داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

لز با دختر خجالتی 54

هم به سوزش فکر می کردم و هم به لذت . اما لذتی رو که از فرو رفتن جسم خارجی در کسم حس می کردم خیلی بیشتر از ترس پارگی بکارت بود . دیگه دلمو یکسره کرده بودم . راستش نغمه داشت منو می کرد و منم تصور اینو داشتم که  این تکه ای که به خودش بسته جزیی از وجودشه ..  نغمه سکوت کرده بود .  -به چی فکر می کنی زیبا -به تو -باز به چی -به نیمساعت دیگه . شایدم به پنج دقیقه دیگه که مثل حالا نیست . یه وقتی مثل حالاست . و من در این لحظات جز این که به این فکر کنم که منم می تونم از زندگی خودم بیشتر لذت ببرم و از تو و همه دوستای خوبم به چی می تونم فکر کنم . -نمی دونم چرا حس می کنم با انگشتام هم می تونم اون لذتی رو که می خوام ازت ببرم و بهت لذت بدم و کاررو تموم کنم . -نغمه جون اون کاری رو که برای بار اول ضریب اطمینانش بیشتره انجام بده .. آهههههههه چقدر خوشم میاد . زندگیم داره از این رو به اون رو میشه . حس می کنم دارم دگرگون میشم . نغمه جون چه خوب و آروم داری کارت رو پیش می بری . حس می کنم دارم به چیزی که می خوام می رسم و تو داری اونو خیلی راحت تقدیم من می کنی .. نغمه جون خیلی قشنگ با حرفای قشنگت داری آرومم می کنی . از اونی که بیشتر انتظارشو داشتم داری آرومم می کنی چقدر دارم لذت می برم . آخخخخخخ فکرشو نمی کردم . یه فشار دیگه فکر می کنم که داری ازش رد میشی . خیلی بلایی خیلی خوبی خیلی شیطونی .. -اون دیلدو یا همون کیر مصنوعی رو که وارد کسم کرده بود  خود اون ..خود پلاستیک لذتی نمی برد و حتی شاید مستقیما احساس هوسی رو به نغمه منتقل نمی کرد ولی می دونستم اون از این که داره به من حال میده و زندگی منو دگرگون می کنه خیلی خوشحال بود . – نغمه نغمه جون من .. چقدر راهشو خوب بلده و خوب بلدی .. -بهم بگو اگه نازقشنگ و تنگت دردش میاد بهم بگو .. -یه کمی می سوزه .. نغمه اونی رو که فرو کرده بود توی کسم بیرون کشید -عزیزم فکر کنم که دیگه تموم شده باشه . به همین راحتی .. راستش تا اینو نگفته بود هنوز می تونستم مقاومت کنم ولی وقتی این حرفو زد یه لحظه ترس برم داشت . دچار استرس خاصی شدم . دیگه این که در دنیای متفاوتی نسبت به دقایقی قبل زندگی می کنم مثل سابق برایم غیر عادی نبود . راستش از بس به این مسئله فکر کرده بودم دیگه برام عادی جلوه می کرد . نغمه خواست لوله یا کیر خونین رو نشونم بده . ولی راستش اصلا از تماشای خون خوشم نمیومد . چه لزومی داشت  اون چیزی رو که سالها مانع لذت بردن کامل من می شد ببینم . هر چند راههای دیگه ای هم برای ار ضا شدن وجود داشت ولی حرکت یه چیز دراز و کلفت و لوله مانند در این مسیر خیلی تنوع داشت . نغمه با دستاش مچ دستای منو داشت این کارش به من آرامش می داد . از این که اون با تمام انرژی خودش همراه منه . چشای خوشگل و آبی , اون پوست سفیدش .. زیبای بیدار اون جمع بود . یه لحظه بدون این که خودم بخوام خون روی کیر مصنوعی رودیدم .دیگه خیالم نبود . نغمه اونو از خودش جدا کرد .-حالا می تونم  با خیالی راحت انگشتامو توی کست فرو کنم . لباشو برد طرف کسم . -نه نغمه جون سختمه همش بوی خون میده . -این بوی خون نیست . بوی زندگیه .. -راست میگی نغمه جون . این بوی زندگیه . جتی من از این پاییزی که بالای سرمه دیگه بوی غمو احساس نمی کنم . . بوی عشق و زندگی رو می ده . پاییز به من جون داده . همه با هم دارن می خونن . میگن که زندگی قشنگه و نغمه هایی که گفته میشه و خونده میشه . نغمه لباشو گذاشته بود روی کس من  زبونش می زد . موهای بلندش کسمو مالش می داد .  حالت یه قلقلکی بود که حس می کردم همون لوله یا کیر مصنوعی رفته توی کس منو داره به من لذت میده . چقدر هم با اشتها لبه های کسمو فرو می برد توی دهنش و اونو میکش می زد . این قسمت از کارو قبلا هم انجام می داد ولی حالا این هیجان و انتظارو داشتم که پیشروی کنه .. -عزیز دلم . زیبا جونم به نظر من یه چند دقیقه ای استراحت کنی بهتر باشه . چون ممکنه درد و سوزش داشته باشی . این یک احتماله زیبای شجاع من .. -نغمه جون از درسام عقبم .. -اگه به تو ارفاق کنم مجبورم به همه بکنم .. -ولی واسه من پارتی بازی میشه -چرا ;/; -آخه دوجوره می کنی . هم منو می کنی هم ارفاقو .. -خیلی بلایی دختر . …. ادامه دارد … نویسنده …. ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها