نیستی … نمی تونم باور کنم که جواب صداقت و عشق و یکرنگی خودمو این جوری گرفته باشم .. نه باور نمی کنم .. نازنین من مهربونه .. حرفاشو از ته دلش گفته ….تنهام نذار
چه جوری صدات کنم چه جوری نگات کنم ;! این دل شکسته رو خاک زیر پات کنم!تو به من بگو عزیزم ..جونمو من چه جوری فدات کنم ;!
بازم غروبه …آه دل من .. درد من .. عذاب من داره به اوجش می رسه .. چرا صدامو نمی شنوی …یاد بعضی حرفات میفتم .. این که خیلی ها رو سر جاشون نشوندی .. به خیلی ها درس دادی که گستاخ نباشن … یعنی نادر عاشقی که خودشو برات خاک کرده اونو هم سر جاش نشوندی ; این آدم خاک شده سر جاش نشوندن داره ;! …… یه جا دیگه نوشته بوی خیلی بهت پیله می کنم …. آدمی که صد ها ساعت با هات هم صحبت بوده .. وجودشو خالصانه تقدیم تو کرده حالا یه آدم پیله کن شده ;! نازنین مهربونم … من که ازت انتظار زیادی ندارم … قلبم ..مغزم داره متلاشی میشه … تمام وجودم آه و درده … زمین و آسمون داره از درد و آه من می ناله .. اما نمی دونم چرا عشق مهربون من .. نازنین عاشق من .. این حسشو حتی واسه یه لحظه حتی در قالب یه جمله بیان نمی کنه … نازنین من بهت نیاز دارم .. عشق من هوس نبود که یک شبه فراموش شه ..من دوستت دارم . من عاشقتم .. سرم داره می ترکه .. دارم از هم می پاشم ..نمی تونم فراموشت کنم … نمی تونم مثل خیلی ها بی خیال باشم … می دونم تو خیلی خوبی ..مهربونی .. می دونم تو هم خیلی سختی کشیدی .. دلم گرفته .. برم بیرون نمی تونم خونه بشینم .. لعنت بر عید … چقدر زود داره میاد …

ادامه دارد ..نویسنده :ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها