داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

فراموشی 23


علی چرا ماتت برده!
-هوم!والا تو برو تو آینه یه نگاه بنداز میفهمی حالمو
-واقعا;مگه اولین باره که می بینیم.
-تو این لباسو با این آرایش آره
-علی ببین چه جوری بقیه با حسرت ما رو میبینن.
-آره;الان که خودمم به خودم حسودیم میشه.
دوباره دی جی شروع کرده بود و همه ریخته بودن وسط.
پدرام-شما دو تا چرا نمیاین وسط نکنه خجالت میکشین.
هرجور بود این جونور منو سارا رو انداخت وسط.
اون وسط انقدر شلوغ پلوغ بود که فقط جا برای بالا پایی پریدن بود سارا رو به خودم چسبونده بودم.
آهنگ “این حس قشنگو” رو که گذاشتن همه مثه کانگورو بالا پایین میپریدیم.که دی جی ایندفعه یه آهنگ کاملا ملایم برای تانگو گذاشت که دیگه این جا همه جفت شدن;البته سمیرا و پدرام وسط تر از همه بودن.
یه دستمو توی دست سارا گذاشتم و دست دیگمو انداختم دور کمرش.
سرمو گذاشتم دم گوشه سارا
-دوست دارم
-من بیشتر علی;قول بده هیچوقت تنهام نذاری
-قول میدم
یه بوس از لبش کردم و بیشتر به خودم فشارش دادم.
*********
دیگه آهنگو قطع کرده بودن نوبت به کیک و دادن هدیه بود من رفتم از تو ماشین ورداشتم و آوردم گذاشتم جایی که همه گذاشته بودن.
کیک رو اوردن واقعا کیک قشنگی بود.طبقه بود.
سمیرا و پدرام باهم دستشون رو چاقو بودو کیک رو بریدن.
کل جمعیت شروع کردن به خوندن آهنگ تولدت مبارک.
کیک ها رو تقسیم کردن.من با چنگالم به سارا کیک میدادم و اون به من.
شب خوبی بود;حداقل روحیه مون یکم شاد شد.آخر شب رفتیم پیش سمیرا تا خداحافظی کنیم.
-سمیرا ایشالا سال دیگه همینجور ازین جشنا بگیری.
سمیرا-ممنونم علی امیدوارم بتون خوش گذشته باشه.
سارا-بازم تولدت مبارک عزیزم;ما داریم میریم باز بعدا همو میبینیم.
با سمیرا خداحافظی کردیم و هرچی گشتم پدرامو پیدا کردم.
-داش پیمان ما دیگه بریم!کاری باری;
-نه داداشم قربونت;;باز میبینمت
-خداحافظ داداش
ماشینو از خونشون درآوردیمو رفتیم خونه.
خسته بودم دلم میخواست ساعت بخوابم اما صبح دانشگاه داشتم;سارا از بس خسته بود تو همون ماشین همش چرت میزد.رسیدیم خونه با اهل بیت یکم خوش و بش کردیم تا کپه مرگمونو گذاشتیم.

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها