داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

میسترس اسلیو لزبین 6


جووووووون جوووووون چقدر مزه میده مزه میده با حاله بانوی من .. -ببینم چیکار می کنی دیروز که ارگاسمم کردی و تونستی وظیفه خودتو به خوبی انجام بدی .. یه فکری هم باید به حال تو کرد . اسلیو که  خودشم راضی باشه شکمش سیر باشه فکرش آزاد می تونه کارشو وظیفه اشو به خوبی انجام بده . -یه فکری باید به حال تو بکنم . که تو هم در تنظیم کامل بتونی بهم حال بدی . اون لحظه نمی دونستم که چی داره میگه -بانوی من بذار از این لحظات شیرین و رویایی نهایت بهره رو ببرم . اجازه بده از وجودت لذت ببرم و اگه  قابلم میدونی شما هم از من راضی باشید . کاملیا خیلی از این نوع حرف زدنم خوشش میومد . خیلی دوست داشت در این حالت لز و رابطه میسترس اسلیوی تا حدودی حرکات نمایشی و جدی رو هم داشته باشم . به من اجازه داد که هر کاری که دوست دارم باهاش بکنم . هر کاری در جهت ارضای اون .. اوخ که انگاری دنیا رو به من داده باشه . شروع کردن از سینه هاش . بوی صابون و عطر و شامپو نمی داد . یه آثاری از اون بود ولی با مزه ترشیدگی و بوی عرق همراه بود . زبونمو روی تن نمکی اون می کشیدم . دو تا دستشو دادم بالا و البته روی تخت درازش کردم . زیر بغلش با موهای تراشیده و صاف و براق انگاری بیشتر از جاهای دیگه بوی عرق و مزه ترشیدگی می داد .-جووووون چه بویی چه حسی .. دوستش دارم دوستت دارم .. کاملیا دستش رو کوسش بود و یه دستش رو هم رو سرم قرار داده بود تا  به اصطلاح یه جوری بر هوسش غلبه کنه و یه کاری کرده باشه . -دوستت دارم دوستت د ارم .کنیزتم .خانوم منی … بدنشو به دو قسمت راست و چپ تقسیم کرده بودم و اول داشتم سمت چپشو می لیسیدم . از زیر بغل رسیدم به سینه و ناف و بعد به رون پا . بوی عرق رون پا کمتر بود ولی من همچنان تشنه بودم . بازم انگشتاشو گذاشتم تو دهنم . هوس و اشتیاقم تمومی نداشت . همین کارو هم با اون قسمت بدنش انجام دادم و راستی راستی از حال رفته بود و منم خوشحال بودم که اونو بیحسش کردم و از حال رفته . به دوعلت هم این که ارباب من ازم راضی می بود و هم این که دیگه یه دستوری صادر نمی کرد که روند سکس و لز و حال کردن منو از خط خارج کنه . با طرف راست بدنش هم همین کارو انجام دادم و بعد از این که یه بار دیگه کوسشو که بوی شاش و عرق می داد لیسیدم تصمیم گرفتم که دمرش کنم و با پشتش حال کنم . البته از بس کوسشو لیس زدم و خیسی اونو خوردم دیگه آخرا بوی عرق و ترشیدگی اون به حداقل رسیده بود . خیلی آروم و با استرس اونو به سمت دیگه بر گردوندم خودشو خیلی سبک تر و مطیع تر از اون چه که فکر می کردم کرده بود . البته این دلیل نمی شد که من رئیس شده باشم چون داشتم به اون حال می دادم  . جوووووون پشتش بوی عرق تازه می داد چون دستکاری نشده بود . عرق آک آک . چه حالی می کردم . اول یه زبون از گردن تا مچ پاش کشیدم که قبل از این که عرقاش خشک شه یه نوشی بکنم . بعد دوباره از بالا شروع کردم . -اسلیو من . نگار جان . این جوری که رو من کار می کنی امکان نداره از دستت بدم . تو رو همیشه پیش خودم نگه می دارم . هیشکی مثل تو نیست و نمیشه .. وقتی بهم گفت نگار جان طوری شدم که می خواستم خودمو واسش قربونی کنم . اون شده بود همه چیز من . الگوی من خانوم من مراد من . بار ها و بار ها این نگار جانو در ذهن خودم مجسم کردم . به کون خوشگل و بر جسته اش رسیدم . این بار وسطشو باز کردم و اون سوراخ کوچیکشو اون وسط دیدم . باید طوری کون خانومو از وسط باز می کردم که سوراخش نسوزه و درد نگیره . باید بیشتر بازش می کردم تا زبونم بیشتر روش کشیده شه . -بانوی من هر وقت احساس سوزش کردید بفر مایید تا بیشتر از این این فضا را عریضش نکنم .. کاملیا که خودش خنده اش گرفته بود گفت بفرمایید هر چقدر صلاح می دانید عریضش بفرمایید واز این خوان نعمت بهره من شوید . کونشو به ملایمت به پهلوها باز کردم . آرزو می کردم بوی بدی داشته باشه که من بتونم به این عشق و علاقه ام افتخار کنم که دارم همچین کونی رو لیس می زنم و همین طورم بود . ظاهرا کاملیا اول صبحی رفته بود دستشویی به شیوه . زبونو گذاشتم رو همون ناحیه .. حس کردم که خودمم دارم حشری میشم ولی علاقه ای که برای رضایت کاملیا داشتم سبب شده بود که خودمو فراموش کنم . علاوه بر سوراخ کون دوطرف شکاف وسط و منتهی الیه دو تا برش کون کاملیا رو هم لیس می زدم . رون پاشو وسط دو تا دستام می گردوندم .. -اسلیو من کوسمم دستور میده که فراموشش نکنی کونشو از زمین آورد بالاتر و یه نیم خیمه ای زد که بتونم دو طرف کونشو راحت تر به پهلوها باز کنم و زبونمو رو کوسش بکشم . کاملیا از خود بیخود شده بود . هم با زبون و هم با دست در حال حال دادن به میسترس خودم بودم .. میسترس که انگار خبره بود اومد لبه تخت و نیمتنه اشو رو تخت قرار داد و کونشو رو لبه و پاهاشو عمود انداخت بیرون و یک زاویه نود درجه درست کرد و گفت اگه حرکاتتو در این حالت انجام بدی من راضی تر میشم و راحت به ارگاسم می رسم .. ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها