داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

مهم اینه که خودم از سکس و زندگیم لذت میبرم

شوهرم که فوت کرد اومدم خونه پدریم چون علی شوهرم کار درست و بیمه نداشت پولی نداشتم برای همین به خونه پدریم برگشتم، توی خونه پدریم فقط وحید که کنکوری بود زندگی میکرد و سپهر داداش بزرگم ازدواج کرده بود و رفته بود یه خونه باغ بزرگ دو خوابه بود که یکیش رو من گرفته بودم یکیو وحید، خرج زندگیمونم داداش سپهر میداد که خیلی نبود برای همین دنبال کار میگشتم اما چون مدرکی نداشتم و کامپیوتر بلد نبودم کارهای خوبی بهم نمیدادن، یکی از دوستام گفت داداشش مهندس کامپیوتره می تونه بیاد بهت یاد بده منم قبول کردم اسمش آرش بود یه پسر جذاب و خوشتیپ و قشنگ که از همون بار اول عاشقش شدم اما اون تک پسر بود و قطعا یه زن بیوه رو براش نمیگرفتن اما من واقعا ازش خوشم میومد و دوستش داشتم چون من کامپیوتر نداشتم با کامپیوتر وحید آرش بهم آموزش میداد و وحید هم همیشه اون تایم که آرش میومد خونه بود و پیش ما بود خیلی دوست داشتم تا با آرش تنها باشم چون من قلق مردها رو بلد بودم و می تونستم کاری کنم که اونم از من خوشش بیاد و حداقل در حد عشق و حال با هم باشیم و گرنه میدونستم که آرش هیچ وقت نمیاد منو بگیره بخوادم خانوادش قبول نمی کنن و منم به خانوادش حق میدادم که… به هر حال دوست داشتم حداقل دوست پسرم باشه و با هم عشق بازی کنیم، دوست داشتم بغلم کنه و توی بغلش بخوابم و سرمو روی اون بازوهای بزرگش بذارم یه چند جلسه گذشت و آرش بهم گفت برای بهتر یاد گرفتن باید خیلی تمرین کنی، گفتم این کامپیوتر داداشمه میترسم خرابش کنم گفت نترس تو تمرین کن اگر خراب شد من درستش میکنم نگران هیچ چیز نباش و منم خیلی تمرین میکردم تقریبا می تونستم با کامپیوتر کار کنم و آموزش آفیس رو شروع کرده بودیم یه روز توی یکی از درایوها بطور اتفاقی یه پوشه دیدم که نوشته بود bookبازش کردم ببینم چه کتابهاییه دیدم بازم توی یه پوشه دیگه به همین نامه چند تا پوشه بود که باز کردم و در نهایت رسیدم به پوشه ای که بازش کردم دیدم وای چقدر فیلم سکسی یکیشو همینجوری پخش کردم، صداش توی اسپیکر پخش شد اما چون فیلم کامل بود و از اول پخش شد صدای خاصی پخش نشد و صداشو قطع کردم، سکس یه خواهر و برادر بود که مامانشون داشت یادشون میداد چطور سکس کنن داشتم میدیدم و چوچولمو میمالیدم که صدای وحید اومد هول شدم آوردمش پایین توی نوار استارت، وحید گفت تو رو خدا یه لحظه پاشو باید یه ایمیل برای دوستم بفرستم گفتم صبر کن الان کارم تموم میشه گفت نه الان بلند شو و منم هول شده بودم و چیزی یادم نمیومد و بلند شدم و رفتم هم حشری بودم هم ترسیده بودم که نتونستم فیلم رو ببندم که وحید نفهمه رفتم توی آشپزخونه و خودمو سرگرم کردم که بعد از چند دقیقه وحید صدام کرد ترسیده بودم که رفتم توی اتاق از پشت گرفتم و دستش روی دهنم بود گفت منصوره صدات در نیاد،منم سرمو تکون دادم که باشه، انداختم روی تخت و شلوار و شورتم رو دراورد و شروع کرد خوردن کوسم خیلی خوب نمی خورد اما بد هم نبود منم داشتم چوچولمو میمالیدم که دستمو زد کنار منم سرشو به کوسم فشار دادمو گفتم اینجامو مک بزن آره همینو مک بزن گاز بگیر جونم، گفتم بسه پاشو وحید ببینم تاپ و سوتینم رو دراوردم و لخت شدم و وحید هم لخت کردم وای چه کیری داشت اصلا بهش نمیومد از کیر اون پسره توی فیلم بزرگتر بود کیرشو کرد توی دهنم و گفت بخور گفتم نه که سرمو گرفت و کیرشو کرد توی دهنم گفت نخوری خشک خشک میکنم توی کوست، بازم نخوردم که انداختم روی تخت پاهامو باز کرد و اومد بکنه توی کوسم که گفتم وحید غلط کردم بده میخورمش اومد نشست روی سینه ام و گفت تو بهش بی احترامی کردی باید 5 بار ببوسیش، منم 5 بار بوسیدمش و شروع کردم خوردن بهم گفت کیر من بزرگتره یا ماله شوهرت؟ جوابی ندادم، بعد از چند دقیقه گفتم بسه بکن توی کوسم زودباش، رفت وسط پام و پامو باز کرد و کیرشو کرد توی کوسم و یه جیغ کوچولو زدم گفت دردت گرفت؟ گفتم نه، ادامه بده و شروع کرد عقب جلو کردن، بعد از مدتها کوسم کیر توش رفته بود و خیلی لذت داشت، وحید هم میگفت منصوره کیر من بزرگتره یا کیر شوهرت؟ گفتم فدای کیرت بشم، کیرتو بزرگتره، وحید مثله اون داداشه توی فیلم جرم بده، وحید میگفت اون که سوسول بازی بود من پارت میکنم، وحید حسابی حشری شده بود و لذت میبرد میگفت عجب کوسی داری منصوره چه لذتی داره این کوس، من پارش میکنم، منم بهش میگفتم جانم عزیزم کوسمو جر بده، من کیر میخوام، باید با کیرت سیرم کنی انقدر حرف زدم که پسر بدبخت زود آبش اومد و ریخت توی کوسم، ترسید گفت ببخشید ریختم توی کوست گفتم اشکالی نداره قرص میخورم، از اون روز چند باری با وحید سکس کردم، چون سکس با وحید برام لذت بخش بود دوست داشتم با آرش هم سکس داشته باشم با هزار وعده وحید رو مجبور کردم که یه روز که آرش میاد ما رو تنها بذاره، اون روز یه تاپ پوشیدم که سینه هام وقتی خم میشدم کاملا مشخص بود و یه شلوارک تنگ پوشیدم و پاهامو برق انداختم تازه روسریمم برداشتم وقتی که آرش اومد حسابی از دیدنم جا خورد و وقتی دید که وحید هم نیست حسابی شوکه شده بود بهم گفت امشب عروسی چیزیه؟ گفتم آره، گفت عروسی کیه؟ گفتم عروسی منه، تو هم دامادی گفت من؟ گفتم آره نمی خوای؟ گفت از عروس به این زیبایی نمیشه گذشت گفتم بهتره زودتر بریم توی حجله وقت نیست وحید برمیگرده تا دو سه ساعت دیگه، مثله گرسنه ها افتاد به جون سینه هام میگفت سینه هاتو برای من انداختی بیرون؟ گفتم من همه وجودم امروز ماله توعه گفت همه وجودتو میخورم گفتم جونم ماله خودته بخورشون، داشت سینه هامو میخورد دستمو بردم سمت کیرش و گفت جون، کیر میخوای؟ گفتم آره گفت اینم امروز ماله توعه شلوار و شورتشو دراوردم و کیرشو بوسیدم گفتم از الان این ماله منه گفت ماله خودت و شروع کردم خوردنش آرش میگفت جونم چه خوبه، گفتم دوست داری؟ گفت خیلی دوست دارم کیرخوردنتو گفتم تو با من باش من بهترین کیرخورت میشم گفت آخ جون جنده کیر دوست من، گفتم دوست دارم جنده تو باشم گفت فدات بشم اینا رو نگو آبم الان میادااا گفتم نترس من حواسم هست آرشم یکم دیگه براش خوردم و گفت بسه جنده خوشگل من می خوام بکنم توی کوست پاهامو باز کرد و دو تا توف کرد روی کوسم و با کیرش که براش خورده بودم به کوسم مالید و کردش توی کوسم، منم بغلش کردم و پاهامو دورش حلقه کردم و گفتم تا می تونی بکن این کوس ماله جر دادنه توعه گفت باشه جرش میدم و شروع کرد عقب جلو کردن، لذت کوس دادن یه طرف لذت کوس دادن به آرش که انقدر دوستش داشتم خیلی برام لذت بخش تر بود و خودمو کامل به آرش سپرده بودم گفتم آرش دوست دارم بغلت بخوابم و سرمو بذارم روی بازوت، آرش خوابید کنارم و دست راستش رو گذاشت زیر سرم و منم پای چپمو دادم بالا و آرشم کیرشو کرد توی کوسم و عقب جلو میکرد، لذت واقعی رو تجربه میکردم سرم روی بازوی بزرگ آرش بود و کیرش هم توی کوسم عقب جلو میشد و من از شدت لذت پتو رو چنگ میزدم و میگفتم آرش دوستت دارم، هر چقدر دوست داری بکن کوسمو، این کوس از حالا ماله توعه فدات بشم آرشم، بکن محکمتر بکن، آرش با این حرفها حشری تر میشد و محکمتر میکردم آرش میگفت آبمو کجا بریزم؟ گفتم بریز توی کوسم و ابش اومد و ریخت توی کوسم بهش گفتم بهت حال داد؟ گفت آدم از این کوس سیر نمیشه، وقت داشتیم بازم دلم می خواست بکنمش گفتم تازه اولشه تو منو ول نکنی من ولت نمی کنم گفت منم ولت نمیکنم قول میدم و از هم لب گرفتیم،از اون شب یکی در میون با وحید و آرش سکس های زیادی داشتم و از هر دو تاشونم لذت میبردم، حالا یه عده میگن این جندگیه، تو جنده ای، حرومزاده ای آره من همشو هستم مهم اینه که خودم از اینکارهام لذت میبرم نظر یه مشت آدم که نقششون توی زندگیم از نقش موهای کوسم بی ارزش تره، هیچ ارزشی نداره، مهم اینه که من دارم از زندگی و سکس هام لذت میبرم

نوشته: منصوره

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها