داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

فقط یک مرد 167

می دونستم که بعدا مورد غضب از ما بهتران قرار خواهم گرفت ولی حالا رو باید در می یافتم که چه جوری در مقابل این همه آدمی که دارن ابراز احساسات می کنن عکس العمل نشون بدم . یاد شعر یکی از شاعران بزرگ افتادم که این جوری تغییرش دادم . هیچ کسی بار امانت نتوانست کشید .. قرعه فال به نام من بیچاره زدند . اوایل عجب کیفی داشت ولی حالا با این همه فشردگی اصلا نمی شد عشق و حال کرد . خیلی خسته بودم . از چینی ها خواستم که دست از سرم بر دارند و منو بذارن به حال خودم . دیگه بدم اومده بود از این همه هیاهو و آدم . این همه سر و صدا . نمی تونستم خودمو با این همه آدم هماهنگ کنم . نمی دونستم فردا باید با کی طرف شم . نزدیک بود اشکم در آد از این کشور بدم اومده بود . با این که جمعیت زیادی خالصانه ابراز احساسات می کردند ولی نمی تونستم خودمو قانع کنم که اونجا بمونم . ولی چه جوری در می رفتم . فکر کنم این جوری که بوش میومد باید همین جا چال می شدم . بالاخره به استراحتگاه خود رفتم . یه سوئیتی رو در اختیارم گذاشتند که منوبه یاد محوطه ای که با ملکه انگلیس بودم مینداخت . چشامو گذاشتم رو هم . آخ که چه لذتی می داد  خواب .. اونم بعد از خستگی زیاد در راه بودن و بلافاصله سکس بعد از اون . نفهمیدم چند ساعت خوابیدم . چون فضایی رو که در اون قرار داشتم با این که پنجره زیاد داشت ولی این پنجره ها به فضای درونی دیگه ای باز می شدند و من نمی تونستم فضای خارج رو ببینم . ولی حس کردم که یکی داره سمت راستم وول می خوره . آخه من عادت داشتم که  به سمت چپ بخوابم نمی دونستم این دیگه کیه ;/; به ! این یه دختر چینی خیلی خوشگل بود که موهاشو دم اسبی هم بسته بود . چشای درشتی هم داشت . یه پیرهن ساده یه سره پارچه ای پاش کرده بود که دامنش یه چین های عجیبی داشت که همچین مدلی رو جایی ندیده بودم هر چند قبل از این جریانات من چیز زیادی رو ندیده بودم دامن پیر هنشم خیلی کوتاه بود . ظاهرا شورت پاش نبود یا اگرم بود از بس خیلی ریز بود من متوجه نشدم . فقط بهم نگاه می کرد و می خندید . نمی دونستم از جون من چی می خواد . با این که حس می کردم از خواب سیر شدم نمی دونستم ساعت چنده . دلم نمی خواست نیمه شب باشه . ظاهرا تازه سپیده صبح دمیده بود . چون به دستان ظریف و زیبای خانوم خوشگله چینی یه ساعت بسته شده بود . فقط می خندید و لبخند می زد . من کاملا برهنه خوابیده بودم  و اون به دیدن من این جور می خندید . نمی دونستم از کدوم طرف وارد شده و چه علتی داشته که این مجوز رو پیدا کرده که بتونه در کنار من باشه و خیلی هم بی دردسر جا خوش کنه . نکنه جاسوس باشه .. نه کوروش . جاسوس و جاسوسی برای چه . چه به دردش می خوره . هنوز آثاری از خماری در عمق وجودم وجود داشت ولی به اون اندازه نبود که خودمو از روبرو شدن با این پری کوچک اندام دریایی محروم کنم . در هر حال هریک از این مه پیکران به درد همون لحظاتی می خوردند که من خودمو در کنار اونا یا اونا رو در کنار خودم احساس می کردم . نشون می داد که باید یه چیزی حدود بیست سال داشته باشه ولی خیلی ظریف بود . ظریف و توپر . و بدنی سفت داشت . سینه هاشو بگو . اندازه یه پرتقال متوسط بود . لباسشو از سرش در آوردم . چه هیکلی . هر چند سفید برفی نبود ولی یه سفیدی خاصی داشت همراه با لطافتی که دستم روی پوست نرم و لطیفش سر می خورد . دوباره داشتم به این فکر می کردم که اون کیه .. چه شورت و سوتین  کوچولو و نازکی داشت . یه دور اونو بر گردوندم تا کونش رو بروی من قرار بگیره .. شورتشم دیگه در آوردم تا سوراخ کونشو خوب دید بزنم . حرفی نمی زد . تسلیم بی چون و چرای من شده بود . دستشو گذاشته بود رو کیر من . دهنشو به طرف اون نزدیک کرد تازه داشتم از تماشای کون لذت می بردم که اون با یه کم تغییر جهت کیرمو توی دهنش خودش گذاشت . در همین لحظه در گوشه اتاق عکسی رو دیدم که تعجب کردم . رفتم جلو تر دیدم عکس رهبر چین و زنش و یه دختر دبستانیه .. همه چی رو فهمیدم . این خانوم خانومای بیست ساله که تا لحظاتی دیگه باید کسشو ببندم به آتش از اون با تجربه هاست . دستش رو همون کیرمن بود ودرحال ساک زدن که اونو بغلش زده بلندش کرده و لبمو گذاشتم رو لبش و دستمو به سینه پرتقالی اون چسبوندم . . چقدر این کار بهم لذت داده منو رو به جلو حرکتم می داد . دختر رهبر چین  نصیب من شده بود و تا لحظاتی دیگه یک کیر دیگه باید به این چینی ها می زدم … ادامه دارد .. نویسنده … ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها