داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

عاشق یک عوضی هستم

این صدا طبیعی نیست چون به نظرم زیادی خشنه ،وحشتناک خشنه
گوشه اتاق نشسته بودم و آروم و بی صدا اشک می‌ریختم ،دست و پام از شدت استرس میلرزید تقصیر من نبود با اون صدا سر هرکی داد بزنی اینجوری میشه ،اصلا چرا سر من داد زد ؟ مگه من چی گفتم ؟ اینکه نخوام هشتاد درصد فالووینگ هاش دختر باشن حقم نیست ؟ پس من چه ارزشی دارم تو این رابطه…
صداش پاش میومد ،هرچی به اتاق نزدیک تر میشد قلب من سریع تر میزد ، سنگینی نگاهش رو حس میکردم ولی چرا جرات نداشتم سرم رو بيارم بالا مگه اصلا من مقصرم؟
جلوم زانو میزنه میتونم نفس هاش رو حس کنم آروم با دستش سرم رو میاره بالا ،نمیتونم تو چشماش نگاه کنم نمیخوام نگاه کنم ، چرا هیچ. وقت نمیتونم این اشک هارو کنترل کنم ؟ بلندم میکنه که بزارم تو بغلش، مقاومت میکنم ولی کی من زورم بهش رسیده که این بار هم برسه
_ نگام نمیکنی ؟
جوابی نمیدم ،سرش رو سمت صورتم میاره و میزاره رو لبام ، نباید باهاش همراهی کنم ،مقاومت کن دیانا وا نده دختر ، آروم میره روی گردنم و یه گاز ازش میگیره ، نفس هاش که به پوستم میخوره روح از بدنم جدا میشه ،چرا این احساس لعنتی دست از سرم بر نمیداره ؟
من یه احمقم مخصوصا تو عشق هیچ وقت نتونستم این احساس رو کنترل کنم ،ای کاش ی ذره شبیه دوستام بودم ای کاش میتونستم با هم سن خودم وارد رابطه بشم ولی … ولی عاشق کسی شدم که 14 سال ازم بزرگتره ، بقیه میگن بچم ،چرا بچم ؟ 19 سالمه خیر سرم =/

تا میام از شر فکر و خیالات توی سرم خلاص بشم میبینم آیدین دستاش رفته روی سینه هام و داره تاپم رو در میاره ، میدونه دردم میگیره میدونه نمیتونم تحمل کنم پس چرا داره انقدر محکم فشارشون میده ، یکی از سینه هامو میکنه تو دهنش و اون یکی سینم رو هم میگیره تو دستش ،شروع میکنه محکم گاز گرفتن ، نه نه نه نباید صدام در بیاد، نباید ضعف نشون بدم ولی مگه تا کجا میتونم ؟
همچنان که داره نوک سینم رو گاز میگیره و من لبم رو محکم گاز گرفتم تا فقط جيغ نکشم حس میکنم سینه هام دارن کنده میشن این لذتی نداره نه این‌ بیشتر شبیه شکنجه میمونه ،دست خودم نیست اشکام از درد میریزه رو گونه هام و بغضم میترکه، متوجه میشه بالاخره کم آوردم سرش رو میاره بالا به اشکام نگاه میکنه خوشحاله که مثلا برده ؟
جرات ندارم سینه هامو نگاه کنم ، آیدین دامنم رو میکشه پایین و چون از زيرش شورت نداشتم همون موقع دوتا از انگشت هاشو واردم میکنه ،فقط ناله میکنم ، از روی لذت ؟ نه ،از روی اینکه کسی که عاشقشم داره اینجوری وجودم رو تیکه تیکه میکنه و من نمیتونم دم بزنم
بلندم میکنه و میبره سمت تخت پرتم میکنه رو تخت خودش هم شلوار و لباسش رو در میاره و میاد روم و وزنش رو میندازه رو بدن کوچیکم
تو چشمام نگاه میکنه ،چرا هیچ احساسی نمیبینم ؟
همچنان غرق نگاه کردن بهش بودم که کیرش رو میکنه توم ، جیغم تو کل خونه می‌پیچه ، طبیعیه که قرار نیست فقط با دو بار نزدیکی انقدر زود بهش عادت کنم‌
گریه میکنم و جیغ میزنم ولی بدون هیچ توجهی فقط سرعتش رو بیشتر میکنه ،چرا مثل دفعه اول کلی قربون صدقم نمیره ،اولین بار که کیرش رو کرد تو کسم‌ و من چون دفعه اولم بود گریم گرفت کلی بغلم کرد و نازم کرد ولی الان که میبینه درد دارم و گریه میکنم هیچ توجهی نمیکنه

چند دقیقه گذشته نمیدونم ولی بالاخره آبش رو روی شکمم خالی میکنه و بلند میشه بره خودش رو تمیز کنه
کل بدنم یخ زده بود و انقدر گریه کرده بودم سرم وحشتناک درد میکرد
به زور بلند شدم یه دستمال کاغذی برداشتم و خودم رو تمیز کردم
پاهام میلرزید و نمیتونستم راحت راه برم
لباسام رو پوشیدم و از اتاق رفتم بیرون ایدین یه حوله پیچیده بود به کمرش و نشسته بود رو کاناپه وقتی دیدمش باز بغض کردم ،فقط میخواستم برم همین
بلند شد و اومد جلوم وایساد سرم رو انداختم پایین نمیخواستم بفهمه بغض کردم
_ صبر کن لباس بپوشم میرسونمت نمیتونی راه بری
خیلی برام جالب بود که فقط همین رو گفت ،بعد چند دقیقه که منتظر بودم آیدین اومد و رفتیم سوار ماشین شدیم
تو کل راه فقط از پنجره بیرون رو نگاه میکردم و هیچ حرفی نزدیم
جالبه حتی یذره هم کم تر از قبل کمتر از قبل دوسش نداشتم
وقتی رسیدیم نگه داشت ،وقتی داشتم پیاده میشدم گفت مثل امروز قطعا تکرار میشه اگه باز تو کار های شخصی من دخالت کنی

نوشته: احمق

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها