داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

فقط یک مرد 103

این دختر طوری منو به فکر فرو برده بود که هراس داشتم از این  که نکنه کار دستم بده و مجبور شیم که اونو به بیمارستان منتقل کنیم . ولی خب اگه این جور باشه هر کی که لاغر باشه باید همچین وضعیتی رو داشته باشه . .دو تا پاهای دختر رو گرفته و اونو محکم نگه داشته سرمو گذاشتم رو کون قشنگ و دخترونه اش که طراوت و تازگی ازش می بارید . پوست نرم و لطیفش خوردن داشت و منم پهنای زبونمو رو تمام قسمتای بدن شهلا می کشیدم . -آخخخخخخ .. آخخخخخخخ .. دختره می خواست از کیر من و کوس خودش بگه روش نمی شد . ولی من لای کونشو باز کرده و بازم زبونمو رو سوراخ کونش زوم کرده بوده و از اونجا اومدم پایینتر تا یه حالی هم به کوسش داده باشم . پاهاشو به این طرف و اون طرف پرت می کرد . اون کونش رو به من قرار داشت و من دو تا دستامو رو پاهاش نگه داشته و نذاشتم  تکون بخوره . اونو به تخت پرس کردم و با قدرت بیشتری  زیر پوشش کیر خودم قرار دادم . این بار از روبرو بغلش زدم . با هیجان سینه هاشو می مالیدم و صورت و لبای کوچولو و غنچه ایشو به لبای داغ و تشنه خودم چسبوندم تا با یه شورو حال بیشتری اونو برای فعالیتهای بهتر آماده کنم .. کو چولوی کنکوری یواش یواش داشت در بوسیدن استاد می شد . دستمو دوباره گذاشتم رو کوسش . دیگه هیچ دوشیزه ای از این هراس نداشت که پرده اشو از دست بده . دیگه داشتن اون برای دوشیزگان افتخار محسوب نمی شد . یه کف دستم فقط رو کوس شهلا کار می کرد . ووووووویییییی ماااااامااااان .. -شهلا جون اگه کوست میخاره لذت می بره هر جور که حال می کنی احساسات خودتو نشون بده . کیرمو به وسط پای شهلا جون چسبوندم .. یه خورده سرشو پایین گرفت طرف من ولی فعلا تا کیرمو تو کوسش فرو نکرده دوست نداشتم اونو بیشتر ببینه . چون اون وقت حکم بچه ای رو پیدا می کرد که ازآمپول زدن می ترسه یه خورده کله کیرمو با سر کوس شهلا در تماس قرار دادم . حس کردم که داره خودشو عقب می کشه .. یه لحظه همچین خودشو عقب کشید که من نتونستم مانع از حرکت رو به عقبش بشم . ناگهان چشمش به کیرم افتاد . چشاش گرد و درشت شد . جیغی کشید که اعضای خونه همه رو خبر دار کرد . در اتاقو قفل کرده بودم . ولی معلوم نبود که به ناگهان سر و کله این شهناز خانوم ازکجا پیداش شد . -ای واااااییییی دخترم . حتما الان خون آلود شده .. بیچاره .. اومد داخل و کیر منو که از نزدیک دید یه فریادی از تعجب و خوشحالی کشید و گفت -عزیزم . دلبندم .. گل سر سبد کنکوریهای امسال هنوز کیر نخورده این قدر جیغ می کشی وای به این که این کیر بره تو کوست . من آرزو می کنم این کیر بره تو کوسم . به زحمت دارم این آرزورو درخودم از بین می برم . کاش من جای تو بودم شهلا .. اون وقت خودم این کیر رو می گرفتم توی دستم و اونو به کوسم فرو می کردم . -مامان مامان جونم وقت زیاده .. حاضرم چند دقیقه هم که شده از این کیر بره توی کوست .. … وای چه عجب دختره بالاخره زبون باز کرده بود . می دید که مامانش داره حرف می زنه از این حرفا و منم یه خورده با کیر و زبونم زبونشو باز کرده بودم بلبل شده بود -مامان من که حرف ندارم .. کوروش خان می تونه تو رو هم بکنه . .. مادره که اینو شنید شروع کرد به این که بیشتر دخترشو دلداری بده تا وقت تلف نشه -عزیزم نگاه کن کیر کوروش خان چقدر برات داغ کرده ;/; اینو که گفت بلوز و دامنشو در آورد و اندامشو انداخت توی دید من .. وووووویییییی هوس شهناز رو کرده بودم . ولی نه باید اول این دختره رو می گاییدم . مادره اومد جلو و کیر منو گرفت تو دستش .. به نظرم اومد قبلا هم از این صحنه ها داشتم که مادر اومده باشه کمک دخترش . کیر کلفت و دراز منو که نوک اون روی کوس دخترش قرار داشت رو گرفت و از همون نوک اونو مالید به کوس دخترش و تند و تند این کارو انجام می داد . دستش روتنه کیر من قرار داشت و سر کیر منم چسبیده به کوس .. وایییییی چقدر خوشم میومد . فشار می آوردم به خودم که روی کوس شهلا جون خالی نکنم و یه خورده از این آب گرانمایه رو برای مامانه نگه داشته باشم . مادره یه دستشو گذاشته بود رو سر دخترش و اونو ناز می کرد تا یه حس اطمینانی درش به وجود بیاره از این که یکی پشتیبانش هست .. -در حالی که لبامو از پهلو رو لبای شهناز قرار داده بودم و یه دستمو از داخل شورتش به کوس اون رسونده و باهاش بازی می کردم و تو چنگ خودم داشتمش خیلی آروم حالیش کردم که سعی کنه ما رو تنها بذاره تا دخترش بعدا احساس استقلال کنه و در سایر مسائل زندگی خودشو متکی به مامانش ندونه . . اینو هم بهش قول دادم که هواشو داشته باشم … ادامه دارد … نویسنده .. ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها