داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

سکس من و مامانم و مستاجرمون قسمت اول


خونه ما طبقه است که طبقه اول و چهارمش خالیه و خودمون طبقه دوم میشینیم.طولی نکشید طبقه سوم رو مجبور شدیم به پسر یکی از دوستهای بابام که اینجا دانشجو بود کرایه بدیم.پسر خیلی خوبی بود ازدواج ناموفقی هم داشت که تو جوونیش اتفاق افتاده بود ولی بقول خودش اصلا بهش فکر نمیکرد و خودش زیاد دوست نداشت در موردش حرف بزنه ما هم زیاد سئوال نمیکردیم اما چون اینجا غریب بود و بابام هم با دوستش رو دربایستی داشت یکمی زیاد دور و برش میپلکیدیم که کم و کسری نداشته باشه.اسمش آرش بود.یه پسره ورزیده و سبزه رو و خیلی جذاب با موهای نسبتا بلند و چشمهایی مشکی.خلاصه میشه گفت تقریبا روی هر دختری دست میذاشت نه نمیگفت بهش.ماجرا یه یکسالی گذشت و همه چی بخوبی طی میشد و خبری هم نبود.یکمدت من مجبور بودم بخاطر امتحاناتم معلم بگیرم ولی آرش پیشناهاد داد اگه میخوای خودم میتونم کمکت کنم.منم قبول کردم و میرفتم پیشش.یکروز صبح رفتم بالا و طبق معمول در باز بود رفتم تو دیدم خوابیده روی زمین و یه ملحفه کشیده روی خودش هیچی هم تنش نیست یه کاغذم کنارش بود که انگار یکی روش بالا اورده بود.رفتم نزدیک دیدم نخیر کسی بالا نیاورده آرش خان خودش رو یه تریپ خالی کرده بود و ابش رو ریخته بود روی کاغذ که مثلا کثیف کاری نشه اما واسه من جالب بود چرا خودش رو جمع و جور نکرده بود;;/;; به هرحال اومدم بیرون گفتم خب اینم ادمه دیگه خودش رو میخواسته ارضا کنه جلق زده.یه دو روزی گذشت و یکروز اومد صدام زد گفت مهدی یک موقع کسی خونتون نبود بگو یه سی دی دارم ببینیم گفتم باشه خیالی نیست.یکروز مامانم اینا که رفته بودن خرید رفتم بالا صداش کردم اومد و رفتیم توی اتاق من و نشستیم پای وی سی دی و فیلمو گذاشتیم.چشمهای کاملا بسته بود مال تام کروز.خلاصه فیلمش نیمه و منم که اومده بودم روی تخت دراز کشیده بودم که مثلا فیلمو ببینم ارش هم روی زمین دراز کشید و فیلمو میدید.اعصابم خورد شد گفتم اه این به درد نمیخوره گفت خاک تو سرت فیلم نمیدونی چیه گفتم اخه تا دمه صحنه میره اما چیزی نشون نمیده.گفت خوشت میاد بخوای کاملشم دارم ;/; منم خواستم کم نیارم گفتم بابا پس بزار ببینیم.اونم یه سی دی دیگه از تو پیرهنش دراورد و رفت گذاشت داخل دستگاه.فیلم سوپر یه دختره بود که از دست دو تا موتور سوار فرار میکنه و بعد یه یارو نجاتش میده اونم یه تریپ می بره پسره رو خونه و اونجا در حین کردن یه یارو میاد که ما شرط بستیم یارو شوهرشه ولی ارش میگفت نه این دوست پسره دخترست خلاصه هی در این مورد حرف زدیم و در حینش هم دیدم ارش کیرش رو راست کرده و هی بهش ور میره.اونم دید من دارم به کیرش نگاه میکنم گفت هان چته مگه کیر ندیدی ;;/;; گفتم نه اخه اینجوریش رو ندیدم یک کیر درازه سانتی البته حدودا با ضخامت زیاد که تابلو بود هرکی رو میگایید جر میخورد.منکه روم باز شده بود بهش گفتم ارش بابا این کیر چیه تو داری خواهر ملت و میگاد که ;/; گفت تازه کجاشو دیدی و کیرشو دراورد تازه چشممون بجمالش روشن شد که تازه این کیر چی هست. نمیدونم چرا اما نا خوداگاه دستم رفت سمت کیرش و گرفتمش توی دستم.شایدم از تاثیر فیلمه بود.یکم باهاش بازی بازی کردم.ارش گفت چیه خوشت اومد;/; گفتم با حاله گفت پس بخواب تا با حالترهم بشه دستمو کشیدم گفتم نه دیوونه مگه خول شدی;;/;; گفت اذیت نکن دیگه بخواب کارت دارم.بلند که شدم برم دستمو گرفت و گفت باشه بابا بگیر بشین ادامه فیلمو ببینیم. نشستم ولی همچنان به کیر ارش فکر میکردم.من تا اونموقع به هیچکس کون نداده بودم یعنی اصلا اهل گی نبودم و زیادم خوشم نمیومد از همجنس بازی و این حرفها اما نمیدونم حشر کار خودشو کرده بود و عقل کامل از سرم پریده بود.خودم اومدم روی زمین کنار ارش دراز کشیدم که مثلا فیلمو ببینم به بغل طرفش دراز کشیدم جوریکه پشتم بهش بود.اونم تا دید اینجوریه مثل من خوابید و اروم دست کشید روی کونم.حسابی چشمهام برق میزد اخه یک تجربه جدیدی بود که اصلا هیچ فکری تا اونموقع دربارش نکرده بودم.هرچی بود برام جالب بود.ارش یواش یواش شلوارمو از پاهام دراورد و همینطور شرتم رو در همون حال برگشتم نگاه کنم ببینم چیکار میکنه وااااااییییییییی کیرررررررش تو دستشه و داره میاره سمت کووووووون من.چشمهامو بستم اونم با اب دهنش چند بار کیرش رو خیس کرد و مالید روی سوراخ کونم.بدنم چون مو نداشت بهم گفت کونم رو قنبل کنم که سوراخش رو ببینه و بزاره توش.بهش گفتم ارش من تا حالا کون ندادماااااااا دردم میگیرهاااااا اون باورش نشد و گفت باشه هواتو دارم.همین رو گفت و سر کیرشو گذاشت جلوی سوراخ کونم خیلی درد داشت رفتم جلو و خواستم از زیر دستش فرار کنم اشک توی چشمهام جمع شده بود اما نمیدونم چرا خودمم دلم میخواست طعمش رو بچشم.گفتم ارش درد داره;/; گفت خیلی تنگی بچه مگه تا حال کون ندادی;;/;; گفتم نه باور کن اونم یکم بازی بازی کرد با کونم و دوباره کیرش رو روونه کونم کرد.این بار سر کیرش توی کونم جا گرفت.منم برای اینکه دردم نیاد و اونم زیاد فرو نکنه با یک دست کیرشو گرفتم که اونم خوشش اومد.وقتی دید سوراخ کونم انگار جوابگوی کلفتیه کیرش نیست همونجوری شروع کرد به تلمبه زدن تا حدی که فقط سر کیرش میرفت توی کونم و بعدم که حرصش گرفته بود گذاشت لای پاهام و چند بار تلمبه زد تا ابش اومد و ریخت لای پاهام و همونجوری تا یه مدت کنار هم دارز کشیده بودیم.برگشتم نگاش کنم اما خودم یه جورایی روم نمیشد نگاش کنم مثل اون.بهش گفتم این بار اولم بود.اونم گفت منم تجربه اولم بود که با یه پسر داشتم.گفتم جدی میگی;;/;; گفت اره.خلاصه یکم همونجوری در مورد سکس حرف زدیم و بعد بلند شدیم اون رفت طبقه بالا حمام کنه و منم همون پایین حمام کردم.یه چند روزی گذشت و من سعی کردم روابطم رو با ارش زیاد کنم نمیدونم چرا اما دلم میخواست بیشتر باهاش باشم. حالا یا برای سکس یا هرچی.هیچ رابطه ای تا یکی دوهفته با هم نداشتیم تا اینکه ارش خودش یه لب تاب خرید و مثلا برای روز اول منو صدا کرد گفت بیا ببین چطوره;/; منم رفتم بالا دیدم لب تاب رو گذاشته زمین داره بهش ور میره.گفتم مبارکه به.به پس شیرینیش کو;/; گفت اینجاست بیا بشین ببین نشستم کنارش و دیدم داره یه فیلم نگاه میکنه اولش خبری نبود ولی یواش یواش تبدیل شد به سکس.منم خوابیدم کنارش.تقریبا اماده شدم برای سکس که بمن گفت مهدی ازم که ناراحت نشدی ;/; گفتم برای چی;;/;; گفت بخاطر کار اونروزم;/; گفتم نه بابا این چه حرفیه;/; گفت پس مطمئنی;/; گفتم اره بابا.گفت اگه میدونستم زودتر لب تابو میخریدم تا این بالا راحت باشیم.خندیدم و آرشم بوسم کرد.جالب بود هر دومون میخواستیم رفتارهای سکس زن و مرد رو برای هم بازی کنیم اما من بیشتر نقش زن رو داشتم و خیلی هم واسم جالب بود.از هم لب گرفتیم و منم در حین لب گرفتن دستمو بردم سمت کیرش واااااای همون کیر کلفت و دراز باز راسته راست شده بود.خودم برگشتم و خوابیدم به پشت و کونمو دادم سمتش اونم شلوارش رو دراورد و منم در همین حال شلوار و شورت خودمو دراوردم با دستش اب دهنشو برداشت و مالید یکم به کونم و سوراخ کونم و کیررررررر خودش هم خیس کرد منم بخاطر تجربه قبلیم کیرش رو با دست گرفتم و بردم سمت سوراخ کووووووونم این مدت انقدر با کونم بازی کرده بودم که خیلی راحت تر کیرشو گذاشت دم کونم و با فشاررررر تونست تا حدود یک چهارمش رو توی کونم جا بده.خیلی درد داشت و منم هی خودمو میبردم جلو که اون نتونه بیشتر بکنه توی کووووونم.درد داشت.اونم گفت مهدی یه ده بار دیگه بکنمت قشنگ کیرمو میتونم تا دسته جا کنممممممم.گفتم حالا فعلا بیشتر نکن که دارم جرررررر میخورم.ارش خیلی حشرش بالا بود و اصلا بمن توجه نمیکرد که دارم درد میکشم و میخواست کیرشو بیشتر جا بزنه اما من نمیذاشتم.گفتم ارش خیلی درد داره یه جوره بی درد بیا تمومش کنیم گفت چییییییییی;/; گفتم درش بیار و کیرش رو دراورد و من پا شدم نشستم ایندفعه اول بود کیرررررشو اینجوری میدیدم واقعا کلفت بود گفت میخوای چیکار کنی مثلا;;/;; گفتم ببین خودم سرمو بردم سمته کیرش. کیرشو کردم توی دهنم اون هم شکه شده بود هم خیلی خوشش اومده بود چشمهاش رو بست و منم خجالتو گذاشتم کنار عین این ساک زنهای حرفه ای مثل حالت سگی جلوش بودم و داشتم واسش کیرررررررشو میخوردم که گاهی دندونهام میخورد به کیرررررش و دهنش سرویس میشد خلاصه خودم کیرم راست شده بود و حسابی داشتم حال میکردم یه نگام به فیلم سوپر توی لپ تاپ بود و یه چشمم هم به کیر توی دهنم.حسابی کیرش رو خوردم و دیدم خیلی خودم هم تحریک شدم دستمو بردم و دور کیر خودم حلقه کردم و همزمان هم واسه خودم کیرمو میمالیدم اصلا حالیم نبود و حسابی کیر ارش رو داشتم میخوردم یه لجظه ارش گفت بسه بابا تموم شد گفتم مگه نمیخوای ابت بیاد ;/; گفت اومده.یه لحظه تعجب کردم گفتم چی;;/;; گفت اومد مگه نفهمیدی;/; یه لحظه حس کردم توی دهنم لزجه مزه مزه کردم دیدم ببببببله اب ارش اومده بود و دیده بود من خیلی توی حس رفتم تموش رو توی دهنم خالی کرده بود و منم مثل این جنده ها تموم آبشو خورده بودم.گفتم حیف شد میخواستم آبت رو ببینم.گفت حالا سری بعد دیر نشده گفتم اما من ابم نیومده حال نداد زیاد;/; گفت خب تو که آب منو ندیدی بزار من آب تو رو ببینم من دو زانو نشستم و اونم حالت سگی قبلی منو گرفت و اومد کیرررررررمو شزوع کرد بخوردن.فکر نمیکنم به یک دقیقه کشید آبم اومد و تمومش رو خورد.همونجا ولو شدیم توی بغل هم داشتیم به صحنه آخر فیلم که دو تا یارو ابشون رو توی دهن زنه خالی میکردن نگاه میکردیم که یهو صدا اومد یه صدا مثل صدای در.بلند شدیم خودمونو جمع و جور کردیم و ارش گفت کیه;;/;; مامانم بود دم در ایستاده بود گفت آقا ارش مهدی اینجاست;/; خودم بلند گفتم اره مامانی اینجام کاری داری;/; گفت نه نگران شدم دیدم غیبت زد گفتم ببینم اینجایی;/; گفتم اره من اینجام گفت باشه من میرم پایین یه چند لحظه بعد ارش اومد دیدم روی پیرهنش کثیفه گفتم این چیه;/; گفت چی;;/;; بعد که نگاه کردیم دیدم اب بنده بود که یکمش پاشیده بود روی پیرهنه آرش. گفتم در باز بود نکنه مامانم چیزی فهمیده باشه;;/;; تازه این لکه روی پیرهنتم که ندید;;/;; آرش گفت نه بابا فکر نکنم اگه دیده بود که اینجوری نمیگفت گفتم پس چجوری میگفت;/; آرش خندید و گفت مامانت اینجوری صدا میزد آقا آرش این مهدی کووووووونی ما اینجاست;;/;; گفتم نخیر میگفت آقا ارش ساک زن مهدی جونم اینجاست;;/;; خندیدیم و اونروز تموم شد.یه روز امتحان داشتم و بعدش قرار بود با دوستهام بریم ولگردی به مامان گفتم که شاید ناهارم نیایم اما دوستهام پایه نشدن و منم زودتر اومدم خونه.اومدم توی خونه دیدم مامان نیست اما مانتوش و لباسهاش همه هست تعجب کردم کجا باید باشه;;/;; گفتم بیخیال برم یه سر پیش آرش رفتم سمت بالا و طبق معمول در باز بود.گفتم بی صدا میرم که اگه کاری میکنه مچشو بگیرم.رفتم داخل دیدم صدا میاد;/; از اشپزخونه گذشتم و توی اتاق خواب و سرک کشیدم وااااییییی باورم نمیشد مامان روی تخت لخت لخت خوابیده بود ارش هم مثل همون حالتی که منو میکرد داره از پشت میکنه توی کوووووووس مامان یه حالی شدم مامانم اخه یک زن تقریبا مذهبی بود که حتی بعضی وقتها به آهنگهایی هم که من گوش میکردم گیر میداد به لباس پوشیدن و مسائل مذهبی حتی به اینها هم گیر میداد حالا داره به مستاجرمون کوس میده اونم کی;;/;; آرشششششششششش;/; خلاصه سریع اومدم پایین و از خونه اومدم بیرون که اونها چیزی نفهمن و دائم توی راه فکر میکردم همش صحنه ها میومد جلو چشمهام سکس من با آرش و آرش با مامانم;/;بعد از یک ساعتی برگشتم خونه اول زنگ در خونه ارش و رو زدم که اگه هنوز خبریه جمع و جور کنن و اگه هم نیست که اینجوری بفهمه من اومدم و حواسش رو جمع کنه.ارش جواب داد کیه;/; گفتم منم بابا کلید ندارم درو باز کن گفت خوب زنگ خونه خودتون رو بزن که فهمیدم کارشون تموم شده و مامانم خونه است.رفتم داخل مامان ناهار آماده کرده بود گفت مگه قرار نبود ناهار نیای;/; گفتم اره ولی کنسل شد گفت خوب یه خبر میدادی که ناهار بیشتر درست کنم.گفتم حالااااا رفتم لباسهامو عوض کنم.من دو تا خواهر دارم که یکیشون ازدواج کرده و خونه شوهرشه و یکی دیگه هم دانشجو و توی یک شهر دیگه درس میخونه.بابام هم که راننده ماشین سنگینه و ترانزیت میره بیشتر بخاطر همینم اکثرا ما خونمون کسی نیست البته عادتم داریم به این ماجرا و تنهایی.مامانم پنجاه و یکی دو سالشه و یک زن نسبتا نه چاق و نه لاغره.سینه هاشم به نسبت سنش زیاد بزرگ نیستن حدود یا میشن و کووووووس و کوووووون خوبی داره البته من بیشتر این اطلاعات رو بعد از این ماجراها بدست اوردم چون قبلش در نهایت از روی سوتین و شلوار دید زده بودم حسی هم نداشتم تا قبل این ماجرها یعنی اصلا با کسی سکس نداشتم چه پسر چه دختر اما این بار قتی اومدم خونه سعی کردم مامان رو بیشتر دید بزنم مامان نشسته بود داشت آب میوه دستی میگرفت یه لیوان ریخته بود و داشت لیوان دوم رو آماده میکرد.گفتم مامانی ممنون گفت واسه چی;/; گفتم آب میوه دیگه یه لحظه تازه فهمید چیکار کرده و واسه پسرش که قرار نبوده به این زودی بیاد چرا باید اب میوه بگیره;/; گفت اره خودمم هوس کردم گفتم برای تو هم میذارم خنک شه اومدی گلو تازه کنی.راستی امتحانت چی شد;/;گفتم ای بدک نبود گفت خوب بیا همین الان میخوری;/; گفتم نه میذارم شب بخورمش;;/;; مامان یه نگاه کرد دید بد جوری گفتم ضمنا ما زیاد توی خونه بهم چرت و پرت میگیم اما نه سکسی و چرت و پرت در حد معمول یکم بیشتر گفت نه الان باید بیای و بخوری.گفتم تو هم الان میخوریش;/; مامان گفت زهر ماررررررر گمشو بیا آب میوه تو بخور گفتم باشه اومدم جلوش نشستم مامان جلوم بود و منم داشتم بدنشو دید میزدم.واقعا خیلی خوب مونده بود شاید کسی میدید میگفت یا بیشتر نداره البته بیشتر بخاطر ظاهر و هیکلش بود اونم که بخودش حسابی میرسید.چشمم به سینه های مامان بود که قشنگ میشد دید سوتین نپوشیده و وقتی هم آب میوه میگرفت سینه هاش از زیر لباس تکون تکون میخورد گفتم مامان یه چیزی دیدم یاد یه جوک افتادم گفت بگو.گفتم یکروز این یارو رضویان به زنش میگه خانم سوتین نبستی;/; میگه نه از کجا فهمیدی;/; میگه آخه لق وزنه.مامانم خندید گفت بی شعوررررررر.گفتم چرااااا جوک به این قشنگی;/; گفت جوکت قشنگ بود اما بی تربیت چی دیدی که یاد این جوک افتادی;/; یه تلنگر به نوک سینه های مامان زدم و گفتم اینها رومامان خواست بزنم که در رفتم و بلند بلند خندیدم.رفتم توی اتاقم و فکر میکردم چجوری میتونم منم به مامانم نزدیک شم و بکنمش توی ذهنم افکار مختلف و راههای مختلفی رو میگذروندم و بهترین راه رو آرش دیدم مامانم به اون داده بود و مسلما باز اینکار رو میکرد.به بهونه های مختلف از خونه میومدم بیرون و اونها رو تنها میذاشتم اما سراغ هم نمیومدن نیمدونم چرااااا;/; تا اینکه یکروز گفتم مامان من میخوام امروز برم بیرون شاید شب اومدم شایدم عصر.گفت کجا میری;/; گفتم میخوام برم با دوستهام اسکیت مامانم اصلا مخالفتی نکرد گفت باشه اما برای شام که میای;;/;; دیدم انگار اون بیشتر میخواد من برم تا خودم گفتم نمیدونم زنگ میزنم.یه جورایی ته دلم گفتم مشکوکه کاراش و نکنه میخواد بره کووووووس بده;/;رفتم بیرون و دیدم مامان پشت پنجره ایساده منو نگاه میکنه منم جوریکه ببینه دارم از خونه دور میشم اومدم توی دیدش.بعد از نیم ساعتی اومدم یواش سمت خونه و درو باز کردم و از پله های پشت رفتم بالا تا پشت خونه خودمون دیدی زدم دیدم بببببله حدسم درست بود و مامان رفته بالا سریع رفتم بالا و از پشت شیشه اتاق خواب آرش داخل رو دید زدم.در بسته بود و خدا خدا کردم که بیان توی این اتاق تا بتونم ببینمشون.همینطورم شد و دیدم اول آرش اومد و یه چیزی از توی کمدش برداشت و گذاشت توی جیبش چند دقیقه بعد مامانم خودش اومد توی اتاق با یه دست لباس خواب که توی خونه خودمون میپوشید اومد نشست روی تخت.آرشم نشسته بود روی صندلی اتاقش و با هم شروع کردن حرف زدن بنظرم میومد تازه مامانم اومده بود شروع کردن حرف زدن که آرش گفت عاطی خانم.اسم مامانم عاطفه است اما عاطی صداش میکنیم مهدی کجاست;/; گفت رفته با دوستهاش اسکیت فکرم نکنم تا شب بیاد.آرش گفت جووووون یعنی تا شب وقت داریم;/; مامانم گفت آرهههههههه آرش جوووووون.ارش اومد روی تخت کنار مامانم نمیدونم چی گفت که مامانم خندش گرفت و آرشم خندید در همون حال مامانمو هلش داد روش روی تخت خوابید و شروع کرد لبهاشو بوس کردن.خیلی دلم میخواست بتونم این صحنه رو از نزدیک ببینم و اگر شد منم یکاری کنم اما الان وقتش نبود.آرش از مامان لب میگرفت و بدنش رو میمالید مامان هم دستهاشو حلقه کرده بود دور گردن ارش و میکشیدش سمت خودش.ارش هم دستش رفت زیر لباس خواب مامان و از روی شورت کووووووووس مامانی مامانو میمالید صورت مامانمو نمیتونستم ببینم ولی معلوم بود واقعا حشریه چون همش پاهاشو میمالید بهم دیگه و آرش رو بوس میکرد آرش یک لحظه از روی مامانم بلند شد مامان رو نشوند روی تخت و خودش اومد روی زمین جلوی مامان نشست سرشو برد لای پاهای مامان و از روی شورت کوووووووس مامان رو لیس میزد و بو میکرد.مامانم خودش لباس خوابشو درآورد و فقط الان یک شورت پاش بود با یه سوتین تنش.این اولین بار بود که مامان رو اینجوری لخت میدیدم اوووووووف واقعا کردنی بود.آرش خودش بلند شد و پیرهنش رو از تنش درآورد مامانم همونجا روی تخت دولا شد و شلوار آرش رو همزمان با شورتش درآورد یه لحظه جووووووووووونی گفت که من نزدیک بود آبم بیاد بعد کیر آویزون آرش رو گرفت توی دستش و شروع کرد بخوردنش.کیر آرش وقتی خواب بود با وقتیکه بیدار بود زیاد فرقی نمیکرد فقط اونجا سیخ میشد و اینجا سر به زیر بود.اول مامان چند بار با زبون سر کیررررررشو خیس کرد و بعد اروم کیرشو کرد توی دهنش شروع کرد ساک زدن اینکارو خیلی آروم میکرد و بعد چند بار اومد زیر کیر و خایه آرش نشست روی زمین و کیررررررررشو از زیر لیس میزد تا برسه به نوکش.کیر آرش یواش یواش تازه داشت شق شق میشد اصلا حرفی نمیزدن یا شاید میزدن من متوجه نمیشدم.بعد که حسابی کیر آرش راست شد مامانم روی زانوش بلند شد جوریکه سینه هاش برسه به کیر آرش.جلوش زانو زد بند سوتینش رو باز کرد و سینه های خوشگل و سر بالاش رو با دست گرفت و کیر آرش رو گذاشت لاش و محکم میمالیدش آرش دیگه حسابی تشنه کردن مامان شد بهش گفت دارم میمیرمممممممم بلندشووووووووو میخوااااااام بکنمتتتتتتت مامانم گفت جااااان جررررررم بده نکنمممممم آرش گفت میخوام خواهرت رو بگام مامانم گفت جوووووون آرشم میخواد خواهر منو بگااااااااد اووووووف گفت چه جوری میخوای عاطی جونت رو بکنی;/; گفت کوووووووستو میخوام و مامانو بلند کرد انداختش روی تخت و خودش جلوی تخت ایستاد شورت مامانم رو از پاش دراورد و مامانم یکی از پاهاشو گذاشت روی شونه آرش و اون یکی رو از تخت آویزون کرد پایین.آرش هم برای اینکه بتونه مامانمو از کووووووس کنه مجبور بود کمی خم شه تا هم کیررررررش توی کووووووس مامانی بره هم پای مامان قشنگ روی شونش باشه سر کیرشو گرفت چند بار روی کوووووووس مامان کوبید مامانم چشمهاشو بسته بود میگفت زودبااااااااش بکنننننننننن من کیررررررر میخواااااام زود بااااااش بکنممممممم دارم میمیرممممممممم آرشم کیرشو میمالید به چوچول مامان و بیشتر تحریکش میکرد.با اینکارش هم خودش حشری تر میشد هم مامانم.مامان دیگه داشت میترکید یه لحظه دو تا دستشو دور کمر آرش حلقه کرد و اونو کشید سمت خودش تا کیررررررررر آرش تا دستهههههههه بره توی کووووووووسش.آرش گفت جوووووون چیه;/; کیررررررر میخوای;/; بهت میدم انقدر بهت میدم تا جرررررررررر بخوری مامان گفت زود بااااااااش بخدااااااااا دارم میمیرممممم آرشم دست مامانمو از دور کمرش باز کرد و کیررررررررشو با دستش گرفت یکدفعه و با فشاررررر کرد توی کوووووس مامانی.اینکارو خیلی سریع انجام داد که مامانم چشماش گشاد شد و روتختی رو چنگ زد.آرش تازه کیرشو تا نصف کرده بود توششششششش و یواش تلمبه میز دتا بتونه بقیه کیرشو بکنه توی کووووووس مامانم و مامانی همش آ ه ه ه ه میکشید میگفت آرهههههههه بکننننننننن بیشترررررر بده توشششششش همشوووووو میخوااااااااام.معلوم بود داره جررررر میخوره اما باز کیررررررررر میخواست.کوووووووسش حسابی پر شده بود و معلوم بود کیررررر ارش واقعا کلفته و مامانم تا حالا اینجور کیررررررررری نخورده بود.آرش شروع کرد تلمبه زدن سریعتر و محکمتر منم داشتم نگاهشون میکردم حال میکردم وای بحال اونها;/; شروع کردم با کیرررررم بازی کردن.چند دقیقه ای طول کشید آرش همش کیرررررشو درمیاورد دوباره محکم میزد توشششش.مامانم از این حرکت خیلی خوشش میومد کمر میزد میگفت اووووف اووووووف بازممممم بکنننننننن بازمممممممم بکنننننن جاااااااان کیرررررر میخوااااام زود بااااش جرمممممم بده آرشم نامردی نمیکرد هر چی مامانم میخواست انجام میداد.یک لحظه حس کردم آبم داره میاد نتونستم جلوشو بگیرم آبم همونجا اومد یکم نشستم گفتم برم که تابلو میشه.یه لحظه برگشتم نگاه کردم دیدم آرش نیست و مامانم همونجا دراز کشیده سریع پریدم روی پله ها از همونجا که اومدم بودم سریع برگشتم از خونه زدم بیرون.تا حدود ساعت شب بیرون بودم رفتم توی پارک نشستم و چیزهاییکه دیدمو مرور کردم ولی من بمنظوری که داشتم نرسیدم آرش و مامانو بمقصود رسونده بودم خودم هیچ.من باید با مامان رابطه داشته باشم منم نیاز داشتم به سکس و حس میکردم اینو میتونم با مامان حل کنم.شاید آرش میتونست کمک کنه;/;برگشتم خونه رفتم داخل دیدم مامانم حمومه از پشت در حموم صداش کردم نشنید…ادامه دارد

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها