داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

فریب فریبا 3


این اولین سکس هردوی ما بود خودمو فحش می دادم که چرا جلق نزدم تا مقاومت بیشتری داشته باشم . البته کیرم یا سانتی می شد و کلفتیش هم بد نبود ولی دوست داشتم پیش خواهرم کم نیارم و مسلط تر نشون بدم . به خودم فشار می آوردم که یهو آبم توی دهن فریبا جونم خالی نشه که از خوش شانسی من فیلم سوپر در لپ تاب به جایی رسیده بود که مردآب منی را تو دهن زن ریخت و اون زنه هم پس از این که آب جمع شده تو دهنشو قرقره کردیک جا جمعش کرده دهنشو باز کرد و قطره های منی رو نشون داد و یک دفعه  همه رو فروبرد . به دیدن این فیلم حس کردم که تردید و چندش فریده برطرف شده چون فوری گفت -داداشی اگه طاقت نداری بریزتو دهنم تو آب کوس منو خوردی چه ایرادی داره منم آب کیرتو بخورم ….ممنونم خواهر نازم اووووووففففففف سوخخخخخخختتتتتتم ..ادامه بده قربون لبای غنچه ایت برم وقتی بالا و پایین می کنه فکر می کنم کیرم داره میره توی کوسسسسسست داررررررره برمی گرررررده . می شه میشه یه روزی کوسسسسستم بکنم ;/;-از خدامه داداشی .-بخوررررررربخوررررررش همین جوررررررری . دهن کوچولو و قشنگ فریده رو پر از آب کیر کرده چشام موقع تخلیه خود به خود بسته شده بود . یعنی میشه یه روزی من این ابو توی کوسش بریزم ;/;وقت زیاد داشتیم مامانی معمولا خوابش سنگین بوده به این نون و ماستها بیدار بشو نبود . خیلی دوست داشتم از کون خواهرمو بکنم . فیلم سکسی در کامپیوترو عقب جلو کرده تا بالاخره روی صحنه کون کنی زوم کردم که یه خورده هم که شده ترسش بریزه .-نگاه کن فریده عجب کون تپلی داره اون سوراخ تنگش چه طوری کیر به این کلفتی رو تحمل کرده ;/;کاش من به جای اون مرده بودم .-داداشی ساکت ازت انتظار نداشتم آدم پیش خواهر خودش ادبو رعایت می کنه . تو بزرگتری تو باید به من چیز یاد بدی تو الان با منی باید چشم و دلت سیر باشه اگه میخوای اینارو دید بزنی و ..-شوخی کردم فریده منو ببخش منظوری نداشتم دلم خیلی کون میخواد چیکار کنم مال تو هم که پلمب شده و تنگه .-اگه فقط واسه اینه باشه فقط باید قول بدی که دیگه صحبت غریبه هارو پیش من نکنی . یاکون منو می کنی یا کون غریبه هارو می بینی و جلق می زنی ….خدای من این یه الف بچه آبجی خوشگله خودمو میگم عجب سیاستی داشت یکی دو تا ژل و کرم زنونه آورد ومنم محل ورود کیر به کونو چربش کردم . خست هم به خرج ندادم که مبادا آبجیم زخمی شه . چند دقیقه تمام سر کیرم با نوک سوراخ کونش بازی بازی می کرد تا این که دو سه سانتی متری راهشو پیدا کرد ولی این برام راضی کننده نبود به تنه کیر خودمم کرم مالیده تا کارو راحت تر کنم . با یک فشار ناگهانی سه چهار سانتی متر دیگر پیشروی کردم . داد فریده هوارفت . گریه اش گرفته بود .-داداش بیرحم نباش . درحالی که بارش لذت رو کیرم باریدن گرفته بود گفتم من براااااااات بمیرم دردت گرفت ;/;فدات شم یه کم تحمل کن عادت می کنی . بایه دستم کوسشو مالیده و با دست دیگه ام سینه اشو تا حواسشو به قسمتهای دیگه متمرکز کنه . نقشه ام موثر واقع شد به وجود کیر همچو شیرم تو کونش عادت کرده دوباره تا سرحد جنون حشری شد . من بی طاقت توی کونشم آب خالی کرده و برگردوندمش تا یک بار دیگه هم راضیش کنم . کمر کیرمو توی دستم گرفته سرشو به کوس پشم آلود و سیل زده فریده رسوندم واز همون سرکوس و چوچوله ها به عمق دوسانتیمتر واسش مسواک زدم اونم با سرعتی فوق العاده و باور نکردنی یعنی به عرض دو سه سانتی وطول پنج شش سانتی و عمق دو سانتی به سرعت می گردوندم .-فرید فررررررید نکن نککککککن گردن میفتم ها . میگم حتما کییییییییییرررررتو باید بفرستی داخلا . این حرکتو رها کرده و یه بار دیگه با میک زدن و لیسیدن راضیش کردم . دوست داشتم لخت لخت و تو آغوش هم شبو به صبح برسونیم ولی باید نکات امنیتی رو رعایت می کردیم ….از فردا باهم خیلی صمیمی تر شده بودیم . دعوا و لجبازی نمی کردیم . احترام همو نگه می داشتیم در بسیاری از کارای سود دار دیگری رو مقدم می کردیم . البته سکس ما به این صورت نبود که حتما هر شب انجام بشه ولی یک شب دو شب در میون برنامه داشتیم وهروقت هم مامانی می رفت بیرون یه ناخنکی هم که شده می زدم و گاهی هم خیلی بیشتر از اینها . تا این که یکی از این شبها که قرار بود مامان بخوابه و من برم با فریده جون درس کار کنم نمیدونم چرا چراغ خواب اتاق مامان فریبا خاموش نمی شد . ساعت از یک شب هم گذشته بود . این که عادت داشت قبل از دوازده بخوابه . سوراخ کلید درست روبروی تختش بود . نگاه کردم ببینم اوضلع از چه قراره شاید یادش رفته لامپو خاموش کنه . اوووووووففففففف چشمتون روز بد نبینه مامان هوس انگیزانه به روی شکم و رو تخت افتاده فقط یه لباس خواب نازک تنش بود که اونم رنگ پوستش بوده که شورت و سوتین نارنجی رنگش کاملا از زیر لباس خواب مشخص بود تا حالا مامانو این جوری ندیده بودم . همون پشت در شق کرده بود م . نه می تونستم کنار فریده برم و نه پای پیشروی داشتم. همونجا ایستاده و در حالی که به کون مامان نگاه می کردم جلق زده و آبو تو دستم خالی کردم ورفتم دستشویی و خودمو تمیز کردم . در برگشت مامان صدام زد -فرید بیا کارت دارم -اونو با این وضعیت دیدم . مثلا حجب و حیا رو رعایت کرده سرمو بر گردوندم .-چیه پسرم غریبه که ندیدی من مادرتم محرمتم . نمی دونم چرا امشب خوابم نمی گیره . تموم تنم کوفته هس امروز . خیلی کار کردم بیا با این دستای شفا بخشت یه خورده ماسازم بده . من که جلق زده بودم و کمی سبک شده و از طرفی دلم پیش فریده بود با کمی بی حوصلگی روی تخت رفتم تا مامانی رو ماساژبدم . چون می دونستم که مامان بی شیله پیله بوده و نمی دونه که چه آتیشی در من به پا کرده وعمرا به پسرش کوس و کون بده نیست زیاد تمایل نداشتم . وای چی بگم . خدا نکنه حتی دشمن هم واسه این چیزا حسرت بخوره . وقتی اون هیکل یه دستو دیدم سست سست شدم . کیرم دوباره از شلوارش داشت می زد بیرون -پسرم لباس خوابو بده بالا این جوری راحت تر ماساژمیدی . پیرهن خوابو که از جوراب توری هم نازک تر و بدن نما تر بود از طرف سرش در آوردم حالا دیگه با یک شورت و سوتین نارنجی پشت به من قرار داشت و اگه می دونستم که سرشو به طرف من بر نمی گردونه و کثافتکاری هم نمیشه دوباره جلق می زدم . دستمو رو شونه هاش قرار داده ماساژو شروع کردم . داشتم از حال می رفتم .-فرید جون اگه گرمت شده می تونی لباستو کم کنی . من که فقط یک زیر پیرهن و یک شلوارک پام بود وزیر شلوارک شورت هم نداشتم به خاطر این که بی ادبی نکرده باشم زیرپیر هنمو در آوردم . شلوارکم آزاد نبود یعنی تنگ بود حسابی کیر باد کرده منو نشون می داد . باز این زیر پیر هن بلندم یه خورده ننگ پوش بود . نمیدونم از روی عمد بود یا سهوکه یک لحظه پاهای مامان فریبا از عقب بالا اومد ومحکم به وسط بدنم خورد کیرمو لمس کرده بود -اوخ چقدر وسط کمرم میخاره فرید جون سگگ سوتینمو در آر زیر بندش میخاره -مامان بد نیست ;/;-بهت میگم درش بیار ..توی دلم یک جونی گفته درش آوردم . فقط یک شورت مونده بود . مامان فریبا چشاشو بسته بود ماساژمن کیفش می داد و کلی باهاش حال می کرد .-حالا رونمو بمال و پاهامو ماساژبده ودستور فرمانده رو انجام دادم . دیگه تصمیم به جلق زدن گرفته بودم ولی نمی شد چون دستام باید مامانو مالش می داد و به خود جرات داده و بیشتر کون مامانو که از زیر شورت بیرون زده مالوندم .-عزیزم همه چی رو که درآوردی این شورت رو هم در بیار دیگه خیالمون راحت بشه -آخه مامان ;/;-آخه ماخه نداره همین که گفتم . شورتشو آروم آروم پایین کشیده از پاش در آوردم . تمام تنم داغ شده بود احساس یه آدم تب دارو داشتم دیگه فریده هم از یادم رفته بود . کون خوشگل و سفید و آبدار مامان فریبا روبروی من بوده و من همش اونجارو ماساژمی دادم وقتی دو تا قاچ کون مامانی رو فشارش می گرفتم و بهش چنگ می زدم اثر انگشتام تا چند ثانیه روی کونش باقی می موند -حالا برو در اتلقو قفل کن . منظورشو نفهمیدم –چرا مامان ;/;!-یه وقتی شاید باز شه و فریده مارو ببینه و خیال بد کنه . درو قفل کرده و لحظه آخر دستم به کلید خورد و افتاد زمین . اهمیتی نداده جلدی رفتم طرف مامان و به کارم ادامه دادم .فقط کوووووووون کوووووووون کووووووووووون همین به تنهایی واسم کافی بود تمام تنمو به آتیش کشیده بود .-حالا دستتو از درز باسنم بذار داخل از پایین تا بالا ماسازبده و بمال -آخه مامان –اینقدر کله شق نباش من که تو رو خوب می شناسم چیه مال خواهرت خیلی بهتره ;/;آدمی که خواهرشو انگولک می کنه از پرو پاچه مامانش بدش میاد ;/;رنگم مثل گچ سفید شده بود .مامان از کجا فهمید ;/;-سرمادرتو کلاه نذار . من خودم زنم وقتی که دختر بچه بودم دیگه چند روزه یک دفعه که دچار رشد کون وسینه ها که نشدم فریده هم که همش خونه نشینه ..ادامه دارد ..نویسنده ..ایرانی
language=javascript> function noRightClick() { if (event.button==) { alert(“! حق کپي کردن نداري “) } } document.onmousedown=noRightClick

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها