داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

عروس عمه خون گرم و مهربون

سلام دوستان
تصمیم به نوشتن خاطرات سکسی گرفتم ولی چون اولین باره که شروع به نوشتن خاطراتم کردم،سعی کردم در قالب یک داستان کوتاه و کلی بنویسم،یعنی هیچ کجای داستان خبری از سکس نیست
همین اول گفتم که آخرش ناراحت نشید کجای این داستان سکسی بود و فقط وقتمون رو گرفتی

این عروس عمه ما سندروم کص بیقرار داشت
هیچوقت از بیقراریه کصش خسته نمیشد،بنده خدا فامیل و غریبه براش مهم نبود،اگه می فهمید کسی التماس دعا داره تا حاجتشو روا نمیکرد بیخیال نمیشد
خیلی عروس دلسوز و مهربونی بود،خیلی روابط عمومی بالایی هم داشت و اینقدر راحت باهرکسی ارتباط برقرار میکرد که طرف فکر میکرد سالیان مدیدیست باهاش آشناست.
دوست نداشت هیچ مردی آرزو به دل بمونه و خدای نکرده ناراحت بشه،تا دل طرف رو شاد نمیکرد بیخیال نمیشد
ولی خانواده عمه من به رفتار عروسشون مشکوک میشن و کنجکاوی شون گل میکنه،میفهمن عروسشون اهل کار خیر و شاد کردن دل فامیل و دوست،آشنا و غریبه است ولی در عین حال اصلا اهل ریا نیست.
خلاصه که تونستن چندین بار مچ عروسشونو بگیرن
بنده خدا عروسشون هم بعد از لو رفتن اظهار پشیمانی می کرد و از طرف دیگه چون خانواده عمه ام و همچنین شوهرش خیلی بی غیرت و بامرام بودن عروسشون رو میبخشیدن.
فکرش رو بکنین این خانواده تا حدی باگذشت بودن که وقتی فهمیدن عروسشون از روی عطوفت و مهربانی در حال سرویس دادن به داماد بزرگشون هم هست و این اتفاق لو رفت،باز هم این عروس مهربون رو بخاطر مهریه بالایی که داشت رو بخشیدن ولی نتونستن از گناه دامادشون بگذرن که هیچ،همه مهریه دخترشون رو ازین داماد بدشانس گرفتن و تا جایی که تونستن دامادشونو تحقیر کردن که این بدشانس تمام مهریه رو داد و دخترشونم طلاق داد.
تازه بعدشم دست از سر دامادشون برنداشتن و چون بعد از طلاق دوستا و ارتباط های زیادی با فامیل داشت تا میتونستن توی فامیل شروع کردن ازین پسر به بدگوییهای خودساخته و بی ربط به اصل ماجرایی که رخ داده و به این علتهای دروغی دخترمونو از دستش نجات دادیم.

یروز بعد از این طلاق،داماد عمه ام تصمیم گرفت حالا که آب از سرش گذشته و دروغ هایی که پشت سرش به نیت کم کردن ارتباطش با فامیل بستن،اومد پیش چند تا از همسن و سالاش که هنوز باهاشون ارتباط داشت،داستان واقعیه اتفاقاتی که منجر به طلاقش شده بود رو با چند تا عکس و فیلمهای مخفیانه ای که گرفته بود نشون داد و تعریف کرد که یکی از اونایی که حالا از اصل ماجرا باخبر شده بود من بودم و از اونجا به بعد دیگه مطمئن شدم عروس عمه مون بنده خدا دائم در حال چراغ دادن و نخ دادن بوده.
البته خودم هم تا قبل از اینکه این زوایا برام روشن بشه به خاطر راحت بودن بیش از حد و شوخی های خارج از عرفی که میکرد شک داشتم بهش ولی دیگه بعد ازین مطمئن شدم که خانم یک مهربون و خیر واقعیه
خلاصه با نزدیک کردن ارتباطات شروع کردم به زدن مخش که از این همه الطاف و مهربانی این خانم بی نصیب نباشم،با یک شوخیه ساده بلافاصله گفت خیلی زودتر از این منتظر درخواستم بوده،تازه بعد ازین همه نخ دادن یه جورایی بیخیالم هم شده بوده ولی خیلی سریع قرار روز موعود رو هم گذاشت و ارتباطات عمیق ما به سرعت شکل گرفت و یه مدتی این ارتباط ادامه داشت.
راستی این رو هم بگم که با اینکه هیچوقت از سکس و ارتباط خارج از عرف سیر نمیشد
۱-هیچوقت بخاطر پول با هیچکس سکس نداشته بود
۲-از باغیرت بودن پارتنرش لذت میبرد،یعنی هرکس ادای غیرتی بودن رو براش بازی میکرد بیشتر بهش توجه میکرد و اینجوری کیف میکرد
هنوز خودش نمیدونست که از یک سری اتفاقات خبر دارم که چندتا سوتی هم ازش گرفتم و بروش آوردم،تا اینکه خودش لب به سخن گشود و تعریف کرد که هربار مچش رو میگرفتن و روابط لوو میرفت سریعا ادعای مهریه رو میکرده و چون شوهر و خانواده شوهرش(خانواده عمه من)آدمای پول پرستین پا روی هر اعتقادی میذاشتن و به خاطر پول از هر خلافی گذشت میکردن.

داستان به جایی رسید که عروس عممون از این همه لوتی گری و بی غیرتی شوهرش خسته شده بود و هرکاری کرد تا بالاخره شوهرش راضی شد طلاقش بده

این مدل بیغیرتی هم اذیتش میکرد طوری که آخر سرهم عروس عمه مون تقریبا در قبال بخشیدن بخش زیادی از مهریه اش تونسته بود پسر عمه منو راضی به طلاق کنه،اوضاع اقتصادی خانوادگی عروس عمه ام خیلی بالاتر از خانواده عمم بود،حتی جایی که شوهرش کار میکرد و هنوزم کار میکنه رو به لطف خانواده عروسشون دارن
اون مهریه رو هم فقط میگفت چون جونشون به پول بسته است و دلم میخواد اینجوری اذیتشون کنم،گرفت.

وگرنه چون نمیخواستن مهریه ش رو بهش بدن پسر عمه ما کماکان در حال بخشیدن اشتباهات همسرش بود

نکته : این عمه و شوهر عمه ما ازون دسته آدمایی اند که برای دیده و ندیده آبروی خیلیا رو بردن و نیش زبونشون خیلی هارو رنجونده و میرنجونه و ازون دسته ها هستن که برای مردم یک کلاغ چهل کلاغ کردن لقمه ی صبح و شامشون بوده
سرزبون هاست که بخاطر چنین اخلاق و رفتارهایی الان هم دخترشون با یک بچه بیوه است و پسرشونم زن طلاق
نظر شما چیه؟

نوشته: The taste of sex

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها