داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

فرزاد در سفر شمال (۲)

…قسمت قبل

دوستان سلام
تا اونجا گفتم که من عملا متوجه شدم دوست دخترم کس داده و با اعصاب خراب رفتیم ویلا و داشتم فکر میکردم چجوری باید خیانتشو بهش بگم. هم کلی برنامه ریزی مرده بودیم خوش بگذرونیم و هم پیش خودم میگفتم شاید اونقدری جذاب نیستی که دوست دخترت بهت خیانت کرده. دوش گرفتیم و برای اینکه توی اون فاز نباشم مشروب خوردیم و راه افتادیم به سمت کنسرت. وقتی رسیدیم بهش گفتم بهنوش من برات جذابم؟ گفت معلومه که هستی تو بهترینی برام. گفتم یعنی تا حالا دلت نخواسته با کس دیگه سکس کنی؟ گفت معلومه که نه. تو سکست خوبه منم راضیم. یکم سکوت کردم. گفت نکنه بابت صبح و بهنام دل چرکین شدی؟ یه نگاه کردم بهش. گفت اون جذابه ولی نمیشناسمش. دوست ندارم با اون سکس کنم. خیالت راحت. بغلم کرد و گفت پاشو بریم. منم توی فکرم سوالام بیشتر شد حالا چرا دروغ میگه. وقتی رفتیم نشستیم شماره صندلی و ردیف رو از من سوال کرد. گفتم نشستیم دیگه درست اومدیم. جواب نداد و رفت توی گوشیش. بعد از گذشت 10 دقیقه که هنوز کنسرت شروع نشده بود دیدم یهو یکی داره میگه عه شما هم اینجایین؟ بهنام بود!!! باهامون دست داد و گفت من فلان ردیف نشستم چه خوب شد دیدمتون شب برنامتون چیه. من که هم مست بودم و هم عصبی چیزی نگفتم که بهنوش گفت هیچی میریم بخوابیم که بریم فردا گیلان. بهنام گفت چه حیف کاش دور هم جمع می شدیم بچه هامون بازی کنن و ما هم مشروب بخوریم و حرف بزنیم. من دیگه نشستم و هیچی نگفتم. بهنوش گفت بزارین مشورت کنیم آخر کنسرت میگم بهتون. کنسرت شده بود و مستی و رقص نور و فضا یکم منو آرومتر کرد ولی بعد یه ربع بهنوش گفت دیدی صبح چقدر بچه ها بازی کردن؟ شب هم بگیم بیاد بهنام. گفتم من ازش خوشم نمیاد. تا نیم ساعت از اون اصرار و از من انکار. قدرت اینو نداشتم بگم من میدونم چی شده. بعد از اینکه قهر کرد گفتم باشه بیاد ویلای خودمون 12 هم بره که بخوابیم صبح زود بریم.گفت باشه دوس پسر خوشتیپ من. کنسرت که تموم شد رفت به سمت راست سالن. انگار دقیقا میدونست توی اون شلوغی کجارو باید بگرده. بهنامو دید و من دور وایساده بودم. کلی خندیدن و با چشم غره من بهنوش اومد و گفت بریم عشقم آدرس رو دادم و گفتم بیاد. رفتیم ویلا و بهنوش فوری رفت دوش گرفت منم با سردردی که داشتم نشستم فکر میکردم چرا اینجوری شده. بهنوش از حموم اومد به شلوارک پوشید با یه تاپ که نافش هم مشخص بود. من هیچوقت به تیپش گیر نمیدادم. زنگ در رو زدن که من رفتم باز کردم دیدم بهنام اومده با جعبه شیرینی بدون سگش!! گفتم خوش اومدی سگت کو؟ گفت خوابیده بود دیگه نیاوردمش. خیلی پرو جلوتر از من رفت داخل و بهنوش دست داد و بغلش کرد. نشستیم یکم حرف زدیم. بهنوش شروع کرد از بدنسازی صحبت کردن و بهنام به این بهانه تمرین های مختلف رو توی گوشیش نشون میداد بهش. خیلی نگذشته بود که بچه ها بیتابی میکردن و منم حوصله بازی نداشتم باهاشون. بهنوش گفت شما بشینین من ببرمشون لب ساحل یکم بازی کنن. من گفتم الان که وقتش نیست تو هم حموم رفتی سرما میخوری. گفت تو میبری؟ گفتم باشه میبرم. بهنام سرش توی گوشی بود و هیچی نگفت. منم بچه هارو برداشتم و بردم. بین در ویلا تا ساحل 50 متر فاصله بود و حسابی تاریک بود. وقتی بچه ها یکم بازی کردن با هزار بدبختی و ترفند راضیشون کردم بیان داخل ماشین بشینن. بهشون استخون تشویقی هم دادم تا مشغول باشن. خودمم دمپایی رو درآوردم و پابرهنه برگشتم سمت ویلا. هم عصبی بودم هم هیجان زده. از پنجره ورودی یواش نگاه کردم که دیدم بهنام داره میگه بریم اتاق. بهنوش هم میگفت نه وقتی بیاد نمیفهمیم. اینجوری صدای پاش و بچه ها میاد میفهمیم. بهنام هم معطل نکرد و کیرشو درآورد. کیرش بزرگ نبود ولی خیلی کلفت بود. گفت تو که صبح زودی گفتی بزارم توش الان بخور برام. بهنوش هم گفت باشه ولی زود بزار توش دارم میمیرم. از کلفتیش همین قدر بگم که بزور توی دهن بهنوش جا میشد. بهنوش براش میخورد و بهنام به سقف نگاه میکرد و میگفت از ظهر که گفتی شب بهم میدی منتظرم. یه بلیط 500 تومنی گرفتم برای خواننده کیری که تو رو بکنم. بهنوش هم گفت عههه برای دختر به این خوبی 500 تومن خرج کردی دیگه. اون سر بهنوشو گرفت فشار داد کیرشو تا ته توی دهنش تا بهنوش عق بزنه. بهنوش پاشد و رفت روی کاناپه دراز کشید و شلوارکشو درآورد. بهنام زود شرت بهنوشو درآورد و توی یه حرکت کیرشو تا ته فرو کرد. بهنوش یه جیغ بلند کشید و گفت وحشی چته؟ بهنام که حسابی وحشی شده بود گفت خفه شد باید کس بدی. بهنوش هم گفت باشه کبودم نکن فرزاد میفهمه.بهنام هم هیچی نمیگفت و با قدرت تلمبه میزد. برعکس خیلیا که توی این شرایط تحریک میشن من توی شوک بودم و باورم نمیشد چی میبینم. دیگه برام مهم نبود و برگشتم سمت ماشین. بچه هارو برداشتم و بازم خیلی آروم برگشتم سمت ویلا. صدای تلمبه ها و ناله های بهنوش ویلارو پر کرده بود. بدون هیچ مکثی درو وا کردم و بچه ها پریدن داخل. بهنوش داگی شده بود و پشتش به ما بود و بهنام هم تلمبه میزد. حتی متوجه نشدن ما اومدیم. وقتی بچه ها طبق عادت رفتن مامانشون رو لیس بزنن بهنوش جا خورد و یه جیغ کشید. هردو برگشتن و منو توی ورودی در دیدن. بهنوش هنگ مونده بود و بهنام هم با ترس و بهت منو نگاه میکرد و کیرشو دستش گرفته بود و از کیرش آبش می‌چکید. فکر کنم 10 ثانیه نشد که شلوارشو پوشید و تیشرتش رو دستش گرفت و اومد سمت در با ترس. من قطعا اگه میخواستم دعوا کنم له میشدم. ولی واقعیتش برام مهم نبود. اومدم کنار و بهنام به سرعت از طرف ساحل فرار کرد. بهنوش دیگه اشکش دراومده بود و منو نگاه میکرد. من درو بستم و رفتم توی ماشین. تا صبح فکر کردم و نتونستم بخوابم. بهنوش هم جرات نداشت از خونه در بیاد باهام صحبتی بکنه. دم دمای صبح بود که از ماشین پیاده شدم و رفتم یه سیگاری بکشم که دیدم بهنوش داره میاد…

نوشته: فرزاد

ادامه…

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها