داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عادت کن ! وابسته نشو !

اون روز هوس کرده بودم که یه سری به ناهید بزنم .دوسالی می شد که ندیده بودمش . . بقیه بچه ها یعنی دوستان دوران دانشگاهیمون می گفتند که زندگی خیلی راحتی داره و شوهرشم همین خونه درندشتی رو که درش زندگی می کنه به اسم اون کرده . خونه که نبود کاخ بود . ناهید سالش بود . با یکی ازدواج کرده بود که ده سال ازش کوچیک تر بود و وضع مالیش هم خیلی عالی . . خلاصه کنم وقتی که اونو بعد از مدتها دیدم انگاری تازه نوجوون شده بود . -ناهید خیلی خوشگل شدی . شدی عین هلو . دلم می خواد گاز بزنم و بخورمت . خیلی با حالی .. در همین لحظه یه مرد خوش تیپی که تیپش بیشتر به پسرا می خورد از اتاق بغلی وارد پذیرایی شد و دستشو به طرف من دراز کرد . راستش من اصلا از این رسم های متجددانه مسخره بی معنی خوشم نمیومد ولی خیلی از زن و مردا با این تکنیک و تابو شکنی حال می کنند در هر حال هر چیزی اول و اولیش سخته . -ناهید ! آقا دامون که که ازت جوون تر نشون میده . چی شد ;/; خندید و گفت زن که  شاد باشه مرد رو جوونش می کنه . اون دوست پسر منه .. نزدیک بود همونجا از این حرفش بی حال شم . -چیه تعجب کردی ;/; -شوهرت کجاست . -هفته ای دو سه شبو برای امورشغلی  خودش مجبوره بره شهرستان . -تو چه جوری می تونی … -تو هم می تونی . هر کسی می تونه . بار اول کمی سخته . تازه برای بعضی ها شاید همون بار اولش هم سخت نباشه . اونا برای اوناییه که قبل از ازدواجشون آب بندی شده بودند . ببینم حتما تو هم وسوسه شدی -من یه تار موی شوهرمو به صد تا دوست پسر نمیدم . ناهید دیوونه شدی ;/;  می دونی عزیز  شوهرم پریشب یه فیلم سکسی آورد تا با هم ببینیم . اونم برای اولین بار و گفت فقط واسه اینه که به وقت سکس انگیزه ای داشته باشیم ولی من گفتم ما خودمون باید توان داشته باشیم این چیزا چیه . ولی راستش خیلی تحریک شده بودم -حق با توست بنفشه جون .. فیلم سکسی رو باید بشینی کنار دوست پسرت ببینی . اون که خودش کیرش از اول شق شده .. تو رو هم که ببینه شورتشو پاره می کنه و شورت تو رو هم جر میره میره به اونجایی که باید بره -خفه شو بی تر بیت .. وقتی برگشتم خونه هنوز  شگفت زده بودم از کارای این دختر . سر در نمی آوردم . شوهرم منتظرم بود تا بچه هار و بده به من و خودش بره با دوستاش یک شب مجردی داشته باشه . هر چند وقت در میون یه شب از این بر نامه ها برای خودش جور می کرد . من بهش اطمینان داشتم و گیرش نمی دادم . به منم می گفت که می تونم بهرام رو بدم خونه مادرش و خودم هم اگه دوست دارم برم با زن یکی از همینایی که باهاش میره دوره یک شب نشینی داشته باشم و یا ما خانوما هم با هم بر نامه ای داشته باشیم ولی راستش حوصله شونداشتم . نمی دونم چرا هوس تماشای فیلم سکسی به سرم زده بود . دلم می خواست تنها این فیلمو ببینم . ولی دوست نداشتم بهروز شوهرم این فیلمو ببینه .. حرفای ناهید و حرکاتی که مردای فیلم برای زن سکسی نون می دادند بد جوری منو حشری کرده بود . دو تا مرد داشتند یک زنو می کردند . یکی کرده بود توی کونش و یکی هم کسشو می کرد . همش خودمو جای اون زنه جا می زدم .. چند بار برای بهروز زنگ زدم که کی میاد خونه .. -عزیزم من که تازه رفتم  .. . وقتی هم که اومد و همون فیلمو گذاشت و با هام ور رفت طوری تحریک شده بود که خیلی سریع خودشو خالی کرد و دیگه  هم  حالی برای ادامه نداشت . با این حال هنوز حرفای ناهید نتونسته بود منحرفم کنه . روز بعد که بازم تنها شدم یه فیلم دیگه ای رو گذاشتم .  در یکی از این فیلمها یک زن از اول تا آخر ش با ده نفر رابطه داشت .. درسته که فیلمه ولی در بعضی از این روابط می دیدم که چطور خیسی هوس کسش روی کیر کلفت طرف نشسته . بیشتر این کیر ها پنج شش سانتی رو دراز تر و تا حدودی کلفت تر از کیر بهروز نشون می دادند همین بیشتر منو به هیجان می آورد . خیلی تحمل می کردم . حال و حوصله هیچ کار دیگه ای رو نداشتم . .نمی دونم خودمم نمی دونم چه عاملی باعث شد تا این بار زود تر برم به خونه ناهید . . باهاش در این مورد حرف زدم که تازگیها بهروز سرد شده .. -عزیزم بنفشه جون این که کاری نداره . خودت رو یه جور دیگه ای گرمش کن . عزیز دلم هیچ غصه نخور . دوست پسر بگیر . مجبور نیستی هفته ای هفت روز باهاش باشی . یه شب میای همین جا پیش خودم . بچه چهار ساله ات رو هم میدی به خونه پدر شوهرت که خیلی دوستش دارن . شوهرت هم که با دوستاش میره بیرون . هیشکی نمی فهمه . فقط اولش تا عادت کنی سخته .. اما لخت که شین و سر کیر که به روی کس بچسبه دیگه کار تمومه . من که از همون اولش خیلی ریلکس بودم-می دونم تو قبل از ازدواج هم خیلی ریلکس بودی . -ببینم به دامون بگم برای فرداشب دوستشو بیاره ;/; -ناهید من می ترسم . من این کاره نیستم . سختمه . ولی تقصیر من نیست . این فیلمهایی که من می بینم . تازه اون باید ارضام کنه . من مقصر نیستم -این قدر سخت نگیر تو از پدر سوخته بازی این مردا خبر نداری .     چند روز گذشت . دیگه به دیدن فیلمهای سکسی عادت کرده بودم .  از تیپ و کیر هر مرد بازیگری که خوشم میومد خودمو جای زن داستان میذاشتم که لخت توبغلشم . . دیگه داشتم وسوسه می شدم .. بازم رفتم پیش ناهید -عزیزم می دونم تو فقط برای دیدن من نمیای . ببین من یه بار پویا رو همراه دامون دیدم پسر خوبیه . خیلی هم خوش قیافه و جوونه . یکی دو تا دوست دختر هم داره . اینو از همین الان  بهت بگم یک زن که میره دوست پسر می گیره عشق و عاشقی بازی رو باید ول کنه . خودشو بد بخت بیچاره می کنه . عشق و عاشقی و دوستت دارم و این حرفا همش حرفای یک بام و دو هواست .  از همون لحظه ای که درش قرار داری باید استفاده کنی و باهاش حال کنی . به این فکر نباشی که دوست پسرت بره دنبال یه دختر دیگه . اصلا به این فکر نکن . تو که اونو نمی شناسی . با یک بار چند بار فرو کردن کیر توی کس که آدم عاشق نمیشه . تو شوهر داری بچه داری زندگی داری . زندگی خودت رو خراب نکن . این چند ساعتی رو که اینجایی در حاشیه امنی . بعدا سوتی هم نده . اس ام اس بازی و چت و ایمیل و از این مسخره بازیها رو هم ول کن . این جوری تا آخر عمرت می تونی عشق کنی . رازت رو هم به کسی نگو . چون بالاخره لو میره و لو میری . .. سرمو خورده بود ولی حرفای درستی می زد . -بگم بیاد ;/; کمی خجالت کشیدم ولی سرمو تکون دادم . اون روزی که قرار بود شبش برم پیش  ناهید و اون پسره هم بیاد بهرام کوچولو رو رسوندم خونه پدر بزرگش . از خجالت تو روی شوهرم نگاه نمی کردم . .. اون که رفت فیلم سکسی رو گذاشتم و با گوش کردن به اندرزهای ناهید رفتم به عالم عشق و حال . به من می گفت وقتی که تصمیم گرفتی بری با یگی دیگه باشی به همون فکر کن . فکر نکن داری اشتباه می کنی . فکر کن هر کاری که داری می کنی درسته . برام سخت بود ولی  یه جوری باهاش کنار اومدم . قشنگ ترین و سکسی ترین لباسامو پوشیدم . روژلب رو به شیوه ای  رو لبام مالیدم که لبام برجسته و هوس انگیز شه . یه پیرهن به رنگ آبی ملایم و تنگ و چسبون تنم کردم که کونمو در حال ترکیدن نشون بده و خلاصه یه عروس خانوم واقعی شدم ولی دل تو دلم نبود . ناهید می گفت که ما زنای شوهر دار هر چقدر هم که خوشگل کنیم بازم حس یک زن دست دوم رو داریم ولی پیش این پسرا همش باید خودمو قدرتمند نشون بدیم و نباید کم بیاریم . راستش وقتی پویا رو دیدم اولش سختم بود که حتی باهاش سلام علیک کنم ولی دستشو به طرف من دراز کرد و برای ثانیه هایی اونو نگه داشت . بازم سختم بود صورتم سرخ شد . از این که حس می کردم اون پیش خودش فکر می کنه که یک زن شوهر دار می خواد باهاش سکس کنه یک جوری شده بودم . ولی می دونم اون کاری به این کار ها نداشت برای اون بیشتر همین اهمیت داشت که یک کس مفت و مجانی رو بگاد . دلم می خواست اونو بیشتر وسوسه اش کنم که فکر نکنه می تونه به این سادگیها منو در چنگ خودش داشته باشه . ولی نمی خواستم که فراریش بدم . شامو دور هم خوردیم . ناهید  من و اونو به اتاق خواب خودش هدایت کرد و اون و دامون رفتند یه اتاق دیگه . نمی دونستم باید چه عکس العملی نشون بدم . دل تو دلم نبود . یه لحظه فکرم رفت پیش خونه و زندگیم . .. بنفشه بنفشه تو باید امشبو فراموش کنی باید از یادت ببری که شوهر داری . فکر کنی یک زن مجردی . بیوه ای .. اصلا هرزه ای . حال کن . شاید این در روحیه ات اثر بذاره . خوشبختی و رفاه تو رو در زندگی زناشویی تضمین کنه . کاری که امروزه خیلی از زنا انجام میدن  و خیلی هم به زندگی زناشویی خودشون متعهد و پای بندن . . پویا مثل من نبود . نشون می داد که اون به خوبی تجربه این کا را رو داره . خیلی راحت اومد طرف من . صورتشو به صورت من نزدیک  کرد . یه لحظه بی اراده عقب کشیدم ولی در حرکت بعدی پویا ثابت موندم تا اون لباشو بذاره رو لبام . حس کردم شوهرم امید داره لبامو می بوسه . ولی باید فکر اونو از سرم به در می کردم .  اون خیلی پر حرارت تر و با هوس بیشتری منو می بوسید  . ولی به اون گرما به اون طراوت و هوس عادت نداشتم . سختم بود . زیپ پیر هنمو باز کرد . سوتین منو در آورد . دستشو به کمر لخت من رسوند .من شده بودم عین مترسک . به هرجای بدنم که دست می زد برای اولین بار سختم بود .  دستای مردونه و قدرتمندی داشت ولی وقتی سینه هامو توی چنگش گرفت خیلی به نرمی با اونا بازی می کرد . من هنوز پشت به اون قرار داشتم . پیراهنو از طرف شونه هام در آورد . طوری که منو تا کمر لختم کرده بود . من در یه حالت نشسته روی تخت قرار داشتم . پویا هم فقط یه شورت پاش بود .  از پشت بغلم کرده بود . صورتشو از پشت به صورتم چسبوند . نفسام به شماره افتاده بود . -خیلی خوشگلی بنفشه . دوست دارم رو هر نقطه از تن تو کلی زوم کنم و باهاش حال کنم . سختم بود جوابشو بدم چشامو بسته بودم . خیلی با خودم می جنگیدم که به هیچی دیگه فکر نکنم . فقط باید به این لحظات لذت فکر می کردم . منو یه پهلو کرد و رو تخت دراز م کرد . بقیه پیراهنمو از تنم در آورد . خودشو از پشت بهم چسبوند . شورت اون در تماس با شور ت من قرار گرفته بر جستگی کیرشو روی کونم احساس می کردم . باید باور می کردم که قوی ترین تابو تا لحظاتی دیگه شکسته میشه و همین کیر فرو میره توی کسم . وقتی دستشو از لای شورتم رسوند به کسم و کس خیسمو توی چنگش گرفت مثل هر حرکت دیگه ای احساس بیگانگی و بی تفاوتی خاصی بهم دست داده بود ولی انگشتاشو طوری روی چاک کسم به حرکت در می آورد که انگاری داره پیانو می زنه . یواش یواش به این حرکتش هم عادت کردم دلم نمی خواست که انگشتاشو از روی کسم بر داره . -آههههه آهههههه .. -چیه بنفشه .. خوشت میاد .;/; حستو بهم بگو . منم دارم این کا را رو می کنم که خوشت بیاد و لذت ببری. سکوت کرده بودم . شورتمو از پام کشید پایین و دیگه کاملا بر هنه بود م . یه دور منو بر گردوند و طاقبازم کرد . با لب و زبونش  شروع کرد به لیس زدن و مکیدن کسم . این دیگه نهایت عشق و حال بود . البته وقتی که امید با کردن من نمی تونست ارضام کنه با کس خوری و کس لیسی منو به ار گاسم می رسوند .. ولی پویا طوری میک می زد که هر لحظه فکر می کردم که آبم می خواد بیاد .نمی دونم چرا به لیسیده شدن کسم خیلی زود عادت کرده بودم . پاهامو دور کمرش قلاب کرده اونم سرشو به سرعت  وسط پاهام حرکت می داد . نمی دونستم برای فرار از این حالت چیکار کنم . دیگه هیچ فکر مزاحمی دور و بر من نبود . جز این که فقط می خواستم لذت ببرم . فقط می خواستم حال کنم . همین ! هیچ راهی نبود جز این که آبم بیاد . خالی شم .. مجبور شدم بهش بگم -پویا -جااااااااان بالاخره حرف زدی ;/; -ادامه بده همینو داشته باش .. -ای به چشم . امونم نداد . هیچ راهی نبود . فقط می دونستم نزدیکه نزدیکه در حال انفجار بودم . انفجار آب .. . احساس کردم یه چیزی مثل موشک از وسط بدنم در حال شلیکه .. یه چیز داغ که داره از  کسم می زنه بیرون . -جووووووون داره می ریزه داره میاد .. پویا ولم نکن ولم نکن .. ولم نکن .. حالا دیگه فقط به این نیاز داشتم که کیرش رو فرو کنه توی کس من . میدونست چه جوری آبمو میک بزنه بخوره از جاش پاشد . شورتشودر آورد .این از اون کیر های اصیلی بود که در فیلمها زیاد دیده بودم . سرحال تر و درشت تر و دراز تر از کیر امید .  چشامو بستم . دریه لذت سکس بعد از ار گاسم قرار داشتم ولی کیرش طوری وارد کسم شد که درجا حس کردم پایان یک لذت با شروع هوس و لذت دیگه ای همراهه . بازم یه جسم بیگانه وارد جسمم شد .ولی خیلی زود بدنم با این بیگانه آشنا شد . چشام بسته بود ولی گرمی صورت پویا ر و روی خودم حس می کردم اون دوباره منو بوسید . لباشو به لبام چسبوند . بعد لباشو از رو لبام ورداشت . دستارو ستون کرد و با سرعتی زیاد به گاییدنم ادامه داد . تازه داشتم لذت کیر خوردن و سکس رو احساس می کردم . دیگه هیچ فکر مزاحمی در سرم نبود . وقتی با کف دستاش سینه هامو می مالوند دیگه نتونستم جلو جیغ و داد زدنهای خودمو بگیرم . هر چند من صدای ناهیدو نمی شنیدم . شاید ازم فاصله داشتند . هنوز فکرم به اون آمادگی نرسیده بود که خودم هم یه حرکتی از خودم نشون بدم . -بنفشه خیلی کونت باحاله -قابل شما رو نداره . فعلا که داری به کسم صفا میدی .. چقدر هم این پسره طاقت داشت که توی کسم خالی نکنه. حتما یه چیزی خورده . دلم می خواست دوباره منو ببوسه . چشامو باز کردم تا صورت پر هوس و قشنگشو موقع گاییده شدنم ببینم . ببینم و لذت ببرم که تونستم دل یه جوون خوش تیپ رو ببرم . چطور می تونستم یه حس عاطفی بهش نداشته باشم و حسادت نکنم . کف دستشو هم گذاشته بود بالای کسم و باهاش ور می رفت . .بازم آبمو آورد . خبلی بی حال شده بودم . خوابم گرفته بود . انگار یه داروی خواب آور بهم زده بودند . قبلش بهش گفته بودم که قرص ضد بار داری می خورم آخرین چیزی که قبل از خواب به یادم میومد این بود که آبشو توی کسم ریخته بود .. نیمه های شب که چشامو باز کردم اولش حس کردم که توی خونه خودم هستم . تعجب کردم که چرا کاملا بر هنه ام چون بعد از سکس با امید همش عادت داشتم که لباس تنم کنم . حداقل شورتمو پام کنم . ولی چرا این جا همه چی بیگانه هست . یعنی چه این که شباهتی به امید نداره . همه چی یادم اومد .. باورش برام سخت بود ولی در یه حالت آرامش خاصی قرار داشتم که می دونستم ناشی از دوبار ارگاسم شدنه .  کیر پویا در حال خوابیده هم کلفت بود . خیلی دلم می خواست اونو بذارم توی دهنم واسش ساک بزنم . روم باز شده بود . کیر خورده بودم یا مار خورده بودم افعی شده بودم . .. چشامو دوباره بستم و نمی دونم دوباره چقدر بود خوابیدم که حس کردم پویا داره با دستاش کمرمو می ماله . دمرو بودم . قاچای کونمو به دو طرف باز کرد .. کف دستشو گذاشته بود لای کسم . هوسم دوباره به اوجش رسیده بود . حتما از خیسی کسم می فهمه که من بیدارم . چرا این قدر معطل می کنه . دیگه راه کسم برای پویا خوشگله ام باز شده . جووووون کیرشو فرستاد که بره .. ولی نمی دونم چرا کیرش کمی نازک تر نشون می داد . درازیش خوب بود . چشامو بسته بودم و اون داشت از پشت کسمو می کرد . صدای شلپ شلیپ بر خورد کیر به کس و خیسی کس من فضا رو پر کرده بود . یه لحظه چشامو باز کردم و دیدم که پویا سمت چپ من دراز کشیده و چه جور خوابیده . پس این که داره منومیگاد کیه ;/; ووووییییی . دامون تو این جا چیکار می کنی . من بمیرم . بد جوری خجالت کشیدم .-واسه چی این کارو کردی . الان پویا اگه بیدار شه ناراحت می شه . -پویا از خودمونه -ناهید چی ;/; -ناهید رفته حموم الان میاد به جمع ما . فقط تویی که داری اعتراض می کنی . .. برای لحظاتی عصبی شده بودم ولی دامون همچنان داشت منو می گایید . .. پویا هم بیدار شده بود . همش از این می ترسیدم که با هم زد و خورد کنند ولی اون به دامون گفت که بره زیر من دراز بکشه و خودش بیاد  پشت من . به یاد فیلمهای سوپری که دیده بودم افتادم . یکی کون زنو می کنه و یکی کسشو .. من بمیرم حالا منم شده بودم مثل اون زنای جنده . ناهید ناهید .. کاش این درو از داخل قفل می کردم وکلیدو میذاشتم تنش ولی می دونستم این یه تیکه رو هم عادت می کنم . دامون رفت زیر و من رفتم روی کیرش پویا هم اومد و سوراخ کونمو با یه محلولی چربش کرد و بعد کیرشو به نرمی فرستاد توی کونم .. دردم گرفته بود ولی تحمل می کردم -عزیزم یه خورده که صبر کنی کونت نرم میشه بیشتر حال می کنی . ناهید اومد و ما رو در اون وضعیت دید -بنفشه بد که نمی گذره -جای تو خالی . دوست پسر تو رو تورش کردم -ناراحت نباش چیزی که عوض داره گله نداره . دو تایی شون نیم ساعت دیگه میان سراغ من . همین طور هم شد . پویا این بار کونمو پر آبش کرد و دامون هم ریخت توی کسم .پویا و دامون با ناهید هم یک سکس دو به یک انجام دادند . برای اولین بار بود که من و ناهید کاملا سکسی جلو هم بودیم . دیگه همه چی واسم عادی شده بود .  آفتاب که در اومد و هوا گرم تر شد رفتیم به استخر .. داخل استخر ناهید بد جوری به پر و پای من پیچیده بود . وقتی به کسم دست می کشید خیلی هم حال می کردم . همینش مونده بود که لز بین هم بشیم . دو تایی مون لب استخر با هم حال می کردیم . مردا ما رو می دیدند و به دیدن ما دستاشون رفته بود رو کیرشون و جلق می زدند . من به اونا گفتم پسرا به جای این کارا بیاین سراغ ما . پویا : عشق و حالتونو به هم نمی زنیم . تازه ما این جوری که  شما رو هنگام لز ببینیم  خیلی  کیف می کنیم . خلاصه بعدش اومدن سراغ ما .. اصلا دلم نمی خواست بر گردم خونه .. خوبی کار در این بود که دیگه نمی تونستم وابستگی عشقی به این پسرا داشته باشم . حس کردم خیلی با روحیه و پر نشاط شدم . به کار و زندگیم بهتر می رسیدم . هنگام سکس با شوهرم امید هم هر چند کیرش ضعیف تر بود ولی با لذتی بیشتر خودمو در اختیارش میذاشتم . چون می دونستم لذت بیشترینی در انتظارمه . اما پند های ناهید رو به خوبی گوش می کردم . این که تا روز موعود  نرسید خودمو زیاد به آب و آتیش نزنم که اون روز کی می رسه . چون شاید بر نامه ای پیش بیاد که اون هفته نتونیم با هم باشیم . ولی نباید اینو فراموش کنیم که تا فرصت لذت بردن از زندگی رو داریم باید که لذت ببریم …. پایان … نویسنده … ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها