داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

مهمانی به یادماندنی

سلام
سارا هستم، ۳۰ ساله، متاهلم و هنوز بچه ندارم، ارشد معماری دارم و در حال حاضر مربی پیلاتس هستم، کلا دختر شیطونی هستم و برام جذابه که نظر آقایون رو جلب کنم، البته خطوط قرمز خودمم دارم و تا حالا حاضر نشدم ازشون بگذرم.
اگه بخوام از خودم بگم قدم ۱۷۴، وزنم ۶۸ و سایزم ۶۵، پاهای کشیده ای دارم با باسن کمی برجسته، موهام تا روی شونه و کاملا مشکی، پوستم سفیده اما معمولا سولار میکنم و الان گندمی رنگه، البته با بیکینی سولار میکنم تو قسمت لباس زیرم رنگ سفیده و تفاوت رنگ داره.
داستانی براتون تعریف میکنم مربوط میشه به یکی از جذاب ترین شیطنت هام و البته تا به حال به این حد پیش نرفته بودم و کاملا اتفاقی بود.
من و همسرم(احسان) با یکی از دوستان مشترک و صمیمیون که اونا هم متاهلن(لادن و مسعود) دعوت شدیم تولد یکی از دوستانمون که کردان بود.
ما از تهران باید میرفتیم و به خاطر مسافت زیاد و اینکه تنها نباشیم قرار شد با یه ماشین بریم و لادن و مسعود بیان دنبال ما. شب قبلش لادن با من تماس گرفت که تو لباس چی میپوشی و … که من گفتم هنوز تصمیم نگرفتم اما خوب مثل همیشه لباس مهمونی با تم رسمی و شیک میپوشم.
شب مهمونی من یه لباس مشکی کوتاه تا روی رونم پوشیدم که کاملا تنگ بود، لباسم آستین بلند بود با یقه کاملا بسته و جلو کاملا پوشیده که صرفا پاهام لخت بود اما از پشت کاملا تا پایین کمرم باز و لخت بود و صرفا باسنم و قسمت کوچیکی از پاهام پوشیده بود، موهام رو کاملا دم اسبی جمع کردم که گردن و کمرم جذاب تر باشه و بدنم رو لوسیون زدم که کمی درخشنده تر باشه و لباسم رو با یه کفش پاشنه بلند بند دار مشکی ست کردم، از اونجایی که پشت لباسم کاملا باز بود سوتن نپوشیدم و صرفا چسب نیپل زدم که نوک سینه ام از روی لباس مشخص نباشه و یه شرت بک لس بندی هم پوشیدم که رد شرتم از روی لباس مشخص نباشه.
بچه ها که اومدن دنبالمون یه مانتو مشکی بلند و چاکدار تنم کردم و رفتیم پایین.
لادن وقتی لباس منو دید کمی جا خورد که چی شد آستین بلند و این همه پوشیده لباس پوشیدی و … آخه لباس خودش کوتاه، آستین حلقه ای و کمی سینه اش باز بود، منم چیزی بهش از پشت لباسم نگفتم و تو مسیر مثل همیشه کلی به شوخی و خنده گذشت تا رسیدیم باغ.
ویلا اینجوری بود که پایین یه سالن بزرگ و آشپزخانه و بار بود و طبقه بالا سرویس بهداشتی و اتاق خواب ها، بعد از رسیدن بلافاصله من و لادن رفتیم بالا که مانتو و وسایلمون رو بذاریم و همسرامون مشغول خوردن نوشیدنی شدن. داخل اتاق که مانتومو در آوردم و لادن منو دید کلی سوپرایز شد و تعریف کرد از لباسم و… و کلی خندیدم.
اومدیم پایین و رفتیم پیش همسرامون با اونا مشغول گپ و صحبت شدیم و باهم عکس گرفتیم و کمی نوشیدنی خوردیم و کم کم چراغ ها خاموش شد و دی جی مشغول پلی کردن شد و رقص شروع شد و من و لادن باهم مشغول رقص شدیم.
کم کم همسرامونم به ما ملحق شدن و دیگه کاپلی میرقصیدیم از هم دور شدیم که بعد از یه ربع لادن و مسعود خودشون رو به ما نزدیک کردن و من با مسعود مشغول شدم و همسرم با لادن.
کم کم جمعیت مشغول رقص هم زیاد شد و خیلی شلوغ شد و در حالی که من با مسعود میرقصیدم و همسرم با لادن از هم دور شدیم، از اونجایی که شلوغ بود مسعود مراقبم بود که به کسی برخورد نکنم و منو کمی هدایت میکرد و گاهی دستشو میذاشت روی پهلوم، یه جا که خیلی شلوغ شد و خواست منو هدایت کنه دستشو گذاشت روی کمر من و این در حالی بود کمر کاملا لخت بود و دست مسعود روی کمر کاملا لخت من بود و با فشار دستش منو هدایت کرد. یهو حواسش جمع شد که دستشو گذاشته روی کمر من که لخته و سریع دستشو برداشت، اما این تماس برای من حس خیلی خوبی داشت و کمی شیطنت منو برانگیخت.
سعی کردن کمی مسعود رو تحریک کنم، وقت رقص سعی میکردم گاهی پشتم رو بهش کنم که بهتر کمر رو ببینه، سعی میکردم جاهای شلوغ برم که مجبور باشه منو هدایت کنه، تاثیر مشروب هم بیشتر شده بود که مجدد مسعود دستشو گذاشت روی کمر من اما این بار دیگه دستشو بر نداشت و منم کمی بهش نزدیک تر شده بودم، این در حالی بود که دیگه حتی نیازی به هدایت نبود دست مسعود کاملا روی کمر من بود.
این اتفاقات تو ۳۰ دقیقه ای افتاد که من با مسعود مشغول رقص بودم و احسان با لادن و دور از هم بودیم، که من تصمیم گرفتم برم پیش همسرم و دستم رو گذاشتم روی بازوی مسعود که دستش رو کمرم بود و آروم دستشو از روی کمرم برداشتم و توی دستم گرفتم و رفت سمت همسرم و مجدد با همسرای خودمون مشغول رقص شدیم.
تو این حین همه حواسم به اتفاقاتی بود که افتاده بود و شدیدا تحریک شده بودم حس فوق العاده ای داشتم.
کم کم وقت شام شد و ما ۴تا باز کنار هم جمع شدیم و انگار نه انگار اتفاقی افتاده، باهم شام رو خوردیم و بعد از شام من خواستم برم طبقه بالا که رژ لبم رو تمدید کنم که یهو مسعود هم پا شد گفت منم میام سرویس، من از پله ها بالا میرفتم درحالی که مسعود هم پشت سرم بود و کاملا من و میدید.
من رفتم داخل اتاق و مسعود رفت سرویس بهداشتی، من جلو آینه مشغول رژ زدن بودم و خودم خم کرده بودم سمت آینه که مسعود درب رو باز کرد و اومد داخل و درب رو بست، بهم گفت سارا جان بریم، منم گفتم چند لحظه صبر کن الان تموم میشه که اومد روی تخت و پشت سر من نشست، در حالی که کارم تموم شد از اینه نگاه کردم به مسعود دیدم تمام نگاهش به باسن، کمر و پاهای منه و اصلا حواسش نسیت که کار من تموم شده و دارم نگاهش میکنم، یهو گفتم مسعود من تمومه کارم هااااااا، که حواسش جمع شد و به خودش اومد.
پاشد اومد سمتم و گفت سارا جان ما امشب با هم عکس دونفره نگرفتیم و من گفتم خوب بگیریم، که گفت من گوشیم نیست و من گوشیمو از داخل کیفم در آوردم دادم دستش، اومد جلو اینه کنار من ایستاد، من باز شیطونیم گل کرد و خودمو بهش نزدیک کردم و تقریبا از بغل چسبیدم بهش، مسعود هم باز دستشو گذاشت روی کمرم و با هم عکس انداختیم، بعد از این عکس یهو رفت پشت من و دوتا دستشو گذاشت روی پهلوی من و گوشیو داد دست من و اینبار من عکس گرفتم و سریع رفتم پایین و مسعود پشت سرم اومد.
پایین که رفتیم مجدد رقص شروع شده بود و لادن و همسرم باهم مشغول رقصیدن شده بودن و مسعود دست منو گرفت و ما باهم مشغول شدیم، یکی دو دقیقه که از رقصمون گذشت مسعود بی هیچ دلیلی دستشو گذاشت روی کمر من باز، اما این بار دیگه نه هدایتی در کار بود و نه مستی زیاد مسعود، منم مخالفتی نکردم و مجدد حس خوبی گرفتم، سعی کردم حین رقص جا به جایی بیشتری داشته باشم تا دست مسعود روی کمرم کمی جا به جا شه، مسعود که دید من مخالفتی ندارم حرکت دستشو بیشتر کرد و ذره ذره مشغول نوازش کمر من شد، چراغ ها خاموش بود و مسعود شروع کرده بود به نوازش کمر کاملا لخت من، از پایین ترین قسمت کمرم شروع کرد و دستشو ذره ذره اورد بالا،فاصله بین من و مسعود کاملا کم شد و تقریبا تو بغل مسعود بودم، گاهی اینقدر به هم نزدیک میشدیم که نوک سینه های من به سینه های مسعود میخورد و حس میکردم سینشو، آروم دستشو رسوند به بغل سینه من و ذره ذره دستشو برد پایین و گذاشت روی گودی و قوص کمر من، من تو ابرا بودم از اینکه بدنم داره توسط یه مرد دیگه نوازش میشه، با دستم بازوی مسعود رو گرفته بودم اون کاملا آزاد بود، در کمال نا باوری کمی دستشو پایین تر برد و کذاشت رو قسمت برجسته باسنم و انگشتش رو وارد لباسم کرد، من تو ابرا بودم و هر لجظه منتظر دیدن حرکت بعدی مسعود، آروم اروم نقریبا دستش و کاملا از پشت برد داخل لباس من ، مسعود که دید من مخالفتی ندارم جسارتش بیشتر شده بود و حالا دستش داخل لباس من و روی باسنم بود، این در حالی بود شرت من بک لس بود و صرفا یه بند بود که بین باسنم بود(انگار که شرت ندارم) دست مسعود روی باسن من جا به جا میشد و گاهی انگشتش روی خط باسنم پایین و بالا میشد.
من کاملا تحریک شده بودم و خیس خیس بودم، یهو یاد خطوط قرمز افتاد، مجدد دست مسعود که داخل لباسم بود رو گرفتم و خودم اروم از داخل لباسم در آوردم، دستشو گرفتم باهم رفتیم اون سمت سالن پیش همسرامون با اونا مشغول شدیم.
این داستان شدیدا برام خاص و لذت بخش بود و یه سکس فوق العاده شب با همسرم داشتیم، اون شب شرت من اینقدر خیس شد که رفتم طبقه بالا و شرتمو در اوردم.
وقتی خونه رسیدیم و سکسمون تموم شد همسرم ازم پرسید چرا شرتت رو در آوردی که گفتم بندش بین باسنم اذیتم میکرد و پامو میزد که رفتم در آوردم.
بعد از این داستان رابطه ما با لادن و مسعود ادامه پیدا کرد و نه من و نه مسعود دیگه چیزی به روی خودمون نیاوردیم.
خوشحالم که بازم از خط قرمزم رد نشدم و درسی شد واسم که حد شیطنتم رو رعایت کنم و خیلی پیش نرم.
امیدوارم لذت برده باشید.

نوشته: Sara239

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها